Quantcast
Channel: آفریدگار هستی
Viewing all 210 articles
Browse latest View live

Article 9

$
0
0


400 پند از مولا علي (ع)

1. خون گرفتن بدن را سالم و عقل را محکم ميکند.

2.عطر به شارب( محاسن ) زدن از اخلاق پيامبر است و احترامي براي نويسندگان اعمال است.

3.مسواک موجب خشنودي خداست سنت پيغمبر (ص) است و دهان را خوشبو ميکند.

4.روغن زدن پوست را نرم و قواي دماغي را زياد ميکند مجاري عرق را باز ميکند خشکي را برطرف مينمايد و رنگ را روشن ميکند.

5. شستن سر چرک را ميبرد و گردو خاک را پاک ميکند.

6. آب در دهان گرداندن و شستن بيني سنت است و دهان و بيني را پاک ميکند.

7.انفيه سر را سالم و بدن را نظيف مينمايد تنقيه بدن است همه دردهاي سر را رفع ميکند.

8. نوره نشاط آور و تميز کننده تن است.

9.کفش نيکو نگهدار بدن است و کمک وضو و نماز است.

10. ناخن گرفتن درد بزرگ را جلو ميگيرد و روزي را زياد ميکند.

11. برطرف کردن موي زير بغل بوي بد را رفع ميکند و پاک کننده است و سنتي است که پيغمبرپاک (ص) دستور داده.

12.شستن دستها پيش از غذا و بعد از آن روزي را فراوان کند مانع چربي لباس است و ديده را روشني بخشد.

13.شب زنده داري ( يعني اواخر شب را ) موجب سلامتي بدن و خشنودي خدا است در معرض رحمت خدا در آمدن و عمل به سنت و اخلاق پيغمبران است.

14. سيب معده را شستشو دهد و نظيف کند.

15.کندر جويدن دندانها را محکم و بلغم را رفع کند و بوي دهان را برطرف کند.

16. نشستن در مسجد پس از طلوع فجر تا طلوع آفتاب از مسافرت در زمين در طلب روزي موثر تر است.

17.به قلب ضعيف را تقويت ميکند معده را پاکيزه و قوت قلب را زياد ميکند ترسو را پر دل و فرزند را زيبا نمايد.

18.خوردن بيست و يک دانه مويز سرخ هر روز ناشتا هر مرضي را غير از مرگ جلوگيري کند.

19. مستحب است مسلمان شب اول ماه رمضان با عيال خود همبستر شود چون خدا فرموده :رفث با زنها در شب روزه براي شما حلال شد . و رفث کنايه از جماع است.

20. انگشتر غير نقره بدست نکنيد که پيغمبر (ص) فرمود دستي که انگشتر آهن دارد پاک نمي شود.

21. انگشتري که نام خداي عزوجل بر آن نقش است هنگام تطهير از دست چپ در آوريد.

22.چون کسي در آيينه نگاه کند بگويد: الحمد الله الذي خلقني فاحسن خلقي و صورني و زان مني ماشان من غيري و اکرمني بالاسلام يعني شکر خدايي را که مرا آفريده و خلقتم را نيکو کرد صورت بندي کرد و صورتم را زيبا قرار داد قيافه مرا از عيوب و زشتيهاي قيافه ديگرا سالم داشت و مرا به آيين اسلام کرامت داد.

23. براي ملاقات برادر مسلمان خود را بياراييد چنانکه براي ملاقات بيگانگاني ميارائيد که ميخواهيد شما را به بهترين قيافه ببينند.

24. روزه سه روز از هر ماه پنجشنبه اول و پنجشنبه آخر و چهار شنبه وسط و روزه ماه شعبان وسواس سينه و اضطراب قلب را از بين ميبرد.

25. طهارت گرفتن با آب سرد بواسير را قطع ميکند.

26. شستن لباس غم و قصه را زايل کند و شرط نماز است.

27. موي سفيد را سياه نکنيد که نور مسلمان است.

28. هرکه مويش در اسلام سفيد شود روز قيامت نوراني است.

29. مسلمان نبايد جنب بخوابد.

30. بايد وقت خواب طاهر باشيد اگر آب پيدا نکرد بزمين تيمم کند که روح وي بجانب پروردگار پرواز ميکند خدا آنرا ميپذيرد و برکت ميدهد اگر مرگش رسيده باشد او را در گنجهاي رحمت خود قرار دهد و اگر عمرش باقي باشد با فرشتگان امين آنرا به بدن برگرداند.

31. مومن رو به قبله آب دهان نيندازد اگر سهوا انداخت استغفار کند.

32. محل سجده را نبايد فوت کرد.

33. در خوراک و آب نبايد دميد.

34.در بازوبند نبايد فوت کرد.

35. تکيه به عصا نخوابيد.

36. از پشت بام در هوا بول نکنيد.

37. در آب جاري بول نکنيد اگر کرديد و آسيبي ديديد ديگري را ملامت نکنيد چه آب و چه هوا ساکن دارد.

38.کسي به رو نخوابد اگر ديديد کسي چنين خوابيده بيدارش کنيد نگذاريد به اين حال بماند.

39. با کسالت و چرت به نماز نياستيد.

40. در نماز بفکر خود نباشيد که بنده در آنحال برابر خداي عزوجل ايستاده و سهم او از نماز مقداري است که حضور قلب دارد.

41. ريزه هاي غذا که از سفره مي ريزد بخوريد که هرکس به قصد شفا بخورد باذن خدا از هر دردي شفا مييابد.

42. پس از غذا انگشتان خود را بليسيد که خداوند به شما برکت دهد.

43. لباس پنبه بپوشيد که لباس پيغمبر (ص) است رسول الله جامه مويين يا پشمين نمي پوشيد مگر در حال ضرورت و ميفرمود : خدا جميل است زيبايي و جمال را مي پسندد دوست دارد آثار نعمتش در بندگان ديده شود.

44. با خويشاوندان پيوند کنيد ولو با يک سلام خدا ميفرمايد: از آنخدايي که بنام وي از يکديگر تقاضا ميکنيد و از (بريدن) از خويشاوندان بترسيد که خدا مراقب شماست.

45. روز را با نقل سرگذشت و شرح جريانهاي گذشته نگذارانيد که ما و شما نگهباناني داريم. (که اعمال را ضبط ميکنند)

46. همه جا خدا را ياد کنيد که هميشه با شماست.

47. بر محمد و آلش صلوات بفرستيد که هرگاه پيامبر و آلش را ياد کنيد و در حق آنها دعا نماييد و حقوق آنجناب را رعايت کنيد خدا دعايتان را مستجاب فرمايد.

48. غذا را بگذاريد سرد شود هر وقت غذاي گرم نزد پيغمبر مي آوردند ميفرمود : بگذاريد سرد و قابل خوردن شود خدا نخواسته ما حرارت آتش را بچشيم برکت در غذاي سرد است.

49. بطرف بالا و رو به باد بول نکنيد.

50.معارف ديني سودمند به کودکان بياموزيد مبادا طائفه ((مرجئه )) در تفسير عقيده آنها خلاف است بعضي ميگويند : قائل بجبراند. عقيده خود را بر آنها تحميل کنند.

51. زبان خود را نگه داريد.

52. به يکديگر سلام کنيد تا غنيمت يابيد.

53. امانت را به صاحبش بسپاريد ولو از کشنده اولاد پيامبران باشد

54. هنگام ورود به بازار و موقع سرگرمي مردم (به کسب و کار) زياد خدا را ياد کنيد که موجب کفاره گناهان و زيادي حسنات است و نامتان در غافلان ثبت نميشود.

55. سزاوار نيست کسي درماه مبارک رمضان سفر کند چون خدا ميفرمايد هرکه در ماه رمضان در وطن بود بايد روزه بگيرد.

56. شراب خوردن و مسح کشيدن روي کفش تقيه بردار نيست.

57. مبادا در حق ما غلو (گزافگوئي ) کنيد ما رابنده خدا بدانيد و هرچه خواهيد در فضيلتمان بگوييد.

58. هرکه ما را دوست دارد مثل ما عمل کند و از پرهيزگاري استمداد جويد که بهترين مددکار در امر دنيا و آخرت تقوي است.

59.با کساني که عيب ما کنند ننشينيد در حضور دشمنان ستايش ما را نکنيد و محبت خود را ظاهر نسازيد تا درنظر پادشاهانتان خوار نشويد.

60. از راستي دست نکشيد که مايه نجات است

61. در آنچه نزد خدا است رغبت کنيد.

62. به دنبال طاعت رويد.

63.و رنج آنرا تحمل کنيد

64. چه زشت است مومن رسوا وارد بهشت شود.

65. روز قيامت ما را بتکلف و رنج گناهانتان دچار نکيند يعني گناه چندان نباشد که شفاعتش ميسر نشود عبارت احتمال معناي ديگر هم دارد ) روز قيامت خود را در برابر دشمنان رسوا نکنيد شما که دعوي داريد ما نزد خدا رتبه و مقام داريم با آلودگي به اين دنياي بي مقدار خود را دروغگو معرفي نکنيد.

66. دستورهاي خدا را رها نکنيد که بين شما و خوشي (دائم) و ديدار محبوب فاصله اي نيست جز اينکه پيغمبر(ص) حاضر شود و شما را از وضع آينده آگاه کند و بشارت از جانب بيايد و ديده ها روشن گردد و عاشق ديدار حق شويد(يعني فاصله غير از مرگ نيست)و البته آنچه نزد خدا است بهتر و پايدار تراست.

67. دستورهاي خدا را رها نکنيد که بين شما و خوشي دائم و ديدار محبوب فاصله اي نيست جز اينکه پيغمبر حاضر شود و شما را از وضع آينده آگاه کند و بشارت از جانب خدا بيايد و ديده ها روشن گرددو عاشق ديدار حق شويد ( يعني فاصله غير از مرگ نيست) و البته آنچه نزد خداست بهتر و پايدارتر است.

68. ضعيفان را تحقير نکنيد هر که مومني را حقير شمارد خدا او را با آن مومن در بهشت جمع نکند (يعني او را به بهشت نبرد) مگر اينکه توبه کند.

69. اگر مومني حاجت برادرش را فهميد او را وادار به اظهار نکند ( پيش از اظهار حاجتش را روا کند) به يکديگر کمک و مهرباني و بخشش کنيد. به سان منافقان نباشيد که ميگويند ولي عمل نمي کنند.

70.ازدواج کنيد که سنت پيغمبر (ص) است آنجناب مکرر ميفرمود هرکه خواهد از سنت من متابعت کند ازدواج نمايد که از جمله سنتهاي من است.

71. و در طلب فرزند باشيد که من فردا به کثرت جمعيت شما بر ساير امتها افتخار کنم شير زناکار و ديوانه به فرزندانتان ندهيد که شير موجب سرايت است.

72. از گوشت پرندگان که سنگدان و خارپشت پا و چينه دان ندارند اجتناب کنيد.

73. از خوردن گوشت درندگان نيشدار و پرندگان چنگال دار پرهيز کنيد.

74.سپرز( دمبلان گوسفند ) نخوريد که خون را فاسد ميکند.

75. سياه نپوشيد که لباس فرعون است.

76. از غده هاي گوشت اجتناب کنيد که رگ خوره را تحريک ميکند.

77. در دين قياس نکنيد که بسياري از احکام ديني قياسي نيست جمعيت هايي بيايند که قياس را به کار برند اينان دشمن دين اند اول کسي که قياس کرد شيطان بود.

78. کفشهاي هموار نپوشيد که کفش فرعون است او اول کسي بود که اينگونه کفش پوشيد

79. با ميخواران مخالفت کنيد.

80. خرما بخوريد که شفاي هر دردي است

81. از گفتار پيغمبر (ص)پيروي کنيد که فرمود : هرکه يک در سوال بر روي خود بگشايد خدا يک دراز فقر برويش باز کند

82. زياد استغفار کنيد که موجب وسعت رزق است

83. هر چه بتوانيد عمل خير جلو فرستيد که فردا مي يابيد

84. از مجادله بپرهيزيد که توليد شک ميکند.

85. هرکه به خدا حاجتي دارد در سه وقت بخواهد : يکي در روز جمعه و هنگام ظهر يکي موقع وزيدن باد و باز شدن درهاي آسمان و فرود آمدن رحمت و آواز دادن پرندگان سوم آخر شب نزديک طلوع فجر که دو فرشته صدا ميزنند آيا توبه کننده اي هست که توبه اش را قبول کنند ؟ آيا سائلي هست که خواسته اش را بدهند ؟ آيا آمرزش خواهي هست که او را بيامرزند ؟ آيا حاجتمندي هست که حاجتش را روا کنند ؟ منادي خدا را جواب دهيد.

86. بين سپيده دم و طلوع خورشيد به دنبال روزي رويد که از گذشتن روي زمين در تحصيل معاش موثرتر است اين ساعتي است که خدا رزق بندگان را قسمت ميکند.

87 . هميشه منتظر فرج و گشايش باشيد هيچگاه از رحمت خدا نا اميد نشويد که هيچ عملي را خدا مانند انتظار فرج دوست ندارد.

88. بعد از نماز صبح بر خدا توکل کنيد که اين وقت بر آمدن حاجتها است.

89. با شمشير به جانب حرم (مکه) نرويد.

90. در نماز شمشير پيش رو نگذاريد که قبله امن است.

91. هنگام مسافرت مکه به زيارت پيغمبر (ص) رويد که دستور خدا است و ترکش جفا و ناسپاسي است.

92 . به زيارت قبر هايي که خدا رعايت حقش را لازم کرده برويد و آنجا طلب روزي کنيد.

93. گناه کم را کوچک نشماريد که کم کم زياد ميشود.

94. سجده را طول دهيد که هيچ عملي براي شيطان از اين سخت تر نيست که ببيند پسر آدم در سجده است چه او مامور به سجده شد و نافرماني کرد و اين دستور را اطاعت ميکند و رستگار ميشود.

95. مرگ و موقع خروج از قبر و ايستادن برابر خدا را بسيار ياد کنيد تا مصيبتها بر شما آسان شود.

96. اگر به درد چشم مبتلا شديد آيه الکرسي بخوانيد و به خود تلقين کنيد که خوب شدم انشاء الله بهبودي پيدا مي کنيد.

97. از گناه اجتناب کنيد که هر گرفتاري و تنگي رزق در اثر گناه است حتي خراش بدن و زمين خوردن و مصيبت خدا فرموده : ((هر مصيبتي به شما رسد نتيجه کردار خود شما است و بسياري را هم خدا مي بخشد)).

98. بر سر سفره غذا نام خدا ببريد و طغيان نکنيد که نعمت و روزي خدا است ميخوريد.

99. با نعمت خوش رفتاري کنيد که نعمت از دست مي رود و هر عملي به آن کرده باشيد شهادت ميدهد.

100. هر که به رزق کم قانع شود خدا هم به عمل اندک او راضي ميشود.

101. از تقصير بپرهيزيد که روزي حسرت ميخوريد که حسرت فايده ندارد.

102 . در ميدان جنگ رو به دشمن کمتر سخن گوئيد و بسيار ياد خدا کنيد و پشت به دشمن نکنيد که موجب غضب خدا هست.

103. اگر در ميدان ديديد يکي از برادرانتان مجروح شده يا عقب نشيني کرده يا دشمن در او طمع بسته با جان خود در حفظ او بکوشيد.

104. هرچه بتوانيد کار خير کنيد که از مرگ بد جلوگيري ميکند .

105. هرکه ميخواهد بداند مقامش نزد خدا چگونه است به بيند مقام خدا هنگام گناه در نظر او چگونه است؟ اگر خدا در نظرش عظمت دارد و گناه را به احترام فرمان او ترک ميکند او هم نزد خدا مقامي دارد.

106. هيچکس چيزي با برکت تر از گوسفند براي عائله اش در منزل تهيه نکرده هرکه يک گوسفند در خانه داشته باشد روزي يک مرتبه ملائکه برايش تقديس و تسبيح ميکنند و هرکه دو تا داشته باشد دو مرتبه و هرکه سه تا داشته باشد سه مرتبه ميگويند مبارک باشد.

107 . هرگاه مسلماني ضعيف شد گوشت و شير بخورد که خدا در آنها قوت نهاده .

108. براي سفر حج لوازم سفر را قبلا تهيه کنيد خداوند ميفرمايد : اگر خيال حرکت داشتند وسائلي تهيه کرده بودند . ( اين دستور براي اين است که گاهي آماده نبودن موجب ترک حج ميشود).

109. در آفتاب پشت به خورشيد بنشينيد که خورشيد هر درد خفته اي را بيدار ميکند.

110. در سفر حج به خانه خدا زياد بنگريد که خدا آنجا صدو بيست رحمت دارد شصت تا براي طواف کنندگان چهل تا براي نماز گزاران بيست تا براي نگاه کنندگان.

111. ميان در خانه و حجر الاسود به گناهاني که در نظر داريد اقرار کنيد هر کس آنجا گناهانش را بشمارد و اقرار کند و از خدا آمرزش خواهد بر خدا حق است که او را بيامرزد.

112. پيش از آمدن بلا دعا کنيد.

113. پنج وقت درهاي آسمان باز است : وقت آمدن باران هنگام جنگ موقع اذان در حال قرائت قرآن ظهر و سپيده دم .

114. کسي که ميت را غسل ميدهد بايد بعد از کفن کردن او غسل کند.

115 . کفن را با عود معطر نکنيد جز کافور عطري به مردگان نزنيد که ميت مثل حاجي در احرام است.

116 . به بستگانتان سفارش کنيد با لاي سر مرده سخنان مناسب گويند . زنان بني هاشم پس از مرگ پيغمبر ص به همدردي حضرت زهرا س آمدند ( و به شمردن فضائل پيغمبر ص و گريه زاري پرداختند ) حضرت فرمود : شماره را رها کنيد و به دعا پردازيد.

117 . به زيارت مردگان برويد که به ديدار شما خرسند ميشوند و سر قبر پدر و مادر اول در حق آنها دعا کنيد و بعد حاجت خود را (از خدا ) بخواهيد.

118. مسلمان آينه مسلمان است اگر لغزشي از مسلماني ديديد بضد او قيام نکنيد به نفعش کار کنيد با رفاقت و مدارا ارشاد و نصيحتش کنيد از اختلاف بپرهيزيد که موجب پراکندگي است راست گوييد تا مقرب شويد و اجر ببريد.

119. هرکه با حيوان سواري سفر کند در وقت پياده شدن اول با آب و علف حيوان بپردازيد.

120. در صورت حيوان نزنيد چه به شکر خدا تسبيح ميگويد .

121. هرکس در مسافرت گم شد يا جانش در مخاطره افتاد فرياد زند يا صالح اغثني : اي صالح بفريادم برس. در برادران جني شما شخصي به نام صالح است که براي رضاي خدا به منظور نجات شما روي زمين گردش ميکند چون صدا را بشنود اجابت کند گمشده را راهنمايي کند و حيوانش را نکه دارد.

122. هرکه از شير بترسد جانش يا گوسفندش در خطر افتد دايره اي دور خود رسم کند و بگويد : اي خداي دانيال و چاه و خداي هر شير درنده مرا و گوسفندم را حفظ کن.

123. هرکه از عقرب بترسد اين آيه ها را بخواند : سلام علي نوح في العالمين انا کذلک نجزي المحسنين انه من عبادنا المومنين.

124. هرکه از غرق شدن بترسد بگويد : بسم الله مجريها و مرساها ان ربي لغفور رحيم بسم الله الملک القوي و ما قدروا الله حق قدر ه و الارض جميعا قبضته يوم القيمته و السماوات مطويات بيمينه سبحانه و تعالي عما يشرکون.

125. روز هفتم براي نوزادان قرباني کنيد و هم وزن موي سرشان نقره صدقه دهيد پيغمبر ص در ميلاد حسن و حسين (ع) و ساير فرزندانش چنين کرد.

126. وقتي چيزي به سائل دادي بگوييد براي شما دعا کند دعاي او در حق شما مستجاب است اما در حق خودش اثري ندارد چون غالبا دروغ ميگويد.

127. بعد از احسان به فقير دست خود را ببوسيد که صدقه را پيش از آنکه بدست سائل برسد خدا ميگيرد چنانکه در قرآن است مگر نميدانيد آن خدا است که توبه بندگان را ميپذيرد و صدقات را ميگيرد.

128. شب صدقه دهيد صدقه شبانه غضب خدا را خاموش ميکند.

129. گفتارتان را جزء اعمالتان حساب کنيد تا در غير کارهاي خير کمتر سخن گوييد.

130. از آنچه خدا روزي شما کرده انفاق کنيد که انفاق کننده مثل مجاهد در راه خداست هرکه بداند خدا عوض ميدهد سخاوت مندانه ميبخشد.

131. هرکه اول يقين داشت بعد شک کرد به يقين سابق عمل کند شک يقين را نميشکند.

132.شهادت ناحق ندهيد.

133.بر سر سفره اي که در آن شراب ميخورند ننشينيد کسي نميداند کي خدا او را ميگيرد ( شايد در همان مجلس عذاب يا مرگ فرا رسد )

134. بر سر سفره مثل غلامان بنشينيد چهار زانو نزنيد که خدا اينگونه نشستن و اين نشيننده را خوش ندارد.

135. پيغمبران پس از نماز عشاء شام ميخوردند.

136. بدون شام نخوابيد که بدن ويران ميشود.

137.تب پيش در آمد مرگ و زندان خدا در زمين است خدا هر بنده اي را بخواهد باين زندان مي افکند اما تب گناه را ميريزد چنانکه کرک از گرده شتر ميريزد.

138. هر دردي از داخل بدن است بجز زخم و تب که ( از خارج ) به بدن ميرسد .

139. سوزش تب را با بنفشه و آب خنک فرو نشانيد که حرارت تب گوئيا از نفس جهنم است.

140. تا مرض بر صحت غلبه نکند نبايد مسلمان درمان کند.

141. دعا قضا و قدرمحکم را برگرداند آنرا سپرخود قرار دهيد.

142. وضو بعد از طهارت ده حسنه دارد خود را طاهر کنيد.

143. از تنبلي بر حذر باشيد که تنبل حق خدا را ادا نميکند.

144. بوي ناراحت کننده بدن را با آب برطرف کنيد.

145. هميشه خود را وارثي کنيد ( کثيف نباشيد)خدا بنده کثيفي را که موجب آزار همنشين است دشمن دارد.

146. در نماز با ريش خود بازي نکنيد و به کاري که شما را مشغول کند نپردازيد.

147. پيش از آنکه به کار ديگرسر گرم شويد به عمل خير بپردازيد.

148. مومن جانش از وي در عذاب است و مردم از او در آسايش.

149. گفتارتان ذکر خدا باشد.

150. از گناه بترسيد که مانع روزي ميشود.

151. بيماران را با صدقه درمان کنيد.

152. اموال را با زکات بيمه کنيد.

153.نماز مايه تقرب پرهيزگاران است.

154.حج جهاد مردم ناتوان است.

155. جهاد زن خوب شوهرداري کردن است.

156. فقر بزرگترين مرگ است.

157. کمي عائله خود ثروتي است.

158. اندازه گيري نصف زندگي است.

159.غصه نصف پيري است.

160. هرکه ميانه روي کند تهي دست نشود.

161. هرکه مشورت کند هلاک نشود.

162.احسان جز با مردم شرافتمند يا ديندار شايسته نيست.

163.هرچيز ميوه اي دارد ميوه احسان تعجيل در آن است.

164.هر که بداند خدا عوض ميدهد سخاوتمندانه بخشش کند.

165. هر که در مصيبت دست بر رانش زند اجرش پامال شود.

166.بهترين اعمال انتظار فرج از خداست.

167.هرکه پدر و مادر را اندوهگين کند بر آنها ستم کرده.

168.با صدقه روزي را فرود آريد.

169.امواج بلا را پيش از رسيدن با دعا از خود بگردانيد به آن خدايي که دانه را شکافته و بندگان را آفريده هجوم بلا به جانب مومن از سرازير شدن سيل از بالاي تپه و دويدن اشتر سريعتر است.

170.از خدا عافيت از سختي بلا را بخواهيد که شدت بلا دين را بر باد ميدهد.

171.خوشبخت آن است که از ديگران پند گيرد

172.با رياضت اخلاق نيک را در خود پرورش دهيد که انسان با خوي خوش به درجه روزه دار شب بيدار ميرسد.

173.هرکه بداند شراب حرام است و بخورد خدا او را از چرک و خون دوزخيان بخوراند هر چند آمرزيده شود.

174.نذر گناه صحيح نيست.

175.قسم براي قطع رحم صحيح نيست.

176.دعا کننده بي عمل مثل تير انداز بي زه است.

177.زن مسلمان بايد خود را براي شوهر خوشبو کند.

178.آن که در راه دفاع از مالش کشته شود شهيد است.

179.مغبون نه ستوده است نه اجري دارد.

180.قسم فرزند بدون اجازه پدر و قسم زن بي اجازه شوهر صحيح نيست.

181.يک روز تا شب ترک سخن روا نيست مگر به ذکر خدا مشغول باشد.

182.پس از مهاجرت به شهر اسلامي بازگشت به وطن کفر جايز نيست و بعد از فتح ( مکه ) هجرت واجب نيست.

183.به تجارت پردازيد که از مال مردم بي نياز شويد خدا کاسب امين را دوست دارد.

184.هيچ کاري نزد خدا محبوب تر از نماز نيست هيچ کار دنيا شما را از نماز به وقت باز ندارد که خدا گروهي را مذمت کرده که از نماز سهو ميکنند يعني غافل ميشوند و وقت نماز را سبک مي گيرند.

185.بدانيد که دشمنان شما در کارهاي نيک تظاهر و ريا ميکنند و خداوند توفيق عمل خالص به آنان نمي دهد جز عمل خالص را هم نمي پذيرد.

186.نيکي کهنه نشود و گناه فراموش نگردد خداوند جليل با کساني است که پرهيزگار و نيکو کارند.

187.مومن به برادرش تقلب و خيانت نکند او را وانگذارد متهمش نکند به وي نگويد من از تو بيزارم.

188.براي کارهاي بدنماي برادرت عذري بجوي اگر عذري نيافتي پرده پوشي کن.

189.از جا کندن کوهها از برانداختن سلطنتي که عمرش سر نيامده آسانتر است از خدا کمک خواهيد و صبر کنيد که زمين مال خداست به هر يک از بندگان بخواهد واگذار مي کند و سرانجام ( نيک ) از پرهيزگاران است.

190.پيش از وقت به کاري دست نزنيد که موجب پشيماني است مبادا طول مدت و مرور زمان دلهاي شما را سخت کند.

191.بر ناتوانان ترحم کنيد و بدين وسيله رحمت خدا را جلب کنيد.

192.از غيبت مسلمان بپرهيزيد خدا فرموده : از يکديگر غيبت نکنيد هيچ يک از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده اش را بخورد؟با اين آيه مسلماني حاضر به غيبت نميشود.

193.مسلمان نبايد در نماز دستها را مثل مجوسيان روي هم بگذارد.

194.مانند بندگان سر سفره بنشينيد و روي زمين غذا بخوريد.

195.ايستاده آب نخوريد.

196.اگر در نماز گزنده اي يافتيد يا دفنش کنيد و بر آن آب دهن افکنيد يا در لباستان به پيچيد تا فارغ شويد.

197.رو گرداندن زياد از قبله نماز را باطل ميکند اگر کسي چنين کرد اذان گويد و نماز را از سر گيرد.

198.هرکه صبح گاه يازده مرتبه قل هوالله و انا انزلناو آيته الکرسي بخواند مالش را از گزند حفظ کرده هر که پيش از آفتاب قل هوالله و انا انزلنا بخواند آنروز دچار گناه نشود هر چند شيطان بکوشد.

199.از انحراف دين و غلبه مردان ( به دين ) به خدا پناه ببريد هرکه از ما تخلف کند هلاک شود.

200.بالا زدن لباس پاک نگهداشتن آن است خداوند فرموده : ( لباسهايت را پاک کن ) يعني بالا بزن.

201.با انگشت ( يا زبان) عسل خوردن درمان هر دردي است خداوند فرموده : ( از شکم زنبورها نوشابه اي رنگارنگ بيرون آيد که در آن براي مردم شفا است ) عسل خوردن و قرآن خواندن و کندر جويدن بلغم را آب کند.

202.پيش از غذا نمک بخوريد اگر مردم از خواص نمک خبر داشتند آنرا بر باز هر مجرب ترجيح ميدادند. هرکه قبل از غذا نمک بخورد هفتاد بلا و آفتهايي که جز خدا نمي داند از جانش دور شود.

203.در تابستان بر بدن تب دار آب سرد بريزيد که حرارت را خاموش ميکند.

204.ماهي سه روز روزه بگيريد که ثواب روزه يک عمر را دارد ما پنجشنبه اول و آخر و چهارشنبه وسط را روزه ميگيريم زيرا جهنم چهارشنبه خلق شده.

205.کسي که حاجتي دارد صبح زود پنجشنبه به دنبالش رود پيغمبر (ص) دعا کرد : خدايا صبح پنجشنبه را براي امت من مبارک کن.

206.و چون از خانه درآييد آيات سوره آل عمران و انا انزلنا و سوره حمد و آيته الکرسي را بخواند که موجب بر آمدن حاجتهاي دنيا و آخرت است.

207.لباس ضخيم بپوشيد هرکس جامه اش نازک است دينش هم نازک است در برابر خدا با لباس بدن نما نه ايستيد

208.توبه کنيد به خدا بر گرديد و در محبت او وارد شويد که خداي عزوجل توبه کنندگان و پاکيزگان را دوست دارد مومن زياد توبه ميکند.

209.هرگاه مومني به برادرش بگويد اف بر تو ميان آنها جدايي افتد(و رشته برادري آنان بگسلد) اگر بگويد تو کافري حتما يکي از آن دو کافر است(اگر است بگويد شنونده و اگر دروغ بگويد گوينده)

210.اگر بوي تهمت زند اسلام در دلش مثل نمک آب شود.

211.در توبه به روي هرکه بخواهد باز است به سوي خدا باز گرديد توبه نصوح کنيد ( که ديگر به گناه نگرديد )اميد است خدا از کردارهاي بدتان عفو کند.

212.به پيمانها وفا کنيد هيچگاه نعمت و خرمي زندگي از دست نرود مگر در اثر گناه خدا در حق بندگان ستمکار نيست اگر پيش از بلا دعا و توبه کنند نازل نمي شود و اگر پس از گرفتاري و زوال نعمت هم با نيت صادق به خدا پناهنده شوند و سستي و اسراف نکنند خدا همه مفاسدشان را اصلاح ميکنند و هر نعمتي که گرفته باز گرداند.

213.چون کار بر مسلماني سخت شد به پروردگارش شکايت کند که کليد کارها و تدبير امور بدست اوست.

214.هيچکس از يکي از سه خصلت خالي نيست: کبر فال بد و آرزوهاي بيجا اگر فال بد زديد اعتنا نکنيد نام خدا را ببريد و کار را انجام دهيد براي علاج کبر با غلامتان غذا بخوريد و بدست خود گوسفندتان را بدوشيد براي جلوگيري از آرزو بيجا دعا کنيد بدرگاه خدا تضرع و زاري نماييد مبا دا نفس اماره شما را بگناه کشد.

215.با مردم مطالبي را در ميان نهيد که قبول دارند از اظهار آنچه منکرند خود داري کنيد مردم را بر گردن ما و خودتان سوار نکنيد امر ما ( قضيه ولايت ائمه (ع) و معارف آنها ) سخت و دشوار است تاب و تحملش را ندارد مگر فرشته مقرب يا پيغمبر مرسل يا بنده اي که خدا قلبش را براي ايمان آزموده باشد.

216.هرگاه شيطان در دل شما وسوسه کرد به خدا پناه بريد و بگوييد به خدا و پيمبرش از روي اخلاص ايمان دارم.

217.چون خداوند به کسي لباس نو عطا کند وضو بگيرد و دو رکعت نماز با حمد و آيته الکرسي و قل هوالله و انا انزلنا بخواند و شکر خدا کند که عورتش را پوشانده و در ميان مردم زينتش داده و بسيار بگويد: لا حول و لا قوه الا بالله العلي العظيم. تا در آن لباس دچار گناه نشود و به عدد هر نخي فرشته اي براي او تقديس و استغفار و طلب رحمت کند.

218.بد گماني را دور اندازيد که خدا نهي کرده.

219.من با پيغمبر (ص) و خاندان و فرزندانم کنار حوض کوثرم هر که ما را خواهد گفتار ما را بکار بندد و مثل ما عمل کند هر خانداني فرد گزيده اي دارند ما حق شفاعت داريم دوستان ما حق شفاعت دارند براي ديدار ما کنار حوض کوثر سبقت گيريد که ما دشمنان را ميرانيم و دوستان را آب ميدهيم هر که جرعه اي از آن بنوشد هرگز تشنه نشود حوض ما دو مجري از بهشت دارد يکي از (چشمه) تسنيم و ديگري از (معين) دو طرفش زعفران و دانه هاي لو لو و ياقوت است اين همان حوض کوثر است.

220.کارها به دست خدا است نه بندگان اگر به دست آنان بود کسي را بر ما ترجيج نمي دادند ولي خدا هر که را خواهد به رحمت مخصوص خود کند خدا را بر نخستين نعمتي که به شما داده يعني حلال زادگي شکر کنيد.

221.هر چشمي در قيامت گريان و بي خواب است مگر چشمي که به کرامت خداوندي ممتاز شده باشد و براي مصائب حسين و آل محمد(ص) گريسته باشد.

222. بخدا شيعيان ما چون زنبور عسل اند اگر مردم بدانند چه در دل دارند همه را ميخورند.

223. کسي را که بر سر غذا نشسته شتابزده نکنيد تا فارغ شود و همچنين کسي را که مشغول قضاي حاجت است.

224. چون از خواب بيدار شويد بگوييد : لا اله الا الله الحليم الکريم الحي القيوم و هو علي کل شي قدير سبحان رب النبيين و اله المرسلين و رب السماوات السبع و ما فيهن و رب الارضين السبع و ما فيهن و رب العرش العظيم و الحمدلله رب العالمين و چون پس از خواب بنشينيد پيش از برخاستن بگوييد : حسبي الرب من العباد حسبي الله الذي هو حسبي منذ کنت. حسبي الله و نعم الوکيل.

225. چون شب از خواب برخيزيد به اطراف آسمان نگاه کنيد و آيات آخر سوره آل عمران را از (( ان في خلق السماوات و الاعرض - تا - انک لا تخلف الميعاد )) بخوانيد.

226. سر کشيدن در چاه زمزم دردها را ميبرد. از آب آن که در سمت حجر الاسود است بنوشيد.

227. در رکاب پادشاهي که اطميناني به حکم او نيست و دستور خدا را در غنيمت جنگ اجرا نميکند به جنگ نرويد اگر کسي رفت و در اين راه مرد دشمنان ما را در غصب حقوق و پامال کردن خون ما کمک کرده و به شيوه جاهليت مرده است.

228. ياد ما خانواده براي دردها و وسواس سينه ها شفاست و دوستي ما رضايت پروردگار است.

229.کسي که به ولايت ما معتقد باشد فردا در (( حظير القدس )) (بهشت) با ما است هرکه منتظر فرج ما باشد مثل کسي است که در راه خدا در خون خود بغلطد.

230.هر که در ميدان جنگ ما حاضر باشد يا صداي دادخواهي ما را بشنود و ما را ياري نکند خدا او را در آتش افکند.

231.ما در وقتي که مردم ستم بينند و راه چاره بر آنها بسته شود دري هستيم از ياري و فرياد رسي ( که بر روي آنها گشوده شود ) ما (( باب حطه ايم )) ( باب حطه : دري بوده که بني اسرائيل مامور بودند از آن وارد بيت المقدس شوند و تقريبا راه نجات آنها بوده و در احاديث بسيار ائمه (ع) به آن در تشبيه شده اند ) اين در مسلمانان است هرکه وارد شود نجات يابد و هرکه خود داري کند هلاک شود.

232.خدا به وسيله ما آغاز کند و بوسيله ما محو و اثبات فرمايد و زمانه سخت را برطرف کند و باران ببارد مبادا فريبندگان شما را مغرور کنند.

233.از روزي که خدا درهاي آسمان را بسته قطره اي باران نباريده اگر قائم ما قيام کند آسمان بارانش را ببارد زمين گياهش را برويد کينه از دلها برخيزد درندگان و حيوانات صلح کنند چنان امن و آرامش برقرارگردد که زني از عراق به شام رود و زيور بر سرش باشد کسي به او کاري نداشته باشد.

234.اگر بدانيد صبر و مقاومت در برابر دشمن و تحمل سخنان ناهنجار آنها چه اجري دارد ديدگانتان روشن شود.

235.پس از مرگ من از دست منکران حق و دشمنان و ثروت اندوزاني که حق خدا را سبک شمردند کارهاي ناشايسته و ناپسندي ببينيد که تمناي مرگ کنيد چنان نا امني ايجاد شود که جانها در خطر افتد در ان دوران به ريسمان الهي چنگ (قرآن) چنگ بزنيد متفرق نشويد و صبر و نماز و تقيه را از دست ندهيد.

236.بدانيد که خداي متعال مردم متلون و بوقلمون صفت را دوست ندارد.

237.از حق جدا نشويد از ولايت اهل حق دست نکشيد هر که بجاي ما امام ديگري انتخاب کند هلاک شود و دنيا را هم از دست دهد و بميرد.

238.هنگام ورود به خانه به اهل آن سلام کنيد بگوئيد : السلام عليکم اگر اهلي نداشت بگوئيد : السلام علينا من ربنا.

239.وقت ورود به خانه قل هوالله بخوانيد که فقر را برطرف ميکند.

240.کودکان را در هشت سالگي به نماز واداريد و آداب نماز را به آنان بياموزيد.

241.از سگ فاصله بگيريد اگر تصادفا با آن تماس پيدا کرديد اگر با رطوبت بود جامه را بشوييد و اگر خشک بوده آب بر آن بپاشيد.

242.اگر حديثي از قول ما شنيديد که تفسيرش را نفهميديد به ما برگردانيد و منکر نشويد توقف کنيد و تسليم باشيد تا وقتي که مطلب روشن شود.

243.سر فاش کن و شتابزده نباشيد.

244.غلو کنندگان(گزافگويان) بايد به ما برگردند و مقصراني هم که در حق ما کوتاه آمده اند بايد به ما ملحق شوند.

245.هرکه راه ما را بپيمايد بما برسد و هرکس به راه ديگر رود غرق شود.

246.دوستان ما فوجهايي از رحمت خدا دارند و دشمنانمان افواجي از غضب

247.طريقه ما ميانه روي و عدالت است و مسلک ما هدايت.

248.چهار نماز شک بر نميدارد : نماز وتر(يک رکعتي آخر نماز شب) نماز جمعه دو رکعت اول هر نماز نماز صبح و مغرب.

249.بي وضو قرآن نخوانيد.

250.حق هر سوره اي را ادا کنيد رکوع و سجود آنرا بجا آوريد.

251.در نماز دامن لباس را از زير بقل بطرف شانه برنگردانيد که اين عمل قوم لوط است.

252.مرد ميتواند در يک جامه نماز بخواند دو طرفش را بگردن به بندد و يا در يک پيراهن ضخيمي که دکمه هايش را به بندد.

253.روي فروشي که عکس دارد نماز نخوانيد اما اگر عکس زير پا باشد ممکن است چيزي روي آن انداخت و نماز خواند.

254.کسي در حال نماز سکه هاي عکس دار را در لباس گره نزند اما اگر خائف باشد ميتواند سکه ها را در کيسه يا دستمالي بگذارد و به پشت ببندد.

255.روي تل گندم و جو و ساير خوراکيها و نان به نماز نايستيد.

256.بدون بسم الله وضو نگيريد پيش از وضو بگوييد : بسم الله و بالله اللهم اجعلني من التوابين و اجعلني من المتطهرين.

257.بعد از وضو بگوييد : اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريک له و اشهدان محمدا عبده و رسوله.چون اين دعا بخواند مستحق آمرزش شود.

258.هرکه نماز گزارد و حق آن را بشناسد خدا وي را بيامرزد.

259.بدون عذر در وقت نماز واجب نماز مستحب نخوانيد ممکن است نافله را بعد قضا کنيد خدا فرموده : (( آنان که بر نماز مداومت دارند )) يعني قضاي نماز شب را روز ميگذارند و قضاي روز را شب.

260.قضاي نافله را در وقت نماز واجب نخوانيد اول واجب را ادا کنيد سپس هرچه خواهيد نماز بخوانيد.

261.يک نماز در حرم مکه و مدينه معادل هزار نماز است و يک درهم در راه حج برابر هزار درهم است.

262.شخص بايد در نماز قلبش خاشع (نرم)باشد اگر قلب خاشع شد اعضاي ديگر هم خاشع شود و در نماز به بازي نپردازد.

263.قنوت نماز جمعه پيش از رکوع است در رکعت اول هم بعد از حمد سوره جمعه خوانده شود و در رکعت دوم منافقون.

264.در هر رکعت پس از سجده بنشينيد تا بدنتان آرام بگيرد آنگاه برخيزيد شيوه ما چنين است.

265.چون از نماز برخيزيد دست برابر سينه گيريد و چون در نماز برابر خدا ايستيد سينه را پيش داريد کمر را راست گيريد و خم نشويد بعد از نماز دست به جانب آسمان برداريد و در دعا بکوشيد عبدالله سبا گفت يا اميرالمومنين مگر خدا همه جا نيست؟فرمود چرا گفت پس چرا بايد دست به آسمان بلند کرد ؟فرمودند : مگر قرآن نخوانده اي که ميفرمايد (روزي شما و آنچه به شما وعده ميدهند در آسمان است خدا دستور نداده روزي را از غير محلش طلب کنند محل روزي و وعده هاي خدا آسمان است.

266.هيچکس از نماز رو نگرداند تا از خدا بخواهد بهشت را نصيبش کند و از جهنم پناهش دهد و حورالعين قسمتش کند.

267.چون به نماز ايستيد مثل کسي نماز گزاريد که با نماز وداع ميکند.

268.لبخند نماز را قطع نميکند و قهقهه نماز را قطع ميکند.

269.وقتي که خواب بر دل مستولي شد وضو باطل است.

270.اگر در نماز خواب بر چشم غالب شد نماز را قطع کن و بخواب چه در آن حال نميداني بنفع خود دعا ميکني يا به ضرر خود.

271.هرکه با دل ما را دوست دارد و با زبان ياري کند و با دست در نبرد دشمنان بجنگد در بهشت با ما در يک درجه است.

272.و هرکه به دل ما را دوست دارد و به زبان ياري کند و در جنگ با دشمنان ما مبارزه نکند يک درجه پايين تر است.

273.و هرکه در دل دوست ما باشد و با دست و زبان پشتيباني نکند دو درجه پايين تر است.

274.و هرکه در دل دشمن ما باشد و با دست و زبان ياري ما نکند اهل جهنم است.

275.هرکس در دل ما را دشمن دارد و با دست و زبان دشمنان ما را ياري کند در دوزخ با دشمنان ما باشد.

276.بهشتيان به منازل ما و شيعيانمان مينگرند چنانکه اهل زمين به ستارگان آسمان نگاه ميکنند.

277.چون از سوره هايي که اول آن(سبح) يا (يسبح) است فارغ شويد بگوئيد سبحان الله الاعلي.

278.چون آيه (( ان الله و ملائکته يصلون علي النبي )) را بخوانيد صلوات بفرستيد چه در نماز باشد چه خارج نماز.

279.هيچ عضوي در بدن شکر گزاريش از چشم کمتر نيست خواسته هاي آن را انجام ندهيد که از ياد خدا بازمانيد.

280.چون سوره (( والتين)) را خوانديد در آخرش بگوئيد و نحن علي ذلک من الشاهدين : ما بر مضمون اين سوره گواهيم.

281.چون ( در سوره بقره آيه 136 و در عنکبوت آيه 46 ) اين جمله را بخوانيد : (( قولوا آمنا بالله ....))( يعني بگوييد بخدا ايمان آورده ايم دستور خدا را انجام دهيد ) بگوئيد : آمنا بالله .... و نحن له مسلمون.

282.اگر در تشهد آخر بگوئيد : اشهد ان لا اله الاالله وحده لا شريک له واشهد ان محمد اعبده و رسوله و ان الساعه آتيه لاريب فيها و ان الله يبعث من في القبور.سپس وضويتان باطل شود نماز تمام است(اين حديث مورد عمل نيست وحدث قبل از سلام را علما مبطل ميدانند)

283.عبادتي سخت تر از پياده رفتن به خانه خدا نيست.

284.خير را از سم و گردن شتران بجوئيد آنگاه که به آبشخور ميروند وبر ميگردند.

285.چاه زمزم را به اين جهت قرآن (( سقايه ))(يعني آب دادن حجاج ناميده که پيغمبر (ص) دستور داد براي رفع تلخي آب زمزم مقداري خرما که از طائف براي او آورده بودند در حوض آن بريزند و اگر خرما در آن ماند کهنه شد نخوريد ( که مسکر ميشود )

286.چون کسي برهنه شود شيطان به او نظر اندازد و در وي طمع کند خود را بپوشانيد.

287.کسي حق ندارد لباسش را از رانش عقب کند و در مجلس بنشيند.

288.هرکه چيزي بخورد که بوي آزار دهنده دارد نزديک مسجد نرود.

289.مرد درسجده نماز واجب پشتش را بلند کند.

290.قبل از غسل دستها را تا مرفق بشوئيد.

291.چنان نماز بخوانيد که قرائت و تکبير و تسبيح خود را بشنويد.

292.چون از نماز فارق شوي به سمت راست توجه کن.

293.از دنيا توشه گيريد بهترين توشه دنيا تقوي است.

294.دو دسته از اسرائيليان گم شدند ( بعد از مسخ )يکي در خشکي و ديگر در دريا پس از گوشت حيواني که نميدانيد حلال است نخوريد.

295.کسي که سه روز بيماري را به کسي اظهار نکند و تنها به خدا درد و دل کند بر خدا حق است که او را شفا بخشد.

296.دورترين حالات بنده به خدا وقتي است که همه همتش در فرج و شکم صرف شود.

297.سفري که دين و نماز در آن به خطر باشد نبايد رفت.

298.چهار موجود گوش شنوا دارند : پيغمبر (ص) , بهشت , جهنم حورالعين چون بنده اي از نماز فارغ شود صلوات فرستد از خدا بهشت را مسالت کند و از آتش به او پناه برد و تقاضا کند حورالعين نصيبش فرمايد زيرا هرکه صلوات فرستد پيغمبر (ص) گفتار او را بشنود و دعايش مستجاب شود هرکه بهشت را درخواست کند بهشت گويد خدايا خواسته اين بنده را بده هرکه از دوزخ پناه برد جهنم گويد : خدايا بنده ات را پناه ده هرکه تقاضاي حورالعين کند حوريان گويند خداوندا خواهش بنده ات را بپذير.

299.سرود نوحه سرائي شيطان از فراق بهشت است.

300.هنگام خواب دست راست زير گونه راست نهيد و بگوئيد : بسم الله وضعت جنبي لله علي مله ابراهيم و دين محمد (ص) و ولايه من افترض الله طاعته ماشاء الله کان و مالم يشالم يکن.هرکه وقت خواب اين دعا را بخواند از دزد غارتگر و زير آوار رفتن محفوظ ماند و ملائکه براي او طلب آمرزش کنند.


Article 8

$
0
0

301.هر که هنگام خواب قل هوالله خواند خداي عزوجل پنجاه هزار فرشته به نگهباني او بگمارد.

302.چون خواستيد بخوابيد پيش از اينکه پهلو بر زمين نهيد بگوئيد : ( اعيذ نفسي و ديني و اهلي و مالي و ولدي و خواتيم عملي و ما رزقني ربي و خولني بعزه الله و عظمه الله و جبروت الله و سلطان الله و رحمه الله و رافه الله و غفران الله و قوه الله و قدره الله و بجلال الله و بضع الله و ارکان الله و برسول الله و بجمع الله و بقدره الله علي ما يشاءمن شر السامه و الهامه و من شر الجن و الانس و من شرما يدب في الارض و ما يخرج منها و من شر کل دابه انت آخذ بناصيتها ان ربي علي صراط مستقيم و هو علي کل شي قدير و لاحول و لا قوه الا بالله العلي العظيم. پيغمبر (ص) اين دعا را براي حفظ حسن و حسين ميخواند و به ما هم دستور داد بخوانيم.

303.مائيم خزانه داران دين خدا مائيم کليدهاي علم و دانش هرگاه چراغي از ما خاموش شود چراغ ديگري بيفروزيد هرکه پيروي ما کند گمراه نشود هرکه منکر ما شود راه نيابد هر که با دشمنان به ظلم ما برخيزد روي رستگاري نه بيند هرکه ما را واگذارد مدد کاري نيابد پس به طمع دنيا و کالاي بي ثبات آن از ما کناره نگيريد چه هرکس آخرت بدنيا فروشد و عالم فاني را بر ما ترجيح دهد فردا حسرتش بسيار باشد چنانکه خدا فرمايد : ( از بهترين چيزي که بر شما نازل شده پيروي کنيد پيش از آنکه ...) کسي بگويد اي دريغ از آن تقصيرها که درباره خدا کردم و از مسخره کنان بودم.

304.بوي زننده گوشت را از کودکان بشوئيد که شيطان آنرا مي بويد و کودک در خواب مي ترسد علاوه که دو فرشته نويسنده اعمال از آن اذيت ميشوند.

305.نخستين نگاه به زن نامحرم ( که چشم بيفتد ) مانعي ندارد از فتنه بپرهيزيد و دوباره نگاه نکنيد.

306.شرابخوار مانند بت پرست از دنيا رود.حجر بن عدي پرسيد شرابخوار کيست : فرمود : آنکه هر وقت پيدا کرد بخورد.

307.هرکه نوشابه مست کننده بنوشد چهل روز نمازش قبول نيست.

308.هرکس به منظور عيبجوئي و آبروريزي سخني به مسلماني بگويد خدا او را در چرکي که از بدن زنان زناکار آيد حبس کند تا از عهده جواب بر آيد.

309.دو مرد زير يک لحاف نخوابند اگر خوابيدند بايد تاديب شوند.

310.کدو بخوريد که قواي دماغي را زياد ميکند پيغمبر (ص) به کدو علاقه داشت.

311.قبل و بعد غذا ترنج بخوريد آل محمد چنين ميکنند.

312.گلابي قلب را جلا ميبخشد و دردهاي داخلي را تسکين مي دهد.

313.چون کسي به نماز ايستد ابليس از روي حسد به او بنگرد چون مي بيند نعمت خدا ( سراپاي ) او را فرا گرفته.

314.بدترين کارها بدعتهاي تازه است و بهترين کارها آن است که خدا از آن راضي باشد.

315.هرکه دنيا پرستد و آنرا بر آخرت مقدم دارد عاقبتش وخيم است.

316.آب را به جاي بوي خوش بکار بريد.

317.هرکه به داده خدا رضا دهد و راضي باشد تنش آسايش يابد.

318.آنکه زندگي را در کارهائي که موجب دوري از خداست بگذراند زيان کرده.

319.اگر نماز گزار بداند چه جلالي از جانب خدا او را فرا گرفته دوست ندارد هرگز سر از سجده بردارد.

320.مبادا کار خير را تاخير اندازيد تا بتوانيد در انجامش پيشدستي کنيد.

321.آن رزقي که مقدر است با ضعف و ناتواني هم ميرسد و آن بلائي که تقدير شده چاره ندارد.

322.امر به معروف و نهي از منکر کنيد و در مصيبت صابر باشيد.

323.چراغ مومن معرفت ما است بدترين کور کسي است که فضائل ما را نبيند و بي جرم و گناه با ما دشمني ورزد صرفا براي اينکه ما او را به حق دعوت ميکنيم و ديگران به فتنه و دنيا بيچاره دنيا و فتنه را ميگزيند و نسبت به ما بيزاري ميجويد و دشمني ميکند.

324.پرچم حق به دست ما است هرکه به آن پناه برد سايه بر سرش افکند هرکه به جانب آن شتابد رستگار شود هرکه تخلف جويد هلاک گردد هرکه از آن جدا شود سقوط کند و هرکس بدان چنگ زند نجات يابد.

325.من سالار مومنانم و مال سالار ستمگران.

326.به خدا جز مومن مرا دوست ندارد و جز منافق با من دشمني نورزد.

327.هنگام ملاقات برادران مصافحه کنيد و با خوشروئي و خرمي با هم مواجه شويد تا چون جدا شويد گناهانتان بريزد.

328.چون يکي عطسه کند بگوئيد : ير حمکم الله او هم جواب دهد : يغفرالله لکم و يرحمکم خدا فرموده : چون به شما درود گويند بهتر از آن جواب دهيد يا همان را باز گوئيد.

329.با دشمن دست بده و مصاحفه کن ولو او مايل نباشد اين دستور خداست در قرآن فرموده : بدي را به بهترين وجه از خود بگردان آنگاه کسي که بينتان دشمني بوده چون دوستي مهربان خواهد شد اما اين رويه را جز مردان صابر و صاحبان بهره فراوان به کار نبندند.

330.کيفري بالاتر از اين براي دشمن نيست که درباره او فرمان خدا را اطاعت کني (و مرتکب گناهي نشوي) اين بس که بيني دشمن بمعصيت خدا مشغول است.

331.دنيا دست به دست ميگردد تو به نيکوترين وجه به دنبال بهره خويش باش تا نوبتت برسد.

332.مومن بيدار و مترصد و بيمناک است هميشه منتظر يکي از دو خير است ( يا وصول به رحمت الهي در آخرت يا بهره مندي از لطف او در دنيا ) از بلائي که مجازات گناه او است ميترسد و به رحمت خدا اميد وار است.

333.مومن از بيم و اميد خالي نيست از کرده هاي خود بيمناک است از وعده هاي خدا غافل نيست و از تهديدهاي او ايمني ندارد.

334.شما آباد کنندگان زمين ايد خدا شما را جانشين امتهاي گذشته کرده تا معلوم دارد چه ميکنيد؟ در کارهائي که خدا مي بيند مراقب او باشيد.

335.از شاهراه خارج نشويد مبادا ديگران بجاي شما آنرا بپيمايند.

336.هرکه عقلش کامل باشد نيک رفتار و دين نگهدار است.

337.براي رسيدن به آمرزش پروردگار و بهشتي که به پهناي آسمانها و زمين است سبقت گيريد که جز بوسيله تقوي به آن نميرسيد.

338.هرکس شيفته گناه شود از ياد خدا بي خبر ماند.

339.هرکه از پيشواي بر حق دريافت وظيفه نکند خدا شيطاني بر او بگمارد که دست از او بر ندارد.

340.چرا مخالفان شما در گمراهي خود بصيرترند و در بذل ما سخاوتمندتر؟!اين نيست جز براي اينکه شما به زندگي پست دنيا ساخته ايد بظلم و ستم تن داده ايد و بي ارزش دنيا بخل مي ورزيد در آنچه مايه عزت و سعادت و غلبه بر دشمن است کوتاهي و قصور داريد.نه از خدا شرم ميکنيد و نه به فکر خويشتن ايد.

341.هر روز ستمي تازه ميکشيد و از خواب گران سربر نميداريد و سستي شما تمام نميشود.

342.نمي بينيد! دين و ديار شما روز به روز فرسوده تر ميشود و بغفلت ميگذرانيد؟ خدا به شما فرموده : ستمکاران را به پشتيباني نگيريد که آتش شما را فرا گيرد و جز خدا ياوري نداريد و کسي به ياري شما بر نخيرد.

343. بچه ها را در شکم مادر نامگذاري کنيد اگر نميدانيد پسر است يا دختر دو نام بر او بگذاريد چه اگر سقط شود و نامي نداشته باشد در قيامت از پدر مواخذه کند پيغمبر (ص) جنين زهرا ص را پيش از تولد محسن ناميد.

344.ايستاده آب نخوريد که باعث درد بي درمان است مگر اينکه خدا علاج کند.

345.چون سوار چهارپا شويد نام خدا بريد : بگوئيد سبحان الذي سخر لنا هذا و ما کناله مقرنين و انا الي ربنا لمنقلبون.

346.هنگام حرکت براي سفر بگوئيد : اللهم انت الصاحب في السفر و الحامل علي الظهر و الخليفه في الاهل و المال و الولد.

347.چون در منزلي فرود آئيد بگوييد : اللهم انزلنا منز لامبارکاوانت خير المنزلين.

348.چون براي خريد جنس به بازار رويد بگوئيد : اشهد ان لااله الا الله وحده لا شريک له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله اللهم اني اعوذ بک من صفقه خاسره و يمين فاجره و اعوذبک من بوار الايم.

349.کسي که پس از نمازي به انتظار وقت نماز ديگر در مسجد بنشيند زوار خدا محسوب ميشود و بر خدا لازم است که زوارش را احترام کند و حاجتش را بر آورد.

350.آنکه به سفر حج يا عمره ميرود مهمان خدا است و بر خدا لازم است که مهمانش را گرامي دارد و مشمول عفو خود قرار دهد.

351.هرکه به کودک بي خبري شراب دهد که مستش کند خدا او را در چرک بدن زنان زناکار حبس کند تا از عهده جواب اين جنايت برآيد.

352.صدقه براي مومن سپر بزرگي است در برابر آتش و براي کافر مانع اتلاف مال است در دنيا عوض ميگيرد مانع بلا است و در آخرت نصيبي ندارد.

353.دوزخيان را زبان در آتش افکنده.

354.نوريان را زبان نوراني کرده زبان را نگه داريد و به ذکر خدا مشغولش کنيد.

355.پليدترين کارها آنست که گمراهي آورد و بهترين دست رنج کار خير است.

356.از صورتگري بپرهيزيد که روز قيامت بازخواست کنند.

357.اگر کسي خار و خاشاکي از تو دور کرد بگو خدا آچه را نميپسندي از تو دور کند.

358.اگر موقع بيرون آمدن از حمام برادرت گفت گوارا باد آب گرم ( عافيت باشد ) بگو : آسوده خاطر باشي.

359.اگر گفت درود خدا بر تو بگو درود خدا بر تو جايت بهشت باشد.

360.در راه قضاي حاجت نکن.

361.تقاضا بعد از مدح و ثنا است اول مدح خدا گوئيد بعد حاجت خواهيد.

362.اي دعا کننده مطلب حرام و نشدني درخواست مکن.

363.اگر خواستيد ميلاد پسري را به پدر تبريک گوييد بگوئيد خدا اين موهبت را مبارک کند او را نيرومند کند و احسان وي را قسمت تو نمايد.

364.چون کسي از مکه بازگردد ميان چشمانش را ببوس که به خانه خدا افتاده دهانش را بوسه ده که با آن حجرالاسود را بوسيده که پيغمبر (ص) هم بر آن بوسه زده پيشاني و صورتش را ببوس براي عرض تبريک بگو خدا حجت را قبول کند بر کوششت ترحم فرمايد آنچه خرج کردي عوض دهد اين سفر را آخرين زيارتت قرار ندهد.

365.از فرومايگان بترسيد اينها مردمي هستند که از خدا نميترسند کشندگان پيمبران و دشمنان ما در اين طبقه اند.

366.خداوند متعال توجهي به زمين کرد و ما را انتخاب فرمود و براي ما هم شيعياني گزيد که ما را ياري کنند در شادي ما شاد باشند و در اندوه ما غمگين و مال و جانشان را در راه ما دريغ ندارند اينها از ما هستند و ما از اينهائيم.

367.هر يک از شيعيان ما که عملي بر خلاف دستور ما انجام دهد پيش از مرگ بلائي به جان يا مال يا اولادش برسد که از گناه پاک و هنگام لقاي پروردگار گناهي نداشته باشد اگر باز چيزي مانده باشد در دم مرگ بر او سخت گيرند تا آمرزيده شود.

368.شيعيان ما چون بميرند صديق و شهيد در شمار آيند چه ولايت ما را تصديق کرده اند و در راه ما براي خدا و رسول دوستي و دشمني کرده اند خدا فرموده : ( آنها که به خدا و پيغمبر ايمان آرند آنان نزد خدا صديقان ( راستي پيشه گان ) و شهيدان اند و اجر و نور خويش دارند )

369.بني اسرائيل هفتادو دو فرقه شدند اين امت هفتادو سه فرقه شوند و تنها يک فرقه بهشتي اند.

370.هرکه سر ما را فاش کند خدا ( حرارت ) آهن را به او بچشاند.

371.نوزاد را روز هفتم ختنه کنيد از سرما و گرما هم نترسيد چه آنکه ختنه پاک کننده بدن است.

372.و زمين از بول ختنه نشده به خدا مي نالد.

373.مستي چهارگونه است مستي شراب مستي ثروت مستي خواب و مستي سلطنت

374.هنگام خواب دست راست زير گونه راست نهيد کسي نميداند از خواب برميخيزد يا نه.

375.من دوست دارم مومن پانزده روز يک بار نوره بکشد.

376.ماهي کم بخوريد که بدن را آب ميکند بلغم را زياد و خون را غليظ مينمايد.

377.سر کشيدن شير ، خوردن شير درمان هر دردي است بجز مرگ.

378.انار را با پيه آن بخوريد که معده را دباغي ميکند.

379.هر دانه انار که در معده قرار گيرد تا چهل شب دل را زنده کند و جان را از امراض امان بخشد و وسوسه شيطان را براند.

380.سرکه نان خورش خوبي است صفرا بر و حيات بخش قلب است.

381.کاسني بخوريد که در هر صبحگاه قطره اي شبنم بهشتي بر برگ آن مينشيند.

382.آب باران بخوريد که بدن را پاک کند و مرض را براند خدا فرموده : ( از آسمان باران فرود آورد تا شما را پاک کند و آلودگي شيطان را از جانتان دور کند و دلها را محکم و قدمها را استوار نمايد)

383.سياه دانه دواي هر دردي است مگر زهر آگين باشد.

384.گوشت گاو درد است.

385.و شيرش دوا

386.و روغنش شفا

387.براي زن آبستن دوا و غذايي بهتر از خرماي تازه نيست خداي متعال به مريم فرمود : ( درخت خرما را به جانب خود تکان ده خرماي تازه برايت فرو ريزد بخور و بنوش و چشم روشن دار )

388.با خرما کام نوزادان را برداريد پيغمبر (ص) با حسن و حسين (ع) چنين کرد.

389.چون کسي اراده کند با زن خود بياميزد شتاب نکند زنان هم کارهائي دارند.

390.اگر کسي زن بيگانه اي ديد که از او خوشش آمد بازن خويش همبستر شود که او هم خواسته او را دارد مبادا شيطان را بدل راه دهد چشم از نامحرم بگراند.

391.اگر زن ندارد دو رکعت نماز بگزارد و بسيار شکر خدا کند و صلوات بر پيغمبرص فرستد سپس از فضل خدا طلب کند البته از رافت و مهرباني خود بي نيازش کند.

392.هنگام مباشرت با زن سخن کوتاه کنيد که موجب گنگي ( فرزند ) است.

393.کسي بداخل فرج همسرش نگاه نکند ممکن است چيز ناپسندي به بيند علاوه باعث کوري ( فرزند ) است.

394.هنگام جماع بگوييد : اللهم اني استحلک فرجها بامرک و قبلتها بامانتک فان قضيت لي منها ولدافا جعله ذکر اسويا و لا تجعل للشيطان فيه نصيبا و لا شريکا.

395.اماله يکي از چهار درمان است پيغمبر (ص) فرمود : بهترين دارو اماله است شکم را بزرگ کند درد درون را برطرف نمايد و بدن را نيرو دهد.

396.با بنفشه انفيه بسازيد.

397.حجامت را از دست ندهيد.

398.اول و نيمه ماه جماع نکنيد که شيطان در فرزند شرکت ميکند.

399.از نوره کشيدن و حجامت چهارشنبه اجتناب کنيد که چهارشنه روز نحس دائمي است و جهنم آنروز خلق شده.

400.در روز جمعه ساعتي است که هرکه حجامت کند بميرد.

( کتاب نصايح باب چهارصد از صفحه 373 تا 404 )

از سفارشات مولا علي (ع) به کميل

$
0
0

از سفارشات مولا علي (ع) به کميل

اي کميل : برکت در مال کسي است که زکات بپردازد و به مومنان ياري و مواسات کند و به خويشان و بستگان صله و احسان نمايد.

اي کميل : هيچ درخواست کننده اي را بي بهره برمگردان هرچند به نصف حبه انگور يا نصف دانه خرمايي باشد که صدقه نزد خداي متعال مي بالد و رشد مي کند.

اي کميل : نيکوترين زيور مومن فروتني است و زيبائي او در پاکدامني و عفت ورزيدن و شرف او فهم و دانائي ( يا فقاهت و بصيرت در دين ) و سربلندي او ترک حرفهاي بيهوده و ياوه است.

اي کميل : تنگدستي خود را به مردم ابراز مکن و با عزت و آبرومندي جهت نيل به ثواب الهي بر فقر و درويشي خود صبر کن.

اي کميل : در همه حال حق بگو و با پرهيزکاران دوستي و از فاسقان دوري کن و از منافقان کناره بگير و با خائنان معاشرت مکن.

اي کميل : مومن آيينه مومن است زيرا در او مي نگرد و دقت مي کند و کمبودش را برطرف و وضعش را نيکو ميسازد.

اي کميل : مهم نيست که نماز ميخواني و روزه مي گيري و صدقه مي دهي . مهم آن است که نماز با دلي پاک و کرداري پسنديده نزد خدا و با خشوع و فروتني درست باشد و بنگر در چه و بر چه نماز ميخواني اگر ( آنها ) از راه صحيح و حلال نباشد ( نماز) پذيرفته نيست. ( نصايح صفحه 391 الي 397)

مولا علي (ع) : در هر روزي که نافرماني خدا نکني (گناه نکني) آن روز عيد تو است. نهج البلاغه حکمت 428

مولا علي (ع) : اگر ميخواهي سلامت باشي از حسادت ورزيدن دوري کن و حسادت نکن. نهج البلاغه حکمت 256

مولا علي (ع) : ( مردي را در مرگ يکي از خويشاونداشان چنين تسليت گفت ) مردن از شما آغاز نشده و به شما نيز پايان نخواهد يافت.اين دوست شما (منظور کسي که فوت شده است)به سفر مي رفت اکنون پنداريد که به يکي از سفرها رفته اگر او باز نگردد شما به سوي او خواهيد رفت. نهج البلاغه حکمت 357

مولا علي (ع) : هيچ کس شوخي بي جا نکند جز آنکه مقداري از عقل خويش را از دست بدهد. نهج البلاغه حکمت 450

مولا علي (ع) : عبرت ها چقدر فراوانند و عبرت پذيران چه اندک !؟ نهج البلاغه حکمت 297

مولا علي (ع) : حسادت بر دوست از آفات دوستي است. نهج البلاغه حکمت 218

مولا علي (ع) : بزرگترين و سخت ترين گناهان گناهي است که گناهکار آن را کم و سبک شمارد. نهج البلاغه حکمت 477

از امير المومنين علي (ع) روايت شده که رسولخدا (ص) فرموده : خدا حرام کرده است بهشت را بر هر فحاش بي آبرو و کم شرمي که باک ندارد از آنچه درباره کسي بگويد يا درباره اش بگويند ندارد زيرا اگر بازرسي از حالش بکني يا از راه زنا است يا از راه شرکت شيطان اصحاب عرض کردند : اي رسولخدا (ص) آيا در ميان مردم شرکت شيطان هم است( از راه اولاد ) ؟ فرمودند : بله آيا گفتار خداي عزوجل را نخوانده اي که ( به شيطان فرمود : ) ( و شرکت کن با ايشان در مالها و فرزندان ) سوره اسراء آيه 64 . اصول کافي جلد 4 صفحه 14 شرح : کساني که بي باک پشت سر مردم حرف ميزنند (غيبت ميکنند ) يا فحاشي ميکنند يا از راه زنا هستند يا از راه شرکت شيطان اصحاب پرسيدند يا رسول الله از راه شرکت شيطان ؟ فرمودند بله از راه شرکت شيطان مگر نخوانده اي سوره اسراء آيه 64 که خدا ميفرمايد : اي شيطان شرکت کن در مال و اولادشان.

مولا علي (ع) : موسيقي و آوازه خواني باعث فقر است و کسي که زياد به صداي موسيقي گوش مي دهد عاقبت به فقر و نداري مبتلا ميشود. عين الحيوة صفحه 230

مولا علي (ع) : هرکسي که از قبرستاني بگذرد مردگان به او مي گويند : اي غافل اگر ميدانستي ( از احوال قبر و قيامت و ) آنچه را که ما ميدانيم هر لحظه گوشتهاي بدنت از ترس و وحشت فرو مي ريخت. ارشاد القلوب جلد 2 صفحه 229

نوف بکالي گويد در مسجد کوفه خدمت اميرالمومنين (ع) رسيدم و سلام کردم و ايشان جواب سلام را دادند گفتم يا اميرالمومنين (ع) پندي به من بدهيد فرمود اي نوف خوبي کن تا با تو خوبي شود.گفتم يا اميرالمومنين (ع) باز هم بفرماييد : امام (ع) فرمود : رحم کن تا با تو رحم کنند ( به مردم رحم کن تا آنها هم به تو رحم کنند ) . خوب بگو تا به خوبي يادت کنند. (سخن خوب و درست بگو تا تو را مردم به خوبي ياد کنند) از غيبت اجتناب کن و غيبت مکن که غيبت کننده خورشت سگهاي دوزخ است . سپس فرمود : اي نوف دروغ گفته کسي که فکر مي کند حلال زاده است و به غيبت کردن گوشت مردم را ميجود . دروغ گفته کسي که گمان دارد حلال زاده است و دشمن من و امامان از اولاد من است . دروغ گفته کسي که گمان دارد حلال زاده است و زنا را دوست دارد يا بر نافرماني خدا در شب و روز دلير است . ( در شب و روز بي باک گناه ميکند) اي نوف صله رحم کن تا خدا عمرت را زياد کند ( صله رحم با افراد مومن و دين دار) اي نوف خوش اخلاق باش تا حسابت را سبک گيرند . اي نوف اگر مي خواهي روز قيامت با من باشي به ستمکاران کمک مکن . اي نوف هرکه ما را دوست دارد روز قيامت با ما است و اگر مردي سنگي را دوست بدارد در قيامت با او محشور گردد ( يعني در اين دنيا هر کسي را دوست داشته باشي و با کارهايش موافق باشي در قيامت با او محشور ميشوي )اي نوف مبادا خود را در ميان مردم خوب جلوه دهي و در پنهان و خلوت خدا را نافرماني کني(مبادا در ميان مردم خود را انسان خوب و مومن نشان دهي ولي در خلوت و تنهايي گناه کني ) تا آنکه خدا در روزيکه ملاقاتش مي کني رسوايت کند. اي نوف آنچه راکه به تو گفتم نگهدار و عمل کن تا به خير دنيا و آخرت برسي . امالي شيخ صدوق مجلس 37 صفحه 209 الي 210

مولا علي (ع) : تاريخ گذشتگان و آيندگان و برنامه زندگي شما در قرآن است. بحارالانوار جلد 92 صفحه 32

مولا علي (ع) : روزي جابر ( بن عبدا... انصاري ) به حضرت علي (ع) عرض کرد : چگونه صبح کرده ايد ؟ حضرت فرمودند : در حالي که به اين همه گناه نعمتهاي زيادي از پروردگارمان داريم و نمي دانيم کدام يک را شکر بگذاريم ( شکر کنيم ) خوبيهائي که برملا ( پديدار ) مي کند و زشتيهائي را که از ما مي پوشاند. تحف العقول صفحه 210

مولا علي (ع) : مردي از امام علي (ع) سوال کرد : محبوبترين اعمال پيش خدا کدام است ؟ امام (ع) فرمود : انتظار فرج. بحارالانوار جلد 52 صفحه 122

مولا علي (ع) همواره مي فرمود : اهل بهشت به جايگاه شيعيان ما به گونه اي که انسان به ستارگان نگاه مي کنند نظر مي کنند. بحارالانوار جلد 8 صفحه 147 حديث 77

مولا علي (ع) : از غيبت بپرهيز که غيبت کردن تو را با خدا و مردم دشمن مي کند و اجر و پاداش کارهاي تو را از بين مي برد. غررالحکم حديث 2632

مولا علي (ع) فرمودند : خداي تبارک و تعالي به موسي (ع) گفت : سفارش مرا در چهار امر گوش کن : 1.تا وقتي که گناهان خود را آمرزيده نداني به عيوب ديگران نپرداز. ( تا وقتي که مطمئن نشدي گناهانت را بخشيده ام از ديگران عيب يابي نکن ) 2.تا وقتي که مي داني گنج هاي من تمام نشده ، غم روزي مخور. 3.تا سلطنت من بر جا است به ديگري اميدوار مباش. ( در تمام امور اميدت به من باشد و به کس ديگر اميد نداشته باش ) 4.تا شيطان نمرده از مکرش ( وسوسه ) آسوده مباش. ( تا وقتي که شيطان زنده است از وسوسه اش آسوده و راحت مباش ) خصال الصدوق جلد 1 صفحه 206

مولا علي (ع) : برنامه ريزي درست ( اقتصادي ) مال اندک را افزايش مي دهد ، و برنامه ريزي نادرست مال فراوان را نابود ميکند. غررالحکم

مولا علي (ع) : هر روز را که نافرماني خدا نکني ( گناه نکني ) آن روز عيد تو است. نهج البلاغه حکمت 428

امام علي (ع) : هيچ کس شوخي بي جا نکند ، جز آن که مقداري از عقل خويش را از دست بدهيد. نهج البلاغه حکمت 450

مولا علي (ع) : هيچ مالي سودمندتر از عقل نيست و هيچ عقلي چون تدبير( تدبير يعني : ترتيب ، نظم ، سنجيده کاري ، کارداني ، همه جوانب امري را با دقت سنجيدن و برنامه ريختن ، سپس آغاز کردن ) نيست. نهج البلاغه

مولا علي (ع) : بيچاره فرزند آدم ! اجلش پنهان ، بيماريهايش پوشيده ! اعمالش همه نوشته ! پشه اي او را آزار مي دهد ! جرعه اي گلوگيرش شده و او را از پاي در مي آورد ، و عرق کردني او را بدبو سازد !!! نهج البلاغه حکمت 419

مردي خدمت اميرالمومنين (ع) آمد و عرض و کرد : سنت و بدعت و جماعت و فرقت را برايم توضيح دهيد : فرمود : سنت روشي است که پيغمبر ( ص) آنرا گذاشته و بدعت چيزي است که بعد از آنحضرت به وجود آمده و جماعت اهل حق هستند اگرچه کم باشند و فرقت اهل باطلند اگرچه بسيار باشند. اصول کافي جلد 2 صفحه 261

مولا علي (ع) : تقوا در راس همه ارزش هاي اخلاقي است. نهج البلاغه حکمت 410

مردي از امام (ع) راجع به قول خداي تعالي : (( هرکس از هدايت من پيروي کند گمراه نشود و بدبخت نگردد )) ( 123 سوره 20 ) پرسيد : حضرت فرمودند : يعني هرکس به ائمه (ع) معتقد باشد و از فرمانشان پيروي کند و از اطاعتشان بيرون نرود. اصول کافي جلد 2 صفحه 279

مولا علي (ع) : هيچ بنده مزه ي ايمان را نمي چشد تا دروغ را ترک کند چه شوخي باشد و چه جدي. اصول کافي جلد 4 صفحه 37

مولا علي (ع) : نيکو ترين سياستها اجراي عدالت است. الحياة جلد 6 صفحه 606

مولا علي (ع) : شهرها با هيچ چيز بهتر از عدالت آباد نميشود. الحياة جلد 6 صفحه 611

مولا علي (ع) : پست ترين علم آن است که بر زبان بآيستد ( عمل نشود ) ، وبالاترين علم آن است که در اندامها آشکار گردد ( عمل شود ) نهج البلاغه

مولا علي (ع) : بشنويد و بفهميد و باور کنيد و بعد به کار ببنديد. اصول کافي جلد 4 صفحه 194

مولا علي (ع) : آن کس که علم خود را به کار نبندد ، چيزي نمي داند. غررالحکم حديث 308

مولا علي (ع) : هرکس دامنه آرزوهايش گسترده باشد ، عملش کوتاه و ناچيز گردد. ارشاد شيخ مفيد صفحه 144

مولا علي (ع) : هرکس خود راي شد ( با کسي مشورت نکرد ) به هلاکت رسيد ، و هرکس با ديگران مشورت کرد ، در عقلهاي آنان شريک شد. نهج البلاغه حکمت 161

مولا علي (ع) : انسان شکيبا ( صابر ) ، پيروزي را از دست نمي دهد ، هرچند زمان آن طولاني شود. نهج البلاغه حکمت 153

مولا علي (ع) : تقوا در راس همه ارزش هاي اخلاقي است. نهج البلاغه حکمت 410

مولا علي (ع) : بزرگي پروردگار نزد تو ، پديده ها را در چشمت کوچک مي نمايد. نهج البلاغه حکمت 129 ( کسي که خدا را شناخت ، ديگر بزرگي در نظرش وجود ندارد )

مولا علي (ع) : از خودراضي ابله است ، و خود محور زيانکار. غررالحکم حديث 48

اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده : درهم و دينار ( و دوستى آنها ) آنان را كه پيش ‍ از شما بودند هلاك كردند، و همان دو هلاك كننده شمايند. اصول كافى جلد 4 صفحه 4

امير المؤ منين عليه السلام فرمود: جز اين نيست كه من بر شما از دو چيز مى ترسم : پيروى هواى نفس ، و درازى آرزو، اما پيروى هواي نفس پس همانا كه از حق باز مى دارد و اما درازى آرزو آخرت را فراموش سازد. اصول كافى جلد 4 صفحه 31

ابى مفراى خصاف در حديث مرفوعى از اميرالمؤ منين عليه السلام حديث كند كه فرمود: هر كس خداى عزوجل را در نهان ياد كند (از جمله كسانى است كه ) ذكر خدا را بسيار كرده ، زيرا منافقان را شيوه اين بود كه آشكارا (پيش ‍ مسلمانان ) ذكر خدا مى كردند ولى در نهان ذكر خدا نمى كردند، پس خداى عزوجل فرمود: ((خود نمائى كنند به مردم و ياد نكنند خدا را جز اندكى )) (سوره نساء آيه 142). اصول كافى جلد 4 صفحه 262

بكير گويد: شنيده از اميرالمؤ منين عليه السلام كه مى فرمود: رسول خدا (ص ) به من فرمود: اى على آيا به تو بياموزم كلماتى ؟ هر گاه در ورطه (امرى كه خلاصى از آن دشوار باشد) يا بلائى افتادى پس بگو: ((بسم اللّه الرحمن الرحيم و لا حول و لاقوة الا باللّه لعظيم )) زيرا خداى عزوجل به بركت اين دعا آنچه خواهد از اقسام بلا از تو دور كند. اصول كافى جلد 4 صفحه 363

اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: خانه اى كه در آن قرآن خوانده شود و ذكر خداى عزوجل (و ياد او) در آن بشود، بركتش بسيار گردد، و فرشتگان در آن بيايند و شياطين از آن دور شوند، و براى اهل آسمان مى درخشد چنانچه ستارگان براى اهل زمين مى درخشد، و خانه اى كه در آن قرآن خوانده نشود و ذكر خداى عزوجل در آن نشود بركتش كم شود، و فرشتگان از آن دور شوند و شياطين در آن حاضر گردند. اصول كافى جلد 4 صفحه 413

اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: رسول خدا (ص ) فرمود: بنگريد: كه با چه كسى هم صحبت هستيد؟ زيرا هيچكس ‍ نيست كه مرگش فرا رسد جز آنكه يارانش در پيش خدا برابرش مجسم شوند، اگر از نيكان باشد نيكانند (و بدانها شاد شود) و اگر از بدان باشد بد هستند (و بداند كه بسرنوشت آنان دچار شود) و هيچكس نيست كه بميرد و هنگام مرگش ‍ برابر او مجسم نشود. اصول كافى جلد 4 صفحه 451

اميرالمؤ منين عليه السلام در حديث مرفوعى فرمود: هركس چون عطسه كند دنبال آن بگويد: ((الحمد لله رب العالمين على كل حال )) درد گوش و دندان نبيند. اصول كافى جلد 4 صفحه 475

اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود: چون عدى بن حاتم (كه هم خود از بزرگان قبيله طى بوده و هم پدرش حاتم طائى معروف است ) به پيغمبر (ص ) وارد شد آنحضرت (ص ) او را بخانه خود برد، و در خانه جز تيكه حصيرى و بالشى از پوست چيزى نبود، رسولخدا (ص ) آنها را براى عدى بن حاتم پهن كرد (و خود روى زمين نشست ) اصول كافى جلد 4 صفحه 479

مولا علي (ع) : لغزش و گناه انسان عاقل را با کنايه تذکر دادن براي او موثر تر و درد ناک تر است از سرزنش و توبيخ علني . الحديث جلد 3 صفحه 133

مولا علي (ع) : پناه به خدا مي برم از اين که شرائطي پيش آيد که عقل به خواب فرو رود و از راهنمايي و هدايت باز ماند و در نتيجه آدمي به زشت ترين گناهان و لغزش ها دچار گردد . الحديث جلد 3 صفحه 136

مولا علي (ع) : مصيبت دنيا عقل را فاسد مي کند و گوش دل را از شنيدن مطالب حکيمانه ناشنوا ميسازد . اگر علاقه به مال دنيا از حد مصلحت تجاوز نمايد و به صورت تمايل عصبي درآيد و مانند عشق سوزاني در نهاد آدمي مستقر شود و شخص را دلباخته و مجذوب خود سازد در نظر اولياء گرامي اسلام ناپسند و مذموم است . چنين علاقه اي مي تواند عقل را تيره کند ديده دل را نابينا و گوش دل را ناشنوا سازد و آدمي را به پرتگاه سقوط و تباهي بکشاند . الحديث جلد 3 صفحه 149

مولا علي (ع) : کسي که مرگ را با چشم يقين نگاه مي کند آنرا نزديک مي بيند و کسي که با چشم آرزو مي نگرد آنرا دور مي بيند . الحديث جلد 3 صفحه 202

مولا علي (ع) : کسي که تو را به مطالب باطل خشنود سازد و به بازي و سخنان غير واقعي گول بزند او حقايق را از تو پنهان داشته و درباره ات خيانت کرده است . الحديث جلد 3 صفحه 212

مولا علي (ع) : مرد با ايمان خود را در زحمت و رنج قرار ميدهد و مردم در پرتوي وي در آسايش و راحتي به سر مي برند . الحديث جلد 3 صفحه 220

مولا علي (ع) : قبل از تصميم گرفتن براي انجام کاري , مشورت کن و پيش از انجام کاري فکر کن ( به عاقبت آن ) . الحديث جلد 3 صفحه 224

مولا علي (ع) : بردباري و تاني (آرامش ) مانند دو کودک يک شکمند و زائده همت عالي هستند يعني در اثر همت بلند دو خوي پسنديده در آدمي آشکار مي شود : بردباري 2- خود داري از شتاب زدگي . الحديث جلد 3 صفحه 232

مولا علي (ع) : بپرهيز از رفاقت با کسي که اغفالت مي کند و فريبت ميدهد که سر انجام مايه خواري و هلاکتت مي شود . الحديث جلد 3 صفحه 234

مولا علي (ع) : در ضمن وصاياي خود به حضرت امام حسن (ع) فرمود : فرزند عزيز در کارهاي زندگي و امور عبادي ميانه روباش و از افراط بپرهيز روشي را انتخاب کن که در حد و توان و طاقت تو باشد و بتواني هميشه آنرا انجام دهي . الحديث جلد 3 صفحه 263

مولا علي (ع) : دو رويي و نفاق آدمي ناشي از حقارت و ذلتي است که در درون خود احساس مس کند . الحديث جلد 3 صفحه 258

مولا علي (ع): تحقيقا گشايش و آزادگي در عدل است و کسي که محيط عدل و داد در نظرش تنگ آيد عرصه جور و ستم بر وي تنگ تر خواهد بود . الحديث جلد 3 صفحه 256

مولا علي (ع) : خشونت و تندخويي نوعي ديوانگي است، زيرا تندخو و انسان خشمگين پس از آرام‌ شدن و تسكين خاطر و به خود ‌آمدن پشيمان مي‌شود، اگر كسي پس از تندي و برانگيختگي و عصبانيت پشيمان نشد ديوانگيش ثابت شده است. الحديث جلد 3 صفحه 270

مولا علي (ع) : علم مايه زندگي و حيات است و ايمان باعث رستگاري و نجات. علم و دين به منزله دو بال نيرومندند كه بشر را به اوج سعادت و كمال لايقش مي ‌رسانند. علم ، آدمي را در راه ترقي و تعالي به پيش مي راند و دين او را به صفات انساني متصف مي‌سازد. علم، آدمي را بر جهان طبيعت مسلط مي‌كند و ايمان، وي را بر جهان دروني و هواي نفس مسلط مي‌نمايد. الحديث جلد 3 صفحة 265

مولا علي (ع) : از نعمت‌هايي كه در اختيار داريد خوب استفاده نماييد پيش از آنكه شما را ترك گويند، چه آنكه نعمت‌هاي زودگذر از دست مي‌روند و شهادت مي‌دهند كه صاحبانشان با آنان چگونه رفتار نموده‌اند. الحديث جلد 3 صفحه 272

مولا علي (ع) : دو چيز است كه قدر و قيمتش را نمي‌شناسند مگر كسي كه آن دو را از دست داده باشد، ا- جواني و 2- تندرستي و عافيت. الحديث جلد 3 صفحه 275

مولا علي (ع) : آن كس كه تمايلات و هواهاي نفساني‌اش بر عقلش مسلط شود، رسوائي هايش آشكار خواهد شد. الحديث جلد 3 صفحه 285

مولا علي (ع) : كسي كه به اصلاح نفس خويش نپردازد و هر چه زودتر خود را درمان ننمايد بيماريش تشديد مي‌شود و علاجش سخت‌تر مي‌گردد و فاقد طبيب معالج خواهد شد. الحديث جلد 3 صفحه 285

مولا علي (ع) : شرف و فضيلت آدمي به همتهاي بلند و اراده‌هاي نيرومند است نه به استخوانهاي پوسيده و اجساد متلاشي‌شده درگذشتگان. در ايام جاهليت در روزگار قبل از اسلام، مردم بي‌خرد به آباء و اجداد خود افتخار مي‌نمودند و به جاي آنكه به علم و دانش و به سعي و كوشش خويش تكيه كنند، به پدران مرده و اجداد درگذشته خود تكيه مي‌كردند و آنها را پايه‌هاي اساسي افتخارات خود قرار مي‌دادند، پيشواي گرامي اسلام در تعاليم عاليه خود با اين روش غلط كه عامل بزرگ بدبختي جامعه بود به شدت مبارزه كرد و با كوششهاي پي‌گير خود مردم را از مسير نادرست اتكا به غير برگرداند و به راه سعادت‌بخش اعتماد به نفس سوق داد. اسلام صريحاً به همه مردم خاطر نشان نمود كه افتخار هر انساني وابسته به اراده شخصي و همت عالي خود اوست. الحديث جلد 3 صفحه 298

مولا علي (ع) : براي آدمي دو فضيلت و برتري است. 1- عقل 2- منطق، با عقل خود استفاده علمي مي‌كند و به درك حقايق نائل مي‌گردد و با منطق معلومات خويش را براي ديگران بازگو مي‌كند و آنان را بهره‌ مند مي‌سازد. خداوند، زبان و قلم را در دسترس بشر قرار داده تا دانشمندان از راه گفتن و نوشتن، علم خود را به ديگران منتقل كنند و نسلهاي بعد، از نتايج معلومات و تحقيقات گذشتگان بهره‌ مند گردند. و در واقع زبان و قلم به منزله‌ي دو پل ارتباط است كه مغزهاي نسل سابق را به نسل لاحق پيوند مي‌دهد و دانش انسانها را كه محصول عمر دانشمندان است از خطر نابودي محافظت مي‌نمايد. الحديث جلد 3 صفحه 292

مولا علي (ع) : قلبهاي خود را از كينه‌هاي نهاني پاك كنيد، چه آنكه يك بيماري مهلكي همانند وباست. الحديث جلد 3 صفحه 300

مولا علي (ع) : پيروي شهوت از تمام گناهان نيرومندتر است . به اطاعتش تن در ندهيد که فکر شما را از خدا باز ميدارد . الحديث جلد 3 صفحه 325

مولاعلي (ع) : خداوند دوست دارد که مردم درباره هم خوب فکر کنند و خير خواه يکديگر باشند . الحديث جلد 3 صفحه 336

مولا علي (ع) : در نظر انسان شريف و کريم النفس , نيکو کاري و حسن عمل ديني است ذم او است و خويشتن را به اداء آن موظف مي داند . الحديث جلد 3 صفحه 332

مولا علي (ع) : هواي نفس تو دشمن ‌ترين دشمنان تو است، كوشش كن كه بر آن غالب و پيروز گردي و گرنه تو را هلاك خواهد كرد. الحديث، جلد 3 ، صفحه 384

مولا علي (ع) : بپرهيز از رفاقت با كسي كه اغفالت مي‌كند و فريبت مي‌دهد كه سرانجام مايه خواري و هلاكت تو خواهد شد. الحديث جلد 3 صفحه 383

مولا علي (ع) ‌: لازم است از اختلافات و تفاوتهاي طبيعي بشر استفاده شود و هركس را مطابق استعداد دروني و ساختمان فطريش پرورش دهند، تا جامعه از تمام ذخائر خداداد كه در نهاد آدميان به وديعه گذارده شده، استفاده نمايد. الحديث، جلد 3 ، صفحه 385

مولا علي (ع) : پيروي از هواي نفس و اطاعت از تمنيات ناسنجيده در مورد زنان، از خلق و خوي مردان احمق است. الحديث، جلد 3 ، صفحه 393

مولا علي (ع) : طفل يتيم را مانند فرزند خودت تربيت كن و هر دو را به طور يكسان از وسايل پرورش و برنامه‌هاي تأديب بهره ‌مند نما. الحديث، جلد 3 ، صفحه 400

حبيب‌بن ابي ثابت مي‌گويد: مقداري عسل به بيت‌المال آوردند. حضرت علي (ع) ‌دستور داد يتيمان را حاضر كردند. در موقعي كه عسل را بين مستحقين تقسيم مي‌فرمود خود شخصاً به دهان يتيمان عسل مي‌گذارد. عرض كردند اين عمل براي چيست؟ حضرت علي (ع) فرمود : امام پدر يتيمان است، عسل به دهان يتيمان مي‌گذارم و به جاي پدران از دست‌ رفته آنها عطوفت پدري مي‌كنم. الحديث، جلد 3 ، صفحه 398

مولا علي (ع) : با ترک گناهان بر نفس سرکش خود غلبه کنيد تا عنانش را در دست گيريد و به آساني در راه اطاعتش بکشانيد. الحديث جلد 3 صفحه 304

مولا علي (ع) : عقل شمشير براني است ، از آن استفاده کنيد و با هواي نفس خود بجنگيد. الحديث جلد 3 صفحه 308

مولا علي (ع) : آنکس که به حساب نفس خود رسيدگي کند بر عيوب و نواقص خويش آگاه مي شود و از گناهان خود مطلع مي گردد ، در آن موقع است که مي تواند خويشتن را درمان کند ، گناهان را ترک گويد ، و عيوب خود را اصلاح نمايد . الحديث جلد 3 صفحه 309

مولا علي (ع) : بهترين و بزرگترين جنگ و مبارزه اين است که آدمي با نفس سرکش خود پيکار نمايد. الحديث جلد 3 صفحه 308

علي (ع) : ارزش شخصيت هر فردي وابسته به روشي است که اتخاذ مي کند ، اگر نفس خود را از پستي و دنائت بر کنار نگاهداشت به مقام رفيع انساني نائل مي شود و اگر عزت و حيثيت معنوي خويش را ترک گفت به پستي و ذلت مي گرايد . الحديث جلد 3 صفحه 318

مولا علي (ع) : کساني که شخصيت و شرف معنوي دارند شهوات و تمايلات نفساني در نظر آنها پست و کوچک است . الحديث جلد 3 صفحه 317

مولاعلي (ع) : خداوند دوست دارد که مردم درباره هم خوب فکر کنند و خير خواه يکديگر باشند . الحديث جلد 3 صفحه 336

مولا علي (ع) مي فرمايند : کسي که جان خود را از زشتيهاي اخلاقي پاک نسازد عادات ناپسندش اورا رسوا خواهد ساخت. الحديث جلد 3 صفحه 174

مولا علي مي فرمايند: اگر طالب نجات ورستگاري هستيد بي خبري وغلفت را ترک گوييد وپيوسته ملازم کوشش وجهاد باشيد. الحديث جلد 3 صفحه 173

مولا علي (ع) به فرزندش امام حسين (ع) مي فرمايند : نفس خويش را بين خود ومردم ميزان قرار بده، آنرا براي مردم دوست بدار که براي خود دوست مي داري ، درباره ديگران به چيزي بي ميل باش که نسبت به خود بي ميلي (آنچيزي را که براي خود نمي خواهي براي ديگران هم نخواه) به مردم ستم نکن همانطور که نمي خواهي به تو ستم شود ، به مردم نيکي کن همانطور که مايلي درباره ات نيکي کنند ، از خودت قبيح بشناس چيزي را که از ديگران قبيح مي شناسي . الحديث جلد 3 صفحه 193

مولاعلي (ع) مي فرمايند: مردم در روشهاي اخلاقي وصفات اجتماعي،به حکومت هاي خود بيشتر شباهت دارند تا به پدران خويش. الحديث جلد 3 صفحه 189

مولا علي (ع) : به خدا اگر شب را تا صبح مرا روي خارهاي تيز و برنده مقيلان در حالي که دست و پاي مرا غل و زنجير بسته اند به اين سو و آن سو بکشند ، نزد من بهتر است از اينکه در قيامت ، خدا و رسولش را ملاقات نمايم با وضعي که پاره يي از بندگان خدا ستم نموده و چيزي از اموال اين و آن را غصب کرده باشم. الحديث جلد 3 صفحه 152

به حضرت علي (ع) عرض شد : معني آمادگي براي مرگ چيست؟ امام مي فرمايند : انجام واجبات، ترک محرمات، وفراگيري مکارم اخلاق، انسان واجد اين مزايا ترس ندارد از اينکه او در آغوش مرگ رود يا مرگ اورا در بر گيرد. الحديث جلد 3 صفحه 199

مولا علي (ع) مي فرمايند : شجاع ترين مردم کسي است که برتمايلات (نفساني) خود مسلط باشد . الحديث جلد 3 صفحه 195

مولا علي (ع) مي فرمايند : شايسته است انسان عاقل ، خويشتن را از مستي ثروت و قدرت از مستي علم و دانش از مستي تمجيد و تملق و از مستي جواني مصون نگه دارد.زيرا هريک از اين مستي ها بادهاي مسموم و پليدي دارد که عقل را زائل مي کند وآدمي را خفيف و بي شخصيت مي نمايد. الحديث جلد 3 صفحه 159

مولا علي (ع) مي فرمايند : در ضمن حديث مفصلي دربيان علائم مومن فرموده اند: مومن در مقام داوري ستم نمي کند، و در آنچه مي داند ظلم نمي نمايد، ايمان به خدا ارده اش را آنچنان نيرومند نموده که گوئي روانش از سنگ سخت محکمتر است، حجب و حيا ايماني شهوتش را مهار نموده و راه سرکشي و تجاوز را بر او بسته است، مودت و محبت روحاني بر حسدش غلبه کرده و به کسي رشک نمي برد خصلت عفو و اغماض اخلاقي حسن و کينه توزي وانتقام جويي را در مرامش خاموش نموده است. الحديث جلد 3 صفحه 163

مولا علي (ع) مي فرمايد: سرلوحه کتاب سعادت بشر ملکات پاک و سجاياي اخلاقي اوست . الحديث جلد 3 صفحه 163

مولا علي (ع): اي فرزند آدم تو در اموال خود وصي نفس خويشتن باش و آنچه را که دوست داري ديگران بعد از تو در مالت انجام دهند تو خود در ايام زندگيت انجام ده .الحديث جلد 3 صفحه 367

مولا علي (ع) : کسي که ريشه خانوادگيش شريف است در حضور و غياب و در هر حال داراي فضيلت و صفات پسنديده است . الحديث جلد 3 صفحه 366

از وصاياي علي (ع) : به فرزندش امام حسن (ع) اين بود که مي فرمود : ناخوشي دروغگويي از تمام ناخوشيها قبيح تر و ناپسند تر است . الحديث جلد 3 صفحه 373

علي (ع) : در ضمن نامه خود به امام حسن (ع) فرمود : عقل حفظ تجربيت زندگي است . الحديث جلد 3 صفحه 373

مولا علي (ع) : به کار بستن عقل مايه هدايت و نجات انسانها است و سرکوب کردن عقل باعث گمراهي و سقوط آدميان است . الحديث جلد 3 صفحه 378

مولا علي (ع) : ننگ رسوائي , شيريني لذت را تيره و تار ميسازد . الحديث جلد 3 صفحه 128

مولا علي (ع) : اگر کار کردن مايه زحمت و خستگي است ، بيکاري دائم نيز باعث نادرستي و فساد است . الحيث جلد 3 صفحه 28

مولا علي (ع) : لذتهايي که باعث ندامت و پشيماني مي شوند و شهوتهايي که درد و رنج به بار مي آورند فاقد خير و خوبي هستند . الحديث جلد 3 صفحه 129

مولا علي (ع) : عجب دارم از آنکسي که عواقب بد لذت هاي مضر را ميداند و چگونه از آنها دست نمي کشد. الحديث جلد 3 صفحه 128

مولا علي (ع) : خويشتن را از آلودگي لذات پليد و عوارض بد شهوات منزه و پاک نگه داريد . احديث جلد 3 صفحه 127

مولا علي (ع) : از توبيخ و سرزنش مکرر گناه کار پرهيز کن چرا که تکرار سرزنش ، گناهکار را در اعمال نا پسندش جري و جسور ميکند ، به علاوه ملامت را پست و بي اثر مي سازد . الحديث جلد 3 صفحه 126

امام علي (ع) : موقعي که جواني را به سبب گناهاني که مرتکب شده است نکوهش و سرزنش مي کني مراقب باش که قسمتي از لغزشهاي او را ناديده گيري و از تمام جهات مورد اعتراض و توبيخش قرار ندهي تا جوان به عکس العمل وارد نشود و نخواهد از راه عناد و لجاجت بر شما پيروز گردد . الحديث جلد 3 صفحه 125

مولا علي (ع) : بهره ي تو ازعقلت همين بس که راههاي ضلالت را از هدايتت روشن مي سازد . الحديث جلد 3 صفحه 122

مولا علي (ع) : هر آن علمي که مورد تاييد و امضاء عقل نباشد گمراهي و ضلالت است . الحديث جلد 3 صفحه 121

مولا علي (ع) : در ضمن وصاياي خود به امام حسن مجتبي (ع) فرموده است : از مراکز بد نام بپرهيز , از مجالسي که مورد سوء ظن است دوري کن و بدانکه رفيق بد دوست خود را فريب مي دهد و ميل او را به کارهاي ناپسند تحريک مي کند و سرانجام آلوده اش مي سازد . الحديث جلد 3 صغحه 116

مولا علي (ع) : در ضمن وصاياي خود به حضرت حسين (ع) فرمود : خوشبخت و رستگار کسي است که علم و عملش , دوستي ودشمنيش ؛ گرفتن و رها کردنش , سخن گفتن و سکوتش ، رفتار و گفتارش , تنها بر اساس رضاي الهي استوار باشد و بر خلاف امر پروردگار قدمي بر ندارد . الحديث جلد 3 صفحه 115

مولا علي (ع) : سخن حق را از گمراهان و اهل باطل فرا گيرد و سخن باطل را از اهل حق نياموزيد و مانند صرافهاي پول شناس نقاد باشيد و سکه تقلبي را از سکه حقيقي تشخيص دهيد . الحديث جلد 3 صفحه 115

مولا علي (ع) : گفتار حکيمانه را از هرکس ياد بگيريد ، ولو که گوينده ي آن از نظر مذهبي گمراه باشد . الحديث جلد 3 صفحه 114

مولا علي (ع) : گفتار صحيح را از هرکه که است قبول کنيد. الحديث جلد 3 صقحه 114

تاييد قرآني اين حديث آيه 18 سوره زمر : آنانکه ميشنوند گفتار را و پيروي ميکنند نيکوترين آنها را و عمل مي کنند به گفتاري که راهنماي به حق است آن گروهند که راه نمود ايشان را خدا و آنگروهند صاحبان حق.

مولا علي (ع) : چه عجيب و حيرت آور است کار بشر ؛ اگر در موردي اميدوار باشد طمع خوارش خواهد کرد ؛ اگر طمع او را به جنبش آورد , حرص هلاکش مي کند اگر دچار نا اميدي شود غصه وغم او را ميکشد ؛ اگر به خوشبختي و سعادت رسد نگاهداري آنرا فراموش مي کند ، اگر دچار خوف و هراس شود از ترس حيرت زده مي گردد ؛ اگر در گشايش امنيت قرار گيرد غافل مي شود ؛ اگر نعمت بر او تجديد شود دچار گردن کشي و بلند پروازي مي گردد ؛ اگر دچار مصيبتي شود تاثر و حزن او را رسوا مي کند ، اگر ثروتي به دست آورد دچار طغيان مالي مي گردد ؛ اگر فقر گريبان گيرش شد غرق اندوه مي شود , اگر دچار تعب و گرسنگي شد از ناتواني زمين گير مي گردد ؛ واگر در خوردن زياده روي کند از فشار شکم ناراحت مي شود , پس کندرويها در زندگي بشر مضر است و تندرويها نيز مايه ويراني و فساد , هر خيري را شري و هر نوشي را نيشي است . الحديث جلد 3 صفحه 111

مولا علي (ع) : آداب و رسوم زمان خودتان را با زور و فشار به فرزندانتان تحميل نکنيد زيرا آنان براي زماني غير از زمان شما آفريده شده اند . الحديث جلد 3 صفحه 110

حضرت علي (ع) : عدل سپري است که کشور را از حوادث نامطلوب و ويراني و سقوط مصون مي دارد . عدل بهشتي است که همواره ثابت و پايدار است . الحديث جلد 3 صفحه 20

مولا علي (ع) : در عهدنامه مالک اشتر فرموده است : حاکم بر هواي نفساني و تمايلات خود باش ، و در انجام خواهشهاي غير مشروع نفس خويش بخل کن ، زيرا با بخل به تمايلات نفساني خويشتن ، به عدل موفق مي شوي و به آنچه مايلي يا بي ميلي ، ميتواني منصفانه عمل کني . دل خود را به وظيفه رحمت و محبت نسبت به مردم آگاه کن و درباره آنان مهربان باش . مبادا روش معاشرتت با مردم مانند جانور درنده اي باشد که خوردن آنها را غنيمت بشمري . الحديث جلد 3 صفحه 14

حضرت علي (ع) : زاهدان در دنيا گروهي ميباشند که پند داده ميشوند و پند ميگيرند و ترسانده ميشوند و ميترسند ، دانشمند ميشوند و عمل به دانش خويش ميکنند ، اگر در آسايش و راحتي قرار گيرند سپاسگذاري کنند و اگر در تنگناي سختي قرار گيرند صبر و شکيبايي کنند. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 35

به مولا علي (ع) عرض کردند : اي جانشين رسول خدا (ص) ما امر به معروف نمي کنيم تا خودمان عمل به آن کنيم و نهي از منکر نمي کنيم تا تمام آنرا ترک نکنيم ، حضرت فرمود : نه ، بلکه شما امر به معروف کنيد اگرچه به تمام گفته هاي خود عمل نمي کنيد و نهي از منکر کنيد اگرچه تمام آنچه را که نهي مي کنيد عمل نمي کنيد . ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 35

مولا علي (ع) : بياموزيد هرچه ميخواهيد ، همانا شما بهره اي نمي بريد ( از علم تان ) مگر اينکه عمل به علمتان کنيد ، بواسطه اينکه همت علماء عمل است و همت سفيهان ياد گرفتن. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 35

مولا علي (ع) : همانا مردم طلب علم و دانش را ترک کردند ، به واسطه آنچه که از عالم بي عمل ديدند. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 37

مولا علي (ع) : دنيا آخرين ديدگاه و هدف کوردل است ، کوردل جز دنيا چيزي نمي بيند ، ولي روشن دل بينا ديده اش را باز ميکند و ميداند که در پس اين دنيا سراي آخرت است ، بينا از دنيا دوري ميکند ، اما کوردل به سوي دنيا ميشتابد ، انسان بينا و دانا از دنيا توشه نيک براي آخرت جمع ميکند ، و کوردل براي دنيايش توشه جمع ميکند. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 46

مولا علي (ع) : زهد در دنيا کوتاهي ايده ها و آرزوها و سپاسگذاري بر نعمتها و دوري از محرمات است ، اگر اين خصلت از شما دور شد زينهار که حرام بر صبر شما پيروز شود و مبادا آنکه سپاسگذاري را در وقت نعمت فراموش کنيد ، زيرا که خداي تعالي به واسطه پيامبران و امامان که حجتهاي آشکارايند ( که پابرجا هستند ) و نيز به وسيله کتابهاي آسماني روشن و ظاهر ، عذري برايتان باقي نگذاشته است. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 47

مولا علي (ع) : اي گروه مردمان همانا دنيا جايگاه گذر و عبور است اما آخرت خانه ثابت و پابرجاست ، پس از اين دنيا به نفع آخرت خويش کار نيک انجام دهيد پيش از آنکه شما را از اين دنيا بيرون برند ، قلبهاي خويش را از اين دنيا خارج کنيد زيرا که شما براي سراي آخرت آفريده شده ايد ولي در دنيا زنداني شده ايد همانا مرد هنگامي که بميرد فرشتگان گويد چه چيز پيش از خود فرستاد ( چه کار يا اعمالي براي آخرت خود انجام داد ) ولي مردم گويند از او چقدر ثروت و مال باقي مانده است، پس به سوي خداست برگشت شما ، چيزي پيش از مرگ براي آخرت خود بفرستيد که به نفع شما باشد ، نه آن که چيزي بفرستيد که بر ضرر و زيان شما باشد ، همانا دنيا مانند زهر است که نادان آنرا ميخورد. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 47

مولا علي (ع) : چه مي کند با مال و فرزند کسي که از دنيا بيرون ميرود ( مي ميرد) و بر آنها حسابش را مي کشند ، برهنه وارد دنيا شديد و برهنه از آن بيرون مي شويد ، همانا دنيا پلي است از آن بگذريد ، آن را پشت سر اندازيد. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 47

مولا علي (ع) : بدبخت ترين مردم کسي است که بر او گرد آيد تهيدستي دنيا و عذاب و مجازات آخرت. ارشاد القلوب جلد1 صفحه 48

مولا علي (ع) : پارسايان در دنيا پادشاهان آخرت و دنيايند ، آن کس که در دنيا پارسا نباشد و ميل به دنيا کند فقير دنيا و آخرت است ، هرکس در دنيا پارسايي کند مالک دنيا گردد و هرکس ميل به دنيا کند ، دنيا او را مالک شود. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 48

مولا علي (ع) فرمود : به خدا سوگند آن قدر اين لباسم را وصله و پينه زدم ، که از آنکه آنرا وصله ميکرد خجالت کشيدم و کسي به من گفت يا علي اين لباس را دور نمي اندازي . ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 48

حضرت علي (ع) : طالب دنيا مانند کسي است که با مشت آب را برداشته و از ميانه انگشتانش مي ريزد. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 57

مولا علي (ع) در تفسير گفته خداي تعالي ( ولا تنس نصيبک من الدنيا ) ( و فراموش مکن بهره خويش را از دنيا ) ( سوره قصص آيه 77 ) فرموده است : فراموش مکن تندرستي ، نيرو ، جواني ، بي نيازي ، آمادگي خود را فراموش مکن که به فکر آخرت باشي و آن سراي را طلب کني. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 62

مولا علي (ع) : خداي تعالي همانا گرفتار ميکند بندگانش را وقتي که گناهشان طولاني شد به کمي ميوه ها و حبس برکتها و بستن درهاي گنجينه هاي خوب را تا توبه کنند و برگردد و خودداري از گناه کند و معصيت را ريشه کن نمايد و به ياد خدا بيفتد ياد کننده و خويشتن را مانع از گناه شود ؛ همانا خدا استغفار و طلب آمرزش را سبب از براي آمرزش و فزوني رزق و رحمت از براي آفريدگان قرار داده. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 80

حضرت امام علي (ع) در طي خطبه اي بعد از ستايش خدا فرمود : همانا دنيا پشت کرده به اهلش و به جدايي آنها اعلان کرده و همانا آخرت رو آورده است و نزديک شده آگاه باشيد که امروز روز آماده شدن و فردا روز پيشي گرفتن ، پيشي گرفتن به سوي بهشت و پايانش آتش است پس آيا توبه کننده اي از گناه پيش از مرگ نيست و آيا نيست کسي که پيش از رسيدن سختي و بدبختي براي نجات خويشتن چاره اي کند ، آگاه باشيد شما در روزگار و اميد باشيد که پشت سر اين روز مرگ است و بس ، پس هرکس در روزگار اميدواريش پيش از رسيدن مرگش کاري کرد ، کردارش او را بهره بخشد مرگش زياني به او نرساند و هرکس در روزگار پيش از مرگ کوتاهي کند ، کردارش زيان آورد و هلاکش کند و مرگ زيان آورد.آهاي هنگام راحتي عمل و ( کار خير ) کنيد ، همانطور که هنگام ترس و بيم عمل ميکنيد ، آگاه باشيد که همانا من طالبي را مانند بهشت خوابيده ( در حال غفلت ) نديدم و عذابي را مانند دوزخ نديدم که گريزان از آن در خواب غفلت باشد ، هرکس که حق به او فايده نرساند مسلم باطل به وي زيان خواهد رساند و هرکس به واسطه حق به راه راست نيامد گمراهي او را به سوي پستي و هلاکت برگرداند. آگاه باشيد که همانا شما مامور به کوچ کردن و حرکت و راهنمايي به توشه برداشتن شده ايد و همانا دو چيز مهم است که بر شما ترسان و بيمناک هستم : يکي پيروي هواي نفس و ديگري آرزوي دراز ، پس از دنيا ( توشه نيک ) برگيريد ، در همين دنيا چيزي را که در قيامت شما را نجات دهد برگيريد. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 85

مولا علي (ع) : به دنيا مانند نگاه پارساياني که دوري از آن کرده اند نگاه کنيد ، زيرا که به خدا سوگند دنيا به زودي ساکنانش را نابود ميکند و صاحبان نعمت را غمگين و افسرده خاطر ميسازد آنچه که از دست انسان گرفته شده بر نمي گردد و از آينده دنيا خبر ندارد ، بايد انتظار داشت که شادماني دنيا آميخته به غمهاست ، نيرو و قدرت مردان دنيا به سستي و ناتواني ميرسد. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 86

مولا علي (ع) : کسي که بداند برگشت او به مرگ است ، جايگاه ورودش قبر است ، در حضور پروردگار مي ايستد و اعضاي بدنش بر کردارش گواهي مي دهند ، اندوهش طولاني و گريه اش فراوان و انديشه و فکرش هميشگي ميگردد. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 120

حضرت مولا علي (ع) : شنيد که مردي مي گويد ( استغفرالله ) ، سپس فرمود : ساکت شو مادرت به عزايت بنشيند ، تو حد و اندازه استغفار را ميداني ؟ استغفار درجه و جايگاه عليين و بلند پايگانست و شش شرط دارد : 1.پشيماني بر افعال و کردار گذشته .2.تصميم اينکه ديگر برگشت به آن کردار ناپسند نکني.3.حقوق مردم را بدهي تا خدا را پاک و پاکيزه ملاقات کني.4.هر واجبي که انجام نداده اي قضايش را به جاي آوري .5.گوشتي که از حرام و معصيت روييده بر بدنت ، قصد کني که به ناراحتي عبادت آبش کني.6.بچشاني بدنرا الم و زحمت اطاعت را همانطوريکه شيريني گناه و معصيت را چشانده اي. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 116

حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: پادشاهى نيست كه خدا به او قدرت و سلطنت و نعمت عطا كند و سوء استفاده‏ از قدرت نمايد و بر بندگان ستم كند مگر اينكه خدا سلطنت را از او زوال بياورد مگر نمي ‏بينى گفته ‏ى خداى تعالى را كه ميفرمايد : «إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ» « سوره رعد آيه 11 » همانا خدا نعمت مردمى را عوض نميكند تا زمانى كه مردم خود را عوض كنند و نافرمانى خدا كنند. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 167

حضرت امير المؤمنين علي (ع) فرمود : از شيعيان و پيروان من نيست كسى كه مال مؤمن را بعنوان حرام بخورد. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 163

حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به ابى ذر فرمود: هميشه دلت را وادار بفكر كردن و زبانت را مأمور ذكر گفتن خدا و تنت را وادار بعبادت و چشمت را مأمور گريه كردن از خوف خدا كن و روزى فردا را اهميت مده و هميشه در مسجدها باش كه همانا آبادكنندگان مساجد اهل خدايند، و بويژه آنان كه در مسجدها قرآن مي ‏خوانند و عمل به آن ميكنند. حضرت علي (ع) فرمود : جوانمردى در شش چيز است سه تاى آن در سفر و سه‏ى ديگر در حضر است آن سه كه در حضر است: خواندن قرآن، آباد كردن مسجد و مردم را برادر گرفتن در راه خدا، و اما آن سه كه در سفر است بخشيدن زاد و توشه به همراهان، اخلاق نيكو، خوش رفتارى با همراهان. خداى تعالى فرموده است مسلم اعلان جنگ با من كرده است‏ كسى كه اذيت كند يا بترساند مؤمنى را. و چنين بود عيسى بن مريم كه ميفرمود: اى گروه همراهان من خويشتن را دوست خدا كنيد بوسيله دشمن داشتن اهل معصيت و بخدا نزديك شويد با دورى از ( اهل معصيت ) و رضاى خدا را بدست آوريد در خشمگين شدن با آنها ( اهل معصيت ) و هر گاه مي ‏نشينيد با كسى هم‏نشينى كنيد كه در مجالست آنان كردار نيك شما از سخنان او زيادتر شود و ديدنش شما را بياد خدا اندازد و مايل بآخرت كند شما را عمل آن كس‏ . ارشاد القلوب ج‏لد 1 صفحه 189

مولا علي (ع) فرمود : خداى سبحان فرموده است هر گاه كسى كه معرفت به من دارد و نافرمانى مرا بكند من هم بر او چيره گردانم كسى را كه مرا نشناسد. ارشاد القلوب ج‏لد 1 صفحه 204

مولا علي (ع) : دنيا خواب و خيالست و آخرت بيداريست و ما در بين دنيا و آخرت خواب و بيدار هستيم‏. ارشاد القلوب ج‏لد 1 صفحه 204

از مولا علي (ع) از معنى پارسائى پرسيده شد فرمود: زاهد كسى است كه بيش از قوت روزانه ‏اش نخواهد و آماده ‏ى براى مرگ باشد. ارشاد القلوب ج‏لد 1 صفحه 204

مولا علي (ع) فرمودند : كه همانا دشمن من حاجتش را از من ميخواهد و من هم حاجت او را بزودى بر آورم از ترس اينكه مبادا ديگرى حاجت او را بر آورد يا اينكه او بي ‏نياز شود و ثوابش از من فوت شود. ارشاد القلوب ج‏لد 1 صفحه 204

مولا علي (ع) : مؤمن سخنش ذكر است ، سكوتش فكر است و نگاهش عبرت است‏. ارشاد القلوب ج‏لد 1 صفحه 204

از مولا علي (ع) از معنى پارسائى پرسيده شد فرمود: زاهد كسى است كه بيش از قوت روزانه ‏اش نخواهد و آماده ‏ى براى مرگ باشد. ارشاد القلوب ج‏لد 1 صفحه 204

حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرموده:

$
0
0
 
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرموده:همانا خدا را بندگانى است كه دلهايشان از خوف خدا شكسته بطورى كه هيچ سخن نميگويند با اينكه آنان سخنسرايان فصيح ميباشند، نجيب مردانند كه بسوى اعمال شايسته پيشى مي ‏گيرند با اينكه مردان شايسته ‏اند خود نمائى بشايستگى نميكنند كردار نيك زياد دارند ولى اندك مي ‏شمارند و خويشتن را ازبََدان مي ‏شمارند با اينكه از خوبانند. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 232

حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرموده:هيچ مؤمنى روز و شب را سپرى نميكند مگر اينكه نفسش در پيش او متهم است به گمانهاى بد و او را بشك و ترديد مي ‏اندازد. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 239

حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به كميل بن زياد نخعى فرمود گوشه‏ گيرى اختيار كن خويش را مشهور مگردان و شخصيت خود را از مردم پنهان بدار نام خود را بر سر زبانها مينداز بياموز و عمل كن، خاموش باش كه سلامت بمانى ، خوبان را شاد و شادمان كن گرچه فاجران خشمگين شوند و با كى بر تو نيست هر گاه احكام دين خويش را آموختى مردم ترا نشناسند يا تو آنان را نشناسى.
و هر كس هميشه دلش در فكر و انديشه و زبانش بذكر خدا مشغول باشد خدا دلش را از ايمان و رحمت و حكمت و نور پر كند و همانا انديشه كردن و عبرت گرفتن از ديگران از دل مؤمن سخنان حكمت آميز بيرون آورد كه دانشمندان ميشنوند خوشنود ميشوند و خردمندان فروتن ميگردند و حكيمان در شگفت آيند. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 242

حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به كميل بن زياد نخعى فرمود گوشه‏ گيرى اختيار كن خويش را مشهور مگردان و شخصيت خود را از مردم پنهان بدار نام خود را بر سر زبانها مينداز بياموز و عمل كن، خاموش باش كه سلامت بمانى ، خوبان را شاد و شادمان كن گرچه فاجران خشمگين شوند و با كى بر تو نيست هر گاه احكام دين خويش را آموختى مردم ترا نشناسند يا تو آنان را نشناسى.
و هر كس هميشه دلش در فكر و انديشه و زبانش بذكر خدا مشغول باشد خدا دلش را از ايمان و رحمت و حكمت و نور پر كند و همانا انديشه كردن و عبرت گرفتن از ديگران از دل مؤمن سخنان حكمت آميز بيرون آورد كه دانشمندان ميشنوند خوشنود ميشوند و خردمندان فروتن ميگردند و حكيمان در شگفت آيند. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 242

حضرت على عليه السّلام به قنبر ميفرمود: مژده باد تو را و تو هم بديگران مژده ده بآنها بگو بديگران مژده دهند كه بخدا سوگند رسول خدا از دنيا رفت و او بر تمام امتش خشمگين بود غير از گروه شيعيان آگاه باشيد كه براى هر چيزى پيشوائيست و پيشواى زمينها زمينيست كه شيعيان در آن جاى گزينند و براى هر چيزى آبروئيست آبروى دين شيعيانند بخدا سوگند اگر شما نبوديد زمين اهلش را فرو مي ‏كشيد.و كسى كه با آنها كه مخالف ما هستند اگر چه كوشش در عبادت هم داشته باشند مشمول اين آيه خواهند بود: «وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خاشِعَةٌ عامِلَةٌ ناصِبَةٌ تَصْلى‏ ناراً حامِيَةً» « سوره غاشيه آيه 4 » صورتهائى كه درين روز بيمناكند عمل‏كننده و رنج كشيده‏ اند وارد مي ‏شوند در آتش بسيار گرم >>بخدا سوگند هر دعاى خيرى كه مخالف ما بكند در باره‏ ى شما مستجاب ميشود ، و نيست دعاى خيرى از شما مگر اينكه خدا براى او صد برابر آن دعا عنايت فرمايد و سؤال نمي ‏كند از شما مسأله ‏اى مگر اينكه چند برابرش براى او حاصل مي ‏شود بخدا سوگند روزه ‏دار شما در بوستان بهشت ميچرد.
بخدا سوگند حاجى و انجام دهنده ‏ى عمره‏ اى از شما از مقربين و خواص پيشگاه خدايند و شما تمامتان دعاكنندگانى هستيد كه دعايتان مستجاب است ترس و بيم بر شما نيست غمگين و افسرده خاطر مباشيد تمام شما در بهشتيد پس جاى بگيريد در درجات بهشت بخدا كسى از شيعيان ما نزديكتر بعرش پروردگار نيست خوشا بحال شيعيان ما چقدر صنع خدا در باره‏ ى آنان نيكوست.
بخدا سوگند حضرت امير المؤمنين فرموده كه شيعيان ما از قبرها بيرون آيند در حالى كه رويشان ميدرخشد ديدگانشان روشن است كه امان بآنان داده شده مردم همه در آن روز بيمناكند آنان را ترس و بيمى نيست بخدا سوگند هيچ يك از شما براى نماز كوشش نمي ‏كند مگر اينكه فرشتگان او را در برگيرند خدا را بخوبى در باره‏ ى او ميخوانند تا وقتى كه از نماز فارغ شوند.
آگاه باشيد كه براى هر چيزى جوهريست و جوهر فرزندان آدم حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و اله و ما و شما باشيم و خداوند بسوى موسى وحى فرستاد، كه بهيچ وسيله ‏اى كسى بسوى من نزديك نمي ‏شود مگر بورع و دورى كردن از محرمات. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 246

حضرت اميرالمؤمنين علي (ع) فرمود : كه هميشه مرد مسلمان سالم است تا زمانى كه خاموش ( ساکت ) است پس هر گاه سخن گفت در نامه‏ ى عملش يا ثواب و يا گناه نوشته مي شود. ارشاد القلوب ج‏لد 1 صفحه 248

حضرت اميرالمؤمنين عليه السّلام فرمود در وصيتى كه به فرزندش محمّد حنفيه كرد بدان كه زبان سگى است درنده اگر او را رها كنى اذيت مي ‏كند تو را و چه بسا سخنى گويد كه نعمتى را از تو سلب كند و بلائى را بسوى تو بكشاند زبانت را نگهدارى كن آنچنان كه طلا و نقره‏ ى‏
خود را نگهدارى مي ‏كنى و هر كس در سخن گفتن شتاب كرد زبانش او را بسوى بديها كشاند. ارشاد القلوب ج‏لد 1 صفحه 248

حضرت امير المؤمنين عليه السّلام چنين بود هر گاه ميفرمود:
«وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ» «سوره انعام آيه 79 » صورتش تغيير ميكرد و رنگ مباركش زرد ميشد بطورى كه همه مي ‏دانستند از خوف خدا اين حالت به وى دست داده و حضرت يك هزار بنده از دسترنج خود در راه خدا آزاد كرد ، كارش اين بود كه نهال درخت ميكاشت بعد ميفروخت و از پول آن بنده ميخريد و در راه خدا آزاد ميكرد و با همين حالت آنان را چيزى از مال خود مي ‏بخشيد كه نيازى به مردم‏ نداشته باشند. ارشاد القلوب ج‏لد 1 صفحه 252

بعضى از غلامان به حضرت اميرالمومنين علي (ع) خبر دادند كه چشمه‏ اى در يكى از باغ‏ها آبش چنان ميجوشد مانند گردن شتر از آن چشمه آب بيرون مي آيد ‏ حضرت چند گواه طلب كرد و آنان را گواه گرفت كه اين چشمه را در راه خدا وقف كردم تا پايان دنيا و فرمود : اين كار را كردم تا آتش را از چهره‏ ى من دور كند. ارشاد القلوب ج‏لد 1 صفحه 253

حضرت امير المؤمنين به يارانش فرمود: اگر مي ‏توانيد سخت از خدا بترسيد و گمان خود را به او نيكو نمائيد بين اين دو صفت جمع كنيد زيرا كه گمان خوب بنده به پروردگارش باندازه‏ ى ترس از خداست و همانا خوش‏ گمانترين مردم بپروردگار همانهايند كه سخت بيمناكند پس آرزوها را واگذاريد فعاليت و كوشش كنيد تا بتوانيد حق خالق و مخلوق را ادا كنيد و هر كس كه حق خدا را ادا كند برايش دورى از آتش باشد و نيست براى كسى بر خدا حجتى و نه بين خدا و كسى خويشاونديست.
خدا داستان گناه آدم را مثل نزده مگر براى بيدارى شما. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 260

روايت شده كه حضرت على عليه السّلام به قصابى گذشت كه گوشتهاى چاق و فربه اي در دكان داشت مرد قصاب عرضكرد: اى امير المؤمنين از اين گوشتهاى چاق خريدارى كنيد حضرت فرمود: پول همراه من نيست. قصّاب گفت: نسيه ميدهم فرمود من به نخوردن گوشت صبر مي‏كنم و نسيه نمي ‏برم. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 284

حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: صبر و شكيبائى نسبت به ايمان به منزله سر است در بدن انسان و كسى كه صبر ندارد ايمان ندارد. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 305

حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه حسد نورزيد زيرا كه حسد ايمان را ميخورد همچنان كه آتش هيزم را ميخورد پس هر گاه كه پيغمبر و حضرت امير المؤمنين گواهى دهند به اينكه حسد ايمان و كردار نيك را ميخورند چه چيز بعد از رفتن ايمان و كردار نيك براى بنده بجا و باقى مي ‏ماند پس دورى كنيد از حسد تا دلها و چشمهاى شما در آسايش باشد از رنج و گناه. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 313

مولا علي (ع) فرمود : كسى كه يقين دارد خدا عوض انفاقش ( کمک کردن به ديگران ) را به او ميدهد از انفاق كردن ( از کمک کردن به ديگران ) خوددارى نمي كند. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 333

حضرت علي (ع) فرمود : كه توجه كنيد به كارهاى خوب و بشتابيد بسوى آنچه كه براى شما منفعت دارد.بدانيد كه نيازمندي ‏هاى مردم بسوى شما از نعمت‏هاى خداى تعالى است بر شما ( به علت اينکه نيازمندي خلق الله را برطرف کني و خداوند هم نيازمندي تو را برطرف ميکند ) و كريمترين مردم كسى است كه عطا كند به كسى كه به او اميدى ندارد و هر كس يك گرفتارى از مؤمنى برطرف كند خدا از او هفتاد و دو گرفتارى از گرفتاريهاى دنيائيش برطرف كند و هفتاد و دو گرفتارى از گرفتاريهاى آخرتش را و هر كس به كسى نيكى نمايد خدا به او نيكى كند و خدا نيكوكاران را دوست دارد. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 333

روايت شده كه همانا حضرت امير المؤمنين به كميل بن زياد فرمود : اى كميل اهل و عيالت را فرمانده كه به طرف خوبيها بروند و شبها پى حاجت خوابيدگان بروند ، سوگند به آن خدائى كه تمام صداها را مي ‏شنود هر كس دلى را شاد كند خداوند به جاى آن شادى مهربانى بيافريند كه هر گاه مصيبت و بلائى بر او رو آورد آن مهربانى مانند سيل بسوى او سرازير شود پس آن مصيبت را از او دور كند مانند شتر غريبى را كه از گله شتران دور كنند. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 333

و روايت شده كه اميرالمؤمنين حضرت علي (ع) هر گاه حاجتمندى خدمتش مي رسيد به او ميفرمود كه حاجت خود را بر زمين بنويس زيرا كه من خوش ندارم كه ذلت و پستى سؤال را در صورت سائل ببينم. ارشاد القلوب جلد 1 صفحه 329

مولا علي (ع) فرمودند : نخستين مرحله حکمت و دانايي ترک لذتها و سرانجام آن دشمن داشتن امور ناپايدار است. غررالحکم جلد 2 حديث 3052

مولا علي (ع) فرمودند : اولين وظيفه واجب بر شما در مقابل خداوند سپاسگذاري از نعمتهاي او و جستجوي خشنودي اوست. غررالحکم جلد 2 حديث3329

مولا علي (ع) فرمودند : نخستين گام در جوانمردي فرمانبرداري از خدا و پايان آن دوري جستن از پستيهاست. غررالحکم جلد 2 حديث 3195

مولا علي (ع) فرمودند : سرآغاز اخلاص ، نا اميدي از چيزي است که در دست مردم است. غررالحکم جلد 2 صفحه 3290

مولا علي (ع) فرمودند : سرآغاز بيهودگي ، بازي است و آخرش درگيري. غررالحکم جلد 2 صفحه 825 حديث 3132

اميرالمومنين (ع) فرمود : ما خاندان پيامبر ، هيچ کس با ما مقايسه نميشود.قرآن در شان ما نازل شده ، و معدن رسالت درميان ما است. عيون الاخبار الرضا (ع) ، مسند امام رضا (ع) جلد 1 صفحه 133 حديث 147

اميرالمومنين (ع) فرمود : نهمين از فرزندانت - اي حسين (ع) - همان قائم بالحق است که پيروزي دهنده دين و گستراننده عدل است . . . اما بعد از غيبت و سرگرداني ، که در اين غيبت ، هيچ کس ثابت بر دين نمي ماند ، مگر مخلصاني که با روح يقين مباشرت دارند. کمال الدين و تمام النعمة ، مسند امام رضا (ع) جلد 1 صفحه 221 حديث 386

حضرت موسي بن جعفر (ع) از پدرانش از حضرت امام حسين (ع) روايت ميکند که يکي از روزها اميرالمومنين (ع) با گروهي از ياران خود نشسته و آنها را براي جنگ آماده ميکرد ، در اين هنگام پيرمردي که گرد و غبار سفر در چهره اش بود وارد شد. مرد مسافر پرسيد : اميرالمومنين کجاست ؟ حضرت را به آن مرد نشان داد ، و او سلام کرد و بعد گفت : يا اميرالمومنين من از طرف شام مي آيم و پيرمرد هستم ، شنيده ام در وجودت فضائل بسياري هست ، و من گمان ميکنم که به زودي کشته خواهي شد و اينک آنچه را خداوند به تو تعليم داده به من تعليم فرما.حضرت علي (ع) فرمود : آري اي پيرمرد هرکه دو روزش مساوي باشد در زندگي خود زيان ديده است ، و هرکس کوشش خود را براي رسيدن به دنيا متمرکز کند از از ادبار دنيا حسرت خواهد خورد ، و هر آنکس که دو روز از ايام زندگيش در شر و فساد بگذرد از مواهب الهي محروم ميگردد. هرکس به امور آخرت بي اعتنا باشد و از دنيايي که به او رو آورده استفاده کند و توجه نداشته باشد که از کجا به دست ميآورد اين چنين آدمي از تبه کاران به شمار ميآيد ، کسي که به نواقص اخلاقي و اجتماعي خود متوجه نباشد ، هواي نفس بر او غلبه خواهد کرد.اي پير مرد براي مردم بپسند آنچه را براي خود مي پسندي ، و با مردم آنطور رفتار کن که ميل داري با تو آن گونه رفتار کنند ، پس از اين اميرالمومنين (ع) صورت خود را متوجه يارانش کرد و فرمود : اي مردم مگر مشاهده نمي کنيد که اهل دنيا با حالات مختلف صبح را به شب و شب را به روز ميآورند ، يکي زمين ميخورد و از درد بر خود مي پيچد و ديگري از وي عيادت ميکند و از ديدن رنج بيمار ناراحت ميگردد ، يکي از فرط ناراحتي و شدت مرض با جان خود تلاش ميکند و ديگري اميد به زندگي ندارد ، و يکي در بستر مرض افتاده و نزديک است جان دهد ، يکي طالب دنيا است در صورتيکه مرگ او را دنبال ميکند ، و ديگري غافل از همه چيز همواره در تلاش است در صورتيکه از ديد حقيقت هرگز دور نبوده است. کِتابُ المَواعِظ شيخ صدوق صفحه 55 الي 58

سوالات زيد بن صوحان از شاه ولايت اميرالمومنين مولا علي بن ابيطالب (ع)

زيد بن صوحان عبدي عرض کرد : يا اميرالمومنين کدام سلطان قوت و قدرتش بيشتر است ؟ حضرت فرمود : مرگ.

عرض کرد : کدام چيز ذلتش بيشتر است ؟ فرمود : حرض بر جمع مال دنيا.

عرض کرد : کدام فقر از همه سخت تر است ؟ فرمود : کفر بعد از ايمان.

عرض کرد : کدام دعوت از همه گمراه تر است ؟ فرمود : کسي که مردم را به طرف موهومات ( يا به طرف خلاف ) دعوت ميکند.

عرض کرد : کدام عمل افضل است ؟ فرمود : پرهيزکاري.

عرض کرد : کدام عمل رستگاريش بيشتر است ؟ فرمود : طلب کردن از آنچه در نزد خداوند است.

عرض کرد : کدام مصاحب ( هم صحبت ) از همه بدتر است ؟ فرمود : آن کسي که معصيت ها را در نظر انسان جلوه دهد و آدمي را به نافرماني خداوند وادارد.

عرض کرد : کدام يک از مردم شقاوتش بيشتر است ؟ فرمود : کسي که دين خود را به دنياي ديگري بفروشد.

عرض کرد : کدام يک از مخلوقات از همگان نيرومندتر است ؟ فرمود : آن کس که بردباريش از همه بيشتر است.

عرض کرد : کدام يک از مردم بخلش بيشتر است ؟ فرمود : آن کسي که از راه حرام مالي بدست آورد.

عرض کرد : کدام يک از مردم زرنگيش بيشتر است ؟ فرمود : کسي که به حالات خود بنگرد و رستگاري خود را از گمراهي درک کند و بنگرد راه سعادت در چيست و بطرف آن گرايش پيدا کند.

عرض کرد : با حلم ترين مردم کيست ؟ فرمود : آن کسي که به خشم نيايد.

عرض کرد : کدام يک از مردم ثبات راي بيشتري دارند ؟ فرمود کسي که فريب مردم را نخورد و دنيا نيز با زرق و برق خود او را از راه بيرون نکند.

عرض کرد : کدام يک از مردم از همه نادان ترند ؟ فرمود : کسي که گول دنيا را بخورد ، در صورتيکه مشاهده ميکند دنيا با ديگران چگونه بازي کرد.

عرض کرد : کدام يک از مردم حسرت و پشيماني بيشتري دارند ؟ فرمود : کسي که از دنيا و آخرت محروم شده باشد و اين خود زيان آشکاري است.

عرض کرد : کدام يک از مردم کور هستند ؟ فرمود : آنکس که براي خداوند عملي انجام نداده و از خداوند انتظار ثواب دارد.

عرض کرد : کدام قناعت از همگان افضل است ؟ فرمود : آنکس که به آنچه خداوند به وي عطا کرده قناعت کند ، و حرص و آز نداشته باشد.

عرض کرد : کدام مصيبت از همه دردناکتر است ؟ فرمود : مصائب در امور دين از همه ناراحت کننده و آزار دهنده تر است.

عرض کرد : کدام يک از اعمال عبادي نزد خداوند بيشتر مورد علاقه است ؟ فرمود : انتظار فرج.

عرض کرد : کدام يک از مردمان نزد خداوند ارج و اعتبار دارند ؟ فرمود : آنکه بيشتر از همه از خداوند ميترسد ، و تقواي بيشتر و زهد زيادتري دارد.

عرض کرد : کدام سخن در نزد خداوند بهتر است ؟ فرمود : زياد در ياد خدا بودن و عجز و لابه و دعا نمودن.

عرض کرد : کدام گفته از همه راست تر است ؟ فرمود : گواهي دادن به وحدانيت خداوند متعال.

عرض کرد : کدام يک از کارها در نزد خداوند بزرگتر است ؟ فرمود : تسليم در برابر خداوند و ترس از معاصي و پرهيزکاري از گناه.

در اين هنگام اميرالمومنين (ع) متوجه پيرمرد شامي شد و فرمود : خداوند متعال بندگاني را آفريد و دنيا را بر آنها تنگ گرفت ، و با نظر مخصوصيکه به آنان نگريست آنها نسبت به دنيا بي ميل شدند و به طرف آخرت متمايل گرديدند ، و به سختي معيشت صبر کردند و در شدائد و گرفتاريها شکيبائي به خرج دادند. اين جماعت همواره مشتاق بودند که زود از جهان رخت بندند و به سراي جاوداني بشتابند تا به کرامت و الطاف خداوندي برسند ، اين گروه مردم همواره دنبال رضاي خداوند بودند و در نتيجه پايان زندگي آنها به شهادت انجام گرفت و خداوند را در حاليکه از آنها راضي بود ملاقات کردند. بدانيد که مرگ راه گذشتگان است و همه بايد اين راه را بگذرانند ، اين مردم بايد براي آخرت خود زاد و توشه بردارند و اين زاد و توشه طلا و نقره نيست ، اين جماعت لباسهاي درشت پوشيدند و در طول زندگي خود در شدائد صبر کردند و به فضيلت خدمت نمودند. اين مردم در محبت و دوستي و يا بغض و دشمني فقط خداوند را در نظر گرفتند ، اينان چراغهاي هدايت کننده اند و در آخرت از نعمتهاي پروردگار برخوردار ميگردند.پيرمرد گفت : من اکنون کجا روم و بهشت را واگذارم در صورتيکه با چشم خود بهشت را مي نگرم ، و مشاهده ميکنم که اهل بهشت با تو هستند ، يا اميرالمومنين اينک به من اسلحه جنگي مرحمت کن تا با دشمنانت جنگ کنم ، اميرالمومنين (ع) اسلحه جنگ به آن مرد شامي مرحمت کردند و او را بر اسب سوار کرده و به طرف ميدان جنگ روانه ساختند ، مرد شامي مقابل حضرت به جنگ پرداخت و آن حضرت از مجاهدت آن شامي ( در ميدان جنگ ) به شگفت آمده بود.هنگامي که جنگ شدت گرفت با اسب خود را به لشگر زد و سرانجام کشته شد ، يکي از ياران اميرالمومنين (ع) او را روي زمين مشاهده کرد در حاليکه به شهادت رسيده بود ، و اسبش هم در کنارش کشته شده بود ، پس از اينکه گرد و غبار جنگ فرو نشست ، اميرالمومنين (ع) در حاليکه سوار بر اسب بود و سلاح جنگي در تن داشت نزد او آمد و بر بدنش نماز گذارد و فرمود : به خداي سوگند اين مرد خوشبخت بود و براي برادر خود طلب آمرزش ( از خداي تعالي ) کنيد. کِتابُ المَواعِظ شيخ صدوق صفحه 58 الي 64

اميرالمومنين (ع) فرمودند : حکيمان و دانشمندان پيشين چون به يکديگر نامه مي نوشتند سه جمله مي نوشتند که چهارمي نداشت : 1- آنکه همتش را به کار آخرت گماشت خداوند کار دنياي او را کفايت ميکند 2- آنکه باطن خود را اصلاح کند خداوند ظاهرش را اصلاح فرمايد 3- آنکه کارهاي ميان خود و خدا را اصلاح کند خداوند کارهاي ميان او و مردم را اصلاح فرمايد. خصال شيخ صدوق جلد 1 صفحه 147

اميرالمومنين (ع) فرمود خداي تبارک و تعالي به حضرت موسي (ع) فرمود : اي موسي سفارش مرا درباره چهار چيز نگهدارا ، اولش آنکه تا گناهان خود را آمرزيده نديده اي به عيب ديگران نپرداز ، دوم تا پايان يافتن خزينه هاي مرا نديده اي غم روزي خود مخور ، سوم تا زوال سلطنت مرا نديده اي به کسي جز من اميدوار مباش چهارم تا شيطان را مرده نديده اي از مَکرش آسوده خاطر مباش. خصال شيخ صدوق جلد 1 صفحه 240

اميرالمومنين (ع) فرمود : تمام نيکيها در سه چيز جمع شده است : نگريستن ، سکوت ، و سخن ، هر نگريستن که در آن پند و عبرت نباشد در آن فائده نيست ، هر سخني که در آن ياد خدا نباشد لهو است ، و هر سکوتي که در آن انديشه نباشد غفلت است ، پس خوشا به حال آنهاييکه نظرشان از روي عبرت و سکوتشان موجب فکر و انديشه و سخنانشان ذکر خدا باشد و به گناهانيکه از وي سر زده گريه کند و مردم از وي در امان باشند. کِتابُ المَواعِظ شيخ صدوق 100

اميرالمومنين (ع) فرمود : جبرئيل بر حضرت آدم (ع) فرود آمد و گفت : اي آدم خداوند تو را مخير کرده که يکي از سه چيز را اختيار کني و اينک يکي از آنها را برگزين و بقيه را رها کن ، آدم گفت آن سه چيز که خداوند فرموده چيست ؟ جبرئيل گفت : عقل ، حياء ، و دين آدم گفت : من عقل را پذيرفتم ، جبرئيل به حياء و دين گفت : شما برويد ، آن دو گفتند : اي جبرئيل ما ماموريت داريم هرجا عقل باشد با آن باشيم جبرئيل گفت : پس باشيد و بعد به آسمان بالا رفت. کِتابُ المَواعِظ شيخ صدوق صفحه 125

اميرالمومنين سلام الله عليه فرمود : هرکس به اندازه کفايت زندگي از دنيا قناعت کند اندکي از دنيا هم او را کفايت ميکند ، و هرکسي در دنيا قناعت نداشته باشد هيچ چيز او را کفايت نميکند. کِتابُ المَواعِظ شيخ صدوق 127

اميرالمومنين (ع) فرمود : حضرت رسول (ص) ميفرمود : خداوندا خلفاي مرا بيامرز ؛ گفته شد : يا رسول الله خلفاي شما چه افرادي هستند ؟ فرمود : کسانيکه بعد از من بيايند و روش مرا با گفتارم براي مردم بازگو کنند. کِتابُ المَواعِظ شيخ صدوق 128

اصبغ بن نباته از اميرالمومنين (ع) روايت کرده که آن حضرت در يکي از خطبه هايش فرمود : اي مردم گفتار مرا بشنويد و خوب از من دريافت کنيد ، جدائي بين ما و شما نزديک است ، من امام مردم و وصي بهترين آفريده خدا ، و همسر سيده زنان ، و پدر خاندان طهارت و پيشوايان هدايت ، و برادر رسول خدا ، و وزير ، و مصاحب ، و دوست و برگزيده او هستم. منم اميرمومنان و پيشواي سپيد چهره گان ؛ و سيد اوصياء ، جنگيدن با من جنگ با خداوند است ، و صلح با من صلح با خداوند است ، و اطاعت از من اطاعت از خداوند است ، و دوستي با من دوستي با خداوند است ، و شيعيان من دوستان خداوند هستند ، و ياوران من ياوران خداوند هستند ، سوگند به خدائي که مرا آفريد و چيزي نبودم ، نگهدارندگان اسرار از آل محمد (ع) ميدانند که ناکثين و قاسطين ، و مارقين مورد لعنت حضرت رسول اکرم (ص) قرار گرفته اند ، و زيان کار است آنکسي که دروغ به رسول خدا (ص) ببندد. کِتابُ المَواعِظ شيخ صدوق 133

اميرالمومنين (ع) در ضمن وصايايي به فرزندش محمد حنفيه فرمود : اي فرزند من از آمال و آرزوها دوري کن ، آرزوهاي دور و دراز از حماقت سرچشمه گرفته و موجب ميشود که آدمي امور آخرت را به تعويق اندازد ، يکي از بهترين لحظه هاي انسان در زندگي هم نشيني با مردمان شايسته است. با اهل خير مجالست کن تا در زمره آنان محسوب گردي ، و از اهل شر و فساد دوري کن و با کساني که تو را از ياد خدا و مرگ غافل ميکنند ارتباط برقرار مکن و از آنان دوري گزين. سوء ظن و بدگماني بر تو غلبه نکند ، و اگر چنانچه سوء ظن بر تو غلبه کرد ، با هيچ دوستي نمي تواني زندگي کني و باب ارتباط با خلق خدا را روي خود خواهي بست.قلب خود را با ادب پاکيزه نگه دار ، همان طور که هيزم به وسيله آتش پاکيزه ميگردد ، بهترين ياور آدمي ادب است ، تجربه هاي نيک را بايد از اشخاص عاقل آموخت ، نظريات مردم را با يکديگر بسنج و سپس نيکوتر آنها را که به حق نزديک است برگزين ، و آنچه را که موجب شک و ترديد است دور بيفکن. اي فرزند من شرفي بالاتر از اسلام نيست ، عزتي بالاتر از تقوي و پرهيزکاري و پناهگاهي بهتر از ورع و شفيعي رستگارتر از توبه ، و لباسي زيباتر از عافيت ، و سلاحي نگهدارنده تر از سلامتي ، و گنجي بهتر از قناعت نيست و ثروتي که فقر را ببرد و انسان را با قناعت راضي نگه دارد. هرکس با اندکي از زندگي کفايت کند در آسايش منظمي خواهد بود ( يعني در زندگي به اندک هم راضي باشد و کفايتش کند ) ، و در زندگي آرام و لذت بخشي فرو خواهد رفت ، حرص و آز آدميان را در گرداب گناه گرفتار خواهد کرد ، غم و اندوه را با صبر و متانت و بردباري از خود دورساز ، اگرچه زندگي دنيا تو را گرفتار سازد و اندوه شما را فرا گيرد.رستگار شدند آن کسانيکه اعمال شايسته به جا آوردند و در پيشگاه خداوند با کارهاي نيک حاضر شدند ، در همه امور زندگي خود به پروردگار قادر قهار پيوستگي پيدا کن و به آن ساحت مقدس پناه ببر. زيرا خداوند بهترين پايگاه و محل اعتماد انساني است ، هرچه خواهي از خداوند بخواه که کليد خير و شر و بخشش و عطاء و منع ( بازداشتن از دادن و باز داشتن کسي را از کاري) و نا اميدي در دست خداوند است. اي فرزند من روزي بر دو قسم است ، يک روزي تو را طلب ميکند و يک روزي تو در دنبال آن هستي ، و آن روزي که تو را دنبال ميکند به تو خواهد رسيد اگرچه در طلب آن نباشي کوشش نداشته باش که روزي يکسال را در يک روز فراهم آوري ، و خداوند روزي هر روز از ايام زندگانيت را به تو خواهد رسانيد ، و اگر چنانچه مقدر باشد که تو يکسال عمر کني خداوند روزي هر روز را به تو ميرساند ، اگر عمرت يکسال مقدر نباشد پس کوشش زياد فايده ندارد. بدان هيچ کس به روزي تو دسترسي پيدا نخواهد کرد و تو را مغلوب نخواهد ساخت ، و آنچه براي تو تقدير شده است از تو پوشيده نميگردد ، چه اشخاصيکه شب و روز در تلاش معاش هستند و خود را گرفتار مشقت ميکنند ولي هم چنان در فشار زندگي گرفتارند و چه افرادي ميانه رويي هستند زندگي آنان با خوشي و لذت ميگذرد. امروز متعلق به توست و فردا نميداني چه خواهد شد ، چه اشخاصيکه به اميد فردا کوشش کردند وليکن فردا را درک نکردند ، و چه اشخاصيکه زندگي آنان در اول شب مورد غبطه ديگران بود وليکن در پايان شب مرگ گريبان او را گرفت و گريه و ضجه از منزلش برآمد پس از فراخ زندگي وسعه رزق نبايد فريب خورد ، و از تاخير عذاب خداوند نبايد خوشحال شد ، زيرا خداوند همواره مردم را در نظر دارد و تعجيل نميکند و در روز باز پسين او را مکافات ميکند. اي فرزند از حکيمان پند بياموز ، و از گفته ها نصيحت و پند بگير و دقت کن ، و از آنچه مورد استفاده است به خوبي فراگير و از آنچه تو را باز ميدارد اجتناب کن و نفس خود را از مشتهيات باز دار.امر به معروف را پيشه ساز تا از اهل معروف قرار گيري و با نيکان محشور گردي ، زيرا تکميل همه امور در نزد خداوند امربه معروف و نهي از منکر است ، مسائل و احکام دين را به خوبي فراگير که علما وراث انبياء هستند ، پيامبران درهم و دينار به ارث نمي گذارند ، و ميراث آنها علم و فضيلت است ، هرکس از علم بهره گيرد ، بهره زيادي برده است. بدان که براي طالب علم کسانيکه در آسمانها و زمين هستند استغفار ميکنند ، پرندگان آسمان ها و ماهيان دريا نيز براي آنها دعا مي نمايند ، فرشتگان بالهاي خود را براي طُلاب علوم پهن ميکنند و از اين عمل خود اظهار رضايت و خوشنودي دارند. در طلب علم و فضيلت شرافت دنيا و آخرت و رستگاري در دين و رسيدن به فيوضات خداوندي هست ، زيرا فقهاء و دانايان علوم دين مردم را به طرف خداوند و بهشت دعوت ميکنند ، به همه مردم نيکي کن همانطور که انتظار داري مردم با تو نيکي کنند. براي مردم به پسند آنچه براي خود مي پسندي ، و زشت بشمار آنچه را از مردم زشت ميشماري ، با همه مردم با خُلق نيکو آميزش کن که هرگاه دور شدي باز آنها ميل و رغبت به تو داشته باشند ، و هرگاه در گذشتي براي تو گريه کنند و کلمه استرجاع (( انا لله و انا اليه راجعون )) بر زبان جاري سازند ، و از کساني نباش که هرگاه مُرد بگويند : الحمدلله رب العالمين. بدان که کمال عقل و خرد بعد از ايمان به خداوند متعال محبت و احسان به مردم است آنکسي که با مردم به نيکي معاشرت نکند در او خير و انسانيت نيست ، خداوند متعال چيزي را بهتر از سخن گفتن نيافريده است ، و از آن زشت تر نيز چيزي خلق نکرده است ، به وسيله سخن صورت ها سپيد و سياه ميگردند. بدان که زبان و سخن در اختيار تو هست تا آنگاه که سخن نگفته باشي در سلامت هستي ، و هرگاه حرف زدي و زبان گشودي در گرو سخنان خود هستي و بايد از عهده آن برآيي ، زبان را نگهدار همان طور که طلا و نقره و درهم و دينارت را حفظ ميکني. زبان مانند سگ درنده است و اگر جلو آنرا آزاد بگذاري به هرکس نيش ميزند ، چه بسا سخني که از زبان آدمي بيرون شود و نعمتي را از انسان سلب کند ، هرآن کسي که زبان خود را بدون اختيار رها کرد و آن چه خواست گفت ، و اباء و امتناعي نداشت به پريشانحالي و رسوائي خواهد افتاد و سقوط خواهد کرد و سرانجام گرفتار عذاب خداوند و مورد ملامت و سرزنش مردم قرار خواهد گرفت. کسي که مستبد به راي خود باشد و به ديگران اعتناء نکند در مخاطره خواهد افتاد و هرآن کس که در امور جاريه و حوادث واقعه با ديگران مشورت کند موارد لغزش را خواهد شناخت ، کسي که بدون دقت در عواقب کارها وارد آن شود و بدون صلاح انديشي کاري انجام دهد در مشکلات و سختيها گرفتار خواهد شد ، و راه نجات پيدا نخواهد کرد. قبل از شروع هرکاري در موضوع آن دقت و بررسي کن تا موجبات پشيماني فراهم نگردد ، و ضرر و زيان متوجه تو نشود ، خردمند آن کسي است که از تجارب پند گيرد ، و تجربه علمي است که انسان از آن نتيجه خوب ميتواند بگيرد ، در گردش روزگار و گذشت حوادث حقيقت مردان آشکار ميگردد ، و راست گو از دروغ گو تميز داده ميشود ؛ روزگار و گردش شب و روز اسرار نهاني را آشکار ميسازد ، و حقائق را جلوه گر ميکند ، اينک وصيت مرا نيکو درياب و از آن زود نگذر ، و بهترين عقل ها آن عقلي است که سود دهد و به صاحبش نفع رساند. بدان اي فرزند که تو همواره در جستجو و طلب روزي هستي ، با اين بدن ضعيف و لاغري که داري به هيچ وقت بيش از اندازه باري را بر دوش نکش که در نتيجه سنگين باري پشتت خم گردد و در روز قيامت نتواني از زير بار گران خلاص گردي ، و بدترين توشه در روز قيامت دشمني با بندگان خداوند است. بدان و متوجه باش که در مقابل تو جاده هاي مخوف و خطرناک و پرتگاه هاي زيادي هست که در آن گردنه ها و فراز و نشيب فراواني است که بايد از آن بگذري ، و راه بهشت و دوزخ از آن گردنه ها عبور ميکند ، و مواظب باش با احتياط قدم برداري. قبل از اينکه در آن راه هاي خطرناک قدم بگذاري براي خود وسائل و اسباب فراهم کن ، و اگر مردمان محتاجي را ديدي که زاد و توشه تو را برميدارند و در روز قيامت به تو بر ميگردانند از اين موقعيت استفاده کن و زاد و توشه خود را در دنيا به مردمان نيازمند بده ، و اگر به اين دستور عمل نکردي روز قيامت پشيمان ميگردي.مواظب باش زاد و توشه خود را به دست کسي بسپاري که تقوي و پرهيزکاري داشته باشد ، و اگر در اين مورد دقت نکردي مانند تشنه اي خواهي بود که فريب سراب را ميخورد و از فعاليت خود نتيجه نمي گيريد ، و کاري نکن که در روز قيامت دستت از همه جا کوتاه گردد. و در ضمن همين وصيت فرمود : اي فرزند من ستم کردن و تعدي نمودن آدمي را گرفتار هلاکت ميسازد ، هرکسي قدر و مقام خود را درک کرد و از حدود خود تجاوز ننمود در سلامتي خواهد ماند ، هرکس خود را نگهداشت مقام خود را حفظ خواهد کرد ، ارزش هر انسان بستگي به اخلاق و صفاتي دارد که از او ظهور و بروز ميکند و او را نيکنام ميگرداند ، ارزش و اعتبار آدمي موجب رستگاري او خواهد بود. بهترين ثروت براي انسان ترک آمال و آرزوهاست ، حرص و آزمندي فقري است که انسان در هر حال گرفتار آن است ، دوستي و محبت مانند خويشاونداني است که آدمي از آن استفاده ميکند ، دوست تو مانند برادر ابويني است ، و هر برادر ابويني دوست تو نخواهد بود. دشمن دوستت را دوست نگير ، که موجب دشمني دوستت با تو خواهد شد ، چه افراد دوري که با تو از افراد نزديک ، نزديک ترند ، توانگر بخشنده که فقير شده باشد بهتر است از نيکوکاري که همتش جمع مال باشد ، پند و اندرز پناهگاهي است براي کسي که از سخنان پند گيرد و آنرا به کار بندد ، اشخاص بد اخلاق هميشه معذب هستند ، و مردم همواره او را مبغوض ميدارند. از عدالت نيست که انسان به مجرد سوء ظن اعتماد خود را از کسي سلب کند ، چه اندازه زشت است که آدمي در هنگام گناه و معصيت و نافرماني خداوند نشاط داشته باشد ، و در هنگام بروز حادثه ناگوار از خود ناراحتي و اندوه زياد نشان دهد ، و براي رسيدن به جاه و مقام قساوت قلب و ظلم و ستم نشان دهد ، و با دوستان خود مخالفت ورزد. بسيار زشت است که مردمان آبرومند و با شخصيت سوگند بخورند و بعد سوگند خود را بشکنند ، و يا با حکومت عادلي که با آنها به خوبي رفتار ميکند غدر و مکر ( حيله ) داشته باشند کفران نعمت از ناداني است ، و هم نشيني با احمق شوم است ، هرکس به تو کلمه حقي را عرضه کرد از وي بپذير اگرچه آنکس از افراد گمنام جامعه باشد. هرکس اقتصاد و ميانه روي را ترک کرد ، از راه حق منحرف خواهد شد ، هرکس حق را زير پا گذاشت راه زندگي به روي تنگ خواهد شد ، چه اشخاص مريضي که بهبودي يافتند و مردان تندرستي که جان خود را از دست دادند ، گاهي نوميدي سبب نجات و موفقيت انسان ميگردد ، و طمع موجب هلاک و خسران ميشود ، از کسي که انتظار داري تو را در برابر اعمالت مورد عتاب قرار دهد قبلا از خشم و غضب او بترس و موجبات خشم او را فراهم نياور ، کسي که مردم را امر به مکر و حيله کند پاداش نيکي نخواهد داشت. فريب و نيرنگ بدترين لباس مسلمان است ، کسي که مکر و حيله انجام داد شايسته است که در حق او نيکي نشود ، فساد و تباهي موجب هلاکت مردم و زندگي ميگردد ، هرکس جود و بخشش داشته باشد به رياست مي رسد ، هرآن کسي که دنبال فهميدن و يادگرفتن برود به علم و دانش او افزوده ميگردد. برادران ديني خود را پند و اندرز بده و آنها را در هر حال مساعدت و دستگيري کن تا آنگاه که تو را به نافرماني خداوند متعال وادار نکنند ، و همواره با او باش و هرجا رفت او را ترک مکن ، با سوء ظن و بدگماني برادر ديني خود را ترک مکن و با او قطع ارتباط منما پيش از آنکه در موضوع مورد نظر تحقيق کني و عذر دوستت را گوش نمايي. عذر کسي را که از تو معذرت ميخواهد بپذير تا شفاعت شفيعان تو را دريابد ، کسانيکه تو را در برابر دشمن مدد ميکنند و به تو کمک و مساعدت مي نمايند گرامي بدار ، و تا جان در بدن داري و سالم هستي به آنها احترام کن و در تعظيم و تکريم آنان بکوش ، پاداش کسي که مقام تو را حفظ کرده اين نيست که حق او ضايع گرداني و يا در برابر پرده پوشيهاي او با او بدرفتاري کني. با هم نشينت تا آنجا که توانايي داري به نيکي معاشرت کن که در هنگام احتياج از او استفاده خواهي کرد ، هرکس لباس حيا و شرم در تن کرد ، عيبش از چشمهاي مردم پنهان ميشود ، هرکس در زندگي ميانه روي را پيشه خود سازد ، امور زندگي به روي سبک خواهد شد ، هرآن کس که شهوات خود را مهار کرد در زندگي خوشبخت خواهد شد.هر سختي و مصيبت به آسايش و راحتي تبديل ميگردد ، هر غذايي که از گلوي انسان پايين ميرود با غم و اندوه توام است ، انساني به هيچ نعمتي نميرسد مگر اينکه مدتي رنج و اذيت بکشد ، با کساني که تو را به خشم نگريستند با ملايمت رفتار کن تا به موفقيت برسي. هنگاميکه اندوه و غم انسان را فرا مي گيرد از کفارات ( کفاره گناه ) محسوب ميشود ، هرساعتي که بر انسان ميگذرد و لحظه اي از عمرش سپري ميشود ، لذت و عيش و نوشي که در دنبال خود آتش جهنم داشته باشد در آن خيري نيست ، و هيچ خيري که دنباله اش آتش جهنم باشد خير محسوب نميگردد ، شري که دنباله اش بهشت باشد و انسان را سعادتمند سازد شر محسوب نميشود ، هر نعمتي جز نعمتهاي بهشتي حقير و ناچيز است ، و هر بلايي غير از بلاء دوزخ و عذاب آن موجب آسايش است ، حقوق برادران ديني را ضايع مکن خصوصا آن حقوقي را که با صداقت و اعتماد به همديگر پيدا کرده ايد ، و اگر حق کسي را ضايع کردي برادر او به حساب نمي آيي. اگر يکي از برادرانت کوشش کرد که با تو قطع رابطه کند ، تو در عوض کوشش داشته باش که با او ارتباط برقرار کني ، و اگر تصميم گرفت که با تو دشمني کند تو کوشش داشته باش که با وي نيکي کني. اي فرزند من هرگاه قوي شدي و نيرومند گرديدي از قوت و نيروي خود در اطاعت خداوند استفاده کن ، و هرگاه ناتوان شدي از معصيت و نافرماني خداوند ناتوان باش ، و اگر توانايي داشته باشي که زن را جز در امور زندگي خود در کارهاي ديگر اختيار ندهي بهتر است جلو او را بگيري ، زيرا اين محدوديت براي حفظ زيبايي و آرامش خاطر در زندگي او مناسبتر است. زنان مانند گُل هستند و آنها را بايد حفظ کرد و مانند مردان قهرمان نيستند که هرجا خواهند بروند ، و در هر صورت با زنان مدارا کنيد و با آنها به نيکي رفتار نماييد ، تا زندگي و کانون خانوادگي شما صفا و رونق بگيرد ، قضاء پروردگار را با رضايت و خشنودي بپذير و جزع و فزع نکن.اگر ميل داري خير دنيا و آخرت را جمع کني طمع خود را از آنچه در دست مردم است قطع کن. (( پايان وصيت اميرالمومنين (ع) به فرزندش محمد حنفيه )) کِتابُ المَواعِظ شيخ صدوق صفحه 65 الي صفحه 80

امام علي (ع) : از روزي که ولايت ما آل محمد (ص) غصب گشته خدا درهاي آسمان را بسته و قطره اي باران به معناي واقعي نباريده اگر قائم ما قيام کند آسمان بارانش را ببارد زمين گياهانش را بروياند کينه از دلها بر خيزد درندگان و حيوانات صلح کنند و چنان امن و آرامش در جهان برقرار گردد که اگر زني تنها از عراق به شام رود و بر روي سرش طبقي از جواهرات باشد هيچ کسي به او آسيب نرساند. نصايح صفحه 391

حکمتهاي نهج البلاغه

حکمت 10 ( روش زندگي با مردم ) : امام علي (ع) : با مردم آن گونه معاشرت کنيد ، که اگر مُرديد بر شما اشک ريزند ، و اگر زنده مانديد ، با اشتياق سوي شما آيند.

حکمت 30 ( پرهيز از غفلت زدگي ) : امام علي (ع) : هشدار ! هشدار ! به خدا سوگند ! خداوند چنان پرده پوشي کرده که مي پنداري تو را بخشيده است !

حکمت 34 ( راه بي نيازي ) : امام علي (ع) : بهترين بي نيازي ، ترک آرزوهاست.

حکمت 36 ( آرزوهاي طولاني و بزهکاري ) : کسي که آرزوهايش طولاني است ، کردارش نيز ناپسند است.

حکمت 46 (ارزش پشيماني و زشتي غرورزدگي) : امام علي (ع) : گناهي که تو را پشيمان کند ، بهتر از کار نيکي است که تو را به خودپسندي وا دارد.

حکمت 60 ( ضرورت کنترل زبان ) : امام علي (ع) : زبان تربيت نشده ، درنده اي است که اگر رهايش کني مي گزد !

حکمت 66 ( روش خواستن ) : امام علي (ع) : از دست دادن حاجت ، بهتر از درخواست کردن از نااهل است.

حکمت 71 ( نشانه کمال عقل ) : امام علي (ع) : چون عقل کامل گردد ، سخن اندک شود.

حکمت 72 ( رابطه دنيا و انسان ) : امام علي (ع) : دنيا بدن ها را فرسوده ، و آرزوها را تازه ميکند ، مرگ را نزديک و خواسته ها را دور و دراز ميسازد ، کسي که به آن دست يافت خسته ميشود ، و آن که به دنيا نرسيد رنج ميبرد.

حکمت 74 ( ضرورت ياد مرگ ) : امام علي (ع) : انسان با نَفَسي که مي کشد ، قدمي به سوي مرگ ميرود.

حکمت 79 ( ارزش حکمت و بي لياقتي منافق ) : امام علي (ع) : حکمت را هر کجا که باشد ، فراگير ، گاهي حکمت در سينه منافق است و بي تابي کند تا بيرون آمده و با همدمانش در سينه مومن آرام گيرد.

حکمت 80 ( مومن و ارزش حکمت ) امام علي (ع) : حکمت گمشده مومن است ، حکمت را فراگير ، هرچند از منافقان باشد.

حکمت 81 ( ميزان ارزش انسانها { ارزش تخصص و تجربه } ) امام علي (ع) : ارزش هرکس به مقدار دانايي و تخصص اوست. { اين از کلماتي است که قيمتي براي آن تصور نميشود ، و هيچ حکمتي هم سنگ آن نبوده و هيچ سخني ، والايي آن را ندارد }

حکمت 83 ( روش برخورد با چاپلوسان ) امام علي (ع) : ( به شخصي که در ستايش امام افراط کرد ، و آنچه در دل داشت نگفت ) ، فرمود : من کمتر از آنم که بر زبان آوردي ، و برتر از آنم که در دل داري.

حکمت 85 ( پرهيز از ادعاهاي علمي ) امام علي (ع) : کسي که از گفتن (( نمي دانم )) روي گردان است ، به هلاکت و نابودي مي رسد.

حکمت 86 ( برتري تجربه پيران از قدرتمندي جوانان ) امام علي (ع) : انديشه پير در نزد من از تلاش جوان خوشايندتر است ( و نقل شده که تجربه پيران از آمادگي رزمي جوانان برتر است )

حکمت 87
ارزش استغفار (طلب بخشش از خدا)
(اخلاقى، معنوى) و درود خدا بر او ، امام علي (ع) فرمود: در شگفتم از کسى که مي‏تواند استغفار کند و نااميد است.

حکمت 89
راه اصلاح دنيا و آخرت
(اخلاقى، تربيتى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: کسى که ميان خود و خدا اصلاح کند، خداوند ميان او و مردم را اصلاح خواهد کرد، و کسى که امور آخرت را اصلاح کند، خدا امور دنياى او را اصلاح خواهد کرد، و کسى که از درون جان واعظى دارد، خدا را بر او حافظى است.

حکمت 90
شناخت عالم آگاه
(علمى، اعتقادى) و درود خدا بر او،امام علي (ع) فرمود: فقيه کامل کسى است که مردم را از آمرزش خدا مأيوس، و از مهربانى او نوميد نکند، و از عذاب ناگهانى خدا ايمن نسازد.

حکمت 91
راه درمان روان (روانکاوى، روانشناسى بالينى)
(علمى، اخلاقى) و درود خدا بر او،امام علي (ع) فرمود: همانا اين دل‏ها همانند بدن‏ها افسرده مي‏شوند، پس براى شادابى دلها، سخنان زيباى حکمت آميز را بجوييد.

حکمت 92
والاترين دانش
(علمى، تربيتى) و درود خدا بر او،امام علي (ع) فرمود: بي ‏ارزش‏ترين دانش، دانشى است که بر سر زبان است، و برترين علم، علمى است که در اعضا و جوارح آشکار است.

حکمت 94
شناخت نيکي‏ها و خوبيها
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (از امام پرسيدند «خير» چيست فرمود) خوبى آن نيست که مال و فرزندت بسيار شود، بلکه خير آن است که دانش تو فراوان، و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد، و در پرستش پروردگار در ميان مردم سر فراز باشى، پس اگر کار نيکى انجام دهى شکر خدا به جا آورى، و اگر بد کردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو کس خير نيست. يکى گناه کارى که با تو به جبران کند، و ديگر نيکوکارى که در کارهاى نيکو شتاب ورزد.


حکمت 95
تقوى و ارزش أعمال
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هيچ کارى با تقوا اندک نيست، و چگونه اندک است آنچه که پذيرفته شود


حکمت 96
ارزش علم و بندگى
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: نزديک‏ترين مردم به پيامبران، داناترين آنان است، به آنچه که آورده ‏اند. سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «همانا نزديک‏ترين مردم به ابراهيم آنانند که پيرو او گرديدند، و مؤمنانى که به اين پيامبر خاتم پيوستند» (سپس فرمود) دوست محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم کسى است که خدا را اطاعت کند هر چند پيوند خويشاوندى او دور باشد، و دشمن محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم کسى است که خدا را نافرمانى کند، هر چند خويشاوند نزديک او باشد.


حکمت 98
ضرورت عمل کردن به روايات
(علمى، اجتماعى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: چون روايتى را شنيديد، آن را بفهميد عمل کنيد، نه بشنويد و نقل کنيد، زيرا راويان علم فراوان، و عمل کنندگان آن اندکند.

حکمت 99
تفسير الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا(علمى، تفسيرى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (شنيد که شخصى گفت الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا) اين سخن ما که مي‏گوييم «ما همه از آن خداييم» اقرارى است به بندگى، و اينکه مي‏گوييم «بازگشت ما به سوى او است» اعترافى است به نابودى خويش.

حکمت 98
ضرورت عمل کردن به روايات
(علمى، اجتماعى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: چون روايتى را شنيديد، آن را بفهميد عمل کنيد، نه بشنويد و نقل کنيد، زيرا راويان علم فراوان، و عمل کنندگان آن اندکند.

حکمت 101
روش بر طرف کردن نيازهاى مردم
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: بر آوردن نيازهاى مردم پايدار نيست مگر به سه چيز، کوچک شمردن آن تا خود بزرگ نمايد، پنهان داشتن آن تا خود آشکار شود، و شتاب در بر آوردن آن، تا گوارا باشد.

حکمت 102
آينده و مسخ ارزش‏ها
(سياسى، علمى، تاريخى) و درود خدا بر او امام علي (ع) فرمود: روزگارى بر مردم خواهد آمد که محترم نشمارند جز سخن چين را، و خوششان نيايد جز از بدکار هرزه، و ناتوان نگردد جز عادل. در آن روزگار کمک به نيازمندان خسارت، و پيوند با خويشاوندان منّت گذارى، و عبادت نوعى برترى طلبى بر مردم است، در آن زمان حکومت با مشورت زنان، و فرماندهى خردسالان، و برترى خواجگان اداره مي‏گردد.

حکمت 103
روش برخورد با دنيا
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (پيراهن و صله دارى بر اندام امام بود شخصى پرسيد چرا پيراهن وصله دار مي‏پوشى) دل با آن فروتن، و نفس رام مي‏شود، و مؤمنان از آن سر مشق مي‏گيرند. دنياى (حرام) و آخرت، دو دشمن متفاوت، و دو راه جداى از يکديگرند، پس کسى که دنيا پرست باشد و به آن عشق ورزد، به آخرت کينه ورزد و با آن دشمنى خواهد کرد. و آن دو همانند شرق و غرب از هم دورند، و رونده به سوى آن دو، هر گاه به يکى نزديک شود از ديگرى دور مي‏گردد، و آن دو همواره به يکديگر زيان رسانند.

حکمت 104
1- وصف زاهدان
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (از نوف بکّالى«» نقل شده، که در يکى از شب‏ها، امام على عليه السّلام را ديدم براى عبادت از بستر برخاست، نگاهى به ستارگان افکند، و به من فرمود: خوابى يا بيدار گفتم: بيدارم. فرمود: اى نوف خوشا به حال آنان که از دنياى حرام چشم پوشيدند، و دل به آخرت بستند، آنان مردمى هستند که زمين را تخت، خاک را بستر، آب را عطر،«» و قرآن را پوشش زيرين،«» و دعا را لباس روئين خود قرار دادند، و با روش عيساى مسيح با دنيا بر خورد کردند.
2- ارزش سحرخيزى
اى نوف همانا داوود پيامبر (که درود خدا بر او باد) در چنين ساعتى از شب بر مي ‏خاست، و مي ‏گفت: «اين ساعتى است که دعاى هر بنده‏اى به اجابت مي‏رسد، جز با باج گيران، جاسوسان، شبگردان و نيروهاى انتظامى حکومت ستمگر، يا نوازنده طنبور و طبل»


حکمت 106
ره آورد شوم دين گريزى
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: مردم براى اصلاح دنيا چيزى از دين را ترک نمي ‏گويند، جز آن که خدا آنان را به چيزى زيانبارتر دچار خواهد ساخت.

حکمت 107
علل سقوط عالمان بى عمل
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: چه بسا دانشمندى که جهلش او را از پاى در آورد و دانش او همراهش باشد امّا سودى به حال او نداشته باشد.

حکمت 108
شگفتي‏هاى روح آدمى
(علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: به رگ‏هاى درونى انسان پاره گوشتى آويخته که شگرف‏ترين اعضاى درونى اوست، و آن قلب است، که چيزهايى از حکمت، و چيزهايى متفاوت با آن، در او وجود دارد. پس اگر در دل اميدى پديد آيد، طمع آن را خوار گرداند، و اگر طمع بر آن هجوم آورد حرص آن را تباه سازد، و اگر نوميدى بر آن چيره شود، تأسّف خوردن آن را از پاى در آورد، اگر خشمناک شود کينه ‏توزى آن فزونى يابد و آرام نگيرد، اگر به خشنودى دست يابد، خويشتن دارى را از ياد برد، و اگر ترس آن را فراگيرد پرهيز کردن آن را مشغول سازد. و اگر به گشايشى برسد، دچار غفلت زدگى شود، و اگر مالى به دست آورد، بي ‏نيازى آن را به سرکشى کشاند، و اگر مصيبت ناگوارى به آن رسد، بي ‏صبرى رسوايش کند، و اگر به تهيدستى مبتلا گردد، بلاها او را مشغول سازد، و اگر گرسنگى بي ‏تابش کند، ناتوانى آن را از پاى درآورد، و اگر زيادى سير شود، سيرى آن را زيان رساند، پس هر گونه کند روى براى آن زيانبار، و هر گونه تندروى براى آن فساد آفرين است.


حکمت 113
ارزش‏هاى والاى اخلاقى
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: سرمايه ‏اى از عقل سودمندتر نيست، و تنهايى ترسناک‏تر از خودبينى، و عقلى چون دورانديشى، و بزرگوارى چون تقوى، و همنشينى چون اخلاق خوش، و ميراثى چون ادب، و رهبرى چون توفيق الهى، و تجارتى چون عمل صالح، و سودى چون پاداش الهى، و پارسائى چون پرهيز از شبهات، و زهدى چون بي ‏اعتنايى به دنياى حرام، و دانشى چون انديشيدن، و عبادتى چون انجام واجبات، و ايمانى چون حياء و صبر، و خويشاوندى چون فروتنى، و شرافتى چون دانش، و عزّتى چون بردبارى، و پشتيبانى مطمئن‏تر از مشورت کردن نيست.


حکمت 115
توجّه به پايان پذيرى دنيا
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (شخصى از امام پرسيد حال شما چگونه است فرمود:) چگونه خواهد بود حال کسى که در بقاياى خود ناپايدار، و در سلامتى بيمار است، و در آنجا که آسايش دارد مرگ او فرا مي‏رسد .

حکمت 118
استفاده از فرصت‏ها
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: از دست دادن فرصت، اندوهبار است.

حکمت 119
ضرورت شناخت دنيا
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: دنياى حرام چون مار سمّى است، پوست آن نرم ولى سمّ کشنده در درون دارد، نادان فريب خورده به آن مي‏گرايد، و هوشمند عاقل از آن دورى گزيند.

حکمت 117
پرهيز از افراط و تفريط در دوستى با امام علي عليه السّلام (اعتقادى، اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: دو تن به خاطر من به هلاکت رسيدند: دوست افراط کننده، و دشمن دشنام دهنده.


حکمت 121
ارزيابى عمل‏ها (اخلاقى) و درود خدا بر او،امام علي (ع) فرمود: چقدر فاصله بين دو عمل دور است: عملى که لذّتش مي ‏رود و کيفر آن مي ‏ماند، و عملى که رنج آن مي ‏گذرد و پاداش آن ماندگار است .

حکمت 122
عبرت از مرگ ياران
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (در پى جنازه‏اى مي ‏رفت و شنيد که مردى مي ‏خندد.) گويى مرگ بر غير ما نوشته شده، و حق جز بر ما واجب گرديد، و گويا اين مردگان مسافرانى هستند که به زودى باز مي ‏گردند، در حالى که بدن‏هايشان را به گورها مي ‏سپاريم، و ميراثشان را مي ‏خوريم. گويا ما پس از مرگ آنان جاودانه ‏ايم آيا چنين است، که اندرز هر پند دهنده ‏اى از زن و مرد را فراموش مي ‏کنيم و خود را نشانه تيرهاى بلا و آفات قرار داديم .

حکمت 123
الگوهاى کامل انسانيّت
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: خوشا به حال آن کس که خود را کوچک مي ‏شمارد، و کسب و کار او پاکيزه است، و جانش پاک، و اخلاقش نيکوست، که ما زاد بر مصرف زندگى را در راه خدا بخشش مي ‏کند، و زبان را از زياده گويى باز مي ‏دارد و آزار او به مردم نمي ‏رسد، و سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم او را کفايت کرده، بدعتى در دين خدا نمي ‏گذارد.

حکمت 125
امام و شناساندن اسلام
(معنوى، اعتقادى) و درود خدا بر او، فرمود: اسلام را چنان مي ‏شناسانم که پيش از من کسى آنگونه معرّفى نکرده باشد. اسلام همان تسليم در برابر خدا و تسليم همان يقين داشتن، و يقين اعتقاد راستين، و باور راستين همان اقرار درست، و اقرار درست انجام مسئوليّت‏ها، و انجام مسئوليّت‏ها همان عمل کردن به احکام دين است.

حکمت 126
شگفتى ضدّ ارزش‏ها
(اخلاقى، اجتماعى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: در شگفتم از بخيل: به سوى فقرى مي ‏شتابد که از آن مي ‏گريزد، و سرمايه ‏اى را از دست مي ‏دهد که براى آن تلاش مي ‏کند. در دنيا چون تهيدستان زندگى مي ‏کند، امّا در آخرت چون سرمايه‏ داران محاکمه مي ‏شود. و در شگفتم از متکبّرى که ديروز نطفه‏ اى بي ‏ارزش، و فردا مردارى گنديده خواهد بود و در شگفتم از آن کس که آفرينش پديده ‏ها را مي ‏نگرد و در وجود خدا ترديد دارد و در شگفتم از آن کس که مردگان را مي ‏بيند و مرگ را از ياد برده است، و در شگفتم از آن کس که پيدايش دوباره را انکار مي ‏کند در حالى که پيدايش آغازين را مي ‏نگرد، و در شگفتم از آن کس که خانه نابود شدنى، را آباد مي ‏کند امّا جايگاه هميشگى را از ياد برده است.

حکمت 128
تأثير عوامل زيست محيطى در سلامت
(عملى، بهداشتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: در آغاز سرما خود را بپوشانيد، و در پايانش آن را دريابيد، زيرا با بدن‏ها همان مي ‏کند که با برگ درختان خواهد کرد: آغازش مي ‏سوزاند، و پايانش مي ‏روياند.

حکمت 130
توجّه به فنا پذيرى دنيا
(اخلاقى، معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (امام عليه السّلام، وقتى از جنگ صفّين برگشت و به قبرستان پشت دروازه کوفه رسيد رو به مردگان کرد.) اى ساکنان خانه‏ هاى وحشت زا، و محلّه‏ هاى خالى و گروهاى تاريک، اى خفتگان در خاک، اى غريبان، اى تنها شدگان، اى وحشت زدگان، شما پيش از ما رفتيد و ما در پى شما روانيم، و به شما خواهيم رسيد. امّا خانه‏ هايتان ديگران در آن سکونت گزيدند و امّا زنانتان با ديگران ازدواج کردند، و امّا اموال شما در ميان ديگران تقسيم شد اين خبرى است که ما داريم، حال شما چه خبر داريد (سپس به اصحاب خود رو کرد و فرمود) بدانيد که اگر اجازه سخن گفتن داشتند، شما را خبر مي ‏دادند که: بهترين توشه، تقوا است.

حکمت 131
و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (شنيد مردى دنيا را نکوهش مي ‏کند.) (اخلاقى، اجتماعى)
1- توبيخ نکوهش کننده دنيا:
اى نکوهش کننده دنيا، که خود به غرور دنيا مغرورى و با باطل‏ هاى آن فريب خوردى خود فريفته دنيايى و آن را نکوهش مي ‏کنى آيا تو در دنيا جرمى مرتکب شده ‏اى يا دنيا به تو جرم کرده است کى دنيا تو را سرگردان کرد و در چه زمانى تو را فريب داد آيا با گورهاى پدرانت که پوسيده ‏اند (تو را فريب داد) يا آرامگاه مادرانت که در زير خاک آرميده ‏اند آيا با دو دست خويش بيماران را درمان کرده ‏اى و آنان را پرستارى کرده و در بسترشان خوابانده ‏اى‏ درخواست شفاى آنان را کرده، و از طبيبان داروى آنها را تقاضا کرده ‏اى در آن صبحگاهان که داروى تو به حال آنان سودى نداشت، و گريه تو فايده ‏اى نکرد، و ترس تو آنان را سودى نرساند، و آنچه مي ‏خواستى به دست نياوردى، و با نيروى خود نتوانستى مرگ را از آنان دور کنى. دنيا براى تو حال آنان را مثال زد، و با گورهايشان، گور، خودت را به رخ تو کشيد.
2- خوبيها و زيباييهاى دنيا:
همانا دنيا سراى راستى براى راست گويان، و خانه تندرستى براى دنيا شناسان، و خانه بي ‏نيازى براى توشه‏ گيران، و خانه پند، براى پندآموزان است. دنيا سجده‏ گاه دوستان خدا، نمازگاه فرشتگان الهى، فرودگاه وحى خدا، و جايگاه تجارت دوستان خداست، که در آن رحمت خدا را به دست آوردند، و بهشت را سود بردند. چه کسى دنيا را نکوهش مي ‏کند و جدا شدنش را اعلام داشته، و فرياد زد که ماندگار نيست، و از نابودى خود و اهلش خبر داده است و حال آن که (دنيا) با بلاى خود بلاها را نمونه آورد، و با شادمانى خود آنان را به شادمانى رساند. در آغاز شب به سلامت گذشت، امّا در صبحگاهان با مصيبتى جانکاه بازگشت، تا مشتاق کند، و تهديد نمايد، و بترساند، و هشدار دهد، پس مردمى در بامداد با پشيمانى، دنيا را نکوهش کنند، و مردمى ديگر در روز قيامت آن را مي ‏ستايند، دنيا حقائق را به يادشان آورد، ياد آور آن شدند، از رويدادها برايشان حکايت کرد، او را تصديق کردند، و اندرزشان داد، پند پذيرفتند.

Article 5

$
0
0

حکمت 133
اقسام مردم و دنيا
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: دنيا گذرگاه عبور است، نه جاى ماندن، و مردم در آن دو دسته ‏اند: يکى آن که خود را فروخت و به تباهى کشاند، و ديگرى آن که خود را خريد و آزاد کرد.

حکمت 134
حقوق دوستان
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: دوست، دوست نيست مگر آن که حقوق برادرش را در سه جايگاه نگهبان باشد: در روزگار گرفتارى، آن هنگام که حضور ندارد، و پس از مرگ.

حکمت 136
فلسفه احکام الهى
(اخلاقى، معنوى)
و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: نماز، موجب نزديکى هر پارسايى به خداست، و حج جهاد هر ناتوان است. هر چيزى زکاتى دارد، و زکات تن، روزه، و جهاد زن، نيکو شوهر دارى است.

حکمت 137
صدقه راه نزول روزى
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: روزى را با صدقه دادن فرود آوريد.

حکمت 138
نقش يا دانش الهى در انفاق
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: آن که پاداش الهى را باور دارد، در بخشش سخاوتمند است.

حکمت 140
قناعت و بي‏نيازى
(اقتصادى) و درود خدا بر او، فرمود: آن که ميانه روى کند تهيدست نخواهد شد.

حکمت 141
راه آسايش
(اجتماعى، اقتصادى) و درود خدا بر او، فرمود: اندک بودن تعداد زن و فرزند يکى از دو آسايش است.

حکمت 142
دوستي ‏ها و خردمندى
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: دوستى کردن نيمى از خردمندى است.


حکمت 143
غمها و پيرى زودرس
(اخلاقى، بهداشت روانى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: اندوه خوردن، نيمى از پيرى است.

حکمت 144
تناسب بردبارى با مصيبت‏ها
(اخلاقى، معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: صبر به اندازه مصيبت فرود آيد، و آن که در مصيبت بي ‏تاب بر رانش زند، اجرش نابود مي ‏گردد.

حکمت 146
ارزش دعا، صدقه و زکات دادن
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: ايمان خود را با صدقه دادن، و اموالتان را با زکات دادن نگاه‏داريد، و امواج بلا را با دعا از خود برانيد.

حکمت 147
(علمى، اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (کميل بن زياد مي ‏گويد: امام دست مرا گرفت، و به سوى قبرستان کوفه برد، آنگاه آه پردردى کشيد و فرمود) اى کميل بن زياد اين قلب‏ها بسان ظرفهايى هستند، که بهترين آنها، فراگيرترين آنهاست، پس آنچه را مي ‏گويم نگاه‏دار:
1- اقسام مردم (مردم شناسى
مردم سه دسته اند، دانشمند الهى، و آموزنده ‏اى بر راه رستگارى، و پشّه‏ هاى دست خوش باد و طوفان و هميشه سرگردان، که به دنبال هر سر و صدايى مي ‏روند، و با وزش هر بادى حرکت مي ‏کنند، نه از روشنايى دانش نور گرفتند، و نه به پناهگاه استوارى پناه گرفتند.
2- ارزش‏هاى والاى دانش
اى کميل: دانش بهتر از مال است، زيرا علم، نگهبان تو است، و مال را تو بايد نگهبان باشى ، مال با بخشش کاستى پذيرد امّا علم با بخشش فزونى گيرد، و مقام و شخصيّتى که با مال به دست آمده با نابودى مال، نابود مي ‏گردد. اى کميل بن زياد شناخت علم راستين (علم الهى) آيينى است که با آن پاداش داده مي ‏شود، و انسان در دوران زندگى با آن خدا را اطاعت مي ‏کند، و پس از مرگ، نام نيکو به يادگار گذارد. دانش فرمانروا، و مال فرمانبر است.
3- ارزش دانشمندان
اى کميل ثروت اندوزان بى تقوا مرده گرچه به ظاهر زنده ‏اند، امّا دانشمندان، تا دنيا برقرار است زنده ‏اند، بدن‏هايشان گرچه در زمين پنهان امّا ياد آنان در دل‏ها هميشه زنده است.
4- اقسام دانش پژوهان
بدان که در اينجا (اشاره به سينه مبارک کرد) دانش فراوانى انباشته است، اى کاش کسانى را مي ‏يافتم که مي ‏توانستند آن را بياموزند آرى تيز هوشانى مي ‏يابم امّا مورد اعتماد نمي ‏باشند، دين را وسيله دنيا قرار داده، و با نعمت‏هاى خدا بر بندگان، و با برهان‏هاى الهى بر دوستان خدا فخر مي ‏فروشند. يا گروهى که تسليم حاملان حق مي ‏باشند امّا ژرف انديشى لازم را در شناخت حقيقت ندارند، که با اوّلين شبه ه‏اى، شک و ترديد در دلشان ريشه مي ‏زند پس نه آنها، و نه اينها، سزاوار آموختن دانش‏هاى فراوان من نمي ‏باشند. يا فرد ديگرى که سخت در پى لذّت بوده، و اختيار خود را به شهوت داده است، يا آن که در ثروت اندوزى حرص مي ‏ورزد، هيچ کدام از آنان نمي ‏توانند از دين پاسدارى کنند، و بيشتر به چهارپايان چرنده شباهت دارند، و چنين است که دانش با مرگ دارندگان دانش مي ‏ميرد.
5- ويژگي ‏هاى رهبران الهى
آرى خداوند زمين هيچ گاه از حجّت الهى خالى نيست، که براى خدا با برهان روشن قيام کند، يا آشکار و شناخته شده، يا بيمناک و پنهان، تا حجّت خدا باطل نشود، و نشانه‏ هايشان از ميان نرود. تعدادشان چقدر و در کجا هستند به خدا سوگند که تعدادشان اندک ولى نزد خدا بزرگ مقدارند، که خدا به وسيله آنان حجّت‏ها و نشانه هاى خود را نگاه مي ‏دارد، تا به کسانى که همانندشان هستند بسپارد، و در دل‏هاى آنان بکارد، آنان که دانش، نور حقيقت بينى را بر قلبشان تابيده، و روح يقين را دريافته ‏اند، که آنچه را خوشگذاران‏ها دشوار مي ‏شمارند، آسان گرفتند، و با آنچه که ناآگاهان از آن هراس داشتند أنس گرفتند. در دنيا با بدن‏هايى زندگى مي ‏کنند، که ارواحشان به جهان بالا پيوند خورده است، آنان جانشينان خدا در زمين، و دعوت کنندگان مردم به دين خدايند. آه، آه، چه سخت اشتياق ديدارشان را دارم کميل هر گاه خواستى باز گرد.

حکمت 148
نقش سخن در شناخت انسان (رفتار شناسى)
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: انسان زير زبان خود پنهان است.

حکمت 149
ضرورت خودشناسى
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: نابود شد کسى که ارزش خود را ندانست.


حکمت 150
ضدّ ارزش‏ها و هشدارها
(اخلاقى، اجتماعى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (مردى از امام در خواست اندرز کرد.) از کسانى مباش که بدون عمل صالح به آخرت اميدوار است، و توبه را با آرزوهاى دراز به تأخير مي ‏اندازد، در دنيا چونان زاهدان، سخن مي ‏گويد، اما در رفتار همانند دنيا پرستان است، اگر نعمت‏ها به او برسد سير نمي ‏شود، و در محروميّت قناعت ندارد، از آنچه به او رسيد شکر گزار نيست، و از آنچه مانده زياده طلب است. ديگران را پرهيز مي ‏دهد اما خود پروا ندارد به فرمانبردارى امر مي ‏کند اما خود فرمان نمي ‏برد، نيکوکاران را دوست دارد، اما رفتارشان را ندارد گناهکاران را دشمن دارد اما خود يکى از گناهکاران است، و با گناهان فراوان مرگ را دوست نمي ‏دارد، اما در آنچه که مرگ را ناخوشايند ساخت پافشارى دارد، اگر بيمار شود پشيمان مي ‏شود، و اگر تندرست باشد سرگرم خوشگذراني ‏هاست در سلامت مغرور و در گرفتارى نا اميد است اگر مصيبتى به او رسد به زارى خدا را مي ‏خواند. اگر به گشايش دست يافت مغرورانه از خدا روى بر مي ‏گرداند، نفس به نيروى گمان ناروا، بر او چيرگى دارد، و او با قدرت يقين بر نفس چيره نمي ‏گردد. براى ديگران که گناهى کمتر از او دارند نگران، و بيش از آنچه که عمل کرده اميدوار است. اگر بى نياز گردد مست و مغرور شود، و اگر تهيدست گردد، مأيوس و سست شود. چون کار کند در آن کوتاهى ورزد، و چون چيزى خواهد زياده روى نمايد، چون در برابر شهوت قرار گيرد گناه را بر گزيده، توبه را به تأخير انداز، و چون رنجى به او رسد از راه ملت اسلام دورى گزيند، عبرت آموزى را طرح مي ‏کند امّا خود عبرت نمي ‏گيرد در پند دادن مبالغه مي ‏کند امّا خود پند پذير نمي ‏باشد. سخن بسيار مي ‏گويد، امّا کردار خوب او اندک است براى دنياى زودگذر تلاش و رقابت دارد امّا براى آخرت جاويدان آسان مي ‏گذرد سود را زيان، و زيان را سود مي ‏پندار از مرگ هراسناک است امّا فرصت را از دست مي ‏دهد گناه ديگرى را بزرگ مي ‏شمارد، امّا گناهان بزرگ خود را کوچک مي ‏پندارد، طاعت ديگران را کوچک و طاعت خود را بزرگ مي ‏داند مردم را سرزنش مي کند، امّا خود را نکوهش نکرده با خود رياکارانه بر خورد مى‏کند خوشگذرانى با سرمايه‏داران را بيشتر از ياد خدا با مستمندان دوست دارد، به نفع خود بر زيان ديگران حکم مى‏کند امّا هرگز به نفع ديگران بر زيان خود حکم نخواهد کرد، ديگران را هدايت امّا خود را گمراه مي ‏کند، ديگران از او اطاعت مي ‏کنند، و او مخالفت مي ‏ورزد، حق خود را به تمام مي ‏گيرد امّا حق ديگران را به کمال نمي ‏دهد، از غير خدا مي ‏ترسد، امّا از پروردگار خود نمي ‏ترسد
مي ‏گويم: (اگر در نهج البلاغه جز اين حکمت وجود نداشت، همين يک حکمت براى اندرز دادن کافى بود اين سخن، حکمتى رسا، و عامل بينايى انسان آگاه، و عبرت آموز صاحب انديشه است )

حکمت 151
ضرورت آينده نگرى
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هر کس را پايانى است، تلخ يا شيرين.

حکمت 152
توجه به فنا پذيرى
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: آنچه روى مي ‏آورد، باز مي ‏گردد، و چيزى که باز گردد گويى هرگز نبوده است

حکمت 153
صبر و پيروزى
(اخلاقى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: انسان شکيبا، پيروزى را از دست نمي ‏دهد، هر چند زمان آن طولانى شود.

حکمت 154
اهميّت نيّت‏ها
(اخلاقى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: آن کس که از کار مردمى خشنود باشد، چونان کسى است که همراه آنان بوده و هر کس که به باطلى روى آورد، دو گناه بر عهده او باشد، گناه کردار باطل، و گناه خشنودى به کار باطل.

حکمت 158
روش برخورد با دوستان بد
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: برادرت را با احسانى که در حق او مي ‏کنى سرزنش کن، و شر او را با بخشش باز گردان.

حکمت 159
پرهيز از مواضع اتّهام
(اخلاق اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع)فرمود: کسى که خود را در جايگاه تهمت قرار داد، نبايد جز خود را نکوهش کند

حکمت 161
ارزش مشورت و پرهيز از خودمحورى
(اخلاقى، سياسى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هر کس خود رأى شد به هلاکت رسيد، و هر کس با ديگران مشورت کرد، در عقل‏هاى آنان شريک شد.

حکمت 162
ضرورت راز دارى
(اخلاقى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: آن کس که راز خود را پنهان دارد، اختيار آن در دست اوست.

حکمت 163
فقر و نابودى
(اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: فقر مرگ بزرگ است

حکمت 165
پرهيز از نا فرمانى خدا
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هيچ اطاعتى از مخلوق، در نافرمانى پروردگار روا نيست.

حکمت 167
خود پسندى و محروميّت‏ها
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: خود پسندى مانع فزونى است.

حکمت 168
توجّه به فنا پذيرى دنيا
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: آخرت نزديک، و زمان ماندن در دنيا اندک است.

حکمت 170
ضرورت ترک گناه
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: ترک گناه آسان‏تر از در خواست توبه است.

حکمت 173
ارزش مشورت‏ها
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: آن کس که از افکار و آراء گوناگون استقبال کند، صحيح را از خطا خوب شناسد.

حکمت 175
راه درمان ترس
(اخلاقى، علمى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هنگامى که از چيزى مي ‏ترسى، خود را در آن بيفکن، زيرا گاهى ترسيدن از چيزى، از خود آن سخت‏تر است.

حکمت 178
روش نابود کردن بدي‏ها
(اخلاقى، سياسى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: بدى را از سينه ديگران، با کندن آن از سينه خود، ريشه کن نما


حکمت 179
لجاجت و سستى اراده
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: لجاجت تدبير را سست مي ‏کند.


حکمت 181
ارزش دورانديشى و پرهيز از کوتاهى
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع)فرمود: حاصل کوتاهى، پشيمانى، و حاصل دورانديشى، سلامت است.

حکمت 182
شناخت جايگاه سخن و سکوت
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: آنجا که بايد سخن درست گفت، در خاموشى خيرى نيست، چنانکه در سخن نا آگاهانه نيز خيرى نخواهد بود.

حکمت 188
ضرورت حق گرايى
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هر کس که با حق در آويزد نابود مي ‏گردد.

حکمت 189
ارزش صبر و خطر بي ‏تابى
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: کسى را که شکيبايى نجات ندهد، بي ‏تابى او را هلاک گرداند.


حکمت 191
مشکلات دنيا
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: همانا انسان در دنيا تخته نشان تيرهاى مرگ، و ثروتى است دستخوش تاراج مصيبت‏ها: با هر جرعه نوشيدنى، گلو رفتنى، و در هر لقمه‏ اى، گلوگير شدنى است، و بنده نعمتى به دست نياورد جز آن که نعمتى از دست بدهد، و روزى به عمرش افزوده نمي ‏گردد جز با کم شدن روزى ديگر پس ما ياران مرگيم، و جان‏هاى ما هدف نابودي‏ها، پس چگونه به ماندن جاودانه اميدوار باشيم. در حالى که گذشت شب و روز بنايى را بالا نبرده جز آن که آن را ويران کرده، و به اطراف پراکند

حکمت 196
عبرت آموزى از إتلاف اموال
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: مالى که نابودى آن تو را پند مي ‏دهد، از دست نرفته است.

حکمت 197
روش درمان روح (روانشناسى بالينى)
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: اين دل‏ها همانند تن‏ها خسته مي ‏شوند، براى نشاط آن به سخنان تازه حکيمانه روى بياوريد.

حکمت 201
امدادهاى الهى و حفظ انسان
(اعتقادى، معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: با هر انسانى دو فرشته است که او را حفظ مي ‏کنند، و چون تقدير الهى فرا رسد، تنهايش مي‏گذارند، که همانا زمان عمر انسان، سپرى نگهدارنده است.

حکمت 203
ياد مرگ و پرهيزکارى
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: اى مردم از خدايى بترسيد که اگر سخنى گوييد مي ‏شنود، و اگر پنهان داريد مي ‏داند، و براى مرگى آماده باشيد، که اگر از آن فرار کنيد شما را مي ‏يابد، و اگر بر جاى خود بمانيد شما را مي ‏گيرد، و اگر فراموشش کنيد شما را از ياد نبرد.

حکمت 205
گنجايش نامحدود ظرف علم
(علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هر ظرفى با ريختن چيزى در آن پر مي ‏شود جز ظرف دانش که هر چه در آن جاى دهى، وسعتش بيشتر مي‏شود.

حکمت 206
ره آورد حلم و بردبارى
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: نخستين پاداش بردبار از بردباري ‏اش آن که مردم در برابر نادان، پشتيبان او خواهند بود.

حکمت 208
مراحل خودسازى
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او،امام علي (ع) فرمود: کسى که از خود حساب کشد، سود مي ‏برد، و آن که از خود غفلت کند زيان مي ‏بيند، و کسى که از خدا بترسد ايمن باشد، و کسى که عبرت آموزد آگاهى يابد، و آن که آگاهى يابد مي ‏فهمد، و آن که بفهمد دانش آموخته است

حکمت 209
خبر از ظهور حضرت مهدى عليه السّلام
(اعتقادى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: دنيا پس از سرکشى، به ما روى مي ‏کند، چونان شتر مادّه بد خو که به بچه خود مهربان گردد. (سپس اين آيه را خواند) «و اراده کرديم که بر مستضعفين زمين، منّت گذارده آنان را امامان و وارثان حکومت‏ها گردانيم»

حکمت 215
اختلاف آفت انديشه
(اخلاقى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: اختلاف نابود کننده انديشه است.

حکمت 217
دگرگونى روزگار و شناخت انسان‏ها
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: در دگرگونى روزگار، گوهر شخصيّت مردان شناخته مي ‏شود.

حکمت 218
حسادت آفت دوستى
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: حسادت بر دوست، از آفات دوستى است.

حکمت 221
آينده دردناک ستمکاران
(اخلاقى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: بدترين توشه براى قيامت، ستم بر بندگان است.


حکمت 223
حياء و عيب پوشى
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: آن کس که لباس حياء بپوشد، کسى عيب او را نبيند.


حکمت 224
برخى از ارزش‏هاى اخلاقى
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: با سکوت بسيار، وقار انسان بيشتر شود، و با انصاف بودن، دوستان را فراوان کند، و با بخشش، قدر و منزلت انسان بالا رود، و با فروتنى، نعمت کامل شود، و با پرداخت هزينه‏ ها، بزرگى و سرورى ثابت گردد، و روش عادلانه، مخالفان را درهم شکند، و با شکيبايى در برابر بي ‏خرد، ياران انسان زياد گردند.

حکمت 225
حسادت و بيمارى
(اخلاقى، بهداشتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: شگفتا که حسودان از سلامتى خود غافل مانده ‏اند .

حکمت 226
طمع‏ورزى و خوارى
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: طمعکارى همواره زبون و خوار است.


حکمت 227
ارکان ايمان
(اعتقادى، معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (از ايمان پرسيدند). ايمان، بر شناخت با قلب، اقرار با زبان، و عمل با اعضاء و جوارح استوار است.


حکمت 228
ارزش‏ها و ضدّ ارزش‏ها
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: کسى که از دنيا اندوهناک مي ‏باشد، از قضاء الهى خشمناک است، و آن کس که از مصيبت وارد شده شکوه کند از خدا شکايت کرده، و کسى که نزد توانگرى رفته و به خاطر سرمايه ‏اش برابر او فروتنى کند، دو سوّم دين خود را از دست داده است و آن کس که قرآن بخواند و وارد آتش جهنّم شود حتما از کسانى است که آيات الهى را بازيچه قرار داده است، و آن کس که قلب او با دنيا پرستى پيوند خورد، همواره جانش گرفتار سه مشکل است، اندوهى رها نشدنى، حرصى جدا نشدنى، و آرزويى نايافتنى.

حکمت 231
تعريف عدل و إحسان
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: در تفسير آيه 90 سوره نحل «خدا به عدل و احسان فرمان مي ‏دهد» فرمود) عدل، همان انصاف، و احسان، همان بخشش است.

حکمت 232
ره آورد إنفاق
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: آن کس که با دست کوتاه ببخشد، از دستى بلند پاداش گيرد.
مي ‏گويم: (معنى سخن اين است که آنچه انسان از اموال خود در راه خير و نيکى انفاق مي ‏کند، هر چند کم باشد، خداوند پاداش او را بسيار مي ‏دهد، و منظور از «دو دست» در اينجا دو نعمت است، که امام عليه السّلام بين نعمت پروردگار، و نعمت از ناحيه انسان، را با کوتاهى و بلندى فرق گذاشته است که نعمت و بخشش از ناحيه بنده را کوتاه، و از ناحيه خداوند را بلند قرار داده است، بدان جهت که نعمت خدا هميشگى و چند برابر نعمت مخلوق است، چرا که نعمت خداوند اصل و اساس تمام نعمتها است، بنا بر اين تمام نعمتها به نعمتهاى خدا باز مي ‏گردد، و از آن سرچشمه مي ‏گيرد).

حکمت 233
پرهيز از آغازگرى در مبارزه
(اخلاق اجتماعى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (به فرزندش امام مجتبى عليه السّلام فرمود) کسى را به پيکار دعوت نکن، اما اگر تو را به نبرد خواندند بپذير، زيرا آغازگر پيکار تجاوزکار، و تجاوزکار شکست خورده است.

حکمت 234
تفاوت اخلاقى مردان و زنان
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: برخى از نيکوترين خلق و خوى زنان، زشت‏ترين اخلاق مردان است، مانند، تکبّر، ترس، بخل، هر گاه زنى متکبّر باشد، بيگانه را به حريم خود راه نمي ‏دهد، و اگر بخيل باشد اموال خود و شوهرش را حفظ مي ‏کند، و چون ترسان باشد از هر چيزى که به آبروى او زيان رساند فاصله مي ‏گيرد.«»

حکمت 235
نشانه خردمندى
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (به امام گفتند، عاقل را به ما بشناسان، پاسخ داد:) خردمند آن است که هر چيزى را در جاى خود مي ‏نهد. (گفتند پس جاهل را تعريف کن فرمود) با معرّفى خردمند، جاهل را نيز شناساندم.
(يعنى جاهل کسى که هر چيزى را در جاى خود نمي ‏گذارد، بنا بر اين با ترک معرّفى مجدّد، جاهل را شناساند)

حکمت 236
زشتى دنياى حرام
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: به خدا سوگند اين دنياى شما که به انواع حرام آلوده است، در ديده من از استخوان خوکى که در دست بيمارى جذامى باشد، پست‏تر است

حکمت 237
اقسام عبادت
(عبادى، معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: گروهى خدا را به اميد بخشش پرستش کردند، که اين پرستش بازرگانان است، و گروهى او را از روى ترس عبادت کردند که اين عبادت بردگان است، و گروهى خدا را از روى سپاسگزارى پرستيدند و اين پرستش آزادگان است.

حکمت 238
مشکلات تشکيل خانواده
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:زن و زندگى، همه ‏اش زحمت و دردسر است و زحمت بارتر اينکه چاره ‏اى جز بودن با او نيست«».


حکمت 239
زشتى سستى و سخن چينى
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هر کس تن به سستى دهد، حقوق را پايمال کند، و هر کس سخن چين را پيروى کند دوستى را به نابودى کشاند.

حکمت 240
غصب و ويرانى
(اقتصادى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: سنگ غصبى در بناى خانه، مايه ويران شدن آن است.
(اين سخن از رسول خدا نقل شده است، و اينکه سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و على عليه السّلام شبيه يکديگرند جاى شگفتى نيست براى اينکه هر دو از يک جا سر چشمه گرفته و در دو ظرف ريخته شده است).

حکمت 241
آينده دردناک ستمکاران
(سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: روزى که ستمديده از ستمکار انتقام کشد، سخت‏تر از روزى است که ستمکار بر او ستم روا مي ‏داشت.

حکمت 242
ارزش ترس از خداوند
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : از خدا بترس هر چند اندک، و ميان خود و خدا پرده ‏اى قرار ده هر چند نازک

حکمت 243
روش صحيح پاسخگويى
(علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هرگاه پاسخ‏ها همانند و زياد شد، پاسخ درست پنهان گردد.

حکمت 244
مسؤوليّت نعمت‏هاى الهى
(اعتقادى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: خدا را در هر نعمتى حقّى است، هر کس آن را بپردازد، فزونى يابد، و آن کس که نپردازد و کوتاهى کند، در خطر نابودى قرار گيرد.

حکمت 245
کاستى قدرت و کنترل شهوت
(اخلاقى، علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هنگامى که توانايى فزونى يابد، شهوت کاستى گيرد.

حکمت 246
هشدار از پشت کردن نعمت‏ها
(معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: از فرار نعمت‏ها بپرهيزيد، زيرا هر گريخته ‏اى باز نمي ‏گردد.

حکمت 247
ره‏آورد سخاوت
اقتصادى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: بخشش بيش از خويشاوندى محبّت آورد.

حکمت 248
تقويت خوشبيني ‏ها
(اخلاق اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: چون کسى به تو گمان نيک برد، خوشبينى او را تصديق کن.

حکمت 249
بهترين عمل‏ها
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: بهترين کارها آن است که با ناخشنودى در انجام آن بکوشى.

حکمت 250
خداشناسى در حوادث روزگار
(اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : خدا را از سست شدن اراده‏ هاى قوى، گشوده شدن گره ‏هاى دشوار، و درهم شکسته شدن تصميم‏ها، شناختم

حکمت 251
تلخي ‏هاى و شيريني ‏هاى دنيا و آخرت
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: تلخکامى دنيا، شيرينى آخرت، و شيرينى دنياى حرام، تلخى آخرت است.

حکمت 252
فلسفه احکام الهى
(اخلاقى، اجتماعى، اعتقادى)
و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: خدا «ايمان» را براى پاکسازى دل از شرک، و «نماز» را براى پاک بودن از کبر و خودپسندى، و «زکات» را عامل فزونى روزى، و «روزه» را براى آزمودن اخلاص بندگان، و «حج» را براى نزديکى و همبستگى مسلمانان، و «جهاد» را براى عزّت اسلام، و «امر به معروف» را براى اصلاح توده ‏هاى ناآگاه، و «نهى از منکر» را براى بازداشتن بي ‏خردان از زشتي ‏ها، «صله رحم» را براى فراوانى خويشاوندان، و «قصاص» را براى پاسدارى از خون‏ها، و اجراى «حدود» را براى بزرگداشت محرّمات الهى، و ترک «مي ‏گسارى» را براى سلامت عقل، و دورى از «دزدى» را براى تحقّق عفّت، و ترک «زنا» را براى سلامت نسل آدمى، و ترک «لواط» را براى فزونى فرزندان، و «گواهى دادن» را براى به دست آوردن حقوق انکار شده، و ترک «دروغ» را براى حرمت نگهداشتن راستى، و «سلام» کردن را براى امنيّت از ترس‏ها، و «امامت» را براى سازمان يافتن امور امّت، و «فرمانبردارى از امام» را براى بزرگداشت مقام رهبرى، واجب کرد.

حکمت 253
روش سوگند دادن ستمکار
(سياسى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: آنگاه که خواستيد ستمکارى را سوگند دهيد از او بخواهيد که بگويد (از جنبش و نيروى الهى بيزار است» زيرا اگر به دروغ سوگند خورد، پس از بيزارى، در کيفر او شتاب شود، امّا اگر در سوگند خود بگويد «به خدايى که جز او خدايى نيست» در کيفرش شتاب نگردد، چه او خدا را به يگانگى ياد کرد.

حکمت 254
تلاش در انفاقهاى اقتصادى
(اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: اى فرزند آدم خودت وصىّ مال خويش باش، امروز به گونه ‏اى عمل کن که دوست دارى پس از مرگت عمل کنند.

حکمت 255
تندخويى و جنون
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: تندخويى بي ‏مورد نوعى ديوانگى است، زيرا که تندخو پشيمان مي ‏شود، و اگر پشيمان نشد پس ديوانگى او پايدار است.

حکمت 256
حسادت و بيمارى
(اخلاقى، بهداشتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: سلامت تن در دورى از حسادت است.

حکمت 257
راه شاد کردن ديگران (اخلاق خانواده)
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: اى کميل خانواده ‏ات را فرمان ده که روزها در به دست آوردن بزرگوارى، و شب‏ها در رفع نياز خفتگان بکوشند. سوگند به خدايى که تمام صداها را مي ‏شنود، هر کس دلى را شاد کند، خداوند از آن شادى لطفى براى او قرار دهد که به هنگام مصيبت چون آب زلالى بر او باريدن گرفته و تلخى مصيبت را بزدايد چنان که شتر غريبه را از چراگاه دور سازند.

حکمت 258
صدقه و توانگرى
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هر گاه تهيدست شديد با صدقه دادن، با خدا تجارت کنيد.

حکمت 259
شناخت جايگاه وفادارى
(اخلاقى اجتماعى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: وفادارى با خيانتکاران نزد خدا نوعى خيانت، و خيانت به خيانتکاران نزد خدا وفادارى است.


حکمت 260
پرهيز از مهلت دادن‏ هاى خدا
(اعتقادى، معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: بسا احسان پياپى خدا، گناهکار را گرفتار کند و پرده ‏پوشى خدا او را مغرور سازد، و با ستايش مردم فريب خورد، و خدا هيچ کس را همانند مهلت دادن، مورد آزمايش قرار نداد.
مي ‏گويم: (اين سخن امام عليه السّلام در کلمات گذشته آمده بود، امّا چون در اينجا عبارات زيبا و مفيدى اضافه بر گذشته وجود داشت آن را نقل کردم).


بخش حکمت‏هاى شگفتي ‏آور از سخنان امير المؤمنين عليه السّلام
(در اين فصل برخى از سخنان برگزيده شگفتي ‏آور امام را مي ‏آوريم که احتياج به تفسير و تحليل دارد).
1- روايتى از امام اشاره به ظهور امام زمان عليه السّلام
چون آنگونه شود، پيشواى دين قيام کند، پس مسلمانان پيرامون او چونان ابر پاييزى گرد آيند.
(«يعسوب» يعنى بزرگ مسلمانان، و «قزع» يعنى ابرهاى پاييزى)
2- روايتى ديگر از امام سخنورى اين سخنران، زبردست ماهرى است.
(«شحشح» يعنى مهارت دارد، به کسى که خوب حرف مي ‏زند يا خوب راه مي ‏رود گويند، ولى در موارد ديگر «شحشح» يعنى فردى بخيل)
3- روايتى ديگر از امام پرهيز از دشمنى کردن دشمنى، رنج‏ها و سختي ‏هايى هلاک کننده دارد.
(«قحم» يعنى مهلکه ‏ها، زيرا دشمنى آنان را به هلاکت مي ‏رساند، و به معنى سختي ‏ها نيز آمده که مي ‏گويند «قحمة الاعراب»، يعنى روزگار سختى و گرسنگى عرب‏ها به گونه‏اى که اموالشان تمام مي ‏شود، و معنى «تقحّم» همين است که مي ‏گويند خشکسالى روستاييان را به سرزمين‏هاى سبز و آباد کشانده است).
4- روايتى ديگر از امام سرپرستى زنان چون زنان بالغ شوند، خويشاوندان پدرى براى سرپرستى آنان سزاوارترند.
منظور از «نصّ» آخرين درجه هر چيز است، مانند «نصّ» در سير، که به معنى آخرين مرحله توانايى مرکب است، هنگامى که مي ‏گوييم، «نصصت الرّجل عن الآمر» آنقدر سؤال از کسى بشود که آنچه مي ‏داند بيان کند، بنا بر اين «نصّ الحقاق» بمعنى رسيدن به مرحله بلوغ است که پايان دوره کودکى است، اين جمله از فصيح‏ترين کنايات و شگفت آورترين آنها است، منظور امام اين است، هنگامى که زنان باين مرحله برسند «عصبه»: مردان خويشاوند پدرى که محرم آنان هستند، مانند برادر، و عمو، به حمايت آنها سزاوارتر از مادرند، و هم چنين در انتخاب همسر براى آنها، و منظور از حقاق مخالفت و درگيرى مادر، با عصبه، در مورد اين زن است، به طورى که هر کدام به ديگرى مي ‏گويد: من از تو احقّ هستم، گفته مي ‏شود:«حاققته حقاقا» بمعنى رشد عقلى است، يعنى به مرحله‏ اى برسد که حقوق و احکام در باره او اجرا شود، اما آن کس که نصّ الحقائق نقل کرده منظورش از حقايق، جمع «حقيقت» است. اين بود معنايى که «ابو عبيد قاسم بن سلام»«» براى اين جمله کرده است، اما نظر من اين است که منظور از «نصّ الحقاق» اين است که زن به مرحله ‏اى برسد که جائز باشد تزويج کند، و اختياردار حقوق خود شود، اين در حقيقت تشبيه به «حقاق» در شتر است چرا که «حقاق» جمع حقّه و «حق» است به معنى شترى که سه سالش تمام و آماده بهره ‏بردارى است. «حقائق» نيز جمع حقّه است، بنا بر اين هر دو تعبير به يک معنى باز مي ‏گردد، هر چند معنى دوم به روش عرب شبيه ‏تر است.
5- روايتى ديگر از امام تأثير ايمان در روح ايمان نقطه ‏اى نورانى در قلب پديد آورد که هر چه ايمان رشد کند آن نيز فزونى يابد.
(لمظة نقطه سياه يا سفيد است، مي ‏گويند فرس المظ، يعنى اسبى که در لب او نقطه سپيدى باشد)
6- روايتى ديگر از امام ضرورت پرداخت زکات هر گاه انسان طلبى دارد که نمي ‏داند وصول مي ‏شود يا نه، پس از دريافت آن واجب است زکات آن را براى سالى که گذشته، بپردازد.
مي ‏گويم: (بنا بر اين «دين ظنون» آن است که طلب کار نمي ‏داند آيا مي ‏تواند از بدهکار وصول کند يا نه گويا طلب کار در حال ظنّ و گمان است، گاهى اميد دارد که بتواند آن را بستاند، و گاهى اميد دارد که بتواند آن را بستاند، و گاهى نه، اين از فصيح‏ترين سخنان است، همچنين هر کارى که طالب آن هستى و نمي ‏دانى در چه موضعى نسبت به آن خواهى بود، آن را «ظنون» گويند. و گفته اعشى شاعر عرب از همين باب است، آنجا که مي ‏گويد: «چاهى که معلوم نيست آب دارد يا نه، و از محلى که باران گير باشد دور است، نمي ‏شود آن را همچون فرات، که پر از آب است، و کشتى و شناگر ماهر را از پا در مي ‏آورد، قرار داد» «جدّ» چاه قديمى بيابانى را گويند، و ظنون آن است که معلوم نيست آب دارد يا نه).
7- روايتى ديگر از امام (وقتى لشکرى را در راه جنگ مشايعت مي ‏کرد فرمود) اخلاق نظامى تا مي ‏توانيد از زنان دورى کنيد
مى گويم: (معنى اين سخن آن که از ياد زنان و توجّه دل به آنها در هنگام جنگ، اعراض کنيد، و از نزديکى با آنان امتناع ورزيد، چه اينکه اين کار بازوان حميّت را سست، و در تصميم شما خلل ايجاد مي ‏نمايد، و از حرکت سريع، و کوشش در جنگ باز مي ‏دارد، هر کس که از چيزى امتناع ورزد گفته مي ‏شود «عذب عنه» و «عازب» و «عذوب» به معنى کسى است که از خوردن و آشاميدن امتناع مي ‏ورزد).
8- روايتى ديگر از امام اميد به پيروزى مسلمان چونان تيراندازى ماهرى است که انتظار دارد، در همان نخستين تيراندازى پيروز گردد. مي ‏گويم: (ياسرون، کسانى هستند که با تيرها بر سر شترى مسابقه مي ‏دهند، و فالج، يعنى چيره دست پيروز، مي ‏گويند. قد فلج عليهم و فلجهم. يعنى بر آنان پيروز شدند، و آنان را مغلوب کردند، و راجز«» مي ‏گويد: چيره دستى را ديدم که پيروز شد.)
9- روايتى ديگر از امام جهاد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هر گاه آتش جنگ شعله مي کشيد، ما به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پناه مي ‏برديم، که در آن لحظه کسى از ما همانند پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به دشمن نزديک‏تر نبود.
(وقتى ترس از دشمن بزرگ مي ‏نمود، و جنگ به گونه ‏اى مي ‏شد که گويا جنگجويان را مي ‏خواهد در کام خود فرو برد، مسلمانان به پيامبر پناهنده مي ‏شدند، تا رسول خدا شخصا به نبرد پردازد، و خداوند به وسيله او نصرت و پيروزى را بر آنان نازل فرمايد، و در سايه آن حضرت ايمن گردند، اما جمله
«اذا احمرّ البأس» کنايه از شدّت کارزار است. در اين باره سخنان متعدّدى گفته شده که بهترين آنها اينکه امام داغى جنگ را به شعله‏ هاى سوزان آتش تشبيه کرده است، و از چيزهايى که اين نظر را تقويت مي ‏کند، سخن پيامبر در جنگ حنين است، هنگامى که نبرد سخت شد و شمشير زدن مردم را در جنگ «هوازن» مشاهده کرد فرمود: «الآن حمى الوطيس» اکنون تنور جنگ داغ شد، «وطيس» تنور آتش است، بنا بر اين رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم داغى و گرمى جنگ را به افروختگى و شدّت شعله ‏ورى آتش تشبيه فرموده است).

حکمت

$
0
0

ادامه حکمت‏ها
حکمت 261
مظلوميّت امام على عليه السّلام
(سياسى، تاريخى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (آن هنگام که تهاجم ياران معاويه به شهر انبار، و غارت کردن آن را شنيد، تنها و پياده به طرف پادگان نظامى کوفه «نخيله»«» حرکت کرد، مردم خود را به او رسانده، گفتند اى امير مؤمنان ما آنان را کفايت مي ‏کنيم، فرمود) شما از انجام کار خود درمانده ‏ايد چگونه کار ديگرى را برايم کفايت مي ‏کنيد اگر رعاياى پيش از من از ستم حاکمان مي ‏ناليدند، امروز من از رعيّت خود مي ‏نالم، گويى من پيرو، و آنان حکمرانند، يا من محکوم و آنان فرمانروايانند. وقتى سخن امام در يک سخنرانى طولانى که برخى از آن را در ضمن خطبه ‏هاى گذشته آورديم، به اينجا رسيد. (دو نفر از ياران جلو آمدند و يکى گفت: من جز خود و برادرم را در اختيار ندارم، اى امير المؤمنان فرمان ده تا هر چه خواهى انجام دهم، امام فرمود) شما کجا و آنچه من مي ‏خواهم کجا

حکومت 262
مشکل حقّ ناشناسى
(اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (حارث بن حوت نزد امام آمد و گفت: آيا چنين پندارى که من اصحاب جمل را گمراه مي ‏دانم چنين نيست، امام فرمود) اى حارث تو زير پاى خود را ديدى، امّا به پيرامونت نگاه نکردى، پس سرگردان شدى، تو حق را نشناختى تا بدانى که اهل حق چه کسانى مي ‏باشند و باطل را نيز نشناختى تا باطل گرايان را بدانى. (حارث گفت: من و سعد بن مالک، و عبد اللّه بن عمر، از جنگ کنار مي ‏رويم، امام فرمود) همانا سعد و عبد اللّه بن عمر، نه حق را يارى کردند، و نه باطل را خوار ساختند.

حکمت 263
مشکل هم نشينى با قدرتمندان
(سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: همنشين پادشاه، شير سوارى را ماند که ديگران حسرت منزلت او را دارند، ولى خود مي ‏داند که در جاى خطرناکى قرار گرفته است.

حکمت 264
نيکى به بازماندگان ديگران
(اخلاق اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: به بازماندگان ديگران نيکى کنيد، تا حرمت بازماندگان شما را نگاه‏ دارند.

حکمت 265
گفتار حکيمان و درمان
(علمى، درمانى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : گفتار حکيمان اگر درست باشد درمان ، و اگر نادرست، درد جان است.

حکمت 266
روش صحيح پاسخ دادن
(علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (شخصى از امام پرسيد که ايمان را تعريف کن) فردا نزد من بيا تا در جمع مردم پاسخ گويم، که اگر تو گفتارم را فراموش کنى ديگرى آن را در خاطرش سپارد، زيرا گفتار چونان شکار رمنده است، يکى آن را به دست آورد، و ديگرى آن را از دست مي ‏دهد.
(پاسخ امام در حکمت 31 آمد که آن را نقل کرديم که ايمان را بر چهار شعبه تقسيم کرد)

حکمت 267
پرهيز از حرص ورزى در کسب روزى
(اعتقادى، معنوى)و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: اى فرزند آدم اندوه روز نيامده را بر امروزت ميفزا، زيرا اگر روز نرسيده، از عمر تو باشد خدا روزى تو را خواهد رساند.

حکمت 268
اعتدال در دوستي ‏ها و دشمني ‏ها
(اخلاق اجتماعى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:در دوستى با دوست مدارا کن، شايد روزى دشمن تو گردد، و در دشمنى با دشمن نيز مدارا کن، زيرا شايد روزى دوست تو گردد.

حکمت 269
روش برخورد با دنيا
(اعتقادى، اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : مردم در دنيا دو دسته ‏اند، يکى آن کس که در دنيا براى دنيا کار کرد، و دنيا او را از آخرتش بازداشت، بر بازماندگان خويش از تهيدستى هراسان، و از تهيدستى خويش در امان است، پس زندگانى خود را در راه سود ديگران از دست مي ‏دهد. و ديگرى آن که در دنيا براى آخرت کار مي ‏کند، و نعمت‏هاى دنيا نيز بدون تلاش به او روى مي ‏آورد، پس بهره هر دو جهان را چشيده، و مالک هر دو جهان مي ‏گردد، و با آبرومندى در پيشگاه خدا صبح مي ‏کند، و حاجتى را از خدا درخواست نمي ‏کند جز آن که روا مي ‏گردد.

حکمت 270
ضرورت حفظ اموال کعبه
(تاريخى، فقهى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : (در زمان حکومت عمر، نسبت به فراوانى زيور و زينت‏هاى کعبه صحبت شد، گروهى گفتند آنها را براى لشکر اسلام مصرف کن، کعبه زر و زينت نمي ‏خواهد، وقتى از امير المؤمنين عليه السّلام پرسيدند، فرمود) همانا قرآن بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هنگامى نازل گرديد که اموال چهار قسم بود، اموال مسلمانان، که آن را بر أساس سهم هر يک از وارثان، تقسيم کرد، و غنيمت جنگى که آن را به نيازمندانش رساند، و خمس، که خدا جايگاه مصرف آن را تعيين فرمود، و صدقات، که خداوند راه‏هاى بخشش آن را مشخّص فرمود. و زيور آلات و زينت کعبه از اموالى بودند که خدا آن را به حال خود گذاشت، نه از روى فراموشى آن را ترک کرد، و نه از چشم خدا پنهان بود، تو نيز آن را به حال خود واگذار چنانکه خدا و پيامبرش آن را به حال خود واگذاشتند. (عمر گفت: اگر تو نبودى رسوا مي ‏شديم، و متعرّض زيور آلات کعبه نشد)

حکمت 271
روش صحيح قضاوت
(قضايى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (دو نفر دزد را خدمت امام آوردند که از بيت المال دزدى کرده بودند، يکى برده مردم، و ديگرى برده ‏اى جزو بيت المال بود، امام فرمود) برده ‏اى که از بيت المال است حدّى بر او نيست، زيرا مال خدا مقدارى از مال خدا را خورده است، امّا ديگرى بايد حدّ دزدى با شدّت بر او اجرا گردد (سپس دست او را بريد).

حکمت 272
ضرورت استقامت در برداشتن کجي ‏ها
(سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: اگر از اين فتنه ‏ها و لغزشگاه با قدرت بگذرم، دگرگوني ‏هاى بسيار پديد مي ‏آورم.

حکمت 273 ضرورت توکّل به خداوند
(اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : به يقين بدانيد خداوند براى بنده خود هر چند با سياست و سخت کوش و در طرح و نقشه نيرومند باشد، بيش از آنچه که در علم الهى«» وعده فرمود، قرار نخواهد داد، و ميان بنده، هر چند ناتوان و کم سياست باشد، و آنچه در قرآن براى او رقم زده حايلى نخواهد گذاشت، هر کس اين حقيقت را بشناسد و به کار گيرد، از همه مردم آسوده ‏تر است و سود بيشترى خواهد برد. و آن که آن را واگذارد و در آن شک کند، از همه مردم گرفتارتر و زيانکارتر است، چه بسا نعمت داده شده ‏اى که گرفتار عذاب شود، و بسا گرفتارى که در گرفتارى ساخته شده و آزمايش گردد، پس اى کسى که از اين گفتار بهرمند مي ‏شوى، بر شکر گزارى بيفزاى، و از شتاب بى جا دست بردار، و به روزى رسيده قناعت کن.

حکمت 274
ضرورت عمل گرايى
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: علم خود را نادانى، و يقين خود را شک و ترديد مپنداريد، پس هر گاه دانستيد عمل کنيد، و چون به يقين رسيديد اقدام کنيد.

حکمت 275
ضدّ ارزش‏هاى اخلاقى
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: طمع به هلاکت مي ‏کشاند و نجات نمي ‏دهد، و به آنچه ضمانت کند، وفادار نيست، و بسا نوشنده آبى که پيش از سيراب شدن گلو گيرش شد، و ارزش آنچه که بر سر آن رقابت مي ‏کنند، هر چه بيشتر باشد، مصيبت از دست دادنش اندوه بارتر خواهد بود، و آرزوها چشم بصيرت را کور مي ‏کند، و آنچه روزى هر کسى است بى جستجو خواهد رسيد.

حکمت 276
پرهيز از دورويي ‏ها
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: خدايا به تو پناه مي ‏برم که ظاهر من در برابر ديده ‏ها نيکو، و درونم در آنچه که از تو پنهان مي ‏دارم، زشت باشد، و بخواهم با اعمال و رفتارى که تو از آن آگاهى، توجّه مردم را به خود جلب نمايم، و چهره ظاهرم را زيبا نشان داده با اعمال نادرستى که درونم را زشت کرده به سوى تو آيم، تا به بندگانت نزديک، و از خشنودى تو دور گردم.

حکمت 277
سوگند امام عليه السّلام
(اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: نه، سوگند به خدايى که با قدرت او شب تاريک را به سر برديم که روز سپيدى در پى داشت، چنين و چنان نبود.

حکمت 278
ارزش تداوم عمل
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: کار اندکى که ادامه يابد، از کار بسيارى که از آن به ستوه آيى اميدوار کننده ‏تر است.

حکمت 279
شناخت جايگاه واجبات و مستحبّات
(عبادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هر گاه مستحبات به واجبات زيان رساند آن را ترک کنيد.

حکمت 280
ياد قيامت و آمادگى
(اعتقادى، اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: کسى که به ياد سفر طولانى آخرت باشد خود را آماده مي ‏سازد.

حکمت 281
برترى عقل از مشاهده چشم
(علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: انديشيدن همانند ديدن نيست، زيرا گاهى چشم‏ها دروغ مي ‏نماياند، امّا آن کس که از عقل نصيحت خواهد به او خيانت نمي ‏کند.

حکمت 282
غرور، آفت پندپذيرى
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: ميان شما و پندپذيرى، پرده ‏اى از غرور و خودخواهى وجود دارد.

حکمت 283
علل سقوط جامعه
(اجتماعى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: جاهلان شما پر تلاش، و آگاهان شما تن پرور و کوتاهى ورزند

حکمت 284
دانش نابود کننده عذرها
(علمى، اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: دانش، راه عذر تراشى را بهانه جويان بسته است.

حکمت 285
ضرورت استفاده از فرصت‏ها
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: آنان که وقتشان پايان يافته خواستار مهلتند، و آنان که مهلت دارند کوتاهى مي ‏ورزند.

حکمت 286
سرانجام خوشي ‏ها
(سياسى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: مردم چيزى را نگفتند خوش باد، جز آن که روزگار، روز بدى را براى او تدارک ديد.

حکمت 287
مشکل درک قضا و قدر
(اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (از قدر پرسيدند، پاسخ داد:) راهى است تاريک، آن را مي ‏پماييد، و دريايى است ژرف، وارد آن نوشيد، و رازى است خدايى، خود را به زحمت نيندازيد.

حکمت 288
جهل و خوارى
(علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هر گاه خدا بخواهد بنده ‏اى را خوار کند، دانش را از او دور سازد.

حکمت 289
الگوى کامل انسانيّت
(اخلاقى، اجتماعى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : در گذشته برادرى دينى داشتم که در چشم من بزرگ مقدار بود چون دنياى حرام در چشم او بي ‏ارزش مي ‏نمود، و از شکم بارگى دور بود، پس آنچه را نمي ‏يافت آرزو نمي ‏کرد، و آنچه را مي ‏يافت زياده روى نداشت. در بيشتر عمرش ساکت بود، امّا گاهى که لب به سخن مي ‏گشود بر ديگر سخنوران برترى داشت، و تشنگى پرسش کنندگان را فرو مي ‏نشاند. به ظاهر ناتوان و مستضعف مي ‏نمود، امّا در برخورد جدّى چونان شير پيشه مي ‏خروشيد، يا چون مار بيابانى به حرکت در مي ‏آمد. تا پيش قاضى نمي ‏رفت دليلى مطرح نمي ‏کرد، و کسى را که عذرى داشت سرزنش نمي ‏کرد، تا آن که عذر او را مي ‏شنيد، از درد شکوه نمي ‏کرد، مگر پس از تندرستى و بهبودى، آنچه عمل مي ‏کرد مي ‏گفت، و بدانچه عمل نمي ‏کرد چيزى نمي ‏گفت، اگر در سخن گفتن بر او پيشى مي ‏گرفتند در سکوت مغلوب نمي ‏گرديد.و بر شنيدن بيشتر از سخن گفتن حريص بود. اگر بر سر دو راهى دو کار قرار مي ‏گرفت، مي ‏انديشيد که کدام يک با خواسته نفس نزديک‏تر است با آن مخالفت مي کرد، پس بر شما باد روى آوردن به اينگونه از ارزش‏هاى اخلاقى، و با يکديگر در کسب آنها رقابت کنيد، و اگر نتوانستيد، بدانيد که به دست آوردن برخى از آن ارزش‏هاى اخلاقى بهتر از رها کردن همه است.

حکمت 290
مسؤوليّت نعمت‏ها
(اعتقادى، اخلاقى) و درود خدا بر او ، امام علي (ع) فرمود : اگر خدا بر گناهان وعده عذاب هم نمي ‏داد، لازم بود به خاطر سپاسگزارى از نعمت‏هايش نافرمانى نشود.

حکمت 291
روش تسليت گفتن
(اخلاق اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (جهت تسليت گفتن به اشعث بن قيس در مرگ فرزندش) اى اشعث اگر براى پسرت اندوهناکى، به خاطر پيوند خويشاوندى سزاوارى، امّا اگر شکيبا باشى هر مصيبتى را نزد خدا پاداشى است. اى اشعث اگر شکيبا باشى تقدير الهى بر تو جارى مي ‏شود و تو پاداش داده خواهى شد و اگر بى تابى کنى نيز تقدير الهى بر تو جارى مي ‏شود و تو گناه کارى اى اشعث پسرت تو را شاد مي ‏ساخت و براى تو گرفتارى و آزمايش بود، و مرگ او تو را اندوهگين کرد در حالى که براى تو پاداش و رحمت است.

حکمت 292
عزاى پيامبر عليه السّلام و بي ‏تابي ‏ها
(اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (به هنگام دفن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) همانا شکيبايى نيکوست جز در غم از دست دادنت، و بي ‏تابى ناپسند است جز در اندوه مرگ تو، مصيبت تو بزرگ، و مصيبت ‏هاى پيش از تو و پس از تو ناچيزند.

حکمت 293
دوستى با احمق هرگز
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: همنشين بي ‏خرد مباش، که کار زشت خود را زيبا جلوه داده، دوست دارد تو همانند او باشى.

حکمت 294
فاصله ميان شرق و غرب
(علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (از فاصله ميان مشرق و مغرب پرسيدند، فرمود:) به اندازه يک روز رفتن خورشيد.

حکمت 295
شناخت دوستان و دشمنان
(اخلاقى اجتماعى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:دوستان تو سه گروهند، و دشمنان تو نيز سه دسته ‏اند، امّا دوستانت: دوست تو و دوست دوست تو، و دشمن دشمن تو است، و امّا دشمنانت، پس دشمن تو، و دشمن دوست تو، و دوست دشمن تو است.

حکمت 296
پرهيز از دشمني ‏ها
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (شخصى را ديد که چنان بر ضد دشمنش مي ‏کوشيد که به خود زيان مي ‏رسانيد، فرمود:) تو مانند کسى هستى که نيزه در بدن خود فرو برد تا ديگرى را که در کنار اوست بکشد

حکمت 297
ضرورت عبرت گرفتن
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: عبرت‏ها چقدر فراوانند و عبرت پذيران چه اندک

حکمت 298
اعتدال در دشمني ‏ها
(اخلاقى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: کسى که در دشمنى زياده روى کند گناهکار، و آن کس که در دشمنى کوتاهى‏
کند ستمکار است، و هر کس که بي ‏دليل دشمنى کند نمي ‏تواند با تقوا باشد

حکمت 299
نماز در نگرانى‏ها
(اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: آنچه که بين من و خدا نارواست اگر انجام دهم و مهلت دو رکعت نماز داشته باشم که از خدا عافيت طلبم، مرا اندوهگين نخواهد ساخت.

حکمت 300
شگفتى روزى بندگان
(اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : (از امام پرسيدند چگونه خدا با فراوانى انسان‏ها به حسابشان رسيدگى مي ‏کند پاسخ داد:) آن چنانکه با فراوانى آنان روزيشان مي ‏دهد (و باز پرسيدند چگونه به حساب انسان‏ها رسيدگى مي ‏کند که او را نمي ‏بينند فرمود) همان گونه که آنان را روزى مي ‏دهد و او را نمي ‏بينند

حکمت 301
احتياط در فرستادن پيک‏ها و نامه ‏ها
(اجتماعى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: فرستاده تو بيانگر ميزان عقل تو، و نامه تو گوياترين سخنگوى تو است

حکمت 302
نياز انسان به دعا
(معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:آن کس که به شدّت گرفتار دردى است نيازش به دعا بيشتر از تندرستى است که از بلا در امان است نمي ‏باشد.

حکمت 303
ارزش دنيا دوستى
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: مردم فرزندان دنيا هستند و هيچ کس را بر دوستى مادرش نمي توان سرزنش کرد.

حکمت 304
ضرورت پاسخ دادن به درخواستها
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: نيازمندى که به تو روى آورده فرستاده خداست، کسى که از يارى او دريغ کند، از خدا دريغ کرده، و آن کس که به او بخشش کند، به خدا بخشيده است.

حکمت 305
غيرتمندى و ترک زنا
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: غيرتمند هرگز زنا نمي ‏کند.

حکمت 306
نگهدارندگى أجل
(اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: اجل، نگهبان خوبى است.
مي ‏گويم: معناى سخن امام اين است که انسان بر کشته شدن فرزندان بردبارى مي ‏کند امّا در غارت و ربوده شدن اموال بردبار نيست.)

حکمت 307
مشکل مال غارت شده
(اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: آدم داغدار مي ‏خوابد، امّا مال غارت شده، نمي ‏خوابد.
مي ‏گويم: (معناى سخن امام عليه السّلام اين است که انسان بر کشته شدن فرزندان بردبارى مي ‏کند امّا در غارت و ربوده شدن اموال بردبار نيست).

حکمت 308
ره آورد دوستى پدران
(اخلاق اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:دوستى ميان پدران، سبب خويشاوندى فرزندان است، و خويشاوندى به دوستى نيازمندتر است از دوستى به خويشاوندى.

حکمت 309
ارزش گمان مؤمن
(اخلاقى، معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: از گمان مؤمنان بپرهيزيد که خدا حق را بر زبان آنان قرار داده است.

حکمت 310
ضرورت اطمينان به وعده‏هاى الهى
(اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: ايمان بنده ‏اى درست نباشد جز آن که اعتماد او به آنچه در دست خداست بيشتر از آن باشد که در دست اوست.

حکمت 311
نفرين امام عليه السّلام
(اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:(چون به شهر بصره رسيد خواست انس بن مالک را به سوى طلحه و زبير بفرستد تا آنچه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در باره آنان شنيده يادشان آورد، أنس، سر باز زد و گفت من آن سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را فراموش کردم، فرمود) اگر دروغ مي ‏گويى خداوند تو را به بيمارى برص (سفيدى روشن) دچار کند که عمّامه آن را نپوشاند.
(پس از نفرين امام (ع)، انس به بيمارى برص در سر و صورت دچار شد، که همواره نقاب مي ‏زد)

حکمت 312
روانشناسى عبادات
(علمى، عبادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : دل‏ها را روى آوردن و نشاط، و پشت کردن و فرارى است، پس آنگاه که نشاط دارند آن را بر انجام مستحبّات واداريد، و آنگاه که پشت کرده بي ‏نشاط است، به انجام واجبات قناعت کنيد.

حکمت 313
جامعيّت قرآن
(علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:در قرآن اخبار گذشتگان، و آيندگان، و احکام مورد نياز زندگي ‏تان وجود دارد.

حکمت 314
روش برخورد با متجاوز
(سياسى، اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: سنگ را از همان جايى که دشمن پرت کرده، باز گردانيد، که شر را جز شر پاسخى نيست.

حکمت 315
روش نويسندگى
(علمى، هنرى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:(به نويسنده خود عبيد اللّه بن ابى رافع دستور داد) در دوات، ليقه بينداز، نوک قلم را بلند گير، ميان سطرها فاصله بگذار، و حروف را نزديک به يکديگر بنويس، که اين شيوه براى زيبايى خط بهتر است.

حکمت 316
پيشوايى مؤمنان و تبهکاران
(اعتقادى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:من پيشواى مؤمنان، و مال، پيشواى تبهکاران است.
مي ‏گويم: (معناى سخن امام اين است که مؤمنان از من پيروى مي ‏کنند و بدکاران پيرو مال مي ‏باشند آنگونه که زنبوران عسل از رئيس خود اطاعت دارند)

حکمت 317
اختلاف مسلمين و انحراف يهوديان
(اعتقادى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (شخصى يهودى به امام گفت: هنوز پيامبرتان را دفن نکرده، در باره‏ اش اختلاف کرديد، امام فرمود:) ما در باره آنچه که از او رسيده اختلاف کرديم، نه در خود او، امّا شما يهوديان، هنوز پاى شما پس از نجات از درياى نيل خشک نشده بود که به پيامبرتان گفتيد: «براى ما خدايى بساز، چنانکه بت پرستان خدايى دارند» و پيامبر شما گفت: «شما مردمى نادانيد»

حکمت 318
قاطعيّت در مبارزات
(سياسى، نظامى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:(از امام پرسيدند، با کدام نيرو بر حريفان خود پيروز شدى فرمود) کسى را نديدم جز آن که مرا در شکست خود يارى مي ‏داد مي ‏گويم: (امام به اين نکته اشاره کرد که هيبت و ترس او در دل‏ها جاى مي ‏گرفت)

حکمت 319
ره‏آورد شوم تهيدستى
(اقتصادى)و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (به پسرش محمد حنفيّه سفارش کرد) اى فرزند من از تهيدستى بر تو هراسناکم، از فقر به خدا پناه ببر، که همانا فقر، دين انسان را ناقص، و عقل را سرگردان، و عامل دشمنى«» است.

حکمت 320
روش صحيح پرسيدن
(علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:(شخصى مسئله پيچيده ‏اى سؤال کرد، فرمود) براى فهميدن بپرس، نه براى آزار دادن، که نادان آموزش گيرنده، همانند داناست، و همانا داناى بي ‏انصاف چون نادان بهانه جو است.

حکمت 321
قاطعيّت رهبرى در مشورت
(سياسى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (عبد اللّه بن عباس در مسئله ‏اى نظر داد که امام آن را قبول نداشت و فرمود) بر تو است که رأى خود را به من بگويى، و من بايد پيرامون آن بينديشم، آنگاه اگر خلاف نظر تو فرمان دادم بايد اطاعت کنى.«»

حکمت 322
ضرورت تقويت روحيّه مردم پس از جنگ
(سياسى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (وقتى امام از جنگ صفّين باز مي ‏گشت به محلّه شباميان رسيد، آواز گريه زنان بر کشتگان جنگ را شنيد، ناگاه حرب بن شرحبيل شبامى بزرگ قبيله شباميان خدمت امام رسيد به او فرمود) آيا آن گونه که مي ‏شنوم، زنان شما بر شما چيره شده ‏اند چرا آنان را از گريه و زارى باز نمي ‏داريد (حرب پياده و امام سوار بر اسب مي ‏رفتند، به او فرمود) باز گرد، که پياده رفتن رييس قبيله ‏اى چون تو پشت سر من، موجب انحراف زمامدار و زبونى مؤمن است.

حکمت 323
علل انحراف خوارج
(سياسى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (در جنگ نهروان هنگامى که از کنار کشتگان خوارج مي ‏گذشت فرمود) بدا به حال شما آن که شما را فريب داد به شما زيان رساند. (پرسيدند چه کسى آنان را فريفت، اى امير المؤمنين عليه السّلام فرمود) شيطان گمراه کننده، و نفسى که به بدى فرمان مي ‏دهد، آنان را با آرزوها مغرور ساخت، و راه گناه را بر ايشان آماده کرد، و به آنان وعده پيروزى داد، و سرانجام به آتش جهنّم گرفتارشان کرد.

حکمت 324
خداترس در خلوتگاهها
(اعتقادى، اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: از نافرمانى خدا در خلوت‏ها بپرهيزيد، زيرا همان که گواه است، داورى کند.

حکمت 325
اندوه عزاى محمد بن ابى بکر
(سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:(آنگاه که خبر کشته شدن محمد بن ابى بکر را به او دادند فرمود) همانا اندوه ما بر شهادت او، به اندازه شادى شاميان است، جز آن که از آنان يک دشمن، و از ما يک دوست کم شد.

حکمت 326
مهلت پذيرش توبه
(معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:عمرى که خدا از فرزند آدم پوزش را مي ‏پذيرد شصت سال است.

حکمت 327
پيروزيهاى دروغين
(سياسى، اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: پيروز نشد آن کس که گناه بر او چيرگى يافت، و آن کس که با بدى پيروز شد شکست خورده است.

حکمت 328
وظيفه سرمايه‏داران
(اقتصادى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: همانا خداى سبحان روزى فقراء را در اموال سرمايه ‏داران قرار داده است، پس فقيرى گرسنه نمي ‏ماند جز به کاميابى توانگران، و خداوند از آنان در باره گرسنگى گرسنگان خواهد پرسيد.

حکمت 329
بى‏نيازى از عذر خواهى
(اخلاق اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:بي ‏نيازى از عذر خواهى، گرامي ‏تر از عذر راستين است.

حکمت 330
مسؤوليت نعمت‏ها
(اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: کمترين حق خدا بر عهده شما اينکه از نعمت‏هاى الهى در گناهان يارى نگيريد.

حکمت 331
ارزش اطاعت و بندگى
(عبادى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:خداى سبحان طاعت را غنيمت زيرکان قرار داد آنگاه که مردم ناتوان، کوتاهى کنند.

حکمت 332
مسؤوليّت رهبرى
(سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:حاکم اسلامى، پاسبان خدا در زمين اوست.

حکمت 333
روانشناسى مؤمن
(علمى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (در توصيف مؤمن فرمود) شادى مؤمن در چهره او، و اندوه وى در دلش پنهان است، سينه ‏اش از هر چيزى فراخ‏تر، و نفس او از هر چيزى خوارتر است. برترى جويى را زشت، و رياکارى را دشمن مي ‏شمارد، اندوه او طولانى، و همّت او بلند است، سکوتش فراوان، و وقت او با کار گرفته است، شکرگزار و شکيبا و ژرف انديش است. از کسى درخواست ندارد و نرم‏خو و فروتن است، نفس او از سنگ خارا سخت‏تر امّا در ديندارى از بنده خوارتر است.

حکمت 334
ياد مرگ و آرزوها
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:اگر بنده خدا أجل و پايان کارش را مي ‏ديد، با آرزو و فريب آن دشمنى مي ‏ورزيد.

حکمت 335
آفات اموال
(اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:براى هر کسى در مال او دو شريک است: وارث، و حوادث.

حکمت 336
مسؤوليّت وعده دادن
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: کسى که چيزى از او خواسته ‏اند تا وعده نداده آزاد است.

حکمت 337
ضرورت عمل گرايى
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: دعوت کننده بي ‏عمل، چون تير انداز بدون کمان است.

حکمت 338
اقسام علم
(علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : علم دو گونه است: علم فطرى و علم اکتسابى، علم اکتسابى اگر هماهنگ با علم فطرى«» نباشد سودمند نخواهد بود.

حکمت 339
قدرت و حاکميّت انديشه
(سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:استوارى رأى با کسى است که قدرت و دارايى دارد، با روى آوردن قدرت، روى آورد، و با پشت کردن آن روى بر تابد.

حکمت 340
ارزش پاکدامنى و شکرگزارى
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: پاکدامنى زيور تهيدستى، و شکرگزارى زيور بي ‏نيازى (ثروتمندى) است.

حکمت 341
روز دردناک ظالم
(سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: روز انتقام گرفتن از ظالم سخت‏تر از ستمکارى بر مظلوم است.

حکمت 342
راه بي ‏نيازى
(اخلاق اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : برترين بي ‏نيازى و دارايى، نوميدى است از آنچه در دست مردم است.

حکمت 343
شناخت مردم و ضدّ ارزشها
(سياسى، علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: گفتارها نگهدارى مي ‏شود، و نهان‏ها آشکار، و هر کسى در گرو اعمال خويش است، و مردم گرفتار کمبودها و آفت‏هايند جز آن را که خدا نگهدارد، در خواست کنندگانشان مردم آزار، و پاسخگويان به زحمت و رنج دچارند، و آن کس که در انديشه از همه برتر است با اندک خشنودى يا خشمى از رأى خود باز مي ‏گردد. و آن کس که از همه استوارتر است از نيم نگاهى ناراحت شود يا کلمه ‏اى او را دگرگون سازد.

حکمت 344
ضرورت توجّه به فنا پذيرى دنيا
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : اى مردم از خدا بترسيد، چه بسا آرزومندى که به آرزوى خود نرسيد، و سازنده ساختمانى که در آن مسکن نکرد، و گرد آورنده ‏اى که زود آنچه را گرد آورده رها خواهد کرد، شايد که از راه باطل گرد آورده، و يا حق ديگران را باز داشته، و با حرام به هم آميخته، که گناهش بر گردن اوست، و با سنگينى بار گناه در مي ‏گذرد، و با پشيمانى و حسرت به نزد خدا مي ‏رود که: «در دنيا و آخرت زيان کرده و اين است زيانکارى آشکار»

حکمت 345
يکى از راههاى پاک ماندن
(معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : دست نيافتن به گناه نوعى عصمت است.

حکمت 346
مشکلات درخواست کردن
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او ، امام علي (ع) فرمود : آبروى تو چون يخى جامد است که درخواست آن را قطره قطره آب مي ‏کند، پس بنگر که آن را نزد چه کسى فرو مي ‏ريزى.

حکمت 347
جايگاه ستايش
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او ، امام علي (ع) فرمود : ستودن بيش از آنچه که سزاوار است نوعى چاپلوسى، و کمتر از آن، درماندگى يا حسادت است.

حکمت 348
سخت‏ترين گناه
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : سخت‏ ترين گناه، آن که گناهکار آن را کوچک بشمارد.

حکمت 349
الگوى انسان کامل
(اخلاقى، معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : آن کس که در عيب خود بنگرد از عيب جويى ديگران باز ماند، و کسى که به روزى خدا خشنود باشد بر آنچه از دست رود اندوهگين نباشد، و کسى که شمشير ستم بر کشد با آن کشته شود، و آن کس که در کارها خود را به رنج اندازد خود را هلاک سازد، و هر کس خود را در گردابهاى بلا افکند غرق گردد، و هر کس به جاهاى بد نام قدم گذاشت متّهم گرديد. و کسى که زياد سخن مي ‏گويد زياد هم اشتباه دارد، و هر کس که بسيار اشتباه کرد، شرم و حياء او اندک است ، و آن که شرم او اندک، پرهيزکارى او نيز اندک خواهد بود، و کسى که پرهيزکارى او اندک است دلش مرده، و آن که دلش مرده باشد. در آتش جهنّم سقوط خواهد کرد. و آن کس که زشتي ‏هاى مردم را بنگرد، و آن را زشت بشمارد سپس همان زشتي ‏ها را مرتکب شود، پس او احمق واقعى است. قناعت، مالى است که پايان نيابد، و آن کس که فراوان به ياد مرگ باشد در دنيا به اندک چيزى خشنود است، و هر کس بداند که گفتار او نيز از اعمال او به حساب مي ‏آيد جز به ضرورت سخن نگويد.

حکمت 350
روانشناسى مردان ستمکار
(سياسى، اجتماعى، اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:مردم ستمکار را سه نشان است: با سرکشى به ما فوق خود ستم روا دارد، و به زيردستان خود با زور و چيرگى ستم مي ‏کند، و ستمکاران را يارى مي ‏دهد.

حکمت 351
اميدوارى در سختي ‏ها
(معنوى) و درود خدا بر او ، امام علي (ع) فرمود : چون سختي ‏ها به نهايت رسد، گشايش پديد آيد، و آن هنگام که حلقه‏ هاى بلا تنگ گردد آسايش فرا رسد.

حکمت 352
اعتدال در پرداخت به امور خانواده
(اخلاق اجتماعى، خانوادگى) و درود خدا بر او ، امام علي (ع) فرمود : (به برخى از ياران خود فرمود) بيشترين اوقات زندگى را به زن و فرزندت اختصاص مده، زيرا اگر زن و فرزندت از دوستان خدا باشند خدا آنها را تباه نخواهد کرد، و اگر دشمنان خدايند، چرا غم دشمنان خدا را مي ‏خورى .

حکمت 353
بزرگترين عيب
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: بزرگ‏ترين عيب آن که چيزى را که در خود دارى، بر ديگران عيب بشمارى .

حکمت 354
روش تبريک گفتن در تولّد فرزند
(اجتماعى، اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:(در حضور امام، شخصى با اين عبارت، تولّد نوزادى را تبريک گفت «قدم دلاورى يکّه سوار مبارک باد»«» چنين مگو بلکه بگو: خداى بخشنده را شکرگزار، و نوزاد بخشيده بر تو مبارک، اميد که بزرگ شود و از نيکوکاري ‏اش بهرمند گردى.

حکمت 355
پرهيز از تجمّل گرايى
(اقتصادى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:(وقتى يکى از کارگزاران امام خانه با شکوهى ساخت به او فرمود) سکّه ‏هاى طلا و نقره سر بر آورده خود را آشکار ساختند، همانا ساختمان مجلّل بي ‏نيازى و ثروتمندى تو را مي ‏رساند.

حکمت 356
قدرت خداوند در روزى رسانى
(اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (از امام پرسيدند اگر در خانه مردى را به رويش بندند، روزى او از کجا خواهد آمد فرمود)
از آن جايى که مرگ او مي ‏آيد .

حکمت 357
روش تسليت گفتن
(اخلاق اجتماعى) و درود خدا بر او ، امام علي (ع) فرمود : (مردمى را در مرگ يکى از خويشاوندانشان چنين تسليت گفت) مردن از شما آغاز نشده، و به شما نيز پايان نخواهد يافت. اين دوست شما به سفر مي ‏رفت، اکنون پنداريد که به يکى از سفرها، رفته، اگر او باز نگردد، شما به سوى او خواهيد رفت.

حکمت 358
مسؤوليّت نعمت‏ها
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: اى مردم، بايد خدا شما را به هنگام نعمت همانند هنگامه کيفر، ترسان بنگرد. زيرا کسى که رفاه و گشايش را زمينه گرفتار شدن خويش نداند، پس خود را از حوادث ترسناک ايمن مي ‏پندارد، و آن کس که تنگدستى را آزمايش الهى نداند پاداشى را که اميدى به آن بود از دست خواهد داد.

حکمت 359
راه خودسازى
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: اى اسيران آرزوها، بس کنيد زيرا صاحبان مقامات دنيا را تنها دندان حوادث روزگار به هراس افکند، اى مردم کار تربيت خود را خود بر عهده گيريد، و نفس را از عادت‏هايى که به آن حرص دارد باز گردانيد.

حکمت 360
ضرورت پرهيز از بدگمانى
(اخلاق اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: شايسته نيست به سخنى که از دهان کسى خارج شد، گمان بد ببرى، چرا که براى آن برداشت نيکويى مي ‏توان داشت.

حکمت 361
روش خواستن از خدا
(عبادى، معنوى) و درود خدا بر او ، امام علي (ع) فرمود: هر گاه از خداى سبحان درخواستى دارى، ابتدا بر پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم درود بفرست، سپس حاجت خود را بخواه، زيرا خدا بزرگوارتر از آن است که از دو حاجت درخواست شده، يکى را برآورد و ديگرى را باز دارد.

حکمت 362
ضرورت پرهيز از جدال و درگيرى
(اجتماعى، اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هر کس که از آبروى خود بيمناک است از جدال بپرهيزد.

حکمت 363
نشانه بي ‏خردى
(اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : شتاب پيش از توانايى بر کار، و سستى پس از به دست آوردن فرصت از بي ‏خردى است.

حکمت 364
جايگاه پرسيدن
(علمى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: از آنچه پديد نيامده نپرس، که آنچه پديد آمده براى سرگرمى تو کافى است.

حکمت 365
ارزش‏هاى اخلاقى
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : انديشه، آيينه ‏اى شفّاف و عبرت از حوادث، بيم دهنده ‏اى خير انديش است، و تو را در ادب کردن نفس همان بس که از آنچه انجام دادنش را براى ديگران نمي ‏پسندى بپرهيزى.

حکمت 366
هماهنگى علم و عمل
(عملى، اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:علم و عمل پيوندى نزديک دارند.و کسى که دانست بايد به آن عمل کند، چرا که علم، عمل را فراخواند، اگر پاسخش داد مي ‏ماند و گر نه کوچ مي ‏کند.

حکمت 367
روش برخورد با دنيا
(اخلاقى، معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: اى مردم، کالاى دنياى حرام چون برگ‏ه اى خشکيده وبا خيز است، پس از چراگاه آن دورى کنيد، که دل کندن از آن لذّت بخش ‏تر از اطمينان داشتن به آن است، و به قدر ضرورت از دنيا برداشتن بهتر از جمع آورى سرمايه فراوان است. آن کس که از دنيا زياد برداشت به فقر محکوم است، و آن کس که خود را از آن بي ‏نياز انگاشت در آسايش است، و آن کس که زيور دنيا ديدگانش را خيره سازد دچار کور دلى گردد، و آن کس که به دنياى حرام عشق ورزيد، درونش پر از اندوه شد، و غم و اندوه‏ها در خانه دلش رقصان گشت، که از سويى سرگرمش سازند، و از سويى ديگر رهايش نمايند، تا آنجا که گلويش را گرفته در گوشه ‏اى بميرد، رگ‏هاى حيات او قطع شده، و نابود ساختن او بر خدا آسان، و به گور انداختن او به دست دوستان است. امّا مؤمن با چشم عبرت به دنيا مي ‏نگرد، و از دنيا به اندازه ضرورت برمي ‏دارد، و سخن دنيا را از روى دشمنى مي ‏شنود، چرا که تا گويند سرمايه دار شد، گويند تهيدست گرديد، و تا در زندگى شاد مي ‏شوند، با فرا رسيدن مرگ غمگين مي ‏گردند، و اين اندوه چيزى نيست که روز پريشانى و نوميدى هنوز نيامده است.

حکمت 368
فلسفه کيفر و پاداش
(عبادى، معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: همانا خداوند پاداش را بر اطاعت، و کيفر را بر نافرمانى قرار داد، تا بندگان را از عذابش برهاند، و به سوى بهشت کشاند.

حکمت 369
خبر از مسخ ارزش‏ها
(اجتماعى، تاريخى سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:روزگارى بر مردم خواهد آمد که از قرآن جز نشانى، و از اسلام جز نامى، باقى نخواهد ماند. مسجدهاى آنان در آن روزگار آبادان، امّا از هدايت ويران است. مسجد نشينان و سازندگان بناهاى شکوهمند مساجد، بدترين مردم زمين مي ‏باشند، که کانون هر فتنه، و جايگاه هر گونه خطاکاري ‏اند، هر کس از فتنه بر کنار است او را به فتنه باز گردانند، و هر کس که از فتنه عقب مانده او را به فتنه ‏ها کشانند، که خداى بزرگ فرمايد: «به خودم سوگند، بر آنان فتنه ‏اى بگمارم که انسان شکيبا در آن سرگردان ماند» و چنين کرده است، و ما از خدا مي ‏خواهيم که از لغزش غفلت‏ها در گذرد.

حکمت 370
هدفدارى انسان و ضرورت تقوا (اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (نقل کردند که امام عليه السّلام کمتر بر منبرى مي ‏نشست که پيش از سخن اين عبارت را نگويد:) اى مردم از خدا بترسيد، هيچ کس بيهوده آفريده نشد تا به بازى پردازد، و او را به حال خود وانگذاشته ‏اند تا خود را سرگرم کارهاى بي ‏ارزش نمايد، و دنيايى که در ديده ‏ها زيباست، جايگزين آخرتى نشود که آن را زشت مي ‏انگارند، و مغرورى که در دنيا به بالاترين مقام رسيده،چون کسى نيست که در آخرت به کمترين نصيبى رسيده است.

حکمت 371
ارزش‏هاى والاى اخلاقى
(اخلاقى، معنوى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هيچ شرافتى برتر از اسلام، و هيچ عزّتى گرامي ‏تر از تقوا، و هيچ سنگرى نيکوتر از پارسايى، و هيچ شفاعت کننده ‏اى کار سازتر از توبه، و هيچ گنجى بي ‏نياز کننده ‏تر از قناعت، و هيچ مالى در فقر زدايى، از بين برنده ‏تر از رضايت دادن به روزى نيست. و کسى که به اندازه کفايت زندگى از دنيا بردارد به آسايش دست يابد، و آسوده خاطر گردد، در حالى که دنيا پرستى کليد دشوارى، و مرکب رنج و گرفتارى است، و حرص ورزى و خود بزرگ بينى و حسادت، عامل بي ‏پروايى در گناهان است، و بدى، جامع تمام عيب‏ها است.

حکمت 372
عوامل استحکام دين و دنيا
(علمى، اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (به جابر بن عبد اللَّه انصارى فرمود) اى جابر استوارى دين و دنيا به چهار چيز است: عالمى که به علم خود عمل کند، و جاهلى که از آموختن سرباز نزند، و بخشنده ‏اى که در بخشش بخل نورزد، و فقيرى که آخرت خود را به دنيا نفروشد. پس هر گاه عالم علم خود را تباه کند، نادان به آموختن روى نياورد، هر گاه بي ‏نياز در بخشش بخل ورزد، تهيدست آخرت خويش را به دنيا فروشد. اى جابر کسى که نعمت‏هاى فراوان خدا به او روى کرد، نيازهاى فراوان مردم نيز به او روى آورد، پس اگر صاحب نعمتى حقوق واجب الهى را بپردازد، خداوند نعمت‏ها را بر او جاودانه سازد، و آن کس که حقوق واجب الهى در نعمت‏ها را نپردازد، خداوند، آن را به زوال و نابودى کشاند.

حکمت 373
مراحل امر به معروف و نهى از منکر
(اخلاقى، اجتماعى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (ابن جرير طبرى در تاريخ خود از عبد الرحمن بن ابى ليلى فقيه نقل کرد، که براى مبارزه با حجّاج به کمک ابن اشعث برخاست، براى تشويق مردم گفت من از على عليه السّلام «که خداوند درجاتش را در ميان صالحان بالا برد، و ثواب شهيدان و صدّيقان به او عطا فرمايد» در حالى که با شاميان رو برو شديم شنيدم که فرمود) اى مؤمنان» هر کس تجاوزى را بنگرد، و شاهد دعوت به منکرى باشد، و در دل آن را انکار کند خود را از آلودگى سالم داشته است، و هر کس با زبان آن را انکار کند پاداش آن داده خواهد شد، و از اوّلى برتر است، و آن کس که با شمشير به انکار بر خيزد تا کلام خدا بلند و گفتار ستمگران پست گردد، او را رستگارى را يافته و نور يقين در دلش تابيده.

حکمت 374
مراحل امر به معروف و نهى از منکر
(اخلاقى، اجتماعى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (و همانند حکمت گذشته، سخن ديگرى از امام نقل شد) گروهى، منکر را با دست و زبان و قلب انکار مي ‏کنند، آنان تمامى خصلت‏هاى نيکو را در خود گرد آورده ‏اند. گروهى ديگر، منکر را با زبان و قلب انکار کرده، امّا دست به کارى نمي ‏برند، پس چنين کسى دو خصلت از خصلت‏هاى نيکو را گرفته و ديگرى را تباه کرده است. و بعضى منکر را تنها با قلب انکار کرده، و با دست و زبان خويش اقدامى ندارند، پس دو خصلت را که شريف‏تر است تباه ساخته ‏اند و يک خصلت را به دست آورده ‏اند. و بعضى ديگر منکر را با زبان و قل و دست رها ساخته ‏اند که چنين کسى از آنان، مرده ‏اى ميان زندگان است. و تمام کارهاى نيکو، و جهاد در راه خدا، برابر امر به معروف و نهى از منکر، چونان قطره ‏اى بر درياى موّاج و پهناور است، و همانا امر به معروف و نهى از منکر، نه اجلى را نزديک مي ‏کنند، و نه از مقدار روزى مي ‏کاهند، و از همه اينها برتر، سخن حق در پيش روى حاکمى ستمکار است.

حکمت 375
مراحل شکست در مبارزه
(سياسى، نظامى، اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: (از ابى جحيفه نقل شد، گفت از امير مؤمنان شنيدم که فرمود عليهم السّلام) اوّلين مرحله از جهاد که در آن باز مي ‏مانيد، جهاد با دستانتان، سپس جهاد با زبان، و آنگاه جهاد با قلب‏هايتان مي ‏باشد، پس کسى که با قلب، معروفى را ستايش نکند، و منکرى را انکار نکند، قلبش واژگون گشته، بالاى آن پايين، و پايين قلب او بالا قرار خواهد گرفت.

حکمت 376
سر انجام حق و باطل
(اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: حق سنگين امّا گواراست، و باطل، سبک امّا کشنده.

حکمت 377
ضرورت ترسيدن از عذاب الهى
(اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: بر بهترين افراد اين امّت از عذاب الهى ايمن مباشيد زيرا که خداى بزرگ فرمود. «از کيفر خدا ايمن نيستند جز زيانکاران» و بر بدترين افراد اين امّت از رحمت خدا نوميد مباشيد زيرا که خداى بزرگ فرمود. «همانا از رحمت خدا نوميد نباشند جز کافران»

حکمت 378
آثار شوم بخل ورزى
(اخلاقى، اقتصادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: بخل ورزيدن کانون تمام عيب‏ها، و مهارى است که انسان را به سوى هر بدى مي ‏کشاند.

حکمت 379
اقسام روزى و پرهيز از حرص زدن
(اقتصادى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: اى فرزند آدم روزى دو گونه است، روزيى که تو آن را جويى، و روزيى که تو را مي ‏جويد، که اگر به سراغش نروى به سوى تو آيد. پس اندوه سال خود را بر اندوه امروزت منه، که بر طرف کردن اندوه هر روز از عمر تو را کافى است. اگر سال آينده در شمار عمر تو باشد همانا خداى بزرگ در هر روز سهم تو را خواهد داد،و اگر از شمار عمرت نباشد تو را با اندوه آنچه کار است که هرگز جوينده ‏اى در گرفتن سهم روزى تو بر تو پيشى نگيرد، و چيره شونده ‏اى بر تو چيره نگردد، و آنچه براى تو مقدّر گشته بي ‏کم و کاست به تو خواهد رسيد.
مي ‏گويم: (اين سخن امام عليه السّلام در حکمت 267 آمده، امّا چون در اينجا همان مفاهيم آشکارتر و روشن‏تر بيان گرديد آن را بر أساس روشى که در آغاز کتاب تذکّر داديم آورديم».

حکمت 380
ضرورت ياد مرگ
(اخلاقى، معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: چه بسيار کسانى که در آغاز روز بودند و به شامگاه نرسيدند، و چه بسيار کسانى که در آغاز شب بر او حسد مي ‏بردند و در پايان شب عزاداران به سوگشان نشستند.

حکمت 381
ضرورت راز دارى و کنترل زبان
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:سخن در بند توست، تا آن را نگفته باشى، و چون گفتى، تو در بند آنى، پس زبانت را نگهدار چنانکه طلا و نقره خود را نگه مي ‏دارى، زيرا چه بسا سخنى که نعمتى را طرد يا نعمتى را جلب کرد.

حکمت 382
ارزش سکوت
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : آنچه نمي ‏دانى مگو، بلکه همه آنچه را که مي ‏دانى نيز مگو، زيرا خداوند بزرگ بر اعضاء بدنت چيزهايى را واجب کرده که از آنها در روز قيامت بر تو حجّت آورد.

حکمت 383
تلاش در اطاعت و بندگى
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:بترس که خداوند تو را به هنگام گناهان بنگرد، و در طاعت خويش نيابد، آن گاه از زيانکارى، هر گاه نيرومند شدى توانت را در طاعت پروردگار به کار گير، و هر گاه ناتوان گشتى، ناتوانى را در نافرمانى خدا قرار ده.

حکمت 384
راه چگونه زيستن
(اخلاقى، تربيتى) و درود خدا بر او ، امام علي (ع) فرمود : به دنيا آرامش يافتن در حالى که ناپايدارى آن مشاهده مي ‏گردد، از نادانى است، و کوتاهى در اعمال نيکو با وجود يقين به پاداش آن، زيانکارى است، و قبل از آزمودن اشخاص، اطمينان پيدا کردن از عجز و ناتوانى است.

حکمت 385
دنيا شناسى
(علمى، معنوى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: از خوارى دنيا نزد خدا همان بس که جز در دنيا، نافرمانى خدا نکنند، و جز با رها کردن دنيا به پاداش الهى نتوان رسيد.

حکمت 386
ضرورت استقامت
(علمى، اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: جوينده چيزى يا به آن يا به برخى از آن، خواهد رسيد.

حکمت 387
شناخت خوبي ‏ها و بدي ‏ها
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: خيرى که در پى آن آتش باشد، خير نخواهد بود، و شرّى که در پى آن بهشت است شرّ نخواهد بود، و هر نعمتى بي ‏بهشت ناچيز است، و هر بلايى بي ‏جهنّم، عافيّت است.

حکمت 388
فقر زدايى و سلامت
(اقتصادى، بهداشتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: آگاه باشيد که فقر نوعى بلا است. و سخت ‏تر از تنگدستى بيمارى تن و سخت تر از بيمارى تن، بيمارى قلب است، آگاه باشيد که همانا عامل تندرستى تن، تقواى دل است.

حکمت 389
ضرورت عمل گرايى
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : آن کس که کردارش او را به جايى نرساند، بزرگى خاندانش، او را به پيش نخواهد راند. [در نقل ديگرى آمده که‏] آن کس که ارزش خويش را دست بدهد، بزرگى خاندانش او را سودى نخواهد رساند.

حکمت 390
برنامه ريزى صحيح در زندگى
(اخلاقى، اجتماعى، اخلاق خانواده) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: مؤمن بايد شبانه روز خود را به سه قسم تقسيم کند، زمانى براى نيايش و عبادت پروردگار، و زمانى براى تأمين هزينه زندگى، و زمانى براى واداشتن نفس به لذّت‏هايى که حلال و مايه زيبايى است. خردمند را نشايد جز آن که در پى سه چيز حرکت کند: کسب حلال براى تأمين زندگى، يا گام نهادن در راه آخرت، يا به دست آوردن لذّت‏هاى حلال.

حکمت 391
ضرورت ترک حرام و غفلت زدگى
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: از حرام دنيا چشم پوش، تا خدا زشتي ‏هاى آن را به تو نماياند، و غافل مباش که لحظه ‏اى از تو غفلت نشود.

حکمت 392
راه شناخت انسان‏ها (سخن گفتن)
(علمى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:سخن بگوييد تا شناخته شويد، زيرا که انسان در زير زبان خود پنهان است.

حکمت 393
روش برخورد با دنيا
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود : از دنيا آن مقدار که به تو مي ‏رسد، بردار، و از آنچه پشت کند، روى گردان، و اگر نتوانى، در جستجوى دنيا نيکو تلاش کن. (و از خداوند اندازه آن در نگذر).

حکمت 394
ارزش سخن
(علمى، سياسى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: بسا سخن که از حمله مسلّحانه کارگرتر است.

حکمت 395
ارزش قناعت
(اقتصادى، اخلاقى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: هر مقدار که قناعت کنى کافى است.

حکمت 396
راه خوب زيستن
(اخلاقى، اجتماعى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: مرگ بهتر از تن به ذلّت دادن و به اندک ساختن بهتر از دست نياز به سوى مردم داشتن است. اگر به انسان نشسته در جاى خويش چيزى ندهند. با حرکت و تلاش نيز نخواهند داد، روزگار دو روز است، روزى به سود تو، و روزى به زيان تو است، پس آنگاه که به سود تو است به خوشگذرانى و سرکشى روى نياور، و آنگاه که به زيان تو است شکيبا باش،

حکمت 397
عطر خوب
(تجمّل و زيبايى، بهداشتى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود:چه خوب است عطر مشک، تحمّل آن سبک و آسان، و بوى آن خوش و عطر آگين است.

حکمت 398
ترک غرور و ياد مرگ
(اخلاقى، اعتقادى) و درود خدا بر او، امام علي (ع) فرمود: فخر فروشى را کنار بگذار، تکبّر و خود بزرگ بينى را رها کن، به ياد مرگ باش.

حکمت 399
حقوق متقابل پدر و فرزند
(اخلاقى، حقوقى، تربيتى) و درود خدا بر او ، امام علي (ع) فرمود : همانا فرزند را به پدر، و پدر را به فرزند حقّى است. حق پدر بر فرزند اين است که فرزند در همه چيز جز نافرمانى خدا، از پدر اطاعت کند، و حق فرزند بر پدر آن که نام نيکو بر فرزند نهد، خوب تربيتش کند، و او را قرآن بياموزد.


حکمت 400
شناخت واقعيّت‏ها و خرافات
(علمى، اعتقادى) و درود خدا بر او ، امام علي (ع) فرمود : چشم زخم حقيقت دارد، استفاده از نيروهاى مرموز طبيعت حقيقت دارد، سحر و جادو وجود دارد، و فال نيک راست است، و رويداد بد را بد شگون دانستن، درست نيست، بوى خوش درمان و نشاط آور، عسل درمان کننده و نشاط آور، سوارى بهبودى آور، و نگاه به سبزه زار درمان کننده و نشاط آور است.

ثواب الاعمال

$
0
0

به محضر

حضرت امام سیدنا و مولانا ابوالحسن علی ابن موسی الرضا علیه آلاف التحیه و الثناء

صلواتی هدیه بفرمایید

باسلام

احادیث کتاب ثواب الاعمال در قالب پست هایی با همان عنوان و در 15 نوبت بر روی وبلاگ قرار گرفت و تمامی 15 پست در صفحه ای به همین نام قابل مشاهده است.

از این پس در قالب 15 پست دیگر نیمه دوم کتاب را با عنوان عقاب الاعمال در اختیار علاقه مندان قرار می دهیم.

احادیث عقاب الاعمال

باشد که مورد رضایت مولایمان قرار گیرد. التماس دعا


دین از تو پدیدار شده حضرت صادق(ع)
شیعه ز تو بیدار شده حضرت صادق(ع)
از مکتب تو جن و ملک علم گرفتند
انسان ز تو دیندار شده حضرت صادق(ع)

اسحاق بن عمّار صیرفى نقل کرده است که : در کوفه بودم و برادران دینى بسیارى به دیدن من مى‏آمدند، (ولى) من دوست نداشتم که مشهور باشم و مى‏ترسیدم که راز شیعه بودن من فاش گردد، لذا به کسى که خدمت مرا مى‏کرد دستور دادم که به هر کس که به دیدار من بیاید بگوید: او اینجا نیست! اسحاق مى‏گوید که: آن سال را به حج رفتم و امام صادق علیه السّلام را زیارت کردم، در سیماى مبارک آن حضرت آثار بى‏اعتنائى و ناراحتى نسبت به خود احساس کردم . . . . .

عرض کردم: فدایت شوم! چه چیز موجب این تغییر رفتار شما نسبت به من شده است؟! فرمود: همان چیزى که رفتار تو را نسبت به برادران دینى تو تغییر داد. عرض کردم: فدایت گردم! من تنها از اینکه راز من فاش شود (و دشمنان بدانند که از شیعیانم) با آنان چنان رفتارى داشتم، و خدا مى‏داند که من چقدر آنها را دوست دارم. حضرت فرمود: اى اسحاق! از دیدار برادرانت دلتنگ مشو که هر گاه مؤمنى، برادر مؤمن خود را ملاقات کند و به او خوشامد بگوید، خداوند تا روز قیامت در نامه اعمال او درود و مرحبا مى‏نویسد، و هنگامى که با وى مصافحه کند خداوند در میان دو انگشت ابهام آن دو یک صد رحمت خود را فرود مى‏آورد که نود و نه قسمت آن از آن کسى است که علاقه و دوستى بیشترى نسبت به دوست خود داشته باشد، و خداوند با نظر رحمت آمیز و مهربان خود به آنها نگاه مى‏کند، و آن که رفیق خود را بیشتر دوست داشته باشد از نظر حضرت حق بیشتر فیض مى‏گیرد. و هنگامى که همدیگر را در آغوش بگیرند، رحمت خداوندى آنها را فرا مى‏گیرد، و اگر این دیدار مدّتى به درازا کشد و (در این دیدار فقط) رضاى خداوندى را جویا باشند، نه (سامان بخشیدن به) امور دنیوى، به آنان خطاب مى‏شود که: خداوند گناهان گذشته شما را آمرزید، از این پس، عمل خود را از سر بگیرید. و چون به احوالپرسى از یک دیگر بپردازند، فرشتگان (نگهبان آنان) به هم گویند: کنار بروید که این دو با هم رازى دارند که خداوند پنهان ماندن آن را اراده فرموده است. اسحاق مى‏گوید: به حضرت عرض کردم: فدایت گردم! چگونه است که فرشتگان از ما دور باشند و آنچه مى‏گوییم (به هنگام احوالپرسى) در نامه اعمال ثبت نمى‏شود، در حالى که خداوند عزّ و جل (در سوره ق، آیه 18) مى‏فرماید: «هیچ سخنى را بر زبان نمى‏آورد مگر آنکه فرشتگان مراقب در کمین اویند»؟ راوى مى‏گوید: پس فرزند رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم آه (سردى) از دل کشید و آنقدر گریست که اشک بر محاسن مبارک حضرت جارى شد، و (در آن حال به من) فرمود: اى اسحاق! براستى که خداوند تبارک و تعالى چون به فرشتگان (نگهبان) فرمان مى‏دهد: زمانى که این دو مؤمن یک دیگر را ملاقات مى‏کنند (و با هم به صحبت مى‏پردازند) از آن دور شوید، براى احترام و بزرگداشت آنهاست، پس اگر فرشتگان کلام آنها را ننویسند و نفهمند، مسلّما آن که حافظ و نگهبان آنهاست که داننده هر راز و آنچه نهانتر است همه آنها را خواهد دانست. اى اسحاق! از خدا بترس به طورى که گویا او را مى‏بینى، و اگر تو او را نبینى، مسلّما او تو را مى‏بیند، و اگر خیال کنى که خداوند تو را نمى‏بیند مسلّما (نسبت به او) کافرشده‏اى، و اگر بدانى که او تو را مى‏بیند و گناهان خود را از آفریده‏هاى او پنهان مى‏کنى ولى در محضر او (به گناهان خود اقرار) و آنها را آشکار مى‏سازى، در چنین صورتى، خداوند را در حدّ پائین ترین کسانى که ناظر بر اعمال تواند قرار داده‏اى.

(ثواب الاعمال/شیخ صدوق(ره))

پاداش کسى که حاجت برادرش را برآورد ...

ابو حمزه ثمالى از حضرت على بن الحسین (ع) نقل کرده است که فرمود: هر کس حاجت برادرش را برآورد به حاجت حق آغاز کرده و خداوند در برابر آن صد حاجت او را که یکى از آنها بهشت است برمى‏آورد. و هر کس اندوه برادرش را برطرف کند، خداوند در روز قیامت اندوههاى او را- هر چه باشد- برطرف مى‏کند. و هر کس او را در برابر ستمکارى یارى دهد، خداوند او را در عبور بر صراط که لغزشگاه قدمهاست یارى مى‏دهد. و هر کس در تأمین حاجتى از حاجتهاى او تلاش کند و او را بدین وسیله شادمان سازد، گویى پیامبر خدا (ص) را شادمان ساخته است. و هرکس او را ...

و هر کس او را سیراب کند، خداوند از شربت مهرشده بهشتى به او مى‏نوشاند. و هر کس با دادن غذایى او را از گرسنگى برهاند، خداوند از میوه‏هاى بهشتى به او مى‏خوراند. و هر کس برهنگى او را با لباسى بپوشاند، خداوند از جامه‏هاى استبرق و حریر به او مى‏پوشاند. و هر کس او را با اینکه برهنه نیست لباس بپوشاند، تا هنگامى که از آن لباس تارى باقى مانده است در پناه خدا خواهد بود. و هر کس او را در پیشامدى که موجب خوارى و سرشکستگى اوست کفایت کند و آبروى او را در آن حادثه حفظ نماید، خداوند پسرانى جاودانه را در بهشت به خدمت او خواهد گماشت. و هر کس او را از مرکبش به زیر آورد، خداوند او را از قبر بر ناقه‏اى از ناقه‏هاى بهشت به محشر مى‏آورد و فرشتگان به او افتخار مى‏کنند. و هر کس او را پس از مرگ کفن کند، گویى از آغاز ولادت تا هنگام مرگ او را پوشانده است. و هر کس براى او همسرى تزویج کند که موجب انس و آرامى دل او شود، خداوند در قبر کسى را که به صورت محبوب‏ترین بستگان اوست با وى مأنوس مى‏سازد. و هر کس او را به هنگام بیمارى عیادت کند، فرشتگان بر گرد او حاضر مى‏شوند و برایش دعا مى‏کنند تا هنگامى که بازگردد، و به او مى‏گویند: پاکیزه شدى و بهشت براى تو آماده گشت. و فرمود: به خدا سوگند، برآوردن حاجت مؤمن نزد من از روزه و اعتکاف دو ماه پى در پى از ماههاى حرام، محبوب‏تر است.

هم به جان علی(ع) و جان محمد(ص) صلوات ...

راوى مى گوید: از امام رضا علیه السلام شنیدم که فرمود: کسى که پس از نماز صبح یا نماز مغرب پیش از آن که برخیزد یا با کسى صحبت کند، بگوید:

ان الله و ملائکته یصلون على النبى یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما. اللهم صل على محمد النبى و ذریته

خداوند صد حاجت او را برآورده مى سازد: هفتاد حاجت در دنیا و سى حاجت در آخرت .
عرض کرد مراد از صلوات خدا و صلوات فرشتگان و صلوات مومنین چیست ؟
فرمودند: مراد از صلوات فرستادن خدا، نزول رحمت است بر او.
و منظور از صلوات فرستادن فرشتگان ، این است که آنها پیامبر صلى الله علیه و آله را مدح و ثنا مى گویند.
و معنى صلوات فرستادن مومنین دعاى آنان براى پیامبر صلى الله علیه و آله است . و یکى از اسرار آل محمد در صلوات بر پیامبر و آل او، این صلوات است:

اللهم صل على محمد و آل محمد فى الاولین . و صل على محة مد و آل محمد فى الآخرین . و صل على محمد و آل محمد فى الملاء الاعلى . و صل على محمد و آل محمد فى المرسلین . اللهم اعط الوسیلة و الشرف و الفضیلة و الدرجة الکبیرة . اللهم انى آمنت بمحمد و لم اره فلا تحرمنى یوم القیام رویته و ارزقنى صحبته و توفنى على ملته و اسقنى من حوضه مشربا رویا سائغا هنئا لا اظما بعده ابدا انک على کل شى ء قدیر اللهم کما آمنت بمحمد و لم اره فعرفنى فى الجنان وجهه اللهم بلغ روح محمد عنى تحیة کثیرة و سلام

همانا کسى که سه بار در بامداد و سه بار در شب با این ذکر صلوات بفرستد، گناهانش از بین رفته و خطاهایش ‍ محو مى گردد؛ سرورش دوام یافته و دعایش مستجاب مى گردد به آرزوى خود رسیده و رزقش زیاد مى گردد، در مقابل دشمنش یارى گردیده ، اسباب همه خیرها برایش مهیا شده و از دوستان پیامبرش در بهشتهاى اعلى قرار داده مى شود.

ثواب یک بار بر پیامبر صلى الله علیه و آله صلوات فرستادن
امام صادق علیه السلام فرمودند: هنگامى که پیامبر صلى الله علیه و آله را یاد کردید، زیاد بر او صلوات بفرستید؛ زیرا همانا کسى که یک بار بر پیامبر صلى الله علیه و آله صلوات بفرستد، خداوند در هزار صف از فرشتگان هزار بار بر او صلوات مى فرستد و آفریده اى از آفریدگان خداوند بافى نماند؛ مگر این که به خاطر صلوات خدا و صلوات فرشتگانش ، بر او صلوات مى فرستند.
و جز نادان مغرور که خدا و رسول خدا صلى الله علیه و آله از او بیزارند؛ کسى از این ثواب رو نمى گرداند.

ثواب درخواست از خدا به حق حضرت محمد صلى الله علیه و آله واهل بیت علیه السلام
امام باقر علیه السلام فرمودند: همانا بنده اى هفتاد پاییز در آتش مى ماند. که هر پاییزى هفتاد سال است . آنگاه از خدا مى خواهد که به حق محمد و اهل بیتش به او رحم کند.
خداى عزوجل نیز به جبرییل وحى مى کند که فرود آى و بنده ام را از آتش ‍ خارج کن .
جبرییل عرض مى کند: چگونه در آتش فرود آییم ؟
خداوند مى فرماید: به آتش دستور داده ام براى تو سرد شود و ضررى به تو نرساند.
عرض کرردم : پروردگارا! جایش را نشانم بده .
مى فرماید: در چاهى در سجیل است .
آنگاه جبریل در جاى او فرود آمده و او را از آتش بیرون مى کشد.
خداوند عزوجل از او مى پرسد: چند سال در آتش بودى ؟
عرض مى کند: نمى دانم .
خداوند مى فرماید: به عزتم سوگند که اگر این چنین از من درخواست نمى کردى ، همچنان تو را با خوارى در آتش نگاه مى داشتم ؛ ولى بر خودم لازم نموده ام که هیچ بنده اى از من به حق محمد و اهل بیت او درخواست آمرزش نکند، مگر این که گناهى را که مربوط به من و اوست ببخشم .

ثواب صلوات بر پیامبر صلى الله علیه و آله
امام باقر علیه السلام از پدرانش علیه السلام روایت نموده است که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: در روز قیامت من در کنار ترازوى اعمال هستم . کسى که گناهانش را سنگینتر از کارهاى نیکش باشد، صلواتهایى ر که بر من فرستاده است مى آورم تا کارهاى نیکش را سنگین تر نماییم .

ثواب صد بار صلوات بر محمد صلى الله علیه و آله وآل او پس از صبح
راوى مى گوید: امام صادق علیه السلام از من پرسیدند: نمى خواهى چیزى یادت بدهم که خداوند با آن صورتت را از حرارت جهنم محفوظ کند؟
عرض کردم : چرا
فرمودند: پس از سپیده دم ، صد بار بگو اللهم صل على محمد و آل محمدتا خداوند صورتت را از حرارت جهنم حفظ نماید.

ثواب نماز
امام صادق علیه السلامفرمودند: اى بنده خدا! نماز واجب را در وقت خود بخوان با حالت کسى که با آن وداع مى کند و مى ترسد که پس از این هیچ گاه موفق به انجام آن نشود. آنگاه ، دیدگانت را متوجه سجده گاهت نما. اگر بدانى که در سمت راست یا چپ تو کسى هست ، به خوب نماز مى خوانى ، و بدان ، تو در برابر کسى هستى که تو را مى بیند و تو او را نمى بینى .
ثواب خواندن نماز صبح در اول وقت
رواى مى گوید: از امام صادق علیه السلامپرسیدم : بهترین نماز صبح کدام است ؟
فرمودند: طلوع فجر؛ زیرا خداوند متعال مى فرماید ان قرآن الفجر کان مشهودایعنى فرشتگان شب و روز نماز صبح را مى بینند. بنابراین اگر بنده نماز صبح را به هنگام طلوع فجر بخواند، این نماز دو بار براى او ثبت مى شود: یک بار توسط فرشتگان شب و یک بار توسط فرشتگان روز.
ثواب برترى اول وقت بر آخر وقت
امام صادق علیه السلامفرمودند: برترى اول وقت بر آخر وقت ، مانند برترى آخرت بر دنیاست .
ثواب خواندن نمازهاى واجب در اول وقت
امام کاظم علیه السلامفرمودند: نمازهاى واجبى که در اول وقت خود با آداب و شرایط خوانده شوند، خوشبوتر و با طراوت تر از شاخه درخت (مورد) است ، هنگامى که از درخت خود جدا مى شود. بنابراین ، نمازهایتان را در اول وقت بخوانید.
ثواب نماز جماعت
1. امام صادق علیه السلامفرمودند: همانا نماز جماعت ، بیست و سه درجه بالاتر از نماز فرادى است و بیست و پنج نماز مى باشد.
2. راوى مى گوید: شنیدم که امام صادق علیه السلامفرمودند: هر کدام از شما که روز جمعه را درک کردید، نباید غیر از عبادت کار دیگرى انجام دهید، زیرا به درستى که در آن روز بندگان آمرزیده شده و رحمت فرود مى آید.
ثواب برخاستن براى نماز
امام صادق علیه السلامفرمودند: هیچ بنده اى از شیعیان ما به نماز بر نمى خیزد، مگر این که فرشتگانى به شماره مخالفین او دورش را گرفته و پشت سرش نماز خوانده و براى او دعا مى کنند تا نمازش تمام شود.

ثواب دیدار با مسلمان
راوى مى گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمودند: هیچ مسلمانى به دیدن برادر مسلمانش نرفته ، مگر این که خداى عزوجل او را ندا داده است ، اى دیدار کننده ! پاک شدى و بهشت نیز برایت پاک شد .
ثواب دست دادن مسلمان با برادر مسلمانش
امام صادق علیه السلام فرمودند: همانا کسى که قدر خداوند را نمى داند ، به همان گونه قدر پیامبرش را نیز نمى داند؛ و همان گونه که قدر پیامبرش را نمى داند؛ و همان گونه که قدر پیامبرش را نمى داند؛ قدر مومن را نیز نمى داند؛ همانا هنگامى که مومن برادرش را مى بیند ، و با او دست مى دهد ، تا زمانى که از هم جدا شوند ، خداوند به آن دو نگریسته و گناهان از چهره هایشان مى ریزد؛ همان گونه که باد شدید برگ را از درخت مى ریزد .
ثواب خوبى کردن به برادر مومن
امام صادق علیه السلام فرمودند: هر مومنى که به برادرسول خدا مومنش ‍ خوبى نماید ،به رسول خدا صلى الله علیه و آله خوبى کرده است

ثواب پذیرفته شدن گواهى به لا اله الا الله
روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله در حالى که در میان عده اى از یاران خود که على بن ابیطالب علیه السلام نیز یکى از آنان بود نشسته بود، فرمودند: کسى که بگوید لا اله الا الله وارد بهشت مى شود.
دو نفر از یاران او گفتند: ما نیز مى گوییم لا اله الا الله . رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: گواهى به لا اله الا الله فقط از این (على بن ابیطالب ) و شیعیانش که پروردگار از آنان پیمان گرفته است ، پذیرفته است .
آن دو نفر دوباره گفتند: ما نیز مى گوییم لا اله الا الله .
در این هنگام رسول خدا صلى الله علیه و آله دستش را بر سر على گذاشته و فرمودند: نشانه آن ( پیروى از على بن ابیطالب علیه السلام ) این است که پیمان او را نشکنید؛ در جایگاه او ننشینید و سخن او را تکذیب نکنید.
ثواب شهادت به یگانگى خداى متعال و رسالتت حضرت محمد صلى الله علیه و آله
سهل بن سعید انصارى مى گوید: معناى آیه و ما کنت بجانب الطور اذ نادینارا پرسیدم . حضرت محمد صلى الله علیه و آله فرمودند: خداى عزوجل دو هزار سال پیش از آفرینش موجودات روى برگ درخت (مورد) که آنرا رویانده بود نوشت ، سپس آن را در عرش گذاشت . آنگاه ندا داد: اى امت محمد! به راستى که رحمتم از خشم من پیشى گرفت ، قبل از این که بخواهید به شما عطا مى کنم و قبل از این که در خواست آمرزش کنید شما را مى آمرزم ؛ بنابراین ، هر کدام از شما که مرا در حالى ملاقات کند که گواهى مى دهد به این که خدایى جز من نبوده و محمد بنده و فرستاده من است ، با رحمت خود او را وارد بهشت مى کنم .
ثواب صد بار تکبیر، تسبیح ، تحمید و تهلیل
امام صادق علیه السلام از پدرش روایت نموده است که امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: فقرا نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله آمده و عرض ‍ کردند: اى رسول خدا! ثروتمندان دارایى دارند که بنده آزاد کنند، ولى ما نداریم ؛ دارایى دارند که حج بروند، ولى ما نداریم ، دارایى دارند که صدقه بدهند، ولى ما نداریم ؛ دارایى دارند که با آن جهاد کنند، ولى ما نداریم .
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: هر کسى که صد بار تکبیر (الله اکبر) بگوید، از آزاد کردن صد بنده بالاتر است ، و کسى که صد بار تسبیح (سبحان الله ) بگوید، بالاتر از بردن صد شتر به حج است ، و کسى که صد بار تحمید کند (الحمدلله بگوید)، بالاتر از بردن اسب با زین ، دهنه و رکاب آن در راه خدا است ، کسى که صد بار لا اله الا الله بگوید، عمل او برتر از عمل سایر مردم است ، مگر کسى که بیش از این بگوید.
امیرالمؤ منین علیه السلام فرمودند: این خبر به گوش ثروتمندان رسید. آنان هم همین اعمال را انجام دادند و فقرا دوباره به خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله آمده و عرض کردند: اى رسول خدا! آنچه فرمودى به گوش ‍ ثروتمندان رسید، آنان هم آن اعمال را انجام دادند.
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: اینها احسان خدا است و به هر کسى که بخواهد مى دهد و احسان خداوند زیاد است .

ثواب اهل قرآن
امام صادق علیه السلام از پدرش نقل مى نماید که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: اهل قرآن بالاترین درجات را پس از پیامبران و رسولان دارند. بنابراین ، اهل قرآن را ضعیف و حقوق آنها را کم نشمارید؛ زیرا آنان نزد خداوند مقام ارجمندى دارند.
ثواب فراگیرى قرآن به سختى یا به آسانى
راوى مى گوید: شنیدم که از امام صادق علیه السلام که فرمودند: کسى که قرآن را به سختى یاد بگیرد، دو پاداش دارد و کسى که قرآن را به آسانى یاد بگیرد همراه با نیکوکاران مى باشد.
ثواب قرآن خواندن جوان مؤ من
امام صادق علیه السلام فرمودند: جوان مومنى که قرآن بخواند، قرآن را با گوشت و خونش مخلوط مى شود و عامل همنشینى او با فرشتگان بزرگوار وحى که هرگز مرتکب گناهى نشده اند خواهد شد، و در روز قیامت نیز قرآن مانعى براى او در مقابل آتش خواهد بود.
قرآن در آن روز (خطاب به خداوند) مى گوید: هر عمل کننده اى به پاداش ‍ عمل خواهد رسید، جز عمل کنندگان به من . پس بهترین عطایاى خود را به او عنایت فرما.
خداوند عزوجل نیز در دو لباس بهشتى به او مى پوشاند و بر سرش تاج کرامت مى گذارد. آنگاه خطاب به قرآن مى فرماید: آیا راضى شدى ؟
قرآن مى گوید: من بهتر از این را براى او مى خواستم .
خداوند در امان بودن را به دست راست و جاودانگى در بهشت را به دست چپش مى دهد. سپس وارد بهشت مى شود. در بهشت به او مى گویند: یک آیه بخوان و یک درجه بالا برو.
آنگاه به قرآن خطاب مى شود: به آرزویت رسیدى و راضى شدى ؟
قرآن مى گوید: خداوندا! بله .
امام باقر علیه السلام فرمودند: کسى که خیر قرآن بخواند و آن را حفظ نماید، خداوند دو بار این ثواب را به او مى دهد.

ثواب زیارت قبور ائمه علیه السلام

1. راوى مى گوید خدمت امام رضا علیه السلامعرض کردم : کسى که قبر یکى از امامان علیه السلام را زیارت نماید چه ثوابى دارد؟ فرمودند: ثواب زیارت قبر امام حسین علیه السلامرا دارد. عرض کردم : کسى که قبر امام کاظم علیه السلامرا زیارت نماید، چه ثوابى دارد؟ فرمودند: ثواب زیارت قبر امام حسین علیه السلامرا دارد.
2. راوى گوید خدمت امام جواد علیه السلامعرض کردم : کسى که قبرامام رضا علیه السلامرا زیارت کند چه ثوابى دارد؟
فرمودند: به خدا سوگند پاداش او بهشت است .
3. راوى گوید: در نامه امام رضا علیه السلام چنین آمده بود: به شیعیان من بگویید که زیارت من نزد خداوند برابر با هزار حج است . راوى مى گوید: به امام جواد علیه السلامعرض کردم : هزار حج ؟! فرمودند: آرى به خدا سوگند! و براى کسى که او را با شناخت حقش زیارت نماید، برابر با یک هزار هزار حج است .

برترى ماه رمضان و ثواب روزه آن
1. امام باقر علیه السلامبه جابر فرمودند: اى جابر! کسى که به ماه رمضان برسد و روز آن را روزه گرفته ، پاره اى از شبش را عبادت کندت فرج و زبان خود را حفظ کرده ، چشمش را از حرام بپوشاند و از آزار مردم بپرهیزد، همانند روزى که از مادر متولد شده است ، گناهان بیرون مى رود.
جابر مى گوید: گفتم : فدایت گردم ، چه حدیث خوبى !
حضرت فرمودند: و چه شرط سختى !
2. امام باقر علیه السلامفرمودند: همانا هنگامى که پیامبر صلى الله علیه و آلهاز عرفات بازگشته و رهسپار منى بود، وارد مسجد شد. مردم گرد او جمع شده و در باره لیلة القدر از او سوال کردند. حضرت در آنجا سخنرانى نموده و پس از ثناى الهى فرمودند: هر کدام از شما که درباره شب قدر از آن من سوال کنید، آن را از شما پنهان نمى کنم . چون همانان من نیز آن را نمى دانم . اى مردم ! بدانید همانا هر کسى با صلح و سلامت به ماه رمضان برسد و روزش را روزه گرفته ، مقدارى از شبش را عبادت کند، مراقب نمازش باشد و به نماز جمعه اش و نماز عید فطر برود، قطعا شب قدر را درک کرده و به جایزه پروردگار دست یافته است .
راوى مى گوید: امام صادق علیه السلامفرمودند: به خدا سوگند به جوایزى رسیده است که مانند جوایز بندگان نیست .

ثواب یک روز روزه در گرما با تشنگى زیاد
امام صادق علیه السلامفرمودند: هر کسى که یک روز در گرما روزه بگیرد و تشنه شود، خداى عزوجل هزار فرشته را وکیل مى کند که دست به صورت او بکشند و او را مژده دهند.
و زمانى که افطار کند، خداى متعال مى فرماید، چقدر خوشبو هستى . فرشتگانم ! گواه باشید که من قطعا او را آمرزیدم .

دوستان عزیز چقدر خوب است اکنون که همگی از فیض این ماه بهره مند می شویم ثواب اعمالمان را به امام عصر (عج)و خاصهحضرت نرجس خاتون (س)هدیه نماییم.

انشاالله نماز عید فطر را به تکبیره الاحرام مولایمان اقامه کنیم.

انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا ....

ثواب گفتن لا اله الا الله
1. پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: خداى عزوجل به موسى بن عمران فرمودند: اى موسى ! به راستى که آسمانها و ساکنان آنها که نزد من هستند و زمینهاى هفتگانه را در یک کفه گذاشته و لا اله الا الله را در کفه دیگرى بگذارند، لا اله الا الله سنگین تر از آنها خواهد بود.
2. پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند؛ دو چیز عامل دو چیز است : کسى که بمیرد در حالى که گواهى مى دهد که خدایى جز خداى یگانه نیست ، وارد بهشت مى شود و کسى که بمیرد در حالى که شریکى براى خداوند مى داند، وارد جهنم مى شود.
3. امام محمد باقر علیه السلام فرمود که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: هر چیزى هموزنى دارد، مگر خداوند و لا اله الا الله که هموزنى ندارند و هر قطره اشکى بر صورت او جارى شود، هیچ گاه فقر و خوارى را نخواهد دید.
4. امیرالمؤ منین علیه السلام فرمودند: هیچ بنده مسلمانى نیست که بگوید لا اله الا الله مگر این که بالا رفته و هر سقفى را مى شکافد و به هیچ کدام از گناهان او بر نمى خورد، مگر این که آن را پاک مى کند تا این که به خوبیهایى همانند خود برسد و بایستد.
5. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: مومنى نیست که بگوید لا اله الا الله مگر این که گناهان کارنامه اش پاک شده و این عمل در کنار خوبیهاى همانند خود قرار مى گیرد.
ثواب گفتن صد بار لا اله الا الله
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسى که وقت رفتن به رختخواب صدبار لا اله الا الله بگوید، خداوند خانه اى در بهشت براى او مى سازد و کسى که هنگام رفتن به رختخواب صدبار از خداوند آمرزش بخواهد، گناهان او مى ریزد، همانگونه که برگ درخت مى ریزد.

ثواب گفتن لا اله الا الله با شرایط آن
وقتى که امام رضا علیه السلام به نیشابور رسید، به هنگام حرکت به طرف مامون ، محدثان اطراف او را گرفته و گفتند: فرزند رسول خدا! از پیش ما مى روى و حدیثى نمى فرمایى که از آن استفاده کنیم !
حضرت که در کجاوه نشسته بودند، سر خود را از کجاوه بیرون آورده و فرمودند: از پدرم موسى بن جعفر علیه السلام شنیدم که فرمودند از پدرم جعفر بن محمد صلى الله علیه و آله شنیدم که فرمودند از پدرم محمد بن على علیه السلام شنیدم که فرمودند از پدرم على بن الحسین علیه السلام شنیدم که فرمودند از پدرم حسین بن على علیه السلام شنیدم که فرمودند از پدرم امیرالمؤ منین على بن ابیطالب علیه السلام شنیدم که فرمودند از رسول خدا صلى الله علیه و آله شنیدم که فرمودند: شنیدم که جبرییل گفت : از خداى عزوجل شنیدم که فرمودند: لا اله الا الله پناهگاه من است ؛ کسى که وارد پناهگاه من شود، از عذاب من ایمن است .
ثواب پذیرفته شدن گواهى به لا اله الا الله
روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله در حالى که در میان عده اى از یاران خود که على بن ابیطالب علیه السلام نیز یکى از آنان بود نشسته بود، فرمودند: کسى که بگوید لا اله الا الله وارد بهشت مى شود.
دو نفر از یاران او گفتند: ما نیز مى گوییم لا اله الا الله . رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: گواهى به لا اله الا الله فقط از این (على بن ابیطالب ) و شیعیانش که پروردگار از آنان پیمان گرفته است ، پذیرفته است .
آن دو نفر دوباره گفتند: ما نیز مى گوییم لا اله الا الله .
در این هنگام رسول خدا صلى الله علیه و آله دستش را بر سر على گذاشته و فرمودند: نشانه آن ( پیروى از على بن ابیطالب علیه السلام ) این است که پیمان او را نشکنید؛ در جایگاه او ننشینید و سخن او را تکذیب نکنید.

ثواب ناخن گرفتن و کوتاه کردن سبیل
1. رسول خدا صلى الله علیه و آلهفرمودند: کسى که در روز شنبه یا پنجشنبه ناخنهایش را بگیرد و سبیلش را کوتاه کند، از دندان درد و چشم درد معاف مى شود.
2. امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که در روز پنج شنبه ناخنهایش را بچیند و یکى را براى روز جمعه باقى بگذارد، خداى عزوجل فقر را از او دور مى گرداند.
3. امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که در هر جمعه ناخنهایش را بگیرد و سبیلش را کوتاه کند و سپس بگوید:بسم الله و بالله و على ملة رسول الله صلى الله علیه و آله ؛ در مقابل مو یا ناخن ، ثواب آزاد کردن بنده اى از فرزندان اسماعیل را به او مى دهند.


ثواب پوشیدن کفش سفید
سدیر صیرفى مى گوید: در حالى که کفش سفید پوشیده بودم ، به دیدن امام صادق علیه السلامرفتم . آن حضرت فرمودند: آیا عمدا کفش سفید پوشیده اى ؟
عرض کردم : فدایت شوم ! نه به خدا.
فرمودند: کسى که به قصد خرید کفش سفید وارد بازار شود و کفش سفید بخرد، آن کفش کهنه نمى شود، مگر این که مالى را از جایى به دست مى آورد که گمان ندارد.
سدیر مى افزاید: آن کفش کهنه نشد، تا زمانى که صد دینار را از جایى که گمان نداشتم ، به دست آوردم .

ثواب مسواک کردن
1. امام صادق علیه السلامفرمودند: مسواک کردن دوازده خاصیت دارد: سنت پیغمبر است ، پاک کننده دهان و روشن کننده چشم است ، خداوند را راضى مى کند؛ دندانها را سفید مى کند؛ از فاسد شدن دندان جلوگیرى مى کند؛ لثه را محکم مى کند؛ میل غذا مى آورد، بلغم را از بین مى برد؛ حافظه را افزایش مى دهد؛ حسنه را دو برابر مى کند و فرشتگان از آن خوشحال مى شوند.
2. امام باقر علیه السلامفرمودند: مسواک کردن بلغم را از بین برده و عقل را زیاد مى کند.

عزیزانی که این پست را مطالعه فرمودند دقت فرمایند که گاهی احادیثی را از حضرات معصومین (علیهم السلام) می خوانیم که شاید به نظرمان کمی سبک جلوه کند و یا اینکه با محاسبات به قول خودمان عقلی که انجام می دهیم تعارض داشته باشد، اما در اینجا به دو نکته باید توجه شود

اولا اینکه ممکن است حدیث نسبت داده شده به معصوم(ع) جعلی باشد که البته معیار آن این نیست که با تعقل ما سازگار باشد یا نه ، بلکه می بایست که از مجرای علم رجال به آن رسیدگی شود که توسط فقیه انجام می شود

دوما اینکه اگر حدیث از نظر سند صحیح باشد ، و از نظر ما عقلانی نباشد در واقع ما باید در عاقل بودن خود شک کنیم. چراکه عقل ما بسیار محدود تر از آن است که بخواهد احادیث را به خودی خود بفهمد. بنابراین در مورد آنچه که از احادیث می فهمیم باید خدا را شاکر باشیم و در مورد آنچه نمی فهمیم باید از خداوند و از اهل بیت (علیهم السلام) بخواهیم که فهم کلامشان را به ما اعطا نمایند

آب دریا را اگر نتوان کشید

هم به قدر تشنگی باید چشید

ثواب خشک کردن آب وضو با حوله و ترک آن
امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که وضو بگیرد و با حوله اعضاى وضو را خشک کند، یک حسنه براى او نوشته مى شود و کسى که وضو بگیرد و صبر کند تا دست و رویش خود خشک شوند، سى حسنه براى او نوشته مى شود.

ثواب تجدید وضو
امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که براى غیر نماز وضوى خود را تجدید کند، خداوند هم بدون استغفار توبه او را تجدید مى کند.

ثواب مسواک کردن
1. امام صادق علیه السلامفرمودند: مسواک کردن دوازده خاصیت دارد: سنت پیغمبر است ، پاک کننده دهان و روشن کننده چشم است ، خداوند را راضى مى کند؛ دندانها را سفید مى کند؛ از فاسد شدن دندان جلوگیرى مى کند؛ لثه را محکم مى کند؛ میل غذا مى آورد، بلغم را از بین مى برد؛ حافظه را افزایش مى دهد؛ حسنه را دو برابر مى کند و فرشتگان از آن خوشحال مى شوند.
2. امام باقر علیه السلامفرمودند: مسواک کردن بلغم را از بین برده و عقل را زیاد میکند.

ثواب با وضو خوابیدن
امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که با وضو به رختخواب برود، در حالى میخوابد که رختخواب او عبادتگاه اوست .

ثواب مضمضه و استنشاق زیاد
امام صادق علیه السلامفرمودند: زیاد مضمضه و استنشاق کنید، چون باعث آمرزش شما و رمیدن شیطان مى شود.

ثواب شستن سر با خطمى
امام صادق علیه السلامفرمودند: شستن سر با خطمى ، فقر را از بین برده ، روزى را افزایش مى دهد و تعویذ (جلوگیرى امراض و بلاها) است .

ثواب شستن سر با سدر
امام صادق علیه السلامفرمودند: رسول خدا صلى الله علیه و آلهسرش را با سدر میشستند مى فرمودند: سرهایتان را با برگ سدر بشویید؛ زیرا تمام فرشتگان مقرب و همه پیامبرانى که آمده اند، آن را تقدیس کرده اند.
کسى که سرش را با سدر بشوید، خداوند هفتاد روز وسوسه شیطان را از او دور مى کند، و کسى که خداوند وسوسه شیطان را هفتاد روز از او دور کند، گناه نمى کند و کسى که گناه نکند، به بهشت مى رود.

ثواب خواندن نماز با اذان و اقامه
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسى که با اذان و اقامه نماز بخواند، دو صف از فرشتگان پشت سر او نماز مى خوانند و کسى که با اقامه و بدون اذان نماز بخواند، پشت سر او یک صف نماز مى خوانند.
راوى مى گوید: عرض کردم : طول هر صف چقدر است ؟
فرمودند: کوتاهترین آن از شرق تا غرب ، و طولانى ترین آن از آسمان تا زمین است .

ثواب و فضیلت قنوت
امام صادق علیه السلام از پدرانش و او از ابوذر نقل مى نماید که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: هر کدام از شما که قنوتش در سراى دنیا طولانى تر باشد، در توقفگاه روز قیامت راحتى اش طولانى تر خواهد بود.
ثواب کامل به جا آوردن رکوع
سعید بن جناج مى گوید: در حضور امام باقر علیه السلام در منزل او در مدینه بودم . حضرت علیه السلام بدون اینکه کسى چیزى بگوید فرمودند: کسى که رکوع خود را کامل به جا آورده ، در قبر وحشتى نخواهد داشت .
ثواب یک سجده
امام صادق علیه السلام از پدرانش علیه السلامنقل مى نماید که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:کسى که یک با سجده کند،به خاطر این عمل یک گناه از او مى ریزد و یک درجه بالا مى رود.
ثواب گذاردن کف دستها بر زمین
امام صادق علیه السلام از پدرانش نقل مى کند که امیرالمؤ منین علیه السلام فرمودند: هنگامى که سجده کردید، کف دستهایتان را بر زمین بگذارید، بدان امید که در روز قیامت زنجیر نشوید.
ثواب طولانى کردن سجده
امام صادق علیه السلام فرمودند: نزدیکترین حالتهاى بنده به خداوند، حالت سجده است .
ثواب گفتن اللهم صل على محمد و آل محمد هنگام رکوع ، سجده ، قیام
امام باقر علیه السلام فرمودند: کسى که در رکوع ، سجده و قیامش بگوید اللهم صل على محمد و آل محمدخداوند بر ایو همانند ثواب رکوع ، سجده ، و قیام را مى نویسد.
ثواب سجده شکر
امام صادق علیه السلام فرمودند: هر مومنى که براى شکر نعمتى در غیر نماز سجده کند، خداوند به خاطر آن ده حسنه نوشته ، ده گناه او را پاک کرده و ده درجه در بهشت او را بالا مى برد.

ثواب قرائت سوره شمس ، لیل ، ضحى ، و شرح

امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که در شب یا روز سوره لیل ، شمس ، ضحى و شرح را زیاد بخواند، چیزى در کنار او نیست ، مگر این که براى او شهادت مى دهد؛ حتى مو، پوست ، خون ، گوشت ، رگها، اعصاب ، استخوانها، و همه ذرات وجودش که بر روى زمین است . پروردگار متعال نیز مى فرماید: شهادت شما در مورد بنده ام را پذیرفته و آن را روا گردانیدم . او را به بهشتهایم ببرید تا هر کجا را که مى خواهد انتخاب کند و آن جا را بدون منتى از من و تنها از روى لطف و تفضل من ، به او بدهید. و گواراى گواراى او باشد.

ثواب قرائت سوره کافرون و توحید
امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که سوره کافرون و توحید را در یکى از نمازهاى واجب خود بخواند، خداوند او، پدر و مادر و فرزندان پدر و مادرش را مى آمرزد، اگر بدبخت باشد نام او در دفتر بدبختها پاک شده و در دفتر سعادتمندان ثبت مى شود؛ خداوند زندگى سعادتمندانه اى به او ارزانى داشته ؛ او را شهید مى میراند و شهید برمى انگیزد..

ثواب قرائت سوره توحید
1. امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که در یک روز پنج نماز بخواند و سوره توحید در آن قرائت نکند، به او مى گویند: اى بنده خدا تو از نمازگزاران نیستى .
2. امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید پس از نماز واجب خود سوره توحید را بخواند. کسى که این کار را انجام دهد، خداوند خیر دنیا و آخرت را به او عطا نموده و او و پدر و مادر و خواهران و برادرانش را مى آمرزد.
3.امیرالمومنین علیه السلامنقل مى کند که رسول خدا صلى الله علیه و آلهفرمودند: کسى که به هنگام خواب صد بار سوره توحید ر بخواند، خداوند گناهان پنجاه سال او ر مى بخشد.
4. امام باقر علیه السلاماز پدرش نقل مى نماید که رسول خدا صلى الله علیه و آلهبر جنازه سعد بن معاذ نماز خواندند و فرمودند: نود هزار فرشته که جبرئیل نیز در آن بوده ، آمدند و بر او نماز خواندند. من از جبرییل پرسیدم چرا بر جنازه او نماز خواندید؟ جبرییل گفت : به خاطر این که نشسته و ایستاده ، سوار و پیاده و در حال رفت و بازگشت سوره توحید را مى خواند.
5. امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که به بستر خواب رود و یازده بار سوره توحید را بخواند، خداوند او را در خانه اش و خانه هاى اطرافش حفظ مى نماید.
6. راوى مى گوید از امیرالمومنین علیه السلامشنیدم که فرمودند: کسى که پس از نماز صبح یازده بار قل هو الله احد بخواند در آن روز گناهى از او سر نمى زند، گر چه شیطان خوار شود یعنى شیطان هر چه تلاش کند، نتواند انسان را به گناه بکشاند و بدین ترتیب خوار شود.

دانلود کتاب ثواب الاعمال و عقاب الاعمال

بقیه کتب «منبع:http://jalaseh17.persianblog.i

ثواب الاعمال

$
0
0

به محضر

حضرت امام سیدنا و مولانا ابوالحسن علی ابن موسی الرضا علیه آلاف التحیه و الثناء

صلواتی هدیه بفرمایید

باسلام

احادیث کتاب ثواب الاعمال در قالب پست هایی با همان عنوان و در 15 نوبت بر روی وبلاگ قرار گرفت و تمامی 15 پست در صفحه ای به همین نام قابل مشاهده است.

از این پس در قالب 15 پست دیگر نیمه دوم کتاب را با عنوان عقاب الاعمال در اختیار علاقه مندان قرار می دهیم.

احادیث عقاب الاعمال

باشد که مورد رضایت مولایمان قرار گیرد. التماس دعا


دین از تو پدیدار شده حضرت صادق(ع)
شیعه ز تو بیدار شده حضرت صادق(ع)
از مکتب تو جن و ملک علم گرفتند
انسان ز تو دیندار شده حضرت صادق(ع)

اسحاق بن عمّار صیرفى نقل کرده است که : در کوفه بودم و برادران دینى بسیارى به دیدن من مى‏آمدند، (ولى) من دوست نداشتم که مشهور باشم و مى‏ترسیدم که راز شیعه بودن من فاش گردد، لذا به کسى که خدمت مرا مى‏کرد دستور دادم که به هر کس که به دیدار من بیاید بگوید: او اینجا نیست! اسحاق مى‏گوید که: آن سال را به حج رفتم و امام صادق علیه السّلام را زیارت کردم، در سیماى مبارک آن حضرت آثار بى‏اعتنائى و ناراحتى نسبت به خود احساس کردم . . . . .

عرض کردم: فدایت شوم! چه چیز موجب این تغییر رفتار شما نسبت به من شده است؟! فرمود: همان چیزى که رفتار تو را نسبت به برادران دینى تو تغییر داد. عرض کردم: فدایت گردم! من تنها از اینکه راز من فاش شود (و دشمنان بدانند که از شیعیانم) با آنان چنان رفتارى داشتم، و خدا مى‏داند که من چقدر آنها را دوست دارم. حضرت فرمود: اى اسحاق! از دیدار برادرانت دلتنگ مشو که هر گاه مؤمنى، برادر مؤمن خود را ملاقات کند و به او خوشامد بگوید، خداوند تا روز قیامت در نامه اعمال او درود و مرحبا مى‏نویسد، و هنگامى که با وى مصافحه کند خداوند در میان دو انگشت ابهام آن دو یک صد رحمت خود را فرود مى‏آورد که نود و نه قسمت آن از آن کسى است که علاقه و دوستى بیشترى نسبت به دوست خود داشته باشد، و خداوند با نظر رحمت آمیز و مهربان خود به آنها نگاه مى‏کند، و آن که رفیق خود را بیشتر دوست داشته باشد از نظر حضرت حق بیشتر فیض مى‏گیرد. و هنگامى که همدیگر را در آغوش بگیرند، رحمت خداوندى آنها را فرا مى‏گیرد، و اگر این دیدار مدّتى به درازا کشد و (در این دیدار فقط) رضاى خداوندى را جویا باشند، نه (سامان بخشیدن به) امور دنیوى، به آنان خطاب مى‏شود که: خداوند گناهان گذشته شما را آمرزید، از این پس، عمل خود را از سر بگیرید. و چون به احوالپرسى از یک دیگر بپردازند، فرشتگان (نگهبان آنان) به هم گویند: کنار بروید که این دو با هم رازى دارند که خداوند پنهان ماندن آن را اراده فرموده است. اسحاق مى‏گوید: به حضرت عرض کردم: فدایت گردم! چگونه است که فرشتگان از ما دور باشند و آنچه مى‏گوییم (به هنگام احوالپرسى) در نامه اعمال ثبت نمى‏شود، در حالى که خداوند عزّ و جل (در سوره ق، آیه 18) مى‏فرماید: «هیچ سخنى را بر زبان نمى‏آورد مگر آنکه فرشتگان مراقب در کمین اویند»؟ راوى مى‏گوید: پس فرزند رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم آه (سردى) از دل کشید و آنقدر گریست که اشک بر محاسن مبارک حضرت جارى شد، و (در آن حال به من) فرمود: اى اسحاق! براستى که خداوند تبارک و تعالى چون به فرشتگان (نگهبان) فرمان مى‏دهد: زمانى که این دو مؤمن یک دیگر را ملاقات مى‏کنند (و با هم به صحبت مى‏پردازند) از آن دور شوید، براى احترام و بزرگداشت آنهاست، پس اگر فرشتگان کلام آنها را ننویسند و نفهمند، مسلّما آن که حافظ و نگهبان آنهاست که داننده هر راز و آنچه نهانتر است همه آنها را خواهد دانست. اى اسحاق! از خدا بترس به طورى که گویا او را مى‏بینى، و اگر تو او را نبینى، مسلّما او تو را مى‏بیند، و اگر خیال کنى که خداوند تو را نمى‏بیند مسلّما (نسبت به او) کافرشده‏اى، و اگر بدانى که او تو را مى‏بیند و گناهان خود را از آفریده‏هاى او پنهان مى‏کنى ولى در محضر او (به گناهان خود اقرار) و آنها را آشکار مى‏سازى، در چنین صورتى، خداوند را در حدّ پائین ترین کسانى که ناظر بر اعمال تواند قرار داده‏اى.

(ثواب الاعمال/شیخ صدوق(ره))

پاداش کسى که حاجت برادرش را برآورد ...

ابو حمزه ثمالى از حضرت على بن الحسین (ع) نقل کرده است که فرمود: هر کس حاجت برادرش را برآورد به حاجت حق آغاز کرده و خداوند در برابر آن صد حاجت او را که یکى از آنها بهشت است برمى‏آورد. و هر کس اندوه برادرش را برطرف کند، خداوند در روز قیامت اندوههاى او را- هر چه باشد- برطرف مى‏کند. و هر کس او را در برابر ستمکارى یارى دهد، خداوند او را در عبور بر صراط که لغزشگاه قدمهاست یارى مى‏دهد. و هر کس در تأمین حاجتى از حاجتهاى او تلاش کند و او را بدین وسیله شادمان سازد، گویى پیامبر خدا (ص) را شادمان ساخته است. و هرکس او را ...

و هر کس او را سیراب کند، خداوند از شربت مهرشده بهشتى به او مى‏نوشاند. و هر کس با دادن غذایى او را از گرسنگى برهاند، خداوند از میوه‏هاى بهشتى به او مى‏خوراند. و هر کس برهنگى او را با لباسى بپوشاند، خداوند از جامه‏هاى استبرق و حریر به او مى‏پوشاند. و هر کس او را با اینکه برهنه نیست لباس بپوشاند، تا هنگامى که از آن لباس تارى باقى مانده است در پناه خدا خواهد بود. و هر کس او را در پیشامدى که موجب خوارى و سرشکستگى اوست کفایت کند و آبروى او را در آن حادثه حفظ نماید، خداوند پسرانى جاودانه را در بهشت به خدمت او خواهد گماشت. و هر کس او را از مرکبش به زیر آورد، خداوند او را از قبر بر ناقه‏اى از ناقه‏هاى بهشت به محشر مى‏آورد و فرشتگان به او افتخار مى‏کنند. و هر کس او را پس از مرگ کفن کند، گویى از آغاز ولادت تا هنگام مرگ او را پوشانده است. و هر کس براى او همسرى تزویج کند که موجب انس و آرامى دل او شود، خداوند در قبر کسى را که به صورت محبوب‏ترین بستگان اوست با وى مأنوس مى‏سازد. و هر کس او را به هنگام بیمارى عیادت کند، فرشتگان بر گرد او حاضر مى‏شوند و برایش دعا مى‏کنند تا هنگامى که بازگردد، و به او مى‏گویند: پاکیزه شدى و بهشت براى تو آماده گشت. و فرمود: به خدا سوگند، برآوردن حاجت مؤمن نزد من از روزه و اعتکاف دو ماه پى در پى از ماههاى حرام، محبوب‏تر است.

هم به جان علی(ع) و جان محمد(ص) صلوات ...

راوى مى گوید: از امام رضا علیه السلام شنیدم که فرمود: کسى که پس از نماز صبح یا نماز مغرب پیش از آن که برخیزد یا با کسى صحبت کند، بگوید:

ان الله و ملائکته یصلون على النبى یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما. اللهم صل على محمد النبى و ذریته

خداوند صد حاجت او را برآورده مى سازد: هفتاد حاجت در دنیا و سى حاجت در آخرت .
عرض کرد مراد از صلوات خدا و صلوات فرشتگان و صلوات مومنین چیست ؟
فرمودند: مراد از صلوات فرستادن خدا، نزول رحمت است بر او.
و منظور از صلوات فرستادن فرشتگان ، این است که آنها پیامبر صلى الله علیه و آله را مدح و ثنا مى گویند.
و معنى صلوات فرستادن مومنین دعاى آنان براى پیامبر صلى الله علیه و آله است . و یکى از اسرار آل محمد در صلوات بر پیامبر و آل او، این صلوات است:

اللهم صل على محمد و آل محمد فى الاولین . و صل على محة مد و آل محمد فى الآخرین . و صل على محمد و آل محمد فى الملاء الاعلى . و صل على محمد و آل محمد فى المرسلین . اللهم اعط الوسیلة و الشرف و الفضیلة و الدرجة الکبیرة . اللهم انى آمنت بمحمد و لم اره فلا تحرمنى یوم القیام رویته و ارزقنى صحبته و توفنى على ملته و اسقنى من حوضه مشربا رویا سائغا هنئا لا اظما بعده ابدا انک على کل شى ء قدیر اللهم کما آمنت بمحمد و لم اره فعرفنى فى الجنان وجهه اللهم بلغ روح محمد عنى تحیة کثیرة و سلام

همانا کسى که سه بار در بامداد و سه بار در شب با این ذکر صلوات بفرستد، گناهانش از بین رفته و خطاهایش ‍ محو مى گردد؛ سرورش دوام یافته و دعایش مستجاب مى گردد به آرزوى خود رسیده و رزقش زیاد مى گردد، در مقابل دشمنش یارى گردیده ، اسباب همه خیرها برایش مهیا شده و از دوستان پیامبرش در بهشتهاى اعلى قرار داده مى شود.

ثواب یک بار بر پیامبر صلى الله علیه و آله صلوات فرستادن
امام صادق علیه السلام فرمودند: هنگامى که پیامبر صلى الله علیه و آله را یاد کردید، زیاد بر او صلوات بفرستید؛ زیرا همانا کسى که یک بار بر پیامبر صلى الله علیه و آله صلوات بفرستد، خداوند در هزار صف از فرشتگان هزار بار بر او صلوات مى فرستد و آفریده اى از آفریدگان خداوند بافى نماند؛ مگر این که به خاطر صلوات خدا و صلوات فرشتگانش ، بر او صلوات مى فرستند.
و جز نادان مغرور که خدا و رسول خدا صلى الله علیه و آله از او بیزارند؛ کسى از این ثواب رو نمى گرداند.

ثواب درخواست از خدا به حق حضرت محمد صلى الله علیه و آله واهل بیت علیه السلام
امام باقر علیه السلام فرمودند: همانا بنده اى هفتاد پاییز در آتش مى ماند. که هر پاییزى هفتاد سال است . آنگاه از خدا مى خواهد که به حق محمد و اهل بیتش به او رحم کند.
خداى عزوجل نیز به جبرییل وحى مى کند که فرود آى و بنده ام را از آتش ‍ خارج کن .
جبرییل عرض مى کند: چگونه در آتش فرود آییم ؟
خداوند مى فرماید: به آتش دستور داده ام براى تو سرد شود و ضررى به تو نرساند.
عرض کرردم : پروردگارا! جایش را نشانم بده .
مى فرماید: در چاهى در سجیل است .
آنگاه جبریل در جاى او فرود آمده و او را از آتش بیرون مى کشد.
خداوند عزوجل از او مى پرسد: چند سال در آتش بودى ؟
عرض مى کند: نمى دانم .
خداوند مى فرماید: به عزتم سوگند که اگر این چنین از من درخواست نمى کردى ، همچنان تو را با خوارى در آتش نگاه مى داشتم ؛ ولى بر خودم لازم نموده ام که هیچ بنده اى از من به حق محمد و اهل بیت او درخواست آمرزش نکند، مگر این که گناهى را که مربوط به من و اوست ببخشم .

ثواب صلوات بر پیامبر صلى الله علیه و آله
امام باقر علیه السلام از پدرانش علیه السلام روایت نموده است که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: در روز قیامت من در کنار ترازوى اعمال هستم . کسى که گناهانش را سنگینتر از کارهاى نیکش باشد، صلواتهایى ر که بر من فرستاده است مى آورم تا کارهاى نیکش را سنگین تر نماییم .

ثواب صد بار صلوات بر محمد صلى الله علیه و آله وآل او پس از صبح
راوى مى گوید: امام صادق علیه السلام از من پرسیدند: نمى خواهى چیزى یادت بدهم که خداوند با آن صورتت را از حرارت جهنم محفوظ کند؟
عرض کردم : چرا
فرمودند: پس از سپیده دم ، صد بار بگو اللهم صل على محمد و آل محمدتا خداوند صورتت را از حرارت جهنم حفظ نماید.

ثواب نماز
امام صادق علیه السلامفرمودند: اى بنده خدا! نماز واجب را در وقت خود بخوان با حالت کسى که با آن وداع مى کند و مى ترسد که پس از این هیچ گاه موفق به انجام آن نشود. آنگاه ، دیدگانت را متوجه سجده گاهت نما. اگر بدانى که در سمت راست یا چپ تو کسى هست ، به خوب نماز مى خوانى ، و بدان ، تو در برابر کسى هستى که تو را مى بیند و تو او را نمى بینى .
ثواب خواندن نماز صبح در اول وقت
رواى مى گوید: از امام صادق علیه السلامپرسیدم : بهترین نماز صبح کدام است ؟
فرمودند: طلوع فجر؛ زیرا خداوند متعال مى فرماید ان قرآن الفجر کان مشهودایعنى فرشتگان شب و روز نماز صبح را مى بینند. بنابراین اگر بنده نماز صبح را به هنگام طلوع فجر بخواند، این نماز دو بار براى او ثبت مى شود: یک بار توسط فرشتگان شب و یک بار توسط فرشتگان روز.
ثواب برترى اول وقت بر آخر وقت
امام صادق علیه السلامفرمودند: برترى اول وقت بر آخر وقت ، مانند برترى آخرت بر دنیاست .
ثواب خواندن نمازهاى واجب در اول وقت
امام کاظم علیه السلامفرمودند: نمازهاى واجبى که در اول وقت خود با آداب و شرایط خوانده شوند، خوشبوتر و با طراوت تر از شاخه درخت (مورد) است ، هنگامى که از درخت خود جدا مى شود. بنابراین ، نمازهایتان را در اول وقت بخوانید.
ثواب نماز جماعت
1. امام صادق علیه السلامفرمودند: همانا نماز جماعت ، بیست و سه درجه بالاتر از نماز فرادى است و بیست و پنج نماز مى باشد.
2. راوى مى گوید: شنیدم که امام صادق علیه السلامفرمودند: هر کدام از شما که روز جمعه را درک کردید، نباید غیر از عبادت کار دیگرى انجام دهید، زیرا به درستى که در آن روز بندگان آمرزیده شده و رحمت فرود مى آید.
ثواب برخاستن براى نماز
امام صادق علیه السلامفرمودند: هیچ بنده اى از شیعیان ما به نماز بر نمى خیزد، مگر این که فرشتگانى به شماره مخالفین او دورش را گرفته و پشت سرش نماز خوانده و براى او دعا مى کنند تا نمازش تمام شود.

ثواب دیدار با مسلمان
راوى مى گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمودند: هیچ مسلمانى به دیدن برادر مسلمانش نرفته ، مگر این که خداى عزوجل او را ندا داده است ، اى دیدار کننده ! پاک شدى و بهشت نیز برایت پاک شد .
ثواب دست دادن مسلمان با برادر مسلمانش
امام صادق علیه السلام فرمودند: همانا کسى که قدر خداوند را نمى داند ، به همان گونه قدر پیامبرش را نیز نمى داند؛ و همان گونه که قدر پیامبرش را نمى داند؛ و همان گونه که قدر پیامبرش را نمى داند؛ قدر مومن را نیز نمى داند؛ همانا هنگامى که مومن برادرش را مى بیند ، و با او دست مى دهد ، تا زمانى که از هم جدا شوند ، خداوند به آن دو نگریسته و گناهان از چهره هایشان مى ریزد؛ همان گونه که باد شدید برگ را از درخت مى ریزد .
ثواب خوبى کردن به برادر مومن
امام صادق علیه السلام فرمودند: هر مومنى که به برادرسول خدا مومنش ‍ خوبى نماید ،به رسول خدا صلى الله علیه و آله خوبى کرده است

ثواب پذیرفته شدن گواهى به لا اله الا الله
روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله در حالى که در میان عده اى از یاران خود که على بن ابیطالب علیه السلام نیز یکى از آنان بود نشسته بود، فرمودند: کسى که بگوید لا اله الا الله وارد بهشت مى شود.
دو نفر از یاران او گفتند: ما نیز مى گوییم لا اله الا الله . رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: گواهى به لا اله الا الله فقط از این (على بن ابیطالب ) و شیعیانش که پروردگار از آنان پیمان گرفته است ، پذیرفته است .
آن دو نفر دوباره گفتند: ما نیز مى گوییم لا اله الا الله .
در این هنگام رسول خدا صلى الله علیه و آله دستش را بر سر على گذاشته و فرمودند: نشانه آن ( پیروى از على بن ابیطالب علیه السلام ) این است که پیمان او را نشکنید؛ در جایگاه او ننشینید و سخن او را تکذیب نکنید.
ثواب شهادت به یگانگى خداى متعال و رسالتت حضرت محمد صلى الله علیه و آله
سهل بن سعید انصارى مى گوید: معناى آیه و ما کنت بجانب الطور اذ نادینارا پرسیدم . حضرت محمد صلى الله علیه و آله فرمودند: خداى عزوجل دو هزار سال پیش از آفرینش موجودات روى برگ درخت (مورد) که آنرا رویانده بود نوشت ، سپس آن را در عرش گذاشت . آنگاه ندا داد: اى امت محمد! به راستى که رحمتم از خشم من پیشى گرفت ، قبل از این که بخواهید به شما عطا مى کنم و قبل از این که در خواست آمرزش کنید شما را مى آمرزم ؛ بنابراین ، هر کدام از شما که مرا در حالى ملاقات کند که گواهى مى دهد به این که خدایى جز من نبوده و محمد بنده و فرستاده من است ، با رحمت خود او را وارد بهشت مى کنم .
ثواب صد بار تکبیر، تسبیح ، تحمید و تهلیل
امام صادق علیه السلام از پدرش روایت نموده است که امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: فقرا نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله آمده و عرض ‍ کردند: اى رسول خدا! ثروتمندان دارایى دارند که بنده آزاد کنند، ولى ما نداریم ؛ دارایى دارند که حج بروند، ولى ما نداریم ، دارایى دارند که صدقه بدهند، ولى ما نداریم ؛ دارایى دارند که با آن جهاد کنند، ولى ما نداریم .
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: هر کسى که صد بار تکبیر (الله اکبر) بگوید، از آزاد کردن صد بنده بالاتر است ، و کسى که صد بار تسبیح (سبحان الله ) بگوید، بالاتر از بردن صد شتر به حج است ، و کسى که صد بار تحمید کند (الحمدلله بگوید)، بالاتر از بردن اسب با زین ، دهنه و رکاب آن در راه خدا است ، کسى که صد بار لا اله الا الله بگوید، عمل او برتر از عمل سایر مردم است ، مگر کسى که بیش از این بگوید.
امیرالمؤ منین علیه السلام فرمودند: این خبر به گوش ثروتمندان رسید. آنان هم همین اعمال را انجام دادند و فقرا دوباره به خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله آمده و عرض کردند: اى رسول خدا! آنچه فرمودى به گوش ‍ ثروتمندان رسید، آنان هم آن اعمال را انجام دادند.
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: اینها احسان خدا است و به هر کسى که بخواهد مى دهد و احسان خداوند زیاد است .

ثواب اهل قرآن
امام صادق علیه السلام از پدرش نقل مى نماید که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: اهل قرآن بالاترین درجات را پس از پیامبران و رسولان دارند. بنابراین ، اهل قرآن را ضعیف و حقوق آنها را کم نشمارید؛ زیرا آنان نزد خداوند مقام ارجمندى دارند.
ثواب فراگیرى قرآن به سختى یا به آسانى
راوى مى گوید: شنیدم که از امام صادق علیه السلام که فرمودند: کسى که قرآن را به سختى یاد بگیرد، دو پاداش دارد و کسى که قرآن را به آسانى یاد بگیرد همراه با نیکوکاران مى باشد.
ثواب قرآن خواندن جوان مؤ من
امام صادق علیه السلام فرمودند: جوان مومنى که قرآن بخواند، قرآن را با گوشت و خونش مخلوط مى شود و عامل همنشینى او با فرشتگان بزرگوار وحى که هرگز مرتکب گناهى نشده اند خواهد شد، و در روز قیامت نیز قرآن مانعى براى او در مقابل آتش خواهد بود.
قرآن در آن روز (خطاب به خداوند) مى گوید: هر عمل کننده اى به پاداش ‍ عمل خواهد رسید، جز عمل کنندگان به من . پس بهترین عطایاى خود را به او عنایت فرما.
خداوند عزوجل نیز در دو لباس بهشتى به او مى پوشاند و بر سرش تاج کرامت مى گذارد. آنگاه خطاب به قرآن مى فرماید: آیا راضى شدى ؟
قرآن مى گوید: من بهتر از این را براى او مى خواستم .
خداوند در امان بودن را به دست راست و جاودانگى در بهشت را به دست چپش مى دهد. سپس وارد بهشت مى شود. در بهشت به او مى گویند: یک آیه بخوان و یک درجه بالا برو.
آنگاه به قرآن خطاب مى شود: به آرزویت رسیدى و راضى شدى ؟
قرآن مى گوید: خداوندا! بله .
امام باقر علیه السلام فرمودند: کسى که خیر قرآن بخواند و آن را حفظ نماید، خداوند دو بار این ثواب را به او مى دهد.

ثواب زیارت قبور ائمه علیه السلام

1. راوى مى گوید خدمت امام رضا علیه السلامعرض کردم : کسى که قبر یکى از امامان علیه السلام را زیارت نماید چه ثوابى دارد؟ فرمودند: ثواب زیارت قبر امام حسین علیه السلامرا دارد. عرض کردم : کسى که قبر امام کاظم علیه السلامرا زیارت نماید، چه ثوابى دارد؟ فرمودند: ثواب زیارت قبر امام حسین علیه السلامرا دارد.
2. راوى گوید خدمت امام جواد علیه السلامعرض کردم : کسى که قبرامام رضا علیه السلامرا زیارت کند چه ثوابى دارد؟
فرمودند: به خدا سوگند پاداش او بهشت است .
3. راوى گوید: در نامه امام رضا علیه السلام چنین آمده بود: به شیعیان من بگویید که زیارت من نزد خداوند برابر با هزار حج است . راوى مى گوید: به امام جواد علیه السلامعرض کردم : هزار حج ؟! فرمودند: آرى به خدا سوگند! و براى کسى که او را با شناخت حقش زیارت نماید، برابر با یک هزار هزار حج است .

برترى ماه رمضان و ثواب روزه آن
1. امام باقر علیه السلامبه جابر فرمودند: اى جابر! کسى که به ماه رمضان برسد و روز آن را روزه گرفته ، پاره اى از شبش را عبادت کندت فرج و زبان خود را حفظ کرده ، چشمش را از حرام بپوشاند و از آزار مردم بپرهیزد، همانند روزى که از مادر متولد شده است ، گناهان بیرون مى رود.
جابر مى گوید: گفتم : فدایت گردم ، چه حدیث خوبى !
حضرت فرمودند: و چه شرط سختى !
2. امام باقر علیه السلامفرمودند: همانا هنگامى که پیامبر صلى الله علیه و آلهاز عرفات بازگشته و رهسپار منى بود، وارد مسجد شد. مردم گرد او جمع شده و در باره لیلة القدر از او سوال کردند. حضرت در آنجا سخنرانى نموده و پس از ثناى الهى فرمودند: هر کدام از شما که درباره شب قدر از آن من سوال کنید، آن را از شما پنهان نمى کنم . چون همانان من نیز آن را نمى دانم . اى مردم ! بدانید همانا هر کسى با صلح و سلامت به ماه رمضان برسد و روزش را روزه گرفته ، مقدارى از شبش را عبادت کند، مراقب نمازش باشد و به نماز جمعه اش و نماز عید فطر برود، قطعا شب قدر را درک کرده و به جایزه پروردگار دست یافته است .
راوى مى گوید: امام صادق علیه السلامفرمودند: به خدا سوگند به جوایزى رسیده است که مانند جوایز بندگان نیست .

ثواب یک روز روزه در گرما با تشنگى زیاد
امام صادق علیه السلامفرمودند: هر کسى که یک روز در گرما روزه بگیرد و تشنه شود، خداى عزوجل هزار فرشته را وکیل مى کند که دست به صورت او بکشند و او را مژده دهند.
و زمانى که افطار کند، خداى متعال مى فرماید، چقدر خوشبو هستى . فرشتگانم ! گواه باشید که من قطعا او را آمرزیدم .

دوستان عزیز چقدر خوب است اکنون که همگی از فیض این ماه بهره مند می شویم ثواب اعمالمان را به امام عصر (عج)و خاصهحضرت نرجس خاتون (س)هدیه نماییم.

انشاالله نماز عید فطر را به تکبیره الاحرام مولایمان اقامه کنیم.

انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا ....

ثواب گفتن لا اله الا الله
1. پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: خداى عزوجل به موسى بن عمران فرمودند: اى موسى ! به راستى که آسمانها و ساکنان آنها که نزد من هستند و زمینهاى هفتگانه را در یک کفه گذاشته و لا اله الا الله را در کفه دیگرى بگذارند، لا اله الا الله سنگین تر از آنها خواهد بود.
2. پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند؛ دو چیز عامل دو چیز است : کسى که بمیرد در حالى که گواهى مى دهد که خدایى جز خداى یگانه نیست ، وارد بهشت مى شود و کسى که بمیرد در حالى که شریکى براى خداوند مى داند، وارد جهنم مى شود.
3. امام محمد باقر علیه السلام فرمود که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: هر چیزى هموزنى دارد، مگر خداوند و لا اله الا الله که هموزنى ندارند و هر قطره اشکى بر صورت او جارى شود، هیچ گاه فقر و خوارى را نخواهد دید.
4. امیرالمؤ منین علیه السلام فرمودند: هیچ بنده مسلمانى نیست که بگوید لا اله الا الله مگر این که بالا رفته و هر سقفى را مى شکافد و به هیچ کدام از گناهان او بر نمى خورد، مگر این که آن را پاک مى کند تا این که به خوبیهایى همانند خود برسد و بایستد.
5. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: مومنى نیست که بگوید لا اله الا الله مگر این که گناهان کارنامه اش پاک شده و این عمل در کنار خوبیهاى همانند خود قرار مى گیرد.
ثواب گفتن صد بار لا اله الا الله
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسى که وقت رفتن به رختخواب صدبار لا اله الا الله بگوید، خداوند خانه اى در بهشت براى او مى سازد و کسى که هنگام رفتن به رختخواب صدبار از خداوند آمرزش بخواهد، گناهان او مى ریزد، همانگونه که برگ درخت مى ریزد.

ثواب گفتن لا اله الا الله با شرایط آن
وقتى که امام رضا علیه السلام به نیشابور رسید، به هنگام حرکت به طرف مامون ، محدثان اطراف او را گرفته و گفتند: فرزند رسول خدا! از پیش ما مى روى و حدیثى نمى فرمایى که از آن استفاده کنیم !
حضرت که در کجاوه نشسته بودند، سر خود را از کجاوه بیرون آورده و فرمودند: از پدرم موسى بن جعفر علیه السلام شنیدم که فرمودند از پدرم جعفر بن محمد صلى الله علیه و آله شنیدم که فرمودند از پدرم محمد بن على علیه السلام شنیدم که فرمودند از پدرم على بن الحسین علیه السلام شنیدم که فرمودند از پدرم حسین بن على علیه السلام شنیدم که فرمودند از پدرم امیرالمؤ منین على بن ابیطالب علیه السلام شنیدم که فرمودند از رسول خدا صلى الله علیه و آله شنیدم که فرمودند: شنیدم که جبرییل گفت : از خداى عزوجل شنیدم که فرمودند: لا اله الا الله پناهگاه من است ؛ کسى که وارد پناهگاه من شود، از عذاب من ایمن است .
ثواب پذیرفته شدن گواهى به لا اله الا الله
روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله در حالى که در میان عده اى از یاران خود که على بن ابیطالب علیه السلام نیز یکى از آنان بود نشسته بود، فرمودند: کسى که بگوید لا اله الا الله وارد بهشت مى شود.
دو نفر از یاران او گفتند: ما نیز مى گوییم لا اله الا الله . رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: گواهى به لا اله الا الله فقط از این (على بن ابیطالب ) و شیعیانش که پروردگار از آنان پیمان گرفته است ، پذیرفته است .
آن دو نفر دوباره گفتند: ما نیز مى گوییم لا اله الا الله .
در این هنگام رسول خدا صلى الله علیه و آله دستش را بر سر على گذاشته و فرمودند: نشانه آن ( پیروى از على بن ابیطالب علیه السلام ) این است که پیمان او را نشکنید؛ در جایگاه او ننشینید و سخن او را تکذیب نکنید.

ثواب ناخن گرفتن و کوتاه کردن سبیل
1. رسول خدا صلى الله علیه و آلهفرمودند: کسى که در روز شنبه یا پنجشنبه ناخنهایش را بگیرد و سبیلش را کوتاه کند، از دندان درد و چشم درد معاف مى شود.
2. امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که در روز پنج شنبه ناخنهایش را بچیند و یکى را براى روز جمعه باقى بگذارد، خداى عزوجل فقر را از او دور مى گرداند.
3. امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که در هر جمعه ناخنهایش را بگیرد و سبیلش را کوتاه کند و سپس بگوید:بسم الله و بالله و على ملة رسول الله صلى الله علیه و آله ؛ در مقابل مو یا ناخن ، ثواب آزاد کردن بنده اى از فرزندان اسماعیل را به او مى دهند.


ثواب پوشیدن کفش سفید
سدیر صیرفى مى گوید: در حالى که کفش سفید پوشیده بودم ، به دیدن امام صادق علیه السلامرفتم . آن حضرت فرمودند: آیا عمدا کفش سفید پوشیده اى ؟
عرض کردم : فدایت شوم ! نه به خدا.
فرمودند: کسى که به قصد خرید کفش سفید وارد بازار شود و کفش سفید بخرد، آن کفش کهنه نمى شود، مگر این که مالى را از جایى به دست مى آورد که گمان ندارد.
سدیر مى افزاید: آن کفش کهنه نشد، تا زمانى که صد دینار را از جایى که گمان نداشتم ، به دست آوردم .

ثواب مسواک کردن
1. امام صادق علیه السلامفرمودند: مسواک کردن دوازده خاصیت دارد: سنت پیغمبر است ، پاک کننده دهان و روشن کننده چشم است ، خداوند را راضى مى کند؛ دندانها را سفید مى کند؛ از فاسد شدن دندان جلوگیرى مى کند؛ لثه را محکم مى کند؛ میل غذا مى آورد، بلغم را از بین مى برد؛ حافظه را افزایش مى دهد؛ حسنه را دو برابر مى کند و فرشتگان از آن خوشحال مى شوند.
2. امام باقر علیه السلامفرمودند: مسواک کردن بلغم را از بین برده و عقل را زیاد مى کند.

عزیزانی که این پست را مطالعه فرمودند دقت فرمایند که گاهی احادیثی را از حضرات معصومین (علیهم السلام) می خوانیم که شاید به نظرمان کمی سبک جلوه کند و یا اینکه با محاسبات به قول خودمان عقلی که انجام می دهیم تعارض داشته باشد، اما در اینجا به دو نکته باید توجه شود

اولا اینکه ممکن است حدیث نسبت داده شده به معصوم(ع) جعلی باشد که البته معیار آن این نیست که با تعقل ما سازگار باشد یا نه ، بلکه می بایست که از مجرای علم رجال به آن رسیدگی شود که توسط فقیه انجام می شود

دوما اینکه اگر حدیث از نظر سند صحیح باشد ، و از نظر ما عقلانی نباشد در واقع ما باید در عاقل بودن خود شک کنیم. چراکه عقل ما بسیار محدود تر از آن است که بخواهد احادیث را به خودی خود بفهمد. بنابراین در مورد آنچه که از احادیث می فهمیم باید خدا را شاکر باشیم و در مورد آنچه نمی فهمیم باید از خداوند و از اهل بیت (علیهم السلام) بخواهیم که فهم کلامشان را به ما اعطا نمایند

آب دریا را اگر نتوان کشید

هم به قدر تشنگی باید چشید

ثواب خشک کردن آب وضو با حوله و ترک آن
امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که وضو بگیرد و با حوله اعضاى وضو را خشک کند، یک حسنه براى او نوشته مى شود و کسى که وضو بگیرد و صبر کند تا دست و رویش خود خشک شوند، سى حسنه براى او نوشته مى شود.

ثواب تجدید وضو
امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که براى غیر نماز وضوى خود را تجدید کند، خداوند هم بدون استغفار توبه او را تجدید مى کند.

ثواب مسواک کردن
1. امام صادق علیه السلامفرمودند: مسواک کردن دوازده خاصیت دارد: سنت پیغمبر است ، پاک کننده دهان و روشن کننده چشم است ، خداوند را راضى مى کند؛ دندانها را سفید مى کند؛ از فاسد شدن دندان جلوگیرى مى کند؛ لثه را محکم مى کند؛ میل غذا مى آورد، بلغم را از بین مى برد؛ حافظه را افزایش مى دهد؛ حسنه را دو برابر مى کند و فرشتگان از آن خوشحال مى شوند.
2. امام باقر علیه السلامفرمودند: مسواک کردن بلغم را از بین برده و عقل را زیاد میکند.

ثواب با وضو خوابیدن
امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که با وضو به رختخواب برود، در حالى میخوابد که رختخواب او عبادتگاه اوست .

ثواب مضمضه و استنشاق زیاد
امام صادق علیه السلامفرمودند: زیاد مضمضه و استنشاق کنید، چون باعث آمرزش شما و رمیدن شیطان مى شود.

ثواب شستن سر با خطمى
امام صادق علیه السلامفرمودند: شستن سر با خطمى ، فقر را از بین برده ، روزى را افزایش مى دهد و تعویذ (جلوگیرى امراض و بلاها) است .

ثواب شستن سر با سدر
امام صادق علیه السلامفرمودند: رسول خدا صلى الله علیه و آلهسرش را با سدر میشستند مى فرمودند: سرهایتان را با برگ سدر بشویید؛ زیرا تمام فرشتگان مقرب و همه پیامبرانى که آمده اند، آن را تقدیس کرده اند.
کسى که سرش را با سدر بشوید، خداوند هفتاد روز وسوسه شیطان را از او دور مى کند، و کسى که خداوند وسوسه شیطان را هفتاد روز از او دور کند، گناه نمى کند و کسى که گناه نکند، به بهشت مى رود.

ثواب خواندن نماز با اذان و اقامه
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسى که با اذان و اقامه نماز بخواند، دو صف از فرشتگان پشت سر او نماز مى خوانند و کسى که با اقامه و بدون اذان نماز بخواند، پشت سر او یک صف نماز مى خوانند.
راوى مى گوید: عرض کردم : طول هر صف چقدر است ؟
فرمودند: کوتاهترین آن از شرق تا غرب ، و طولانى ترین آن از آسمان تا زمین است .

ثواب و فضیلت قنوت
امام صادق علیه السلام از پدرانش و او از ابوذر نقل مى نماید که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: هر کدام از شما که قنوتش در سراى دنیا طولانى تر باشد، در توقفگاه روز قیامت راحتى اش طولانى تر خواهد بود.
ثواب کامل به جا آوردن رکوع
سعید بن جناج مى گوید: در حضور امام باقر علیه السلام در منزل او در مدینه بودم . حضرت علیه السلام بدون اینکه کسى چیزى بگوید فرمودند: کسى که رکوع خود را کامل به جا آورده ، در قبر وحشتى نخواهد داشت .
ثواب یک سجده
امام صادق علیه السلام از پدرانش علیه السلامنقل مى نماید که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:کسى که یک با سجده کند،به خاطر این عمل یک گناه از او مى ریزد و یک درجه بالا مى رود.
ثواب گذاردن کف دستها بر زمین
امام صادق علیه السلام از پدرانش نقل مى کند که امیرالمؤ منین علیه السلام فرمودند: هنگامى که سجده کردید، کف دستهایتان را بر زمین بگذارید، بدان امید که در روز قیامت زنجیر نشوید.
ثواب طولانى کردن سجده
امام صادق علیه السلام فرمودند: نزدیکترین حالتهاى بنده به خداوند، حالت سجده است .
ثواب گفتن اللهم صل على محمد و آل محمد هنگام رکوع ، سجده ، قیام
امام باقر علیه السلام فرمودند: کسى که در رکوع ، سجده و قیامش بگوید اللهم صل على محمد و آل محمدخداوند بر ایو همانند ثواب رکوع ، سجده ، و قیام را مى نویسد.
ثواب سجده شکر
امام صادق علیه السلام فرمودند: هر مومنى که براى شکر نعمتى در غیر نماز سجده کند، خداوند به خاطر آن ده حسنه نوشته ، ده گناه او را پاک کرده و ده درجه در بهشت او را بالا مى برد.

ثواب قرائت سوره شمس ، لیل ، ضحى ، و شرح

امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که در شب یا روز سوره لیل ، شمس ، ضحى و شرح را زیاد بخواند، چیزى در کنار او نیست ، مگر این که براى او شهادت مى دهد؛ حتى مو، پوست ، خون ، گوشت ، رگها، اعصاب ، استخوانها، و همه ذرات وجودش که بر روى زمین است . پروردگار متعال نیز مى فرماید: شهادت شما در مورد بنده ام را پذیرفته و آن را روا گردانیدم . او را به بهشتهایم ببرید تا هر کجا را که مى خواهد انتخاب کند و آن جا را بدون منتى از من و تنها از روى لطف و تفضل من ، به او بدهید. و گواراى گواراى او باشد.

ثواب قرائت سوره کافرون و توحید
امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که سوره کافرون و توحید را در یکى از نمازهاى واجب خود بخواند، خداوند او، پدر و مادر و فرزندان پدر و مادرش را مى آمرزد، اگر بدبخت باشد نام او در دفتر بدبختها پاک شده و در دفتر سعادتمندان ثبت مى شود؛ خداوند زندگى سعادتمندانه اى به او ارزانى داشته ؛ او را شهید مى میراند و شهید برمى انگیزد..

ثواب قرائت سوره توحید
1. امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که در یک روز پنج نماز بخواند و سوره توحید در آن قرائت نکند، به او مى گویند: اى بنده خدا تو از نمازگزاران نیستى .
2. امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید پس از نماز واجب خود سوره توحید را بخواند. کسى که این کار را انجام دهد، خداوند خیر دنیا و آخرت را به او عطا نموده و او و پدر و مادر و خواهران و برادرانش را مى آمرزد.
3.امیرالمومنین علیه السلامنقل مى کند که رسول خدا صلى الله علیه و آلهفرمودند: کسى که به هنگام خواب صد بار سوره توحید ر بخواند، خداوند گناهان پنجاه سال او ر مى بخشد.
4. امام باقر علیه السلاماز پدرش نقل مى نماید که رسول خدا صلى الله علیه و آلهبر جنازه سعد بن معاذ نماز خواندند و فرمودند: نود هزار فرشته که جبرئیل نیز در آن بوده ، آمدند و بر او نماز خواندند. من از جبرییل پرسیدم چرا بر جنازه او نماز خواندید؟ جبرییل گفت : به خاطر این که نشسته و ایستاده ، سوار و پیاده و در حال رفت و بازگشت سوره توحید را مى خواند.
5. امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که به بستر خواب رود و یازده بار سوره توحید را بخواند، خداوند او را در خانه اش و خانه هاى اطرافش حفظ مى نماید.
6. راوى مى گوید از امیرالمومنین علیه السلامشنیدم که فرمودند: کسى که پس از نماز صبح یازده بار قل هو الله احد بخواند در آن روز گناهى از او سر نمى زند، گر چه شیطان خوار شود یعنى شیطان هر چه تلاش کند، نتواند انسان را به گناه بکشاند و بدین ترتیب خوار شود.

دانلود کتاب ثواب الاعمال و عقاب الاعمال

بقیه کتب «منبع:http://jalaseh17.persianblog.i


ثواب الاعمال

$
0
0

به محضر

حضرت امام سیدنا و مولانا ابوالحسن علی ابن موسی الرضا علیه آلاف التحیه و الثناء

صلواتی هدیه بفرمایید

باسلام

احادیث کتاب ثواب الاعمال در قالب پست هایی با همان عنوان و در 15 نوبت بر روی وبلاگ قرار گرفت و تمامی 15 پست در صفحه ای به همین نام قابل مشاهده است.

از این پس در قالب 15 پست دیگر نیمه دوم کتاب را با عنوان عقاب الاعمال در اختیار علاقه مندان قرار می دهیم.

احادیث عقاب الاعمال

باشد که مورد رضایت مولایمان قرار گیرد. التماس دعا


دین از تو پدیدار شده حضرت صادق(ع)
شیعه ز تو بیدار شده حضرت صادق(ع)
از مکتب تو جن و ملک علم گرفتند
انسان ز تو دیندار شده حضرت صادق(ع)

اسحاق بن عمّار صیرفى نقل کرده است که : در کوفه بودم و برادران دینى بسیارى به دیدن من مى‏آمدند، (ولى) من دوست نداشتم که مشهور باشم و مى‏ترسیدم که راز شیعه بودن من فاش گردد، لذا به کسى که خدمت مرا مى‏کرد دستور دادم که به هر کس که به دیدار من بیاید بگوید: او اینجا نیست! اسحاق مى‏گوید که: آن سال را به حج رفتم و امام صادق علیه السّلام را زیارت کردم، در سیماى مبارک آن حضرت آثار بى‏اعتنائى و ناراحتى نسبت به خود احساس کردم . . . . .

عرض کردم: فدایت شوم! چه چیز موجب این تغییر رفتار شما نسبت به من شده است؟! فرمود: همان چیزى که رفتار تو را نسبت به برادران دینى تو تغییر داد. عرض کردم: فدایت گردم! من تنها از اینکه راز من فاش شود (و دشمنان بدانند که از شیعیانم) با آنان چنان رفتارى داشتم، و خدا مى‏داند که من چقدر آنها را دوست دارم. حضرت فرمود: اى اسحاق! از دیدار برادرانت دلتنگ مشو که هر گاه مؤمنى، برادر مؤمن خود را ملاقات کند و به او خوشامد بگوید، خداوند تا روز قیامت در نامه اعمال او درود و مرحبا مى‏نویسد، و هنگامى که با وى مصافحه کند خداوند در میان دو انگشت ابهام آن دو یک صد رحمت خود را فرود مى‏آورد که نود و نه قسمت آن از آن کسى است که علاقه و دوستى بیشترى نسبت به دوست خود داشته باشد، و خداوند با نظر رحمت آمیز و مهربان خود به آنها نگاه مى‏کند، و آن که رفیق خود را بیشتر دوست داشته باشد از نظر حضرت حق بیشتر فیض مى‏گیرد. و هنگامى که همدیگر را در آغوش بگیرند، رحمت خداوندى آنها را فرا مى‏گیرد، و اگر این دیدار مدّتى به درازا کشد و (در این دیدار فقط) رضاى خداوندى را جویا باشند، نه (سامان بخشیدن به) امور دنیوى، به آنان خطاب مى‏شود که: خداوند گناهان گذشته شما را آمرزید، از این پس، عمل خود را از سر بگیرید. و چون به احوالپرسى از یک دیگر بپردازند، فرشتگان (نگهبان آنان) به هم گویند: کنار بروید که این دو با هم رازى دارند که خداوند پنهان ماندن آن را اراده فرموده است. اسحاق مى‏گوید: به حضرت عرض کردم: فدایت گردم! چگونه است که فرشتگان از ما دور باشند و آنچه مى‏گوییم (به هنگام احوالپرسى) در نامه اعمال ثبت نمى‏شود، در حالى که خداوند عزّ و جل (در سوره ق، آیه 18) مى‏فرماید: «هیچ سخنى را بر زبان نمى‏آورد مگر آنکه فرشتگان مراقب در کمین اویند»؟ راوى مى‏گوید: پس فرزند رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم آه (سردى) از دل کشید و آنقدر گریست که اشک بر محاسن مبارک حضرت جارى شد، و (در آن حال به من) فرمود: اى اسحاق! براستى که خداوند تبارک و تعالى چون به فرشتگان (نگهبان) فرمان مى‏دهد: زمانى که این دو مؤمن یک دیگر را ملاقات مى‏کنند (و با هم به صحبت مى‏پردازند) از آن دور شوید، براى احترام و بزرگداشت آنهاست، پس اگر فرشتگان کلام آنها را ننویسند و نفهمند، مسلّما آن که حافظ و نگهبان آنهاست که داننده هر راز و آنچه نهانتر است همه آنها را خواهد دانست. اى اسحاق! از خدا بترس به طورى که گویا او را مى‏بینى، و اگر تو او را نبینى، مسلّما او تو را مى‏بیند، و اگر خیال کنى که خداوند تو را نمى‏بیند مسلّما (نسبت به او) کافرشده‏اى، و اگر بدانى که او تو را مى‏بیند و گناهان خود را از آفریده‏هاى او پنهان مى‏کنى ولى در محضر او (به گناهان خود اقرار) و آنها را آشکار مى‏سازى، در چنین صورتى، خداوند را در حدّ پائین ترین کسانى که ناظر بر اعمال تواند قرار داده‏اى.

(ثواب الاعمال/شیخ صدوق(ره))

پاداش کسى که حاجت برادرش را برآورد ...

ابو حمزه ثمالى از حضرت على بن الحسین (ع) نقل کرده است که فرمود: هر کس حاجت برادرش را برآورد به حاجت حق آغاز کرده و خداوند در برابر آن صد حاجت او را که یکى از آنها بهشت است برمى‏آورد. و هر کس اندوه برادرش را برطرف کند، خداوند در روز قیامت اندوههاى او را- هر چه باشد- برطرف مى‏کند. و هر کس او را در برابر ستمکارى یارى دهد، خداوند او را در عبور بر صراط که لغزشگاه قدمهاست یارى مى‏دهد. و هر کس در تأمین حاجتى از حاجتهاى او تلاش کند و او را بدین وسیله شادمان سازد، گویى پیامبر خدا (ص) را شادمان ساخته است. و هرکس او را ...

و هر کس او را سیراب کند، خداوند از شربت مهرشده بهشتى به او مى‏نوشاند. و هر کس با دادن غذایى او را از گرسنگى برهاند، خداوند از میوه‏هاى بهشتى به او مى‏خوراند. و هر کس برهنگى او را با لباسى بپوشاند، خداوند از جامه‏هاى استبرق و حریر به او مى‏پوشاند. و هر کس او را با اینکه برهنه نیست لباس بپوشاند، تا هنگامى که از آن لباس تارى باقى مانده است در پناه خدا خواهد بود. و هر کس او را در پیشامدى که موجب خوارى و سرشکستگى اوست کفایت کند و آبروى او را در آن حادثه حفظ نماید، خداوند پسرانى جاودانه را در بهشت به خدمت او خواهد گماشت. و هر کس او را از مرکبش به زیر آورد، خداوند او را از قبر بر ناقه‏اى از ناقه‏هاى بهشت به محشر مى‏آورد و فرشتگان به او افتخار مى‏کنند. و هر کس او را پس از مرگ کفن کند، گویى از آغاز ولادت تا هنگام مرگ او را پوشانده است. و هر کس براى او همسرى تزویج کند که موجب انس و آرامى دل او شود، خداوند در قبر کسى را که به صورت محبوب‏ترین بستگان اوست با وى مأنوس مى‏سازد. و هر کس او را به هنگام بیمارى عیادت کند، فرشتگان بر گرد او حاضر مى‏شوند و برایش دعا مى‏کنند تا هنگامى که بازگردد، و به او مى‏گویند: پاکیزه شدى و بهشت براى تو آماده گشت. و فرمود: به خدا سوگند، برآوردن حاجت مؤمن نزد من از روزه و اعتکاف دو ماه پى در پى از ماههاى حرام، محبوب‏تر است.

هم به جان علی(ع) و جان محمد(ص) صلوات ...

راوى مى گوید: از امام رضا علیه السلام شنیدم که فرمود: کسى که پس از نماز صبح یا نماز مغرب پیش از آن که برخیزد یا با کسى صحبت کند، بگوید:

ان الله و ملائکته یصلون على النبى یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما. اللهم صل على محمد النبى و ذریته

خداوند صد حاجت او را برآورده مى سازد: هفتاد حاجت در دنیا و سى حاجت در آخرت .
عرض کرد مراد از صلوات خدا و صلوات فرشتگان و صلوات مومنین چیست ؟
فرمودند: مراد از صلوات فرستادن خدا، نزول رحمت است بر او.
و منظور از صلوات فرستادن فرشتگان ، این است که آنها پیامبر صلى الله علیه و آله را مدح و ثنا مى گویند.
و معنى صلوات فرستادن مومنین دعاى آنان براى پیامبر صلى الله علیه و آله است . و یکى از اسرار آل محمد در صلوات بر پیامبر و آل او، این صلوات است:

اللهم صل على محمد و آل محمد فى الاولین . و صل على محة مد و آل محمد فى الآخرین . و صل على محمد و آل محمد فى الملاء الاعلى . و صل على محمد و آل محمد فى المرسلین . اللهم اعط الوسیلة و الشرف و الفضیلة و الدرجة الکبیرة . اللهم انى آمنت بمحمد و لم اره فلا تحرمنى یوم القیام رویته و ارزقنى صحبته و توفنى على ملته و اسقنى من حوضه مشربا رویا سائغا هنئا لا اظما بعده ابدا انک على کل شى ء قدیر اللهم کما آمنت بمحمد و لم اره فعرفنى فى الجنان وجهه اللهم بلغ روح محمد عنى تحیة کثیرة و سلام

همانا کسى که سه بار در بامداد و سه بار در شب با این ذکر صلوات بفرستد، گناهانش از بین رفته و خطاهایش ‍ محو مى گردد؛ سرورش دوام یافته و دعایش مستجاب مى گردد به آرزوى خود رسیده و رزقش زیاد مى گردد، در مقابل دشمنش یارى گردیده ، اسباب همه خیرها برایش مهیا شده و از دوستان پیامبرش در بهشتهاى اعلى قرار داده مى شود.

ثواب یک بار بر پیامبر صلى الله علیه و آله صلوات فرستادن
امام صادق علیه السلام فرمودند: هنگامى که پیامبر صلى الله علیه و آله را یاد کردید، زیاد بر او صلوات بفرستید؛ زیرا همانا کسى که یک بار بر پیامبر صلى الله علیه و آله صلوات بفرستد، خداوند در هزار صف از فرشتگان هزار بار بر او صلوات مى فرستد و آفریده اى از آفریدگان خداوند بافى نماند؛ مگر این که به خاطر صلوات خدا و صلوات فرشتگانش ، بر او صلوات مى فرستند.
و جز نادان مغرور که خدا و رسول خدا صلى الله علیه و آله از او بیزارند؛ کسى از این ثواب رو نمى گرداند.

ثواب درخواست از خدا به حق حضرت محمد صلى الله علیه و آله واهل بیت علیه السلام
امام باقر علیه السلام فرمودند: همانا بنده اى هفتاد پاییز در آتش مى ماند. که هر پاییزى هفتاد سال است . آنگاه از خدا مى خواهد که به حق محمد و اهل بیتش به او رحم کند.
خداى عزوجل نیز به جبرییل وحى مى کند که فرود آى و بنده ام را از آتش ‍ خارج کن .
جبرییل عرض مى کند: چگونه در آتش فرود آییم ؟
خداوند مى فرماید: به آتش دستور داده ام براى تو سرد شود و ضررى به تو نرساند.
عرض کرردم : پروردگارا! جایش را نشانم بده .
مى فرماید: در چاهى در سجیل است .
آنگاه جبریل در جاى او فرود آمده و او را از آتش بیرون مى کشد.
خداوند عزوجل از او مى پرسد: چند سال در آتش بودى ؟
عرض مى کند: نمى دانم .
خداوند مى فرماید: به عزتم سوگند که اگر این چنین از من درخواست نمى کردى ، همچنان تو را با خوارى در آتش نگاه مى داشتم ؛ ولى بر خودم لازم نموده ام که هیچ بنده اى از من به حق محمد و اهل بیت او درخواست آمرزش نکند، مگر این که گناهى را که مربوط به من و اوست ببخشم .

ثواب صلوات بر پیامبر صلى الله علیه و آله
امام باقر علیه السلام از پدرانش علیه السلام روایت نموده است که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: در روز قیامت من در کنار ترازوى اعمال هستم . کسى که گناهانش را سنگینتر از کارهاى نیکش باشد، صلواتهایى ر که بر من فرستاده است مى آورم تا کارهاى نیکش را سنگین تر نماییم .

ثواب صد بار صلوات بر محمد صلى الله علیه و آله وآل او پس از صبح
راوى مى گوید: امام صادق علیه السلام از من پرسیدند: نمى خواهى چیزى یادت بدهم که خداوند با آن صورتت را از حرارت جهنم محفوظ کند؟
عرض کردم : چرا
فرمودند: پس از سپیده دم ، صد بار بگو اللهم صل على محمد و آل محمدتا خداوند صورتت را از حرارت جهنم حفظ نماید.

ثواب نماز
امام صادق علیه السلامفرمودند: اى بنده خدا! نماز واجب را در وقت خود بخوان با حالت کسى که با آن وداع مى کند و مى ترسد که پس از این هیچ گاه موفق به انجام آن نشود. آنگاه ، دیدگانت را متوجه سجده گاهت نما. اگر بدانى که در سمت راست یا چپ تو کسى هست ، به خوب نماز مى خوانى ، و بدان ، تو در برابر کسى هستى که تو را مى بیند و تو او را نمى بینى .
ثواب خواندن نماز صبح در اول وقت
رواى مى گوید: از امام صادق علیه السلامپرسیدم : بهترین نماز صبح کدام است ؟
فرمودند: طلوع فجر؛ زیرا خداوند متعال مى فرماید ان قرآن الفجر کان مشهودایعنى فرشتگان شب و روز نماز صبح را مى بینند. بنابراین اگر بنده نماز صبح را به هنگام طلوع فجر بخواند، این نماز دو بار براى او ثبت مى شود: یک بار توسط فرشتگان شب و یک بار توسط فرشتگان روز.
ثواب برترى اول وقت بر آخر وقت
امام صادق علیه السلامفرمودند: برترى اول وقت بر آخر وقت ، مانند برترى آخرت بر دنیاست .
ثواب خواندن نمازهاى واجب در اول وقت
امام کاظم علیه السلامفرمودند: نمازهاى واجبى که در اول وقت خود با آداب و شرایط خوانده شوند، خوشبوتر و با طراوت تر از شاخه درخت (مورد) است ، هنگامى که از درخت خود جدا مى شود. بنابراین ، نمازهایتان را در اول وقت بخوانید.
ثواب نماز جماعت
1. امام صادق علیه السلامفرمودند: همانا نماز جماعت ، بیست و سه درجه بالاتر از نماز فرادى است و بیست و پنج نماز مى باشد.
2. راوى مى گوید: شنیدم که امام صادق علیه السلامفرمودند: هر کدام از شما که روز جمعه را درک کردید، نباید غیر از عبادت کار دیگرى انجام دهید، زیرا به درستى که در آن روز بندگان آمرزیده شده و رحمت فرود مى آید.
ثواب برخاستن براى نماز
امام صادق علیه السلامفرمودند: هیچ بنده اى از شیعیان ما به نماز بر نمى خیزد، مگر این که فرشتگانى به شماره مخالفین او دورش را گرفته و پشت سرش نماز خوانده و براى او دعا مى کنند تا نمازش تمام شود.

ثواب دیدار با مسلمان
راوى مى گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمودند: هیچ مسلمانى به دیدن برادر مسلمانش نرفته ، مگر این که خداى عزوجل او را ندا داده است ، اى دیدار کننده ! پاک شدى و بهشت نیز برایت پاک شد .
ثواب دست دادن مسلمان با برادر مسلمانش
امام صادق علیه السلام فرمودند: همانا کسى که قدر خداوند را نمى داند ، به همان گونه قدر پیامبرش را نیز نمى داند؛ و همان گونه که قدر پیامبرش را نمى داند؛ و همان گونه که قدر پیامبرش را نمى داند؛ قدر مومن را نیز نمى داند؛ همانا هنگامى که مومن برادرش را مى بیند ، و با او دست مى دهد ، تا زمانى که از هم جدا شوند ، خداوند به آن دو نگریسته و گناهان از چهره هایشان مى ریزد؛ همان گونه که باد شدید برگ را از درخت مى ریزد .
ثواب خوبى کردن به برادر مومن
امام صادق علیه السلام فرمودند: هر مومنى که به برادرسول خدا مومنش ‍ خوبى نماید ،به رسول خدا صلى الله علیه و آله خوبى کرده است

ثواب پذیرفته شدن گواهى به لا اله الا الله
روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله در حالى که در میان عده اى از یاران خود که على بن ابیطالب علیه السلام نیز یکى از آنان بود نشسته بود، فرمودند: کسى که بگوید لا اله الا الله وارد بهشت مى شود.
دو نفر از یاران او گفتند: ما نیز مى گوییم لا اله الا الله . رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: گواهى به لا اله الا الله فقط از این (على بن ابیطالب ) و شیعیانش که پروردگار از آنان پیمان گرفته است ، پذیرفته است .
آن دو نفر دوباره گفتند: ما نیز مى گوییم لا اله الا الله .
در این هنگام رسول خدا صلى الله علیه و آله دستش را بر سر على گذاشته و فرمودند: نشانه آن ( پیروى از على بن ابیطالب علیه السلام ) این است که پیمان او را نشکنید؛ در جایگاه او ننشینید و سخن او را تکذیب نکنید.
ثواب شهادت به یگانگى خداى متعال و رسالتت حضرت محمد صلى الله علیه و آله
سهل بن سعید انصارى مى گوید: معناى آیه و ما کنت بجانب الطور اذ نادینارا پرسیدم . حضرت محمد صلى الله علیه و آله فرمودند: خداى عزوجل دو هزار سال پیش از آفرینش موجودات روى برگ درخت (مورد) که آنرا رویانده بود نوشت ، سپس آن را در عرش گذاشت . آنگاه ندا داد: اى امت محمد! به راستى که رحمتم از خشم من پیشى گرفت ، قبل از این که بخواهید به شما عطا مى کنم و قبل از این که در خواست آمرزش کنید شما را مى آمرزم ؛ بنابراین ، هر کدام از شما که مرا در حالى ملاقات کند که گواهى مى دهد به این که خدایى جز من نبوده و محمد بنده و فرستاده من است ، با رحمت خود او را وارد بهشت مى کنم .
ثواب صد بار تکبیر، تسبیح ، تحمید و تهلیل
امام صادق علیه السلام از پدرش روایت نموده است که امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: فقرا نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله آمده و عرض ‍ کردند: اى رسول خدا! ثروتمندان دارایى دارند که بنده آزاد کنند، ولى ما نداریم ؛ دارایى دارند که حج بروند، ولى ما نداریم ، دارایى دارند که صدقه بدهند، ولى ما نداریم ؛ دارایى دارند که با آن جهاد کنند، ولى ما نداریم .
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: هر کسى که صد بار تکبیر (الله اکبر) بگوید، از آزاد کردن صد بنده بالاتر است ، و کسى که صد بار تسبیح (سبحان الله ) بگوید، بالاتر از بردن صد شتر به حج است ، و کسى که صد بار تحمید کند (الحمدلله بگوید)، بالاتر از بردن اسب با زین ، دهنه و رکاب آن در راه خدا است ، کسى که صد بار لا اله الا الله بگوید، عمل او برتر از عمل سایر مردم است ، مگر کسى که بیش از این بگوید.
امیرالمؤ منین علیه السلام فرمودند: این خبر به گوش ثروتمندان رسید. آنان هم همین اعمال را انجام دادند و فقرا دوباره به خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله آمده و عرض کردند: اى رسول خدا! آنچه فرمودى به گوش ‍ ثروتمندان رسید، آنان هم آن اعمال را انجام دادند.
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: اینها احسان خدا است و به هر کسى که بخواهد مى دهد و احسان خداوند زیاد است .

ثواب اهل قرآن
امام صادق علیه السلام از پدرش نقل مى نماید که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: اهل قرآن بالاترین درجات را پس از پیامبران و رسولان دارند. بنابراین ، اهل قرآن را ضعیف و حقوق آنها را کم نشمارید؛ زیرا آنان نزد خداوند مقام ارجمندى دارند.
ثواب فراگیرى قرآن به سختى یا به آسانى
راوى مى گوید: شنیدم که از امام صادق علیه السلام که فرمودند: کسى که قرآن را به سختى یاد بگیرد، دو پاداش دارد و کسى که قرآن را به آسانى یاد بگیرد همراه با نیکوکاران مى باشد.
ثواب قرآن خواندن جوان مؤ من
امام صادق علیه السلام فرمودند: جوان مومنى که قرآن بخواند، قرآن را با گوشت و خونش مخلوط مى شود و عامل همنشینى او با فرشتگان بزرگوار وحى که هرگز مرتکب گناهى نشده اند خواهد شد، و در روز قیامت نیز قرآن مانعى براى او در مقابل آتش خواهد بود.
قرآن در آن روز (خطاب به خداوند) مى گوید: هر عمل کننده اى به پاداش ‍ عمل خواهد رسید، جز عمل کنندگان به من . پس بهترین عطایاى خود را به او عنایت فرما.
خداوند عزوجل نیز در دو لباس بهشتى به او مى پوشاند و بر سرش تاج کرامت مى گذارد. آنگاه خطاب به قرآن مى فرماید: آیا راضى شدى ؟
قرآن مى گوید: من بهتر از این را براى او مى خواستم .
خداوند در امان بودن را به دست راست و جاودانگى در بهشت را به دست چپش مى دهد. سپس وارد بهشت مى شود. در بهشت به او مى گویند: یک آیه بخوان و یک درجه بالا برو.
آنگاه به قرآن خطاب مى شود: به آرزویت رسیدى و راضى شدى ؟
قرآن مى گوید: خداوندا! بله .
امام باقر علیه السلام فرمودند: کسى که خیر قرآن بخواند و آن را حفظ نماید، خداوند دو بار این ثواب را به او مى دهد.

ثواب زیارت قبور ائمه علیه السلام

1. راوى مى گوید خدمت امام رضا علیه السلامعرض کردم : کسى که قبر یکى از امامان علیه السلام را زیارت نماید چه ثوابى دارد؟ فرمودند: ثواب زیارت قبر امام حسین علیه السلامرا دارد. عرض کردم : کسى که قبر امام کاظم علیه السلامرا زیارت نماید، چه ثوابى دارد؟ فرمودند: ثواب زیارت قبر امام حسین علیه السلامرا دارد.
2. راوى گوید خدمت امام جواد علیه السلامعرض کردم : کسى که قبرامام رضا علیه السلامرا زیارت کند چه ثوابى دارد؟
فرمودند: به خدا سوگند پاداش او بهشت است .
3. راوى گوید: در نامه امام رضا علیه السلام چنین آمده بود: به شیعیان من بگویید که زیارت من نزد خداوند برابر با هزار حج است . راوى مى گوید: به امام جواد علیه السلامعرض کردم : هزار حج ؟! فرمودند: آرى به خدا سوگند! و براى کسى که او را با شناخت حقش زیارت نماید، برابر با یک هزار هزار حج است .

برترى ماه رمضان و ثواب روزه آن
1. امام باقر علیه السلامبه جابر فرمودند: اى جابر! کسى که به ماه رمضان برسد و روز آن را روزه گرفته ، پاره اى از شبش را عبادت کندت فرج و زبان خود را حفظ کرده ، چشمش را از حرام بپوشاند و از آزار مردم بپرهیزد، همانند روزى که از مادر متولد شده است ، گناهان بیرون مى رود.
جابر مى گوید: گفتم : فدایت گردم ، چه حدیث خوبى !
حضرت فرمودند: و چه شرط سختى !
2. امام باقر علیه السلامفرمودند: همانا هنگامى که پیامبر صلى الله علیه و آلهاز عرفات بازگشته و رهسپار منى بود، وارد مسجد شد. مردم گرد او جمع شده و در باره لیلة القدر از او سوال کردند. حضرت در آنجا سخنرانى نموده و پس از ثناى الهى فرمودند: هر کدام از شما که درباره شب قدر از آن من سوال کنید، آن را از شما پنهان نمى کنم . چون همانان من نیز آن را نمى دانم . اى مردم ! بدانید همانا هر کسى با صلح و سلامت به ماه رمضان برسد و روزش را روزه گرفته ، مقدارى از شبش را عبادت کند، مراقب نمازش باشد و به نماز جمعه اش و نماز عید فطر برود، قطعا شب قدر را درک کرده و به جایزه پروردگار دست یافته است .
راوى مى گوید: امام صادق علیه السلامفرمودند: به خدا سوگند به جوایزى رسیده است که مانند جوایز بندگان نیست .

ثواب یک روز روزه در گرما با تشنگى زیاد
امام صادق علیه السلامفرمودند: هر کسى که یک روز در گرما روزه بگیرد و تشنه شود، خداى عزوجل هزار فرشته را وکیل مى کند که دست به صورت او بکشند و او را مژده دهند.
و زمانى که افطار کند، خداى متعال مى فرماید، چقدر خوشبو هستى . فرشتگانم ! گواه باشید که من قطعا او را آمرزیدم .

دوستان عزیز چقدر خوب است اکنون که همگی از فیض این ماه بهره مند می شویم ثواب اعمالمان را به امام عصر (عج)و خاصهحضرت نرجس خاتون (س)هدیه نماییم.

انشاالله نماز عید فطر را به تکبیره الاحرام مولایمان اقامه کنیم.

انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا ....

ثواب گفتن لا اله الا الله
1. پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند: خداى عزوجل به موسى بن عمران فرمودند: اى موسى ! به راستى که آسمانها و ساکنان آنها که نزد من هستند و زمینهاى هفتگانه را در یک کفه گذاشته و لا اله الا الله را در کفه دیگرى بگذارند، لا اله الا الله سنگین تر از آنها خواهد بود.
2. پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند؛ دو چیز عامل دو چیز است : کسى که بمیرد در حالى که گواهى مى دهد که خدایى جز خداى یگانه نیست ، وارد بهشت مى شود و کسى که بمیرد در حالى که شریکى براى خداوند مى داند، وارد جهنم مى شود.
3. امام محمد باقر علیه السلام فرمود که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: هر چیزى هموزنى دارد، مگر خداوند و لا اله الا الله که هموزنى ندارند و هر قطره اشکى بر صورت او جارى شود، هیچ گاه فقر و خوارى را نخواهد دید.
4. امیرالمؤ منین علیه السلام فرمودند: هیچ بنده مسلمانى نیست که بگوید لا اله الا الله مگر این که بالا رفته و هر سقفى را مى شکافد و به هیچ کدام از گناهان او بر نمى خورد، مگر این که آن را پاک مى کند تا این که به خوبیهایى همانند خود برسد و بایستد.
5. رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: مومنى نیست که بگوید لا اله الا الله مگر این که گناهان کارنامه اش پاک شده و این عمل در کنار خوبیهاى همانند خود قرار مى گیرد.
ثواب گفتن صد بار لا اله الا الله
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسى که وقت رفتن به رختخواب صدبار لا اله الا الله بگوید، خداوند خانه اى در بهشت براى او مى سازد و کسى که هنگام رفتن به رختخواب صدبار از خداوند آمرزش بخواهد، گناهان او مى ریزد، همانگونه که برگ درخت مى ریزد.

ثواب گفتن لا اله الا الله با شرایط آن
وقتى که امام رضا علیه السلام به نیشابور رسید، به هنگام حرکت به طرف مامون ، محدثان اطراف او را گرفته و گفتند: فرزند رسول خدا! از پیش ما مى روى و حدیثى نمى فرمایى که از آن استفاده کنیم !
حضرت که در کجاوه نشسته بودند، سر خود را از کجاوه بیرون آورده و فرمودند: از پدرم موسى بن جعفر علیه السلام شنیدم که فرمودند از پدرم جعفر بن محمد صلى الله علیه و آله شنیدم که فرمودند از پدرم محمد بن على علیه السلام شنیدم که فرمودند از پدرم على بن الحسین علیه السلام شنیدم که فرمودند از پدرم حسین بن على علیه السلام شنیدم که فرمودند از پدرم امیرالمؤ منین على بن ابیطالب علیه السلام شنیدم که فرمودند از رسول خدا صلى الله علیه و آله شنیدم که فرمودند: شنیدم که جبرییل گفت : از خداى عزوجل شنیدم که فرمودند: لا اله الا الله پناهگاه من است ؛ کسى که وارد پناهگاه من شود، از عذاب من ایمن است .
ثواب پذیرفته شدن گواهى به لا اله الا الله
روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله در حالى که در میان عده اى از یاران خود که على بن ابیطالب علیه السلام نیز یکى از آنان بود نشسته بود، فرمودند: کسى که بگوید لا اله الا الله وارد بهشت مى شود.
دو نفر از یاران او گفتند: ما نیز مى گوییم لا اله الا الله . رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: گواهى به لا اله الا الله فقط از این (على بن ابیطالب ) و شیعیانش که پروردگار از آنان پیمان گرفته است ، پذیرفته است .
آن دو نفر دوباره گفتند: ما نیز مى گوییم لا اله الا الله .
در این هنگام رسول خدا صلى الله علیه و آله دستش را بر سر على گذاشته و فرمودند: نشانه آن ( پیروى از على بن ابیطالب علیه السلام ) این است که پیمان او را نشکنید؛ در جایگاه او ننشینید و سخن او را تکذیب نکنید.

ثواب ناخن گرفتن و کوتاه کردن سبیل
1. رسول خدا صلى الله علیه و آلهفرمودند: کسى که در روز شنبه یا پنجشنبه ناخنهایش را بگیرد و سبیلش را کوتاه کند، از دندان درد و چشم درد معاف مى شود.
2. امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که در روز پنج شنبه ناخنهایش را بچیند و یکى را براى روز جمعه باقى بگذارد، خداى عزوجل فقر را از او دور مى گرداند.
3. امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که در هر جمعه ناخنهایش را بگیرد و سبیلش را کوتاه کند و سپس بگوید:بسم الله و بالله و على ملة رسول الله صلى الله علیه و آله ؛ در مقابل مو یا ناخن ، ثواب آزاد کردن بنده اى از فرزندان اسماعیل را به او مى دهند.


ثواب پوشیدن کفش سفید
سدیر صیرفى مى گوید: در حالى که کفش سفید پوشیده بودم ، به دیدن امام صادق علیه السلامرفتم . آن حضرت فرمودند: آیا عمدا کفش سفید پوشیده اى ؟
عرض کردم : فدایت شوم ! نه به خدا.
فرمودند: کسى که به قصد خرید کفش سفید وارد بازار شود و کفش سفید بخرد، آن کفش کهنه نمى شود، مگر این که مالى را از جایى به دست مى آورد که گمان ندارد.
سدیر مى افزاید: آن کفش کهنه نشد، تا زمانى که صد دینار را از جایى که گمان نداشتم ، به دست آوردم .

ثواب مسواک کردن
1. امام صادق علیه السلامفرمودند: مسواک کردن دوازده خاصیت دارد: سنت پیغمبر است ، پاک کننده دهان و روشن کننده چشم است ، خداوند را راضى مى کند؛ دندانها را سفید مى کند؛ از فاسد شدن دندان جلوگیرى مى کند؛ لثه را محکم مى کند؛ میل غذا مى آورد، بلغم را از بین مى برد؛ حافظه را افزایش مى دهد؛ حسنه را دو برابر مى کند و فرشتگان از آن خوشحال مى شوند.
2. امام باقر علیه السلامفرمودند: مسواک کردن بلغم را از بین برده و عقل را زیاد مى کند.

عزیزانی که این پست را مطالعه فرمودند دقت فرمایند که گاهی احادیثی را از حضرات معصومین (علیهم السلام) می خوانیم که شاید به نظرمان کمی سبک جلوه کند و یا اینکه با محاسبات به قول خودمان عقلی که انجام می دهیم تعارض داشته باشد، اما در اینجا به دو نکته باید توجه شود

اولا اینکه ممکن است حدیث نسبت داده شده به معصوم(ع) جعلی باشد که البته معیار آن این نیست که با تعقل ما سازگار باشد یا نه ، بلکه می بایست که از مجرای علم رجال به آن رسیدگی شود که توسط فقیه انجام می شود

دوما اینکه اگر حدیث از نظر سند صحیح باشد ، و از نظر ما عقلانی نباشد در واقع ما باید در عاقل بودن خود شک کنیم. چراکه عقل ما بسیار محدود تر از آن است که بخواهد احادیث را به خودی خود بفهمد. بنابراین در مورد آنچه که از احادیث می فهمیم باید خدا را شاکر باشیم و در مورد آنچه نمی فهمیم باید از خداوند و از اهل بیت (علیهم السلام) بخواهیم که فهم کلامشان را به ما اعطا نمایند

آب دریا را اگر نتوان کشید

هم به قدر تشنگی باید چشید

ثواب خشک کردن آب وضو با حوله و ترک آن
امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که وضو بگیرد و با حوله اعضاى وضو را خشک کند، یک حسنه براى او نوشته مى شود و کسى که وضو بگیرد و صبر کند تا دست و رویش خود خشک شوند، سى حسنه براى او نوشته مى شود.

ثواب تجدید وضو
امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که براى غیر نماز وضوى خود را تجدید کند، خداوند هم بدون استغفار توبه او را تجدید مى کند.

ثواب مسواک کردن
1. امام صادق علیه السلامفرمودند: مسواک کردن دوازده خاصیت دارد: سنت پیغمبر است ، پاک کننده دهان و روشن کننده چشم است ، خداوند را راضى مى کند؛ دندانها را سفید مى کند؛ از فاسد شدن دندان جلوگیرى مى کند؛ لثه را محکم مى کند؛ میل غذا مى آورد، بلغم را از بین مى برد؛ حافظه را افزایش مى دهد؛ حسنه را دو برابر مى کند و فرشتگان از آن خوشحال مى شوند.
2. امام باقر علیه السلامفرمودند: مسواک کردن بلغم را از بین برده و عقل را زیاد میکند.

ثواب با وضو خوابیدن
امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که با وضو به رختخواب برود، در حالى میخوابد که رختخواب او عبادتگاه اوست .

ثواب مضمضه و استنشاق زیاد
امام صادق علیه السلامفرمودند: زیاد مضمضه و استنشاق کنید، چون باعث آمرزش شما و رمیدن شیطان مى شود.

ثواب شستن سر با خطمى
امام صادق علیه السلامفرمودند: شستن سر با خطمى ، فقر را از بین برده ، روزى را افزایش مى دهد و تعویذ (جلوگیرى امراض و بلاها) است .

ثواب شستن سر با سدر
امام صادق علیه السلامفرمودند: رسول خدا صلى الله علیه و آلهسرش را با سدر میشستند مى فرمودند: سرهایتان را با برگ سدر بشویید؛ زیرا تمام فرشتگان مقرب و همه پیامبرانى که آمده اند، آن را تقدیس کرده اند.
کسى که سرش را با سدر بشوید، خداوند هفتاد روز وسوسه شیطان را از او دور مى کند، و کسى که خداوند وسوسه شیطان را هفتاد روز از او دور کند، گناه نمى کند و کسى که گناه نکند، به بهشت مى رود.

ثواب خواندن نماز با اذان و اقامه
امام صادق علیه السلام فرمودند: کسى که با اذان و اقامه نماز بخواند، دو صف از فرشتگان پشت سر او نماز مى خوانند و کسى که با اقامه و بدون اذان نماز بخواند، پشت سر او یک صف نماز مى خوانند.
راوى مى گوید: عرض کردم : طول هر صف چقدر است ؟
فرمودند: کوتاهترین آن از شرق تا غرب ، و طولانى ترین آن از آسمان تا زمین است .

ثواب و فضیلت قنوت
امام صادق علیه السلام از پدرانش و او از ابوذر نقل مى نماید که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: هر کدام از شما که قنوتش در سراى دنیا طولانى تر باشد، در توقفگاه روز قیامت راحتى اش طولانى تر خواهد بود.
ثواب کامل به جا آوردن رکوع
سعید بن جناج مى گوید: در حضور امام باقر علیه السلام در منزل او در مدینه بودم . حضرت علیه السلام بدون اینکه کسى چیزى بگوید فرمودند: کسى که رکوع خود را کامل به جا آورده ، در قبر وحشتى نخواهد داشت .
ثواب یک سجده
امام صادق علیه السلام از پدرانش علیه السلامنقل مى نماید که رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:کسى که یک با سجده کند،به خاطر این عمل یک گناه از او مى ریزد و یک درجه بالا مى رود.
ثواب گذاردن کف دستها بر زمین
امام صادق علیه السلام از پدرانش نقل مى کند که امیرالمؤ منین علیه السلام فرمودند: هنگامى که سجده کردید، کف دستهایتان را بر زمین بگذارید، بدان امید که در روز قیامت زنجیر نشوید.
ثواب طولانى کردن سجده
امام صادق علیه السلام فرمودند: نزدیکترین حالتهاى بنده به خداوند، حالت سجده است .
ثواب گفتن اللهم صل على محمد و آل محمد هنگام رکوع ، سجده ، قیام
امام باقر علیه السلام فرمودند: کسى که در رکوع ، سجده و قیامش بگوید اللهم صل على محمد و آل محمدخداوند بر ایو همانند ثواب رکوع ، سجده ، و قیام را مى نویسد.
ثواب سجده شکر
امام صادق علیه السلام فرمودند: هر مومنى که براى شکر نعمتى در غیر نماز سجده کند، خداوند به خاطر آن ده حسنه نوشته ، ده گناه او را پاک کرده و ده درجه در بهشت او را بالا مى برد.

ثواب قرائت سوره شمس ، لیل ، ضحى ، و شرح

امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که در شب یا روز سوره لیل ، شمس ، ضحى و شرح را زیاد بخواند، چیزى در کنار او نیست ، مگر این که براى او شهادت مى دهد؛ حتى مو، پوست ، خون ، گوشت ، رگها، اعصاب ، استخوانها، و همه ذرات وجودش که بر روى زمین است . پروردگار متعال نیز مى فرماید: شهادت شما در مورد بنده ام را پذیرفته و آن را روا گردانیدم . او را به بهشتهایم ببرید تا هر کجا را که مى خواهد انتخاب کند و آن جا را بدون منتى از من و تنها از روى لطف و تفضل من ، به او بدهید. و گواراى گواراى او باشد.

ثواب قرائت سوره کافرون و توحید
امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که سوره کافرون و توحید را در یکى از نمازهاى واجب خود بخواند، خداوند او، پدر و مادر و فرزندان پدر و مادرش را مى آمرزد، اگر بدبخت باشد نام او در دفتر بدبختها پاک شده و در دفتر سعادتمندان ثبت مى شود؛ خداوند زندگى سعادتمندانه اى به او ارزانى داشته ؛ او را شهید مى میراند و شهید برمى انگیزد..

ثواب قرائت سوره توحید
1. امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که در یک روز پنج نماز بخواند و سوره توحید در آن قرائت نکند، به او مى گویند: اى بنده خدا تو از نمازگزاران نیستى .
2. امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، باید پس از نماز واجب خود سوره توحید را بخواند. کسى که این کار را انجام دهد، خداوند خیر دنیا و آخرت را به او عطا نموده و او و پدر و مادر و خواهران و برادرانش را مى آمرزد.
3.امیرالمومنین علیه السلامنقل مى کند که رسول خدا صلى الله علیه و آلهفرمودند: کسى که به هنگام خواب صد بار سوره توحید ر بخواند، خداوند گناهان پنجاه سال او ر مى بخشد.
4. امام باقر علیه السلاماز پدرش نقل مى نماید که رسول خدا صلى الله علیه و آلهبر جنازه سعد بن معاذ نماز خواندند و فرمودند: نود هزار فرشته که جبرئیل نیز در آن بوده ، آمدند و بر او نماز خواندند. من از جبرییل پرسیدم چرا بر جنازه او نماز خواندید؟ جبرییل گفت : به خاطر این که نشسته و ایستاده ، سوار و پیاده و در حال رفت و بازگشت سوره توحید را مى خواند.
5. امام صادق علیه السلامفرمودند: کسى که به بستر خواب رود و یازده بار سوره توحید را بخواند، خداوند او را در خانه اش و خانه هاى اطرافش حفظ مى نماید.
6. راوى مى گوید از امیرالمومنین علیه السلامشنیدم که فرمودند: کسى که پس از نماز صبح یازده بار قل هو الله احد بخواند در آن روز گناهى از او سر نمى زند، گر چه شیطان خوار شود یعنى شیطان هر چه تلاش کند، نتواند انسان را به گناه بکشاند و بدین ترتیب خوار شود.

دانلود کتاب ثواب الاعمال و عقاب الاعمال

بقیه کتب «منبع:http://jalaseh17.persianblog.i

http://jalaseh17.persianblog.ir

$
0
0

صفحات وبلاگ
تماس با ماعقاب الاعمالحضرت معصومه سلام الله علیهاچهل حدیث اشکامام رضا علیه السلامامام هادی علیه السلامامام موسی کاظم علیه السلامامام جواد علیه السلامسیدالشهدا علیه السلامحضرت محمد صلّی الله علیه و آلهامام حسن عسگری علیه السلامامام زمان عج الله تعالی فرجهامام باقر علیه السلامحضرت زهرا سلام الله علیهاامام حسن علیه السلامامیرالمومنین علیه السلامامام صادق علیه السلامشعرثواب الاعمالدعا در قرآن و روایات و برتری دعا بر قرآنکتابخانهچهل حدیث نمازچهل حدیث روزهنماز در قرآن و حدیثاسناد احتراق خانه وحی در کتب اهل سنتشبهات فاطمیهمقایسه حضرت زهرا و حضرت مریم سلام الله علیهماتفسیر

& nbsp;آرشیو وبلاگ

مطالب اخیر

موضوعات وبلاگ
فاطمیه(٢٤)حضرت زهرا سلام الله علیها(٢٠)حضرت فاطمه سلام الله علیها(٢٠)ثواب الاعمال(۱٤)شبهات فاطمیه(۱٢)احادیث نماز(۱۱)شبهه(۱۱)نماز در قرآن و حدیث(۱۱)امام صادق علیه السلام(۱٠)نماز(۱٠)شعر(٩)تفسیر(٩)شهادت امام صادق علیه السلام(٩)ebook شیعه، مذهبی(٩)فضیلت ماه رمضان(۸)امیر المومنین علیه السلام(۸)امام رضا علیه السلام(۸)اطلاعیه(٧)ماه رمضان(٦)دانلود کتاب شیعه(٦)کتب شیعه(٦)ایبوک مذهبی(٦)چهل حدیث نماز(٦)احادیث ماه رمضان(٦)امام حسن علیه السلام(٥)مقایسه حضرت فاطمه سلام الله علیها با حضرت مریم (س)(٥)اسناد سوزاندن خانه حضرت زهرا (س) در کتب اهل سنت(٤)اردو(٤)امام زمان عج(٤)شهادت امام هادی علیه السلام(٤)سخنرانی آیت الله وحید(٤)ولادت امام رضا علیه السلام(٤)چهل حدیث اشک(٤)محرم عاشورا تاسوعا(۳)شعر امام حسن علیه السلام(۳)کربلا شام نینوا(۳)فضایل امیر المومنین در کتب اهل سنت(۳)دعا(۳)غدیر(۳)مباهله(۳)شیخ صدوق(۳)مناسبت ها(۳)دانلود کتاب(۳)اسناد احتراق خانه وحی در کتب اهل سنت(۳)خطبه حضرت زهرا سلام الله علیها(۳)جلسه در سایه(۳)امام هادی علیه السلام(۳)نگاه به نامحرم(۳)برتری دعا بر تلاوت قرآن(۳)عقاب الاعمال(۳)شعر ولادت امام رضا(۳)گریه بر سیدالشهدا(٢)دعا در قرآن(٢)فضیلت دعا(٢)توحید صدوق(٢)امام زمان؛ امام مهربانی(٢)15 شوال(٢)شهادت امام جواد(٢)سیدالشهدا(٢)امام جواد علیه السلام(٢)28صفر(٢)باقرالعلوم(٢)حضرت زینب سلام الله علیها(٢)چهل حدیث روزه(٢)برنامه جلسه(٢)شهادت امام رضا علیه السلام(٢)اعمال ماه رمضان(٢)فایل های جلسه(٢)امام محمد باقر علیه السلام(٢)ولادت حضرت زینب سلام الله علیها(٢)شهادت پیامبر(٢)توصیه های پیامبر(٢)حوادث پس از شهادت پیامبر(٢)شهادت امام حسن علیه السلام(٢)ماه رجب(٢)ثامن الحجج(٢)گروه کوهنوردی(٢)حضرت معصومه سلام الله علیها(٢)تفریح(٢)غیبت(٢)احادیث(٢)توحید(٢)عکس(٢)نظر سنجی(٢)زیارت اربعین(٢)دعای علوی مصری(٢)فقط شیعه(٢)دعای تعلیم شده از امام زمان(عج)(٢)ثواب الاعمال و عقاب الاعمال(٢)مداحی به مناسبت شهادت امام صادق علیه السلام(٢)شعر حضرت زهرا سلام الله علیها(٢)شهادت امام باقر علیه السلام(٢)ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها(٢)رییس مذهب تشیع(٢)احادیث توحید(٢)نفی تعطیل و تشبیه(۱)عدم شباهت خدا به خلق(۱)اعتقاد صحیح در توحید(۱)بهداشت در حدیث(۱)مسواک در حدیث(۱)جوانمردی امام صادق علیه السلام(۱)نماز ملاک قبولی اعمال(۱)جایگاه نماز در اسلام(۱)جوانان شیفته فرمان امام صادق علیه السلام(۱)عبادت امام صادق علیه السلام(۱)آداب و شرایط پذیرش نماز(۱)ولایت و برائت شرط پذیرش نماز(۱)الکترومغناطیس چنگ و گریفیث و نایفه(۱)ریاضی مهندسی کریزیگ(۱)آمار و احتمال پاپولیس و شلدرون راس(۱)مدار الکتریکی جبه دار(کتاب اصلی)(۱)اهمیت و فضیلت نماز(۱)ضایع کردن نماز(۱)اهمیت وقت نماز(۱)سهل انگاری و ترک نماز(۱)محرومین از شفاعت(۱)ولادت امام هادی علیه السلام(۱)صدقه در رکوع(۱)برتری اهل بیت(۱)معرفی کتاب مقدس(۱)معرفی انجیل(۱)آشنایی با مسیجیت(۱)حدیث و شعر(۱)بالاترین ثواب(۱)خطبه در شام(۱)مداحی کریمی،طاهری،سلحشور(۱)عاشورا روز غم(۱)حدیث پیامبر برای امام حسین علیه السلام(۱)اشک حجاب آتش(۱)شعرپیامبر صلی الله علیه وآله و امام حسن علیه الس(۱)پدر امام زمان عج(۱)محبوب خدا و رسول(۱)بنفسی انت امنیة شائق یتمنی(۱)محبوب پاکان(۱)شعر پیامبر صلی الله علیه و آله(۱)خاک مکه(۱)فضیلت کربلا بر مکه(۱)حدیث فضیلت کربلا بر مکه(۱)ولادت امام کاظم علیه السلام(۱)عبد صالح(۱)معجزه امام کاظم(۱)تحریف کتب تاریخ توسط وهابیان(۱)اربعین و جابر(۱)اذن دخول در حرم یار زینب است(۱)حدیث توحید 1(۱)دانلود کتاب کافی،منتهی الامال(۱)دانلود کتاب های محرم(۱)خصائص الحسینیه لهوف(۱)اسناد زیارت عاشورا(۱)شبهه در سند زیارت عاشورا(۱)صحت زیارت عاشورا(۱)حدیث طلایی(۱)بیست و سه محرم سالروز تخریب حرمین شریفین(۱)شعر فواد کرمانی(۱)شهادت امام سجاد علیه السلام(۱)شعر شهادت امام سجاد علیه السلام(۱)هرچه ترسیدم از آن آن به سرم می آید(۱)شعر حضرت ابالفضل علیه السلام(۱)دعای رفع مشکلات از امام زمان علیه السلام(۱)نکاتی در رابطه با عید فطر(۱)حسرت عید فطر(۱)احادیث عید فطر(۱)حدیث امیرالمونین به کمیل(۱)الناس ثلاثه(۱)جابولانی(۱)فضیلت نمازگزار(۱)مسائل نگاه(۱)بحث جلسه(۱)شرح حال حسن بصری(۱)حدود نماز(۱)مواردی که باعث بطلان نماز می شوند(۱)نماز چهار هزار در دارد(۱)ادیان مختلف(۱)امام موسی بن جعفر(۱)زنای چشم(۱)متن کامل خطبه پیامبر در آخر ماه شعبان(۱)مداحی به مناسبت شهادت امام هادی علیه السلام(۱)ذکر مصیبت اهل بیت(۱)مداحی کریمی،طاهری،خلج(۱)احادیث از امام هادی علیه السلام(۱)گزیده ای از سخنان امام هادی علیه السلام(۱)شوخی با نامحرم(۱)اختلاط با نامحرم(۱)وا داشتن خانواده به نماز(۱)خانواده و نماز(۱)ولادت حضرت جواد الائمه(ع)(۱)با وضو بودن(۱)تجدید وضو(۱)حدیث وضو(۱)وضو و استغفار(۱)مسند امام جواد علیه السلام(۱)چند روایت از امام جواد علیه السلام(۱)خصلت های دوستی(۱)آسمانی ترین مهربانی(۱)ولادت امیرالمومنین علیه السلام(۱)اسناد ولادت امیرالمومنین(ع) در کعبه(۱)نماز پیش از اسلام(۱)jnews(۱)فضیلت نماز(۱)نماز و خدا(۱)ترغیب به بر پا داشتن(۱)روشنی چشم پیامبر(۱)بهترین دستور - نخستین واجب الهی(۱)استواری در دین - نخستین مورد بازخواست(۱)ویژگی های نماز(۱)مواظبت بر نماز(۱)شکوه هایی از ستمکاری امت(۱)شکوه های امیرالمومنین(۱)وقت های نماز(۱)تعیین وقت های نماز از سوی ائمه در قرآن(۱)ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها(۱)کیفیت ولادت حضرت فاطمه (س) از امام صادق(ع)(۱)تولد صدیقه کبری سلام الله علیها(۱)تفاوت تنزیل و انزال قرآن(۱)تفسیر آیات 177-186 بقره(۱)وجود حیات در قصاص(۱)وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ(۱)محاسبه انتگرال آنلاین(۱)کتاب توماس و حل المسائل توماس(۱)حل المسائل هالیدی و جزوه معادلات دکتر نیکوکار(۱)معادلات بویس و دیپریما و حل المسائل بویس و دیپریما(۱)کتاب پاپولیس و حل المسائل پاپولیس(۱)سهل انگاران در نماز(۱)روزه ماه رجب(۱)نماز ماه رجب(۱)تبعید امام هادی علیه السلام(۱)سوم رجب(۱)کوفه(۱)توبه(۱)جام جهانی(۱)دعای ندبه(۱)امام سجاد علیه السلام(۱)بهداشت(۱)شام(۱)عید فطر(۱)کافی(۱)حرمین شریفین(۱)علقمه(۱)صاحب الزمان(۱)حضرت رقیه(۱)محرم(۱)مرگ(۱)تبلیغات(۱)عقل(۱)شفاعت(۱)اعمال(۱)غربت(۱)زیارت عاشورا(۱)علامه عسگری(۱)مراجع(۱)جهل(۱)درسی(۱)بقیع(۱)چهل حدیث(۱)مسواک(۱)احکام(۱)پیامبر(۱)مناظره(۱)آهار(۱)13 رجب(۱)دیفرانسیل(۱)مناجات با خدا(۱)گناهان کبیره(۱)مهدی (عج)(۱)اعمال ماه رجب(۱)انتگرال(۱)بحارالانوار(۱)نماز اول وقت(۱)ایرج میرزا(۱)فضیلت گریه و زیارت امام حسن علیه السلام(۱)وصیت نامه امام حسن علیه السلام(۱)نجم فلک امامت(۱)ماه شادی(۱)اسامی صاحب الزمان(۱)نگاه آلوده(۱)شهادت امام حسن عسگری علیه السلام(۱)لعن ابوبکر(۱)لعن عمر(۱)فضایل لعن(۱)لعن دو خلیفه از زبان معصومین(۱)جابر بن عبدالله انصاری(۱)ماسون(۱)حدیث عنوان بصری(۱)23 محرم(۱)تاویل و معنای نماز(۱)تأویل قراءة التحیات(۱)حدیث لوح جابر(۱)احادیث تفریح(۱)خطبه امام سجاد(ع) در شام(۱)مرجع والپیپر مذهبی(۱)اردوی قم(۱)غررالحکم و درر الکلم(۱)وجوب نماز(۱)فضائل حضرت زینب سلام الله علیها(۱)حکمت نماز(۱)بقره 170-176(۱)تفسیر آیات 170-176 بقره(۱)فاطمه (س) از زبان امیر المومنین(ع)(۱)اخبار فاطمیه(۱)حضرت زهرا سلام الله علیها از زبان ائمه(۱)تربت کربلا(۱)تکلیف جلسه(۱)اشعار محرم(۱)بقیة الله،حجة الله(۱)مسلمیه(۱)برنامه مطالعاتی(۱)القاب حضرت زینب سلام الله علیها(۱)چشم چرانی(۱)عقل کامل(۱)علی اکبر علیه السلام(۱)حدیث نماز(۱)آیت الله دستغیب(۱)تفسیر نماز(۱)حدیث 2(۱)حدیث 3(۱)حدیث 4(۱)ربیع الاول(۱)غریق(۱)سوره قدر(۱)آیه تطهیر(۱)شعر عاشورا(۱)حضرت عبدالعظیم(۱)استجابت دعا(۱)عموی پیامبر(۱)شهادت حضرت حمزه (ع)(۱)وفات حضرت عبدالعظیم(۱)حدیث 11(۱)الخصال الممدوحه و المذمومه(۱)شیخ الائمه(۱)ولادت امام باقر علیه السلام(۱)احادیث از امام صادق علیه السلام(۱)حدیث12(۱)حلیة المتقین علامه مجلسی(۱)حدیث 13(۱)القاب و اسامی حضرت رضا علیه السلام(۱)شعر کمپانی(۱)حدیث 7(۱)شرح توقیع(۱)حدیث 8(۱)حدیث9(۱)دعاى امیرالمومنین(۱)آمرزش خواهی امیرالمومنین(۱)یوم الهدم(۱)شعر حضرت علی اکبر علیه السلام(۱)مناظره امام صادق علیه السلام و ابن ابی العوجاء(۱)شکوه به امام زمان عج(۱)والد الشفیق(۱)حدیث امام رضا علیه السلام(۱)ولادت امام حسن علیه السلام(۱)حدیث 10(۱)ثواب یکتاپرستان و عارفان(۱)امام مهربانی(۱)حدیث اول(۱)نقش ائمه در احیای دین(۱)دانلود کتاب بحارالانوار(۱)حمزه (ع)(۱)دانلود کتاب سقیفه(۱)دانلود کامل الزیارات(۱)دانلود نجم الثاقب(۱)سقیفه علامه عسکری ،مرحوم طبرسی(۱)دعا در روایات و قران(۱)کتاب فلاح السائل(۱)شفاعت حضرت زهرا(۱)حدیث 5(۱)حدیث 6(۱)محمود کریمی ولادت امام رضا(۱)حدیث 14(۱)توصیف امام(۱)حدیث 15(۱)تباه شدن نامه عمل(۱)احادیث غیبت(۱)شنونده غیبت(۱)حدیث 1(۱)دعای زمان غیبت(۱)حدیث2(۱)شعر امام رضا علیه السلام(۱)حدیث3(۱)حدیث امام جواد علیه السلام(۱)شعر شهادت امام جواد علیه السلام(۱)کتاب عقل و جهل(۱)ازدواج امیرالمومنین و حضرت زهرا علیهما السلام(۱)شعر شهادت امام باقر علیه السلام(۱)شعر ولادت امام هادی علیه السلام(۱)احادیث در فضیلت امیرالمومنین علیه السلام(۱)شعر به مناسبت غدیر(۱)شعر در مدح امیرالمومنین علیه السلام(۱)امام حسن و امام حسین علیهما السلام(۱)جان رسول(۱)شعر شهادت امام هادی علیه السلام(۱)مداحی شهادت امام هادی علیه السلام(۱)ای کعبه دل کوی تو یا حضرت هادی(۱)

لینکستان
گروه جلسه13 رجبپخش زنده حرم امام رضا(ع)سایت آقای مهدی پناهسایت های مراجع عظام تقلیدپخش زنده از حرم امام حسین (ع)پخش زنده حرم امیر المومنین علیه السلامکتابخانه مجازی فاطمیه(پاسخگویی به شبهات فاطمیه)پاسخگوی شبهات دینی( حوزه علمیه)و خدایی که در این نزدیکی استوب سایت تخصصی شیعیانپایگاه اطلاع رسانی حوزهکتابخوانی(مسابقه)شهر حدیثسایت مرکز اطلاع رسانی غدیرشبکه فرهنگی مهدیاراناشعار مذهبیلهوفاللهم عجل لولیک الفرجپیامبر امیدپایگاه اطلاع رسانی شیعیان حضرت مهدی علیه السلامکتب شیعهکتب شیعه 2پاسخ به شبهات اهل سنت از کتب خودشانرسول نورراهنمای پایگاه های امیرالمومنینسایت امیرالمومنینسایت تخصصی حضرت زهراسایت تخصصی امام باقر علیه السلامشبکه امام رضا علیه السلامشبکه اطلاع رسانی امام جواد علیه السلامپایگاه اطلاع رسانی مهدویتامامیهشبهای پیشاورندای شیعهدعالیست وبلاگ های تخصصی

زن

$
0
0
حدیث (1) امام صادق عليه السلام :

أَكثَرُ الخَيرِ فِى النِّساءِ؛
بيشترين خير و بركت در زنان است.

من لايحضره الفقيه، ج3، ص385، ح4352

حدیث (2) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

اَلمَرأَةُ الصّالِحَةُ أَحَدُ الكاسِبَينِ؛
زن شايسته يكى از دو عامل پيشرفت خانواده است.

بحارالأنوار، ج103، ص238، ح39

حدیث (3) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

وَنِساءٌ كاسياتٌ عارياتٌ مُميلاتٌ مائِلاتٌ رُؤُوسُهُنَّ كَأَسنِمَةِ البُختِ المائِلَةِ لايَدخُلنَ الجَنَّةَ وَلايَجِدنَ ريحَها وَإنَّ رِيحَها لَيُوجَدُ مِن مَسيرَةِ كَذا وَكَذا؛
(در آينده) زنانى پيدا مى شوند كه در عين پوشيدگى برهنه اند (لباس هاى بدن نما و جوراب هاى نازك مى پوشند) هوسباز و دلفريب مى باشند، موهاى خود را طورى آرايش مى كنند كه مانند كوهان شتر جلوه مى كند. اينان داخل بهشت نمى شوند و حتى بوى آن را استشمام نمى كنند، با اين كه بوى بهشت از راه بسيار دور شنيده مى شود.

صحيح مسلم، ج3، ص1680، ح2128

حدیث (4) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

إِنَّ خَيرَ نِسائِكُمُ الوَلُودُ الوَدُودُ لعَفيفَةُ، العَزيزَةُ فى أَهلِهَا، الذَّليلَةُ مَعَ بَعلِهَا، المُتَبَرِّجَةُ مَعَ زَوجِها، الحِصانُ عَلى غَيرِهِ الَّتى تَسمَعُ قَولَهُ وَتُطيعُ أَمرَهُ... ؛
بهترين زنانتان، آن زن زايا، بسيار مهربان و پاكدامن است كه براى شوهرش خودآرايى مى كند و از غير او خود را محفوظ نگه مى دارد، حرف شوهرش را مى شنود و فرمان او را اطاعت مى كند... .

كافى، ج5، ص324، ح1

حدیث (5) امام باقر عليه السلام :

لا شَفيعَ لِلمَرأَةِ أَنجَحُ عِندَ رَبِّها مِن رِضا زَوجِها؛
هيچ شفيعى براى زن نزد پروردگارش نجات بخش تر از رضايت شوهرش نيست.

خصال، ص 588

حدیث (6) امام على عليه السلام :

صيانَةُ المَرأَةِ أَنعَمُ لِحالِها وَأَدوَمُ لِجَمالِها؛
محفوظ بودن و پاكدامنى براى سلامتى زن مفيدتر است و زيبايى او را بادوام تر مى كند.

غررالحكم، ج4، ص200، ح5820

حدیث (7) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

إنَّ اللّه  تَبارَكَ وَتَعالى عَلَى الناثِ أَرأَفُ مِنهُ عَلَى الذُّكُورِ وَما مِن رَجُلٍ يُدخِلُ فَرحَةً عَلَى امرَأَةٍ بَينَهُ وَبَينَها حُرمَةٌ إِلاّ فَرَّحَهُ اللّه  تَعالى يَومَ القيامَةِ؛
خداى بزرگ، به زنان مهربان تر از مردان است و هيچ مردى، زنى از محارم خود را خوشحال نمى كند، مگر آن كه خداوند متعال او را در قيامت شاد مى كند.

كافى، ج6، ص6، ح7

حدیث (8) امام على عليه السلام :

وَلاتُمَلِّكِ المَرأَةَ أَمرَها ما جاوَزَ نَفسَها فَإِنَّ المَرأَةَ رَيحانَةٌ وَلَيسَت بِقَهرَمانَةٍ... ؛
كارى كه در توان زن نيست به او مسپار زيرا او چون گُلى است (ظريف و آسيب پذير) نه قهرمان و كار فرما.

نهج البلاغه، نامه 31

حدیث (9) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

اَلحَياءُ حَسَنٌ وَلكِن فِى النِّساءِ أَحسَنُ؛
حيا خوب است ولى براى زنان خوب تر است.

نهج الفصاحه، ح 2006

حدیث (10) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

أَيُّمَا امرَأَةٍ ماتَت وَزَوجُها عَنها راضٍ دَخَلَتِ الجَنَّةَ؛
هر زنى، از دنيا برود و شوهرش از او راضى باشد، به بهشت مى رود.

نهج الفصاحه، ح 1022

حدیث (11) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

اِستَوصُوا بِالنِّساءِ خَيرا؛
يكديگر را به رفتار نيك با زنان سفارش كنيد.

بحارالأنوار، ج33، ص628، ح744

حدیث (12) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

عِفُّوا تَعِفُّ نِساؤُكُم؛
پاكدامن باشيد تا زنانتان پاكدامن باشند.

نهج الفصاحه، ح 1089

حدیث (13) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

اِذا حَمَلَتِ المَرأَةُ كانَت بِمَنزِلَةِ الصّائِمِ القائِمِ المُجاهِدِ بِنَفسِهِ وَ مالِهِ فى سَبيلِ اللّه  ، فَاِذا وَضَعَت كانَ لَها مِنَ الأَجرِ ما لا تَدرى ما هُوَ لِعِظَمِهِ، فَاِذا اَرضَعَت كانَ لَها بِكُلِّ مَصَّةٍ كَعِدلِ عِتقِ مُحَرَّرٍ مِن وُلدِ اِسماعيلَ ، فَاِذا فَرَغَت مِن رَضاعِهِ ضَرَبَ مَلَكٌ عَلى جَنبِها وَ قالَ : اِستَأنِفِى العَمَلَ، فَقَد غُفِرَ لَكِ ؛

هنگامى كه زن باردار مى شود ، همانند روزه دارِ شب زنده دار و مجاهدى است كه با جان و مالش در راه خدا جهاد مى كند و هنگامى كه فارق شود ، پاداشى دارد كه نمى دانى عظمت آن چه قدر است و هنگامى كه شير بدهد ، در هر بار مكيدن ، پاداش آزاد كردن يكى از فرزندان اسماعيل عليه السلام براى اوست و آن گاه كه شيردادن تمام شود ، فرشته اى بر پهلوى او مى زند و مى گويد : «عمل را از نو آغاز كن كه بى ترديد ، آمرزيده شدى» .

امالى صدوق، ص 496، ح 678

حدیث (14) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

حَسِّنوا أَخلاقَكُم وَالطُفوا بِجيرانِكُم وَأكرِموا نِساءَ كُم تَدخُلُوا الجَنَّةَ بِغَيرِ حِسابٍ؛
اخلاق خود را نيكو كنيد و با همسايگان خود مهربان باشيد و زنان خود را گرامى بداريد تا بى حساب وارد بهشت شويد.

التوحيد، ص 127

حدیث (15) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

اَعظَمُ النِّساءِ بَرَكَةً اَيسَرُهُنَّ صَداقا ؛
با بركت  ترين زنان، كم مهريّه ترين آنان است.

السنن الكبرى، ج 7، ص 235

حدیث (16) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

اَلحَياءُ عَشَرَةُ أَجزاءٍ فَتِسعَةٌ فِى النِّساءِ وَواحِدٌ فِى الرِّجالِ؛
حيا ده جز دارد، نه جزء آن در زنان است و يك جزء در مردان.

كنزالعمال، ج3، ص121، ح5769

حدیث (17) امام على عليه  السلام :

جِهادُ المَرأَةِ حُسنُ التَّبَعُّلِ؛
جهاد زن خوب شوهردارى كردن است.

خصال، ص 620

حدیث (18) پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :

اَطْعِمُوا الْمَرأَةَ فى شَهْرِها الَّذى تَلِدُ فيهِ التَّمْرَ فَاِنَّ وَلَدَها يَكونُ حَليما نَقيّا ؛

به زن، در ماهى كه زايمان كرده ، خرما بدهيد ، چرا كه فرزند او بردبار و پاك مى‏شود.

مكارم الأخلاق ، ص 169

حدیث (19) پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :

ما مِن اِمْرَاَةٍ حامِلَةٍ اَكَلَتِ الْبِطِّيخَ اِلاّ يَكونُ مَولودُها حَسَنَ الْوَجْهِ وَ الْخُلُقِ ؛

هيچ زن باردارى نيست كه خربزه بخورد ، مگر اين كه فرزندش زيبا و خوش اخلاق مى‏گردد .

طب النبي صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، ص 10

حدیث (20) پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :

 اَلْعَدْلُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الاُْمَراءِ اَحْسَنُ، وَ السَّخاءُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الاَْغْنياءِ اَحْسَنُ، اَلْوَرَعُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الْعُلَماءِ اَحْسَنُ، اَلصَّبْرُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الْفُقَراءِ اَحْسَنُ، اَلتَّوبَةُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الشَّبابِ اَحْسَنُ، اَلْحَياءُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى النِّساءِ اَحْسَنُ؛

عدالت نيكو است اما از دولتمردان نيكوتر، سخاوت نيكو است اما از ثروتمندان نيكوتر؛ تقوا نيكو است اما از علما نيكوتر؛ صبر نيكو است اما از فقرا نيكوتر، توبه نيكو است اما از جوانان نيكوتر و حيا نيكو است اما از زنان نيكوتر.

نهج الفصاحه، ح 2006

حدیث (21) امام كاظم(سلام الله علیه) :

جِهادُ المَرأَةِ حُسنُ التَّبَعُّلِ.
جهاد زن، خوب شوهر دارى كردن است.

الكافى - ج 5 - ص 507 میزان الحکمة ج5-ص100-ح 8077

حدیث (22) پيامبر اعظم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :

أیُّما امراةٍ آذَت زَوجَها بِلِسانِها لَم یَقبَلِ اللهُ مِنها صَرفاً وَ لا عَدلاً وَ لا حَسَنَةً مِن عَمَلِها حَتَّی تُرضیهُ وَ إن صامَت نَهارَها وَ قامَت لَیلَها ... وَ کانَت فی أوَّلِ مَن تَرِدُ النّارَ وَ کَذَلِکَ الرَّجُلُ إذا کانَ لَها ظالِما
هر زنی که شوهر خود را بیازارد، خداوند هیچ انفاق و عوض و کار نیکی را نمی پذیرد تا او را راضی کند، حتی اگر روزها روزه بگیرد و شبها به عبادت بگذراند و ... چنین زنی اولین کسی است که وارد آتش خواهد شد، و همچنین است اگر مرد به زنش ستم روا دارد.

وسائل الشیعه ج20 ص211

 

10. قالَ رَسُولُ اللهِ - صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِه - : لَو أمَرتُ أحَداً أن يَسجُدَ لأِحَدٍ لأَمَرتُ المَرأةَ أن تَسجُدَ لِزَوجِها.

«بحار الأنوار، ج 103، ص 246»

پيامبر اکرم - صلي الله عليه و آله - فرمود: اگر قرار بود دستور دهم کسي در برابر کسي سجده کند، به زن دستور مي دادم تا براي شوهرش سجده کند.

گلچین احادیث درباره حقوق زن و شوهر

$
0
0

گلچین احادیث درباره حقوق زن و شوهر

 

 1. قالَ رَسُولُ اللهِ - صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِه - : أحسَنُ النّاسِ إيماناً أحسَنُهُم خُلُقاً و ألطَفُهُم بِأهِلهِ.

«بحار الأنوار، ج 71، ص 387»

پيامبر اکرم - صلي الله عليه و آله - فرمود: نيكوترين مردم از نظر ايمان، خوش اخلاق ترينِ آنها و مهرورزترين شان با خانواده خود است.

2. قالَ رَسُولُ اللهِ - صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِه - : جُلُوسُ المَرءِ عِندَ عِيالِهِ أحَبُّ إلَي اللَّهِ مِنِ اعْتِکافٍ في مَسجِدي هذا.

«تنبيه الخواطر، ج 2، ص 122»

پيامبر اکرم - صلي الله عليه و آله - فرمود: نشستن مرد پيش زن و فرزندنش، نزد خداوندمحبوب تر است از اعتکاف در اين مسجد من.

3. قالَ رَسُولُ اللهِ - صلي الله عليه و آله - : إذا حَمَلَتْ الْمَرْئَةُ کانَتْ بِمَنْزِلِهِ الصَّائِمِ الْقائِّمِ الْمُجاهِدِ بِنَفْسِهِ وَ مالِهِ فِي سَبِيلِ اللهِ فَإذا وَضَعَتْ کانَ لَها مِنَ الْأجْرِ ما لا يَدْريِ أحَدٌ ما هُوَ لِعِظَمِهِ ... .

«وسائل الشيعه، ج 15، ص 175»

پيامبر اکرم - صلي الله عليه و آله - فرمود: آنگاه که زن حامله شود چنان است که با دهان روزه به جهاد مالي و جسمي در راه خدا بپردازد و هنگامي که زايمان کند، براي او اجر و پاداش عظيمي است كه کسي قادر به محاسبه آن نخواهد بود و آنگاه که به شير دادن فرزند مي پردازد، در هر مرتبه چنان است که بنده اي از اولاد اسماعيل پيامبر را در راه خدا آزاد کرده باشد و آنگاه که بچه را از شير گرفت، فرشته اي به پهلويش مي زند و مي گويد: همه گناهانت آمرزيده شد.

4. قالَ رَسُولُ اللهِ - صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِه - : أيَّما اِمرَأةٍ حَمَلَتهُ عَلي ما لايَقدِرُ عَلَيهِ وما لا يُطيقُ لَم تُقبَلَ مِنها حَسَنَةٌ.

«مکارم الأخلاق، ص 215»

پيامبر اکرم - صلي الله عليه و آله - فرمود: زني که شوهر خود را بر انجام کارهايي وادار کند که او توانايي انجام دادن آنها را ندارد، هيچ يک از کارهاي نيک او پذيرفته نخواهد شد.

5. قال الامام السجاد - عَلَيْهِ السَّلامُ - : إنَّ أرضاکم عِندَاللَّهِ أسبَغُکم عَلي عِيالِهِ.

«بحار الأنوار، ج 78، ص 136»

امام سجّاد - عليه السلام - فرمود: خداونداز آن کس خشنودتر است که خانواده خود را بيشتر در آسايش و نعمت قرار دهد.

6. قال الامام السجاد - عَلَيْهِ السَّلامُ - : لَأن أدخُلَ السُّوقَ و مَعي دِرهَمٌ أبتاعُ بِهِ لَحماً لِعِيالي و قَد قَرِمُوا إليهِ أحَبُّ إلَي مِن أن اعتِقَ نَسَمَةً.

«وسائل الشيعه، ج 21، ص 543»

امام سجّاد - عليه السلام - فرمود: چنان چه وارد بازار شوم و درهمي داشته باشم و با آن براي خانواده ام گوشتي بخرم که بدان رغبت کرده اند، براي من محبوب تر است از اين که بنده اي را آزاد کنم.

7. قال الامام الصادق - عَلَيْهِ السَّلام - : إنَّ المَرءَ يَحتاجُ في مَنزِلِهِ و عيالِهِ إلي ثَلاثِ خِصالٍ يَتَکلَّفُها و إن لَم يَکن في طَبعِهِ ذلِک: مُعاشَرَةٍ جَميلَةٍ و سَعَةٍ بِتَقديرٍ و غَيرَةٍ بِتَحَصُّنٍ.

«تحف العقول، ص 322»

امام صادق - عليه السلام - فرمود: مرد براي اداره منزل و خانواده خود به سه خصلت نياز دارد كه حتي اگر در طبيعت او نباشد، (بايد خود را به آنها وادارد)، آن خصلت ها عبارتند از: خوش رفتاري، گشاده دستي سنجيده و غيرت براي حفاظت از آنها.

8. قال الامام الصادق - عَلَيْهِ السَّلامُ - : لاغني بِالزَّوجِ عَن ثَلاثَةِ أشياء فيما بَينَهُ و بَينَ زوجَتِهِ و هِي: المُوافَقَةُ لِيَجتَلِبَ بِها مُوافَقَتَها و مَحَبَّتَها و هَواها و حُسنُ خُلقِهِ مَعَها وَ استِعمالُهُ استِمالَةَ قَلبِها بِالهَيئَةِ الحَسَنَةِ في عَينِها و تَوسِعَتِهِ عَلَيها.

«ميزان الحکمه، ح 7876»

امام صادق - عليه السلام - فرمود: شوهر در رابطه خود با همسرش از سه چيز بي نياز نيست: سازگاري با او تا به اين وسيله سازگاري و محبت و عشق او را به خود جلب کند و خوش خويي با او و دلبري از او با آراستن خود براي وي و فراهم آوردن امکانات آسايش او.

9. قال الامام الصادق - عَلَيْهِ السَّلامُ - : مَن حَسُنَ بِرُّهُ بِأهلِ بَيتِهِ مُدَّ لَهُ في عُمرِهِ.

«الکافي، ج 2، ص 105»

امام صادق - عليه السلام - فرمود: هر کس به خانواده اش نيکي کند، بر عمرش افزوده شود.

10. قالَ رَسُولُ اللهِ - صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِه - : لَو أمَرتُ أحَداً أن يَسجُدَ لأِحَدٍ لأَمَرتُ المَرأةَ أن تَسجُدَ لِزَوجِها.

«بحار الأنوار، ج 103، ص 246»

پيامبر اکرم - صلي الله عليه و آله - فرمود: اگر قرار بود دستور دهم کسي در برابر کسي سجده کند، به زن دستور مي دادم تا براي شوهرش سجده کند.

11. قال الامام الباقر - عَلَيْهِ السَّلامُ - : لاشَفيعَ لِلمَرأَةِ أنجَحُ عِندَ رَبِّها مِن رِضا زَوجِها.

«ميزان الحکمه، ح 7864»

امام باقر - عليه السلام - فرمود: براي زن نزد پروردگارش، هيچ شفيعي کارسازتر از رضايت شوهرش نيست.

12. قال الامام الصادق - عَلَيْهِ السَّلامُ - : لاغِني بِالزَّوجَةِ فيما بَينَها و بَينَ زَوجِها المُرافِقِ لَها عَن ثَلاثِ خِصالٍ و هُنَّ: صِيانَةُ نَفسِها عَن کلِّ دَنَسٍ حَتّي يَطمَئِنَّ قَلبُهُ إلَي الثِّقَةِ بِها في حالِ المَحبوبِ والمَکروهِ ... .

«بحار الأنوار، ج 78، ص 237»

امام صادق - عليه السلام - فرمود: زن در رابطه به شوهر سازگار خود از رعايت سه خصلت بي نياز نيست: حفظ کردن خود از هر گناه و آلودگي تا شوهرش در هر حال، خوشايند يا ناخوشايند، در دل به او اطمينان داشته باشد؛ مراقبت از او و زندگي اش تا شوهرش در صورتي که لغزشي از او سرزند با او مهرباني کند و اظهار عشق به او با عشوه و دلبري و ظاهر مناسب و خوشايند در نظر او.

13. قال رسول الله - صلي الله عليه و آله - : ويل لامرأة أغضبت زوجها، و طوبي لامرأة رضي عنها زوجها.

«بحار الأنوار، ج 103، ص 245»

رسول خدا - صلّي الله عليه و آله - فرمود: واي بر زني که شوهرش را ناراحت کند و خوشا به حال زني که شوهرش از او راضي باشد.

14. قال رسول الله - صلي الله عليه و آله - : ما زال جبرئيل يوصيني بالمرأة حتي ظننت أنه لا ينبغي طلاقها إلا من فاحشة مبينة.

«بحار الأنوار، ج 103، ص 253»

رسول خدا - صلّي الله عليه و آله - فرمود: جبرئيل پيوسته مرا درباره زن سفارش مي کرد تا جايي که گمان بردم طلاق او جايز نيست مگر در صورت ثابت شدن فحشا.

15. قال رسول الله - صلي الله عليه و آله - : حق المرأة علي زوجها أن يسد جوعتها وأن يستر عورتها ولا يقبح لها وجها.

«بحار الأنوار، ج 103، ص 254»

رسول خدا - صلّي الله عليه و آله - فرمود: حقّ زن به شوهرش اين است که شکمش را سير کند و بدنش را بپوشاند و براي او هيچگاه روي درهم نکشد.

16. قال رسول الله - صلي الله عليه و آله - : قول الرجل للمرأة إني أحبک لا يذهب من قلبها أبدا.

«الکافي، ج 5، ص 569»

رسول خدا - صلّي الله عليه و آله - فرمود: اين سخن مرد به زن که دوستت دارم هرگز از دل زن بيرون نمي رود.

17. عن الحسن بن جهم قال: رأيت أبا الحسن - عليه السلام - اختضب، فقلت: جعلت فداک اختضبت؟ فقال: نعم، إن التهيئة مما يزيد في عفة النساء، ولقد ترک النساء العفة بترک أزواجهن التهيئة ... .

«الکافي، ج 5، ص 567»

حسن بن جهم مي گويد: ابوالحسن - عليه السلام - را ديدم که خضاب کرده است، عرض کردم: فدايت شوم! خضاب کرده ايد؟ فرمود: آري! آراستگي بر عفت زنان مي افزايد؛ به راستي زنان ترک عفت کرده اند، چون شوهرانشان آراستگي را ترک نموده اند. سپس فرمود: اگر آراسته نباشي آيا خوش داري که همسرت را نيز مانند خودت ببيني؟ عرض کردم: نه! فرمود: او نيز چنين است.

18. قال الإمام الصادق - عليه السلام - : سألت ام سلمة رسول الله - صلي الله عليه و آله - عن فضل النساء في خدمة أزواجهن، فقال: أيما امرأة رفعت من بيت زوجها شيئا من موضع إلي موضع تريد به صلاحا ... ..

«بحار الأنوار، ج 103، ص 251»

امام صادق - عليه السّلام - فرمود: ام سلمه از رسول خدا - صلّي الله عليه و آله - درباره فضيلت خدمت کردن زنان به شوهرانشان پرسيد، آن حضرت فرمود: هر زني که در خانه شوهر خود به قصد مرتب کردن آن، چيزي را جا به جا کند، خداوندبه او نظر افکند و هر که را خداوندبه او نظر کند، عذابش نمي كند.

19. قال الإمام الکاظم - عليه السلام - : جهاد المرأة حسن التبعل.

«الکافي، ج 5، ص 507»

امام کاظم - عليه السّلام - فرمود: جهاد زن، خوب شوهرداري است.

20. قال الإمام الباقر - عليه السلام - : أيما امرأة خدمت زوجها سبعة أيام أغلق الله عنها سبعة أبواب النار وفتح لها ثمانية أبواب الجنة تدخل من أيها شاءت. وقال - عليه السلام - : ما من امرأة تسقي زوجها شربة من ماء ... .

«وسائل الشيعه، ج 14، ص 123»

امام باقر - عليه السّلام - فرمود: هر زني که هفت روز شوهرش را خدمت کند، خداوندهفت در دوزخ را به روي او ببندد و هشت در بهشت را به رويش بگشايد، تا از هر در که خواهد وارد شود و فرمود: هيچ زني نيست که جرعه اي آب به شوهرش بنوشاند مگر آن که اين عمل او برايش بهتر از يک سال باشد که روزهايش را روزه بگيرد و شبهايش را به عبادت سپري کند.

21. قال رسول الله - صلي الله عليه و آله - : لا يخدم العيال إلا صديق أو شهيد أو رجل يريد الله به خير الدنيا والآخرة.

«بحار الأنوار، ج 104، ص 132»

رسول خدا - صلّي الله عليه و آله - فرمود: به زن خود خدمت نکند مگر صديق يا شهيد يا مردي که خداوندخير دنيا و آخرت او را بخواهد.

22. قال رسول الله - صلي الله عليه و آله - : اتقوا الله في الضعيفين: اليتيم و المرأة فإن خيارکم، خيارکم لأهله.

«بحار الأنوار، ج 79، ص 268»

رسول خدا - صلّي الله عليه و آله - فرمود: از خدا درباره دو ناتوان بترسيد: يتيم و زن؛ به درستي كه بهترين شما کسي است که براي خانواده اش بهتر باشد.

23. قال رسول الله - صلي الله عليه و آله - : إن الرجل ليؤجر في رفع اللقمة إلي في امرأته.

«المحجة البيضاء، ج 3، ص 70»

رسول خدا - صلّي الله عليه و آله - فرمود: مردي که به طرف دهان همسرش لقمه اي بالا برد، پاداش برد.

24. قال الإمام الصادق - عليه السلام - : ملعونة ملعونة امرأة تؤذي زوجها وتغمه، وسعيدة سعيدة امرأة تکرم زوجها ولا تؤذيه وتطيعه في جميع أحواله.

«بحار الأنوار، ج 103، ص 253»

امام صادق - عليه السّلام - فرمود: معلون است، ملعون است آن زني که شوهر خود را بيازارد و غمگين کند و خوشبخت است، خوشبخت است آن زني که شوهر خود را احترام نهد و آزارش ندهد و در همه حال (غير از امور حرام) از وي فرمان برد.

25. قال رسول الله - صلي الله عليه و آله - : من کان له امرأة تؤذيه لم يقبل الله صلاتها ولا حسنة من عملها حتي تعينه وترضيه وإن صامت الدهر ... وعلي الرجل مثل ذلک الوزر والعذاب إذا کان لها مؤذيا ظالما.

«وسائل الشيعه، ج 14، ص 116»

رسول خدا - صلّي الله عليه و آله - فرمود: هر که زني داشته باشد که آن زن وي را بيازارد، خداوندنه نماز آن زن را قبول کند و نه کار نيکش را، هر چند همه عمر روزه بگيرد تا زماني که به شوهرش کمک کند و او را خشنود سازد، مرد نيز اگر زن خود را بيازارد و به او ستم کند همين گناه و عذاب را دارد.

26. قال رسول الله - صلي الله عليه و آله - : إني لأتعجب ممن يضرب امرأته و هو بالضرب أولي منها.

«جامع الأخبار، ص 447»

رسول خدا - صلّي الله عليه و آله - فرمود: من درشگفتم از کسي که زنش را کتک مي زند، در حالي که خودش به کتک خوردن سزاوارتر از اوست.

27. قال رسول الله - صلي الله عليه و آله - : من صبر علي سوء خلق امرأته و احتسبه أعطاه الله تعالي بکل مره يصبر عليها من الثواب ما أعطي أيوب - عليه السلام - علي بلائه، و کان عليها من الوزر في کل يوم و ليلة مثل رمل عالج.

«ثواب الأعمال، ص 287»

رسول خدا - صلّي الله عليه و آله - فرمود: هر مردي که به خاطر خدا و به اميد پاداش او در برابر بداخلاقي همسرش صبر کند، خداي متعال براي هر مرتبه اي که شکيبايي مي ورزد، همان ثوابي را به او دهد که به ايوب - عليه السّلام - در قبال بلايي که ديد عطا کرد و گناه زن نيز در هر روز و شب به اندازه ريگهاي ريگستان مي باشد.

28. قال رسول الله - صلي الله عليه و آله - : من صبرت علي سوء خلق زوجها أعطاها مثل (ثواب) آسية بنت مزاحم.

«بحار الأنوار، ج 103، ص 247»

رسول خدا - صلّي الله عليه و آله - فرمود: هر زني که در برابر بداخلاقي شوهرش شکيبايي ورزد، خداوندهمانند (ثواب) آسيه دختر مزاحم به او عطا کند.

29. قال الامام السجاد - عَلَيْهِ السَّلامُ - : و أمّا حَقُّ الزَّوجَةِ فَأن تَعلَمَ أنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَها لک سَکنَاً واُنساً، فَتَعلَمَ أنَّ ذلِک نِعمَةٌ مِنَ اللَّهِ عَلَيک فَتُکرِمَها و تَرفُقَ بِها.

«بحار الأنوار، ج 74، ص 5»

امام سجّاد - عليه السلام - فرمود: حقّ زن اين است که بداني خداونداو را مايه آرامش و انس تو قرار داده است و بداني اين نعمتي است که خداوندبه تو داده؛ پس بايد او را گرامي داري و با وي نرمي كني.

30. قال الامام الباقر - عليه السلام - : إنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ کتَبَ عَلَي الرِّجالِ الْجِهادَ وَ عَلَي النِّساءِ الْجِهادَ فَجِهادُ الرَّجُلِ أنْ يَبْذُلَ مالَهُ وَ دَمَهُ حَتّي يُقْتَلَ فِي سَبِيلِ اللهِ وَ جِهادُ الْمَرْأةُ أنْ تَصْبِرَ عَلي ماتَري مِنْ أذي زَوْجِها وَ غِيرَتِهِ.

«وسائل الشيعه، ج 20، ص 157»

امام باقر - عليه السلام - فرمود: خداوندمتعال براي مردان جهاد را مقرّر داشت و براي زنان نيز جهاد را منظور داشت و جهاد مردان آنست که مال و جان خويش را در راه خدا ايثارکنند. ولي جهاد زنان آنست که بر اذيت هاي شوهر و غيرت ورزيهاي او صبر کنند.

31. قال الامام الصادق - عليه السلام - : لا يَنْبَغِي لِلْمَرْأةِ أنْ تُعَطِّلَ نَفْسَها وَ لَو أنْ تُعَلِّقَ في عُنُقِها قِلادَةً.

«وسائل الشيعه، ج 20، ص 166»

امام صادق - عليه السلام - فرمود: سزاوار نيست براي زن كه خويشتن را براي شوهرش نيارايد، گرچه به آويختن چيزي بگردن خود.

32. قالَ الامام الصَّادِقُ - عليه السلام - : أيُّما إمْرَأةٍ باتَتْ وَ زَوْجُها عَلَيْها ساخِطٌ في حَقٍ لَمْ تُقْبَلْ مِنْها صَلوةٌ حَتّي يَرْضي عَنْها.

«مسند امام رضا - عليه السلام -، ج 2، ص 256»

امام صادق - عليه السلام - فرمود: هر زني بخوابد در حاليکه شوهرش بر او خشمگين باشد نماز وي قبول نخواهد شد مگر اينکه رضايت شوهر خود را جلب کند.

33. قالَ رَسُولُ اللهِ - صلي الله عليه و آله - : أيُّما إمْرَأةٍ خَرَجَتْ مِنْ بَيْتِها بِغَيْرِ إذْنِ زَوْجِها فَلا نَفَقَةَ لَها حَتّي تَرْجِع.

«الکافي، ج 5، ص 506»

پيامبر اکرم - صلي الله عليه و آله - فرمود: زني که بدون اجازه شوهرش از منزل خارج گردد، نفقه او بر شوهر واجب نيست تا آنکه باز گردد.

34. عَنْ الامام زَيْنِ الْعابِدينَ - عليه السلام - قالَ: ... إنَّ أقْرَبَکمْ مِنَ اللهِ أوْسَعُکمْ خُلْقاً وَ إنَّ أرْضاکم عِنْدَاللهِ أسْبَغُکمْ عَلي عِيالِهِ.

«تحف العقول، ص 201»

امام سجاد - عليه السلام - فرمود: نزديکترين شما به خدا کسي است که نسبت به اهل منزلش خوش رفتارتر باشد و کسي در پيشگاه خدا بيشتر مورد رضايت است که نسبت به خانواده خود نيکوکارتر و با محبت تر باشد.

35. عَنِ الامام الصَّادِقِ - عليه السلام - قالَ: أيُّما أهْلِ بَيْتٍ أعْطُوا حَظّهُمْ مِنَ الرِّفْقِ فَقَدْ وَسَّعَ اللهُ عَلَيْهِمْ فِي الرِّزْقِ.

«وسائل الشيعه، ج 14، ص 123»

امام صادق - عليه السلام - فرمود: هر خانواده اي که با هم ديگر با رفق و مدارا برخورد کنند، خداوندنيز به رزق و روزي آنان وسعت مي بخشد.

36. مِنْ وَصِيَّةِ أمِيرِالمومنين - عليه السلام - لِوَلَدِهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَنَفِيَّةِ: فَدارِها عَلي کلِّ حالٍ وَ أحْسِنِ الْصُّحْبَةَ لَها لِيَصْفُوَ عَيْشُک.

«وسائل الشيعه، ج 14، ص 110»

اميرالمومنين - عليه السلام - در سفارشي به پسرش محمد بن حنيفه فرمود: درهر حال با همسر خود مدارا و ملاطفت و خوش رفتاري کن تا زندگي ات بر تو گوارا باشد.

37. قالَ رَسُولُ اللهِ - صلي الله عليه و آله - : ثَلاثَةٌ مِنَ الْجَفاء أنْ يَصْحَبَ الرَّجُلُ الرَّجُلُ فَلا يَسْئَلُهُ عَنْ إسْمِهِ وَ کنْيَتِهِ وَ أنْ يدْعَي الرَّجُلُ إلي طَعامٍ فَلا يُجيبُ أَوْ يُجيبُ فَلا يَأکلُ وَ مَواقَعَةِ الرَّجُلُ أهْلَهُ قَبْلَ الْمُلاعَبَةِ.

«وسائل الشيعه، ج 12، ص 145»

پيامبر اکرم - صلي الله عليه و آله - فرمود: سه چيز از جفا کاريست: کسي که با کسي همسفر باشد ولي از اسم و کنيه اش جويا نشود و کسي را به غذا دعوت کنند ولي نپذيرد و يا بپذيرد اما از آن غذا نخورد و مردي که قبل از ملاعبه با همسرش همبستر شود.

38. قالَ رَسُولُ اللهِ - صلي الله عليه و آله - : يا عليُّ خِدمَةُ الْعِيالِ کفَّارَةٌ لِلْکبائِِرِ وَ تُطْفِي غَضَبَ الرَّبِّ وَ مُهُورُ حُورِالْعِينِ.

«جامع السعادات، ج 2، ص 142»

پيامبر اکرم - صلي الله عليه و آله - فرمود: يا علي خدمت به خانواده, کفاره گناهان کبيره است و مايه فرونشاندن غضب پرودگار و مهريه حوريان بهشتي خواهد بود.

39. قال رسول الله - صلي الله عليه و آله - : إذا سقي الرجل امرأته أجر.

«کنز العمال، ح 44435»

رسول خدا - صلّي الله عليه و آله - فرمود: هر گاه مرد به زن خود آبي بنوشاند، پاداش برد.

40. قال رسول الله - صلي الله عليه و آله - : أعظم الناس حقا علي المرأة زوجها، و أعظم الناس حقا علي الرجل امه.

«کنز العمال، ح 44771»

رسول خدا - صلّي الله عليه و آله - فرمود: بزرگترين حق را بر زن، شوهر او دارد و بزرگترين حق را بر مرد، مادر او دارد.


عبادت و فلسفه آن

$
0
0

چرا عبادت ؟                                              

عبادت ،به معناي اظهار ذ لت ،عالي ترين نوع تذلل وکرنش در برابرخداوند است .در اهميت آن همين بس که ،آفرينش هستي و بعث پيامبران (عالم تکوين و تشريع)براي عبادت است. خداوند مي فرمايد:

((وما خلقت الجن و الانس إلا ليعبدون))سوره ذاريات آيه 56

هدف آفرينش هستي و جن و انس ،عبادت خداوند است.

کارنامه همه انبياء و رسالت آنان نيز ،دعوت مردم به پرستش خداوند بوده است:((و لقد بعثنا في کل امه رسولا ان اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت)) سوره نحل آيه 36

پس هدف از خلقت جهان و بعثت پيامبران ،عباد ت خدا بوده است.

روشن است که خداي متعال ،نيازي به عبادت ما ندارد،((فان الله غني عنکم))سوره زمر آيه 36و سود عبادت ،به خود پرستندگان بر مي گردد،همچنان که درس خواندن شاگردان به نفع خود آنان است و سودي براي معلم ندارد.

ريشه هاي عبادت

آنچه انسان را به پرستش و بندگي خدا وادار مي کند (يا بايد وادار کند) اموري است،از جمله:

1-عظمت خدا

انسان وقتي خود را در برابر عظمت و جلال خدايي مي بيند ،ناخودآگاه در برابراو احساس خصوع و فروتني مي کند.آن سان که در برابر يک دانشمند و شخصيت مهم ،انسان خويشتن را کوچک و ناچيز شمرده،او را تعظيم و تکريم مي کند.

2-احساس فقر و وابستگي

طبيت انسان چنين است که وقتي خود را نيازمند و وابسته به کسي ديد،در برابرش خصوع مي کند.

وجود ما بسته به اداره خداست و در همه چيز ،نيازمند به اوييم. اين احساس عجز و نياز ،انسان را به پرستش خدا وا مي دارد . خدايي که در نهايت کمال و بي نيازي است. در بعضي احاديث است که اگر فقر و بيماري و مرگ نبود ، هرگز گردن بعضي نزد خدا خم نمي شد.

3-توجه به نعمت ها

انسان ،همواره در برابر برخوداري از نعمت ها ،زبان ستايش و بندگي دارد. يادآوري نعمت هاي بيشمار خداوند،مي تواند قوي ترين انگيزه براي توجه به خدا و عبادت او باشد .در مناجات هاي امامان معصوم ،معمولا ابتدا نعمت هاي خداوند ،حتي قبل از تولد انسان ،به يادآورده مي شود و از اين راه،محبت انسان به خدا را زنده مي سازد آنگاه درخواست نياز از او مي کند

خداوند هم مي فرمايد:

((فليعبدوا رب هذا البيت الذي اطعمهم من جوع و ءامنهم من خوف)) سوره قريش آيه 3و4

مردم پرودگار اين کعبه را بپرستيد ،او را که از گرسنگي سيرشان کرد واز ترس،ايمانشان  نمود.

درآيه اي ديگر است ،پرودگار تان را بندگي کنيد،چون شمارا آفريد.  

4- فطرت

پرستش ،جزئي از وجود ئ کشش فطري انسان است. اين روح پرستش،که در انسان فطري است،گاهي در مسير صحيح قرار گرفته و انسان به ((خدا پرستي ))مي رسد گاهي در مسير صحيح قرار گرفته و انسان در سايه جهل يا انحراف ،به پرستش سنگ و چوب و خورشيد و گاو و پول و ماشين و همسر و پرستش طاغوت ها کشيده مي شود.

انبيا ،براي ايجاد حس پرستش نيامده اند،بلکه بعثت آنان ،براي هدايت اين غريزه فطري به مسير درست است .

علي (ع) مي فرمايد :خداوند ،محمد (ص)را به حق فرستاد،تا بندگانش را از بت پرستي ،به خدا پرستي دعوت کند.

بيشتر آيات مربوط به عبادت در قرآن ،دعوت به توحيد در عبادت مي کند،نه اصل عبادت. زيرا روح عبادت در انسان وجود دارد .مثل ميل به غذا که در هر کودکي هست،ولي اگر راهنمايي نشود ،به جاي غذا خاک مي خورد و لذت مي برد!

اگر رهبري انبيا نباشد ،مسير اين غريزه منحرف مي شود و به جاي خدا،معبودهاي دروغين و پوچ پرستيده مي شود.آنگونه که در نبود حضرت موسي و غيبت چهل روزه اش ،مردم با اغواي سامري ،به پرستش گوساله طلايي سامري روي آوردند.

 

نقش عبادت                                       

عبادت ،قرار دادن همه ابعاد زندگي در مسير خواست و رضاي الهي است.اينگونه رنگ خداي زدن به کارها ،تأثيرهاي مهمي در زندگي انسان دارد که به گوشه اي از آنها اشاره مي شود:

1- باقي ساختن فاني

انسان ؛و همه تلاش هايش از بين رفتني اما آنچه براي رضاي خدا انجام گيرد ومتعلق به الله باشد ،به صورت ذخيره در مي آيد و باقي است .

قرآن مي فرمايد))ما عند کم ينفد وما عند الله باق)) سوره نحل آيه 96

آنچه نزد شماست پايان مي پذيرد و آنچه نزد خداست ،ماندگار است.

و نيز ))کل شيء هالک إلا وجهه)) سوره قصص آيه 88

هر چيزي نابود مي شود مگر آنچه وجهه و رنگ و روي الهي داشته باشد.

2- تبديل ماد يات به معنويات

اگر هدف در کارها خدا باشد و انسان بتواند نيت و انگيزه و جهت کارهايش را در مسير خواست خدا قرار دهد و بنده او باشد،حتي کارهاي مادي از قبيل خوردن ،پوشيدن ،مسافرت ،ديدار ،کار روزانه ،خانه داري ،تحصيل ،همه و همه ،معنوي مي شود . بر عکس ،گاهي مقدس ترين کارها ،اگر با هدف مادي و دنيوي انجام گيرد،از ارزش مي افتد . اولي نهايت استفاده است ، دومي نها يت زيان.

3- سازندگي فرد و جامعه

عبادت و توجه به خدا و پرستش او ،چون همراه با ناديده گرفتن هوس ها و  تمايلات ،و تفاخر نداشتن نسبت به نژاد و لباس و زبان و زمين و شهر است و انس گرفتن با خدا و دل بستن به بي نهايت قدرت و کمال و تشکر از صاحب نعمت است،اين مسائل در ساختن فکر و زندگي فردي و اجتماعي مردم نقش دارد.

عبادت ،حرکت در مسير مستقيم الهي است:((و أن أعبدوني هذا صرط مستقيم)) سوره يس آيه 61

عبادت ،باز نيست ،بلکه اهرم حرکت است )) و استعينوا با لصبرو الصلوة))از صبر و نماز کمک بگيريد. سوره بقره آيه 45و153

عبادت ،هم انسان را به صورت فردي ،از بردگي هوس ها و گناهان و شيطان نجات مي دهد ،و هم يک جامعه عابد ،که خدا را مي پرستد ، از پرستش طاغوت ها و ستمگران و ابر قدرت ها آزاد مي شود .

اقبال لاهوري مي گويد:

آدم از بي بصري بندگي آدم کرد                

                                        گوهري داشت ولي نذر قباد و جم کرد

يعني از خوي غلامي زسگان پست  تر است

                                         من نديدم که سگي پيش سگي سر خم کرد

عبادت ،هم ((فرد ساز)) است و هم جامعه ساز ،فساد جوامع ،بيشتر از گرايش به عبوديت و پرستش غير خدا سرچشمه و ريشه مي گيرد.

ابعاد عبادت                    

در فرهنگ اسلام ،عبادت فراتر از نمونه هايي چون نماز و روزه است. همه کارهاي شايسته اي که به نفع مردم نيز باشد ،عبادت است . به برخي از کارها که در اسلام ،عبادت به حساب آمده ،اشاره مي کنيم:

1- تفکردر کار خدا

امام صادق (ع) مي فرمايد:عبادت ،زياد نماز خواندن و روزه گرفتن نيست ، همانا عبادت ،انديشيدن در امر خداست.

تفکري که انسان را به خدا نزديک و آشنا سازد عبادت به حساب آمده است.

2- رسول خدا(ص)فرمود:عبادت ،هفتاد بخش است،برترين آنها طلب حلال و به دنبال روزي رفتن است.

3- آموختن دانش

پيامبر اسلام(ص) فرمود:کسي که از خانه به د نبال آموختن دانش بيرون برود،تا با آن باطلي را رد کند و گمراهي را به هدايت بکشد . کار او همچون چهل سال عبادت است.

4- خدمت به مردم

روايات بسيار است که مرد م و رسيدگي به مشکلات آنان را از بسياري از عبادت ها و حج مستحب ،به مراتب برتر به حساب آورده است . به قول سعدي:

عبادت به جز خدمت خلق نيست               به تسبيح وسجاد و د لق نيست

5- انتظار حکومت عدل جهاني                                              

پيامبر (ص) فرمود : انتظار فرج و گشايش {با آمدن امام زمان (ع)} برترين عبادت است. روشن است که انتظار مثبت و سازنده که زمينه سازي و تلاش براي دولت عدل مهدي (ع) را نيز داشته باشد.

چگونه عبادت کنيم؟

روش عبادت را بايد از قرآن و عترت آموخت. آيات قرآن و احاديث  معصومين ،بهترين عبادت را کدام مي دانند و چه اوصافي براي آن  مي شمارند ؟ جواب را بايد از قرآن و عترت دريافت . پس مروري به کلمات اولياء دين مي کنيم:

1- آگاهانه

در حديث است: دو رکعت نماز عالم ،بهتر از هفتاد رکعت نماز جاهل است. ورسول خدا (ص) فرموده است : از نماز ،آن قسمتي مورد قبول است که انسان بر اساس تعقل و آگاهي بخواند. عابدي که از روي فهم و درک عبادت نکند ،همچون الاغ آسياب حرکت مي کند ولي در جا مي زند و پيش نمي رود.

قرآن مي فرمايد (( لا تقربوا الصلوةو انتم سکري حتي تعلموا ما تقولون)) سوره نساء آيه 43

در حالي مستي سراغ نماز نرويد،تا بدانيد که چه مي گوييد.            

امام صادق (ع) مي فرمايد:

هر که دو رکعت نماز بخواند و بداند، با که سخن مي گويد، گناهانش بخشيده مي شود.

پيامبر اکرم(ص) فرمود:

دو رکعت نماز با توجه ،از شب زنده داري غافلانه بهتر است.

2- عاشقانه

آنگونه که بيمار ،از غذاي لذيذ ،لذت نمي برد ،عبادت کنندگان بي شوق هم،لذتي از پرستش نمي برند . عبادت بايد همراه محبت و عشق و نشاط و لذت باشد ،نه همراه کسا لت و بيحالي و افسرده دلي. نشاط در عبادت ،امتيازي است که انسانهاي شيفته دل از آن برخودارند. زمينه آن را هم بايد با معرفت و توجه بد ست آورد. عبادت زوري و تحميلي بي نتيجه است.

امام صادق (ع) فرمود:

عبادت را به خودتان تحميل نکنيد.  آن گونه که براي ديدار يک شخصيت محبوب و بزرگ ،نشاط و شوق مي يابيم ،براي ديدار با خدا و پرستش در آستان او هم بايد قلبي مشتاق وبا نشاط بيابيم . اوليا ء دين و معصومين (ع)چنان شيفته لحظه ديدار با خدا بودند و چنان عاشقانه نماز و عبادت داشتند که شگفت آوراست .

3- خالصانه                                                                                                             

گوهر خلوص ،به عبادت ها ارزش و اعتبار مي بخشدو عبادتي که خالص براي خدا نباشد و ريا ،نقاق و شهرت طلبي و عوام فريبي باشد،فاقد ارزش است ونزد خداوند هم پذيرفته نيست.

قرآن مي فرمايد:

((و لايشرک بعبادةربه أحدا)) سوره کهف آيه 110

(هر که به خدا و قيامت ايمان دارد )کسي را در عبادت ،شريک خدانسازد.

امام رضا (ع) فرمود:

هر کس با طرح عبادت خويش در جامعه ،خود را مشهور مي کند ،نسبت به دين او بدبين باشيد. چنين کساني از دين ،دامي براي فريب مردم مي سازند . عبادت بي اخلاص همچون جسم بي جان و پيکر بي روح است. وبه تعبير قرآن ،مردم فرمان نيافته اند مگر آنکه با ديني خالص خدا را بپرستند: سوره بينه آيه 5

4- خاشعانه

خشوع ، آن توجه قلبي به پرودگار و داشتن حالتي است که مناسب با عظمت خدا و کوچکي و نياز در مقابل او باشد .

پرستش خدا بايد همراه با قلبي سرشار از احسا س عظمت خدا و کوچکي و نياز در مقابل او باشد. قرآن ، در وصف مومنان رستگار ،((خشوع در نماز ))را بيان مي کند.

((الذين هم في صلاتهم خشعون)) سوره مومنون آيه 3                                                                   

در حديث است :خدا را چنان عبادت کن که گويا اورا مي بيني

5- مخفيانه

انسان، مصون از دام هاي شيطان نيست و عبادت هاي عابد ،چه بسا با عجب و ريا و خود نمايي تباه مي شود .

راه غلبه براين آفت ،عبادت هاي پنهاني است.

رسول خدا (ص) مي فرمايد:

پاداش عبادتي بيشتر است که مخفي تر است.

آفات عبادت

شيطان ، اين دشمن قسم خورده و ديرينه انسان ، که همواره در کمين انسان است تا عبادتها يش را تباه و بي نتيجه سازد ،از اين راه ها براي فاسد کردن و باطل نمودن عبادات ما واردمي شود:

1- ريا

کسي که نه براي خدا ، بلکه براي جلب نظر مردم يا رسيدن به موقعيت و شهرت ،عبادت مي کند ،او گرفتار دام شيطان است و عباداتش به هدر مي رود.

2- عجب

شيطان انسان را در حين عبادت ،به خود پسندي و مهم دانستن عبادت ها مي کشد ،و اگر کار ،با نام و براي خدا هم شروع شده باشد،در نيمه راه شيطان آن را تباه مي سازد و انسان را به غرور دچار مي سازد.

3- گناه

بي شک ،گناهان، آثار خوب عبادات را از بين مي برند . کشاورزي که پس از ماهها تلاش و زحمت در راه به ثمر رساندن مزرعه و باغ ، در اثر يک غفلت گرفتار آتش سوزي و حريق خرمن مي شود.

امام سجاد (ع) در دعاي ((مکارم الاخلاق))از خداوند چنين مي طلبد:

خدايا مرا بنده خودت ساز، ولي عباد تم را با عجب ،فاسد مگردان،

مرا عزيز کن ولي به تکبر مبتلايم مساز


فلسفه عبادت خداوند چیست؟

$
0
0
فلسفه عبادت خداوند چیست؟

عبادات هدف و فلسفه‏اى دارند كه اگر انسان به آن بى‏توجه باشد نصیبى از آن نمى‏برد. اگر انسان شرایط باطنى عبادات را رعایت نكند، بهره لازم از عبادت را نخواهد برد. كسانى كه رنج و مشقت عبادت را بر خود هموار، اما از روح عبادت غافلند. عبادات آنها به جاى این كه در روحشان خشوع و خضوع و كمالات دیگر را به وجود آورد، عجب و غرور و رذایل دیگر را ایجاد مى‏كند. چنین عبادتى قطعاً جز خستگى نتیجه‏اى ندارد، اما نباید این نكته كسى را از انجام عبادت باز دارد و نا امید كند بلكه فقط هشدارى است كه انسان مراقب باشد عبادتش داراى باطن باشد و روح عبادت را دریابد و عبادتش همراه با خشوع و حضور قلب باشد. تا از آن بهره برده و مصداق این آیه قرار گیرد: اَلَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ‏ [1]




فلسفه عبادات را تنها در پرتو بینش توحیدى اسلام، مى‏توان دریافت كرد. 

بدیهى است تا زمانى كه ابعاد مختلف این بینش، به درستى شناخته نشود، جایگاه عبادات و هم چنین دیگر برنامه‏هاى عملى آن، روشن نخواهد شد. در بینش اسلام و ادیان توحیدى، انسان و مجموعه هستى، آفریده‏هاى خداوند و در مسیر حركت به سوى او و معرفت مبدأ خویشند. در این دیدگاه، هیچ غایتى جز معرفت خداوند براى انسان متصوّر نیست و كمال انسان، تنها در این محدوده رقم مى‏خورد و تمامى جاذبه‏هاى دیگر، جملگى براى به حركت درآوردن آدمى و فراخوان وى به معرفت خداوند هستند. در این مسیر است كه «عبادت» جایگاه خود را پیدا مى‏كند آن هم به صورت عبادتى موزون و حساب شده كه باید به صورت خاصى به جاى آورده شود. بدون این عبادت، سرّ حیات بى‏رنگ خواهد شد و انسان در بیغوله جاذبه‏هاى دیگر، راه اصلى را به فراموشى خواهد سپرد. مثلاً نمازهاى پنج گانه در تمامى عمر، همانند تابلوها و چراغ‏هایى است كه در مسیرى سخت، طولانى و پرحادثه، انسان را به تبعیت از خود فرا مى‏خواند تا او را از پرتگاه‏هاى سقوط و گزند حوادث سنگین، باز دارد. بدون نماز، آدمى در مسیر زندگى، گوهر عبودیت خویش را در برابر ذات لایزال احدیت به فراموشى خواهد سپرد و در نتیجه از كمال خویش باز خواهد ماند. از همین رو، تمامى پیامبران الهى و كتاب‏هاى آسمانى، آدمى را به نماز دعوت كرده‏اند. آن‏چه گفته شد، تنها اشاره‏اى كوتاه به فلسفه فردى نماز بود و نماز و دیگرعبادات، از جهات مختلف اجتماعى، فرهنگى، سیاسى و داراى حكمت‏هاى عمیقى است. 


یا


مصلح جهانى وموعود آسمانى

$
0
0

1.مصلح جهانى وموعود آسمانى

در این کتاب صحبت از شخصیتى والا است که از اولین وآخرین منحصر است وداراى ویژگیهائیست که خداوند او را به آن امتیاز داده است. آن آقائى که علاوه بر جهات ولایت تکوینى وخلافت الهى داراى سلطنت حق وحکومت مطلق بر کره خاک خواهد شد ودولتى جهانگیر تشکیل مى دهد که در آن جز صدق وراستى، صفا وصمیمیت، گذشت وفداکارى، دوستى واحسان وجود ندارد. شخصیتى والاگهر که همه آشوبها وفتنه ها، نیرنگها وخود خواهیها را محو مى فرماید وبعنوان مصلح جهانى از اول آفرینش بشر، موعود آسمانى بوده وهمه پیغمبران، امت خود را بمقدم شریفش مژده مى دادند.

2.منتقم حقیقى، دلخوشى ستمدیده ها

ستمدیده ها به این دلخوش بودند که بالاخره روزى منتقم حقیقى مى آید وداد ستمدیده ها را از ستمگران خواهد گرفت وبا انقلاب جهانى خود، مستضعفین را بر مستکبرین چیره خواهد کرد. متدینین هم که از بى دینى ها، فسق وفجورها رنج مى برند با یاد آورى زمان ظهورش بخود تسلى مى دهند وراستى چه مولود مسعودى است که یادش تسکین بخش آلام دردمندانست. در شخصیتش همین بس که در همه کتابهاى آسمانى به آمدنش مژده داده شده وخداوند دولتش را صالحین وارث زمین شمرده است وآن را مقدر حتمى خوانده است.

3.اهتمام فراوان درباره مهدى

سرورى عظیم الشان که از جدش خاتم الانبیاء (صلى الله علیه وآله وسلم) واز آباء عظامش صدها روایت در نام ولقب وکنیه وشکل واخلاق وخصوصیات زندگیش وغائب وظاهر شدنش رسیده است وچه اهتمام زیادى که به آن سرور داده اند وچه عظمتى دارد که این قدر درباره اش بحث فرموده اند. آرى هرگز نمى شود زمین از حجت خدا خالى باشد زیرا غرض از آفرینش، آشنا ساختن مردم به یکتاپرستى است. این همه دستگاه عظیم خلقت براى این است که افرادى پیدا شوند واز روى معرفت به یکتائى خداوند اقرار نمایند واز شوق محبتش او را بپرستند.

4.اوصیاى محمد نیز دوازده نفرند

راهنمائى مردمان به این وظیفه وکیفیت پرستش را حجت خدا عهده دار است، چگونه مى شود زمین خالى از حجت باشد وحال آن که حجت چنین وظیفه اى که زمین وآسمان بخاطر آن آفریده شده اند دارد. خداوند چنین مقدر فرموده که تعداد اوصیاى حضرت خاتم الانبیاء (صلى الله علیه وآله وسلم) همچون بعضى از انبیاء سلف دوازده نفر باشند وچون دین اسلام ابدى وتا قیام قیامت پایدار(1)وپس از آن هرگز دینى نخواهد آمد، لذا راهنمائى که باید مردمان را رو بخدا بکشاند این طور مقدر فرموده که عمرش طولانى وبه طرز ویژه اى زندگى نماید.

5.همچون آفتاب، تشبیه جالب وجامع

اینجا است که این سئوال پیش مى آید پس فائده امام غائب چیست؟ همان طور که جابر از پیغمبر (صلى الله علیه وآله وسلم) پرسید وپاسخى که شنید او را ساکت کرد که همچون آفتاب از پس ابر. وراستى چه تشبیه جامع وجالبى، مگر منافع آفتاب به تابش مستقیم بر روى کره خاک منحصر مى شود؟

6.تابش از پس ابر نیز فایده ویژه دارد

به طورى که حساب کرده اند مقدار انرژى که از آفتاب به منظومه اش که زمین ما یکى از آنهاست مى رسد دو میلیاردم انرژى است که از آفتاب صادر مى شود. حال اگر بر بخشى از کره خاک نورش مستقیما نتابید بلکه از پس ابر نور افشانى کرد، از هزاران خاصیت وفایده دیگرش نمى توان چشم پوشید حتى همین تابش از پس آفتاب نیز منافعى در بر دارد که در تابش مستقیم نیست. به برکت همین غیبت وجود شریفش، به این معنى که مردمان او را نمى شناسند چه بهره ها که به آنها مى رسد.

7.اعتقادى فراتر از حس

ایمان به غیب که نهایت ارزش را دارد براى آنان که اهل ایمانند حاصل مى شود چقدر باور داشتن بدون دیدن ارزشمندتر است وراستى اسباب امتحان براى مدعیان ایمانست. آنان که اعتقادشان از حس، دیده وگوش، فراتر نمى رود ضعف استعدادشان آشکار. گردد وآنان که عقلشان فراتر از حس شان است نیز معلوم گردند. آیا برکتى از این بهتر که معتقدین به قرآن که باورشان است اعمالشان را گواهى چون امام عصر (علیه السلام) است از ارتکاب معصیت چشم مى پوشند وبه اعمال شایسته روى مى آورند.

منفعتى از این پر بارتر که با توجه به علم وقدرتش که رشته اى از علم وقدرت حق است در شدائد ومشکلات به او متوسل مى شوند ورفع شدت وسختیشان را از خداوند به واسطه او مى خواهند وتمنایشان را از او مسئلت مى نمایند.

8.جاذبه ولایت براى حفظ موجودات

اصلا وجود آفتاب براى حفظ منظومه اش لازم است اگر آفتاب نباشد، کجا زمین ومریخ ومشترى، زهره وزحل، عطارد ونپتون وشاید بعضى کرات دیگر واقمارشان برقرارند؟ اگر آفتاب وجود مبارک مهدى (علیه السلام) نباشد، کى این نفوس بشر وانواع موجودات در کره ارض مى توانند باشند در حالى که جاذبه ولایتش آنها را نگهداشته است. چه رحمتها که به برکتش نازل وچه زحمتها که از تصدق وجود مبارکش برداشته مى شود. وراستى هر چه بیشتر در تشبیه جدش پیغمبر (صلى الله علیه وآله وسلم) فرو مى رویم، به حقایقى گسترده تر آشنا مى شویم واین تعبیر را از جمله جوامع الکلم آن حضرت مى توان بشمار آورد که در لفظ اندک معانى بسیارى که از مبدء وحى سرچشمه گرفته است گنجانیده است. اینها مطالبى است که صفحاتى چند از این کتاب را شامل مى شود.

9.آنچه خوبان همه دارند تو تنها دارى

در بخش دیگرى از این کتاب روایتى از حضرت سجاد (علیه السلام) مورد بحث قرار مى گیرد که براى حضرت مهدى (علیه السلام) سنتهائى از انبیاى گذشته ذکر مى فرماید. از آن جمله در طول عمر، با حضرت نوح تشبیه مى شود که عمرى دو هزار ساله داشت وبه مناسبت اهمیت مطلب ودفع پاره اى از شبهات واشکالاتى که کم وبیش مطرح مى شود این بحث را مشروحا مطرح مى نماید.

10.طول عمر مهدى در جنب قدرت حق

از اصحاب کهف وزنده ماندنشان بنص قرآن مجید بمدت سیصد ونه سال وسپس باقى ماندنشان بحسب روایات تایید مى آورد. از داستان عزیر ویکصد سال مردنش وزنده شدن الاغش وتازه ماندن انگورش در ظرف یکصد سال حسب قرآن مجید براى جوان ماندن حضرت مهدى (علیه السلام) شاهد مى آورد. از جسدهاى مومیائى شده فراعنه وتازه ماندنش بخاطر دانشى که از خواص موجودات پیدا کرده استفاده مى نماید که خداوند آفریننده بشر وموجودات که همین دانش بشر نیز از او است بهر چیزى دانا وتواناست وهیچ چیزى در جنب قدرتش مشکل نیست.

11.تولدش ابراهیم وار وغیبتش همچون موسى

سپس پنهان ماندن ولادتش را همچون تولد حضرت ابراهیم خلیل الرحمن مى داند که نمرود، طاغوت زمان خواست از پیدا شدنش پیشگیرى کند ونتوانست ودر غارى رشد کرد وعاقبت بتها را شکست وطاغوت را درهم کوبید. غائب شدند از انظار را بقضایاى حضرت موسى (علیه السلام) تشبیه مى کند که غیبت هاى متعدد کوتاه وطویل داشت وبطور کلى از غیبت هر پیغمبرى یاد مى کند که شیخ صدوق در کتاب غیبت خودش که به اشاره آن حضرت نوشته است یاد آور شده است.

12.یوسف ناشناخته وعیسى مورد اختلاف

ناشناخته ماندنش را در میان مردم به یوسف تشبیه مى کند مى دانیم که یوسف صدیق سالیان متمادى در میان مردم مصر ومدتى نیز با برادرانش بود با آنها آمیزش وگفتگو داشت او را مى دیدند وبا او سخن مى گفتند اما او را نمى شناختند. حضرت مهدى (علیه السلام) نیز این سنت را از یوسف دارد ومرویست پس از ظهور آن حضرت مردم مى گویند شگفت این همان آقائى است که در میان ما بود با او نشست وبرخاست مى کردیم ومى گفتیم ومى شنیدیم ولى او را نمى شناختیم. وهمچون عیسى که مردم در سرنوشتش مختلف شدند گروهى او را به دار زده پنداشتند وبرخى معتقد به زنده بودنش شدند درباره آن بزرگوار نیز مردمان به اختلاف افتادند وجز آنان که خداوند دلهایشان را به ایمان امتحان فرموده باشد وبر آنها منت گذاشته ونعمتشان داده باشد بر اعتقادش ثابت نمى مانند. براى شاهد مطلب مواردى نیز نقل مى نماید از آن جمله کافرانى که مى خواستند پیغمبر (صلى الله علیه وآله وسلم) را بکشند او را ندیدند ودر زمانى نه چندان دور که وهابیه به کربلا مى ریزند وسید بزرگوار صاحب تفسیر کبیر را مى خواهند قطعه قطعه کنند او را نمى بینند.

13.نوابى که به حق سزاوار نیابت بودند

در بیشتر روایات مربوط به آن بزرگوار از دو غیبت کوچک وبزرگ آن حضرت سخن مى رود. در مدت هفتاد وچهار سال غیبت صغرى، چهار نفر از بهترین افراد وموثق ترین شیعیان فرامین آن سرور را به دوستدارانش مى رساندند ودرخواستهاى آنان را به سمع مبارکش عرض مى داشتند. این شخصیت ها عبارتند از جناب عثمان بن سعید ومحمد بن عثمان وحسین بن روح ومحمد بن على سمرى که هر کدام داراى کرامات وفضائل بسیارى مى باشند که بحق شایسته نیابت از آن وجود گرامى بودند.(2)

14.دکان شیادها باید بسته شود

طبق آخرین نامه حضرت مهدى (علیه السلام) به نایب چهارمش، نایب خاص وسفارت از طرف حضرتش براى همیشه منتفى شده وبه اصطلاح غیبت کبرى که شروع شد دیگر کسى آن حضرت را بعنوان نمایندگى وابلاغ دستوراتش به دیگران نمى بیند.

15.منکر رؤیت امام زمان نیستیم

البته بهیچ وجه منکر رویت حضرت صاحب الامر (علیه السلام) نیستیم ونمى گوئیم هیچ کس خدمت امام (علیه السلام) نمى رسد یا آقا را هم اگر دید نمى شناسد بلکه ممکن است ورا ببینند وبشناسند وبا او سخن بگویند واز ایشان استفاده نمایند همان طور که دیده وشنیده وگفته واستفاده ها کرده اند وخود همین افرادى که خدمت حضرت رسیده وگواهى داده اند واز صالحین روزگار نیز مى باشند یکى از دلیلهاى محکم بر وجود آن سرور عزیز است. آن چه مورد نظر وتاکید است، دعوى ملاقات بعنوان سفارت ونیابت وتبلیغ دستور به شیعیان است که طبق نص توقیع مبارک آن حضرت این موضوع منتفى است ومدعیش دروغگو ومفترى است. مدعیان دروغین نیز بسیار وجاه طلبان وشهرت پرستان که همیشه بوده اند از این موقعیت سوء استفاده ها کرده واحیانا خواهند کرد. خود مردم باید هشیار باشند وبه گزافه گوئیهایشان گوش ندهند.

16.کتابهاى حدیث ورجال در زمان غیبت

در زمان غیبت کبرى از نظر وظائف شرعى وتکلیف حرام وحلال چیزى فرو گذار نشده است. اولا مدارک احکام که از طرف اهل بیت (علیهم السلام) به یادگار گذاشته شده در ظرف چندین قرن بحث وتحقیق کافى درباره اش انجام گرفته است. روایات صحیح از سقیم، جدا واحادیث قوى از ضعیف ممتاز شده است راویان خوب از دروغگویان تشخیص داده شده وبا نوشتن کتاب رجال قدمى شایسته در این زمینه برداشته شده است. لذا از جهت مدارک فقهى رفع نیاز جامعه واتمام حجت به آنها شده است.

17.متخصص در هر علم باید اظهار نظر کند

چیزى که مهم است این است که هر کس نباید بخود این حق را بدهد که از متن روایات استفاده فقهى نماید. آیا هر یک از ما که به علم طب وارد نیستیم بخود اجازه نسخه نویسى وطبابت مى دهیم؟ هر چند بتوانیم نام بعضى از بیماریها وداروى آن را بخوانیم وچیزى هم سر در بیاوریم. علم دین ورشته فقه از این قاعده مستثنى نیست وهر کس نباید بخود این حق را بدهد که هر چه در کتابهاى اصولى دید فورا به فهم ناقص خودش مطلب را پیاده نماید بلکه براى غیر متخصصین رجوع به متخصصین واجب است.

18.نیابت عام به فقهاى عدول

چون برداشت هر کس از مدارک نمى تواند راهنمایشان باشد لذا به فقهاء عظام مردم را حواله داده اند آنها که متخصص این فن مى باشند وعمرى را در راه فهم اخبار آل محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) گذرانیده اند. باز هم نظر ژرف وعاقبت نگرى اهل بیت وحى وعصمت را در این حواله دادن مى نگریم، مبادا گرگهائى به لباس چوپان در آیند وبا مارک فقاهت مردم را به دنیاپرستى وریاست طلبى وشهرت خواهى وخلاصه شرک حقیقى سوق دهند به جاى اینکه مردم را از خدا ترس ومؤمن ومودب به اخلاق اسلامى بار بیاورند، آنان را خود خواه وپول دوست تربیت کنند لذا شرائط ویژه اى براى آن عالم ذکر فرموده اند. از آن فقیهى باید پیروى کرد که به تمام معنى وارسته باشد، خود نگهدار ودیندار، مخالف هواى نفس وپیرو امر مولایش باشد، اصلا تقلید از عالم بدون تقوى به این معنى ذکر شده جایز نیست تا چه رسد به این که صحیح باشد ودر این کتاب مى خوانیم که زیان عالم هوى پرست از لشکر یزید که آن جنایت را در کربلا مرتکب شد براى اجتماع اسلامى بیشتر است. لذا نهایت تقوى را در فتوى شرط مى داند واز قول حضرت صادق (علیه السلام) در تعریف از صفوان مى گوید که او ریاست طلب نیست.

19.رواج فساد در آخر الزمان

در بخش دیگر این کتاب از بعضى از علائم آخر الزمان که در هنگام غیبت کبرى واقع مى شود خبر مى دهد، از رواج فحشاء وفساد در زمین، از میگسارى آشکار وربا خوارى رسمى نقل مى کند، مطالبى که براى پیشینیان از عجائب وباور نکردنى بوده است اما براى کسانى که در این دوره زندگى مى کنند، امرى عادى بشمار مى رود.

20.نشانه هاى ظهور ونزدیکى آن

درباره نشانه هاى آخر الزمان در جاهاى متعدد این کتاب ودر هر جائى بخشى از آن نقل مى شود بطورى که تکرارى نیست ومطلب تازه ئى یاد آورى مى گردد. از قضایائى که قبل از ظهور آن حضرت واقع مى شود که آن را به دو نوع تقسیم نموده اند علائم حتمى وغیر حتمى بحث مى کند. از انقراض بنى عباس به عنوان یک مژده براى شیعیانى که منتظر دولت حق بوده اند خبر مى دهد. نشانه هاى حتمى ظهور آن حضرت را صیحه هاى آسمانى وخروج دجال وسفیانى وخسف بیداء وقتل نفس زکیه بین رکن ومقام وخروج سید حسنى را مقارن با ظهور آن حضرت شرح مى دهد ومخصوصا یاد آور مى شود که هیچ یک از علائم حتمى قریب الوقوع به زمان ظهور آن بزرگوار واقع نشده است هر چند از نشانه هاى غیر حتمى تعداد قابل ملاحظه اى تحقق یافته است.

21.مواریث انبیاء وتکرار تاریخ

از نکته هاى جالب که در این کتاب شریف به چشم مى خورد تذکر به این دو مطلب براى شناسائى بیشتر مقام مهدى (علیه السلام) است یکى آن که مواریث انبیاء وائمه هدى نزد آن حضرت مى باشد عصاى موسى که آن همه معجزات از آن آشکار مى شد هم اکنون با آن حضرت است ومروى است که در زمان ظهورش آن را به سنگى مى زند ونان وآب همراهانش را به اعجاز تامین مى فرماید. عمامه محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) وذوالفقار على (علیه السلام) زره داود از جمله مواریث انبیاء واولیاء است که نزد آن بزرگوار مى باشد. نکته دوم تکرار تاریخ صدر اسلام در زمان آن حضرت مى باشد همان طور که یزید پلید لشکریانى به مدینه ومکه فرستاد مدینه را غارت وقتل عام کرد ودر صدد خراب کردن کعبه بر آمد نواده اش سفیانى نیز در زمان قریب به ظهور آن حضرت چنین جنایاتى را مرتکب مى شود. از طرف دیگر همان طور که از لشکریان جدش حضرت امیر المؤمنین عده اى بعنوان خوارج شورش کردند وجز اندکى بسزاى جنایتشان رسیدند گروهى از لشکریان سید حسنى که در حدود چهر هزار نفر به عدد خوارج نهروان هستند بر حضرت مهدى (علیه السلام) خروج مى کنند وبه دست آن حضرت به هلاکت مى رسند وراستى تاریخ تکرار مى شود.

22.مجهول بودن وقت ظهور وانتظار فرج

از نکات جالب دیگر که در این کتاب شریف جلب توجه مى کند مجهول بودن وقت ظهور آن حضرت است که احدى از وقت دقیق آن اطلاع ندارد. مطابق بعضى از روایات بر خود آن حضرت نیز وقت آن معلوم نیست واز علوم ویژه خداوندى شمرده شده است وچه جالب در این کتاب عتش را احتمال داده است. انتظار فرج از بزرگترین عبادات است که شخص همیشه ودر هر حال دل به لطف خدا ببندد وبه رحمت وفرجش امیدوار باشد. این عبادت بزرگ نیز براى حضرت صاحب الامر (علیه السلام) مى باشد که منتظر فرج الهى به ظهور خودش باشد.

23.جریانات پیش از ظهور حضرت

در بخشهائى از این کتاب از وقوع فجایعى پیش از قیام مهدى (علیه السلام) خبر مى دهد از خروج سفیانى وجنایاتى که در شامات وعراق وحجاز مرتکب مى شود از قتل وغارت وحشتناک شیعیان وفسادى که در این منطقه حکمفرما مى شود خبر مى دهد.

از دجال، این ساحر شوم که جز مؤمنین ثابت قدم دیگران در دام سحرش اسیر مى شوند ونغمه هاى شیطانیش یاد مى کند. از خسف بیداء به زمین فرو رفتن لشکر سفیانى در سرزمین بیداء ما بین مکه ومدینه وخصوصیات آن را شرح مى دهد. از قیام سید حسنى از قزوین وپیشرفت کارش در راه اصلاح ومسلط شدنش بر بسیارى از بلاد وتسلیم حضرت مهدى (علیه السلام) شدنش خبر مى دهد. از گنج طالقان وافراد زنده اى که با سید حسنى وسپس با حضرت مهدى (علیه السلام) هستند واز سیصد وسیزده نفر افراد نخستین که خود را به آن وجود مبارک مى رسانند وبعدد اصحاب پیغمبر (صلى الله علیه وآله وسلم) در جنگ بدر مى باشند صحبت مى کند. از فساد بسیار وکشتار فوق العاده اى که از آن به موت احمر تعبیر مى شود وذهاب ثلثین یعنى دو سوم افراد بشر از بین مى روند واحتمالا جنگ سوم جهانى با اسلحه هاى مخرب روز، خبر مى دهد.

24.معجزات وتشرف خدمت مهدى

از معجزات حضرت مهدى (علیه السلام) در ضمن داستان شیرین ابو راجح حمامى وهمچنین اسماعیل هرقلى که در کتابهاى معتبر نقل شده است بحث مى کند وبا عنوان کردن این قبیل داستانها معجزات آن حضرت را در ضمن حلاوت داستان با بیانى جذاب مى رساند که شنونده وخواننده را نه تنها ملال نمى گیرد بلکه با شوق بیشتر آن را مى شنود ومى خواند ودوستى آن حضرت در دلش شکوفاتر مى شود. از شوق پسر مهزیار اهوازى به زیارتش که بیست سفر حج به این قصد مى رود وعاقبت به هدف مى رسد، شیرین سخن مى گوید. از حدیث شیرین ولادت آن حضرت وداستان مادرش نرجس خاتون صحبت مى کند واز پاسخ دادن به هفتاد مسئله در کودکى در زمان پدرش خبر مى دهد.

25.زمانى ویژه وبرکاتى خاص

زمان ظهور از برکات خاصى برخوردار است وبه فرموده شهید بزرگوار ما خداوند این قطعه از زمان را به این ویژگیها اختصاص داده است که به بعضى اشاره مى شود. از برکات ظهور موفور السرور امام مهدى (علیه السلام) مفاسد اخلاقى از بشر برداشته مى شود چون عقول رشد مى کند وبه مضمون فرمایش حضرت باقر (علیه السلام) هنگامى که قائم ما ظاهر مى شود خداوند دست لطفش را بر سر بندگانش مى گذارد (نظر زحمت خاصى به بندگان مى فرماید) وعقل هایشان کامل مى گردد.(3)در نتیجه وقتى فناى دنیا را پیش چشم داشت وبقاء آخرت را متوجه بود وقتى موهوم بودن واعتبارى بودن تجملات وشهوات دنیوى را فهمید وحقیقت داشتن آخرت را باور کرد، کجا به این زرق وبرقها دل مى افکند؟ لذا به برکت ظهور آن حضرت که خداوند عقلها را کامل مى گرداند، مفاسد اخلاقى بخودى خود ریشه کن مى شود از حقد وحسدها، کینه وعداوتها دیگر خبرى نیست. اخوت اسلامى وبرادرى ایمانى جاى دشمنى هاى بى جا را مى گیرد وهمکارى وصمیمیت، فداکارى ومحبت جاى درگیریهاى واهى را.

26.برکات خدا بر پرهیزگاران مى بارد

در این شرائط است که به مضمون آیه شریفه: واگر اهل قریه ها ایمان بیاورند وتقوى بورزند، درهاى (برکات) آسمانها را بروى آنان باز مى کنیم.(4)

خداوند توسعه فوق العاده اى که تا آن روز در کره زمین سابقه نداشته است، براى آنان فراهم مى فرماید. اینجا است که به مضمون بسیارى از روایات پى مى بریم که مى فرماید زمین گنجهایش را به تمام بیرون مى ریزد وگوشه اى از زمین بدون سبزى وکشت وزرع نمى ماند، مردمان در آن روزگار از قواى بیشتر ونیروى خدا دادى برخوردارند، چشمها وگوشها خیلى حساستر مى شود، با دست قطعه کوه را مى کنند واز این قبیل مطالب چون تقواى فردى واجتماعى را به خوبى رعایت مى کنند، خدا هم برکات فردى واجتماعى را بر آنان نازل مى فرماید. مخصوصا به برکت قناعت، دیگر حرص نمى زنند وبه آنچه خداوند بر ایشان خواسته، راضى ودلخوشند لذا زندگیشان را به خوشى مى گذرانند.

27.آرزوى درک زمان ظهور

اینک پى به آرزوى بزرگان وخوبان براى درک چنین روزگارى مى بریم، چه روزگار سعادتى که از هر طرف بنگرى، نور امام (علیه السلام) مى تابد وآثار وجودى وولایتش عالم را فرا گرفته است اللهم انا نرغب الیک فى دوله کریمه تعز بها الاسلام واهله وتذل بها النفاق واهله خداوندا ما خدمت حضرتت اظهار میل مى کنیم نسبت به آن دولتى که به برکت آن اسلام، ومسلمین را عزیز مى گردانى ونفاق ومنافقین را ذلیل مى سازى. خداوندا ما آرزوى درک زمان ظهور حضرت مهدى (علیه السلام) موعود آسمانى ومنتقم حقیقى را داریم. وراستى چه خوش فرموده است شهید محراب که چقدر براى منتظران آن حضرت لذت بخش است هنگامى که منادى الهى وصیحه آسمانى بلند مى شود که این مهدى (علیه السلام) است، پسر امام حسن عسکرى است، چه نشاطى پیدا مى کنند آنان که آرزوى شنیدن چنین نغمه مسرت بخشى را داشتند. بى خود نیست که امام صادق (علیه السلام) ناله شوق سر مى دهد ودعا براى تعجیل ظهورش مى کند وبه ما مى آموزد که حتما براى تعجیل فرجش دعا کنید ونگوئید المقدر کائن آنچه خداوند تقدیر فرموده است مى شود، بلکه چه بسا به برکت دعاى مؤمنین، ناله مشتاقان، خداوند فرجش را نزدیکتر فرماید.

28.کتابى عظیم در حجم اندک

اینک خواننده عزیزى که تا اینجا ما را همراهى مى کردى، خودت انصاف بده با این تحلیل مختصرى که از مطالب این کتاب خواندى، چقدر مطلب جالب وشیوا در حجم اندک در این کتاب نهفته است وراستى کتابى عظیم را تشکیل مى دهد که نور ولایت مهدى (علیه السلام) را در دلها مى تابد.

روانش شاد که خدا چه برکتى به عمرش داد که از سخنانى که در نزدیک سى سال قبل گفته، امروز اینگونه مردم بهره مند مى شوند وچه اخلاصى در عملش نهفته بوده که خداوند این چنین به گفته ها ونوشته هایش ترتیب اثر مى دهد.

آنچه ملاحظه مى فرمائید در تحت هشت عنوان از سخنرانیهاى آن بزرگوار جمع آورى شده در حالى که شاید یک دهم آنچه آن بزرگوار درباره حضرت مهدى (علیه السلام) سخنرانى فرموده نیست واى کاش رفقایش به فکر بودند گوهرهائى که از دهان مبارکش بیرون مى آمد جمع آورى مى کردند ونگه مى داشتند. باشد که نسلهاى آتیه از این خرمن پر بهره ببرند.

29.جمهورى اسلامى زمینه ساز انقلاب مهدى

سخن به درازا کشید ولى یک مطلب را نمى توانم ناگفته بگذرم. چند روز قبل یک نفر مى پرسید مگر نه روایات متعدد داریم که حضرت حجت عجل الله تعالى فرجه وقتى ظهور مى فرماید که زمین پر از ظلم وجور شده باشد آن وقت حضرت زمین را پر از عدل وداد مى کند؟ گفتم چرا، اما مهلتش ندادم دنباله پرسش خود را بیاورد، زیرا این سوال از پیش از پیروزى انقلاب نیز از حلقومهائى که معلوم بود از کجا تغذیه مى شود؛ بیرون مى آمد. آنان که در کورى گرفتارند وحاضر نیستند دستشان را به چشم دارى بدهند تا آنها را ببرد بلکه خودشان را بیناتر از دیگران مى بینند. حالا که گفته شده امام زمان در وقتى که زمین پر از ظلم وجور است ظهور مى کند تا عدل را برقرار کند آیا معنیش این است که ما دست روى دست بگذاریم وتماشاگر جنایت جنایتکاران باشیم در حالى که به فرموده شهید آیت الله دستغیب جمهورى اسلامى زمینه ساز حکومت مهدى (علیه السلام) است.

30.آیا بگذاریم ظلم عالمگیر شود؟

یا بگفته آن جاهل باید کار را خرابتر کرد تا حضرت زودتر بیاید، پس چرا به عنوان طرفدارى از مذهب حق با حزب منفور ضاله مبارزه مى کردید؟ بگذارید فرقه ضاله خود در ضلالت ودیگران را نیز به ضلالت بکشانند وکار را خرابتر بکنند شاید حضرت زودتر آمد. آیا وظیفه ما این است که بگذاریم ظلم عالمگیر شود تا امام زمان (علیه السلام) زودتر ظهور بفرماید؟

31.تکلیف هر کس محفوظ است

آیا امر بمعروف ونهى از منکر در زمان غیبت بخاطر آمادگى براى ظهور حضرت باید متروک بماند ووظیفه در زمان غبت خرابتر کردن وضع است؟ یا تکالیف الهى سر جاى خودش محفوظ بوده هر کس موظف است به وظیفه شرعى خود عمل کند وبه بهانه آمادگى براى ظهور، از زیر بار بسیارى از تکالیف شانه خالى نکند.

بلکه علاوه بر انجام وظائف فردى با همیارى دیگران حکومت اسلامى تشکیل دادن ونمونه عدل اسلامى را پیاده کردن وبا این کار الگو براى سایرین باشد وظیفه است چرا از قطب مثبت تعیین وظیفه نمى کنید؟!

32.نمونه کوچکى از عدل جهانى بسازیم

هیچ کس ادعاء نکرده که جمهورى اسلامى حکومت صد در صد عدل الهى را پیاده کرده یا بتواند پیاده کند اما این را مى توان ادعاء نمود که بحسب ظاهر تا آنجا که ممکن است مى شود با درست پیاده کردن احکام اسلام نمونه والگوئى براى سایر ممالک گردید وآنها را به حقانیت وقابل اجرا بودن این احکام در این شرائط زمانى آشنا ساخت تا مردم دنیا خودشان با شوق رو به مصلح جهانى بیاورند وبا دل وجان اطاعتش را گردن نهند.

33.منطق زور براى طاغوتیان است

اشتباه این آقایان در این است که خیال کرده اند حضرت مهدى (علیه السلام) با زور بر جهانیان مسلط مى شود، نه چنین است بلکه جهانیان عاقل مى شوند، خودشان درک مى کنند حکومت عدل مهدوى برایشان از هر حکومتى بهتر است لذا بطوع ورغبت زیر پرچمش مى روند وحضرت تنها گردنکشان وطاغوتها ویاورانشان را که خار سر راه اسلام ومسلمین هستند وبه هیچ زبانى حاضر به همکارى با توده مردم نیستند از میان بر مى دارد.

34.عدل جهانى جز با ظهور مهدى نمى شود

ما مى دانیم که عدل جهانى جز با ظهور حضرت حجه بر پا نمى شود وهیچ کس چنین ادعائى نکرده که مى تواند عدل اسلامى را در جهان حکمفرما سازد. آنچه در توان ما است این است که بکوشیم احکام قران را پیاده کنیم این قدر تو سرى خور آریا مهر واربابش نباشیم اما دیگر بر دلها تسلط نداریم که حتما نور ایمان را در آنها بتابانیم یا در گوشه وکنار، خلوت وجلوت از ستم ستمگران جلوگیرى کنیم.

35.مزاحم ظهور حضرت نیست

خاطر این قبیل آقایان جمع باشد که جمهورى اسلامى مزاحم ظهور حضرت مهدى (علیه السلام) نیست بلکه پیشتاز وزمینه ساز آن است آیا ما توانسته ایم در این مدت عدل را در کشور خودمان برقرار کنیم که آقایان دلشان براى تاخیر ظهور مى سوزد چقدر خونها که در این چهار سال بناحق ریخته شده از آن جمله خون شهید مولف محترم این کتاب وحدود چهل کتاب دیگر وهزاران شهیدى که کشته منافقین یا کفار بعثى در جبهه ها وخراب شدن هزاران خانه در مناطق جنگى وآواره شدن میلیونها نفر در اطراف. آیا هنوز ما گرفتار ظلم ظالمین نیستیم که آقایان مى ترسند این جمهورى مزاحم ظهور حضرت باشد؟ ظلم آمریکا بر ما بیشتر شده وظلم شوروى بر افغانستان وظلم هر دو بر عراق وظلم ابر جنایتکاران بر دنیا. در داخل کشورمان از دست بعضى از قضاه وعاملین اجراء چه ستمهائى که از روى عمد یا سهو، علم یا جهل سر زده ومى زند.

شیراز بتاریخ فروردین ماه 62

سید محمد هاشم دستغیب

36.هزاران روایت درباره حضرت مهدى

در موضوع هاى دینى کمتر موضوعى چون اثبات وجود وظهور حضرت حجه بن الحسن عجل الله تعالى فرجه مطرح شده ودرباره اش روایت رسیده است. از طرق مختلف بیش از یک هزار حدیث بطریق شیعه از پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) نقل شده وبیش از این مقدار، از طریق سنى رسیده است به قسمى که بعضى از علماى عامه کتاب هائى در این مورد نوشته اند، از آن جمله محمد بن طلحه شافعى کتاب البیان را در اخبار آخر الزمان وامام عصر عجل الله تعالى فرجه نوشته است. همچنین ابن صباغ مالکى کتاب فصول المهمه ودیگرى تذکره الائمه وغیره را نوشته اند وروایات متعددى را نقل نموده که به بعضى اشاره مى شود.

37.آمدن مهدى حتمى است

روایت شریفى که اکثر مولفین عامه نقل کرده اند این است که پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: اگر از عمر دنیا جز یک روز باقى نمانده باشد، هر آینه خداوند آن روز را طولانى مى فرماید تا بیرون شود فرزندى از اولاد من که نامش نام من است وزمین را پر از عدل وداد کند پس از آنکه پر از ظلم وجور شده باشد.(5)

38.نماز خواندن مسیح با حضرت مهدى

در حدیث دیگر که نزد عامه نیز معتبر است فرمود: اى مسلمانها چگونه اید هنگامى که عیسى بن مریم در میان شما باشد در حالى که امامتان میان شما است.(6)از جمله مطالب قطعى در زمان ظهور حضرت مهدى (علیه السلام) نزول مسیح از آسمان ها است که در رکاب حضرت حاضر مى شود وپشت سر آن حضرت نماز مى گذارد ومروى است که بسیارى از نصارى پس از این ماجرا مسلمان مى شوند چون مى بینند پیغمبرشان با امام مسلمین نماز مى گذارد.

39.نهمین فرزند حسین، مهدى است

از جمله روایاتى که از رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) در مورد حضرتش رسیده آن است که فرمود: مهدى از اولاد حسین است. ودر روایت دیگر تصریح مى فرماید که نهمین فرزند حسین است، براى او دو غیبت است، پنهان شدن کوچک وپنهان شدن بزرگ. در زمان غیبت کبرایش زمین پر از ظلم وجور مى شود. هنگامى که ظهور مى کند، ابرى بالاى سر او است وندا مى کند این است مهدى موعود وبر روى زمین نمى ماند مگر مؤمن واهل تقوى.

40.بر پا ساختن عدالت پس از نهایت جور

نکته اى که در نوع روایات مربوط به حضرت مهدى (علیه السلام) به آن اشاره شده است، بر پا ساختن عدالت جهانى توسط آن حضرت پس از فراگیرى ستم در سراسر عالم است. مى فرماید: در زمان آن حضرت زن جوان زیبا، جعبه جواهر را با خود بر مى دارد وتنها از شام به بغداد مى رود وکسى به او وجواهراتش نگاه نمى کند. این قدر عدل گسترده مى شود که دزدى یا نگاه خیانت به زن بیگانه از میان مردمان برداشته مى شود، مردم همه عادل مى شوند. تعبیر جالبى در این زمینه است که مى گویند گرگ ومیش باهم زندگى مى کنند.

41.فرقه ضاله وعدل جهانى

آن دروغگویانى که ادعاى امام زمان بودن کردند وساده لوحهائى که فریب دعوى بیجایشان را خوردند رسوایند. کسى که پس از این ادعاى واهى او، دو جنگ بین المللى وجهانى واقع شد که ملیونها نفر بى خود کشته شدند وملیونها نفر اعضاء بدن خود را از دست دادند، چه افرادى که آواره شدند وچه اموالى که ضایع شد وچه نوامیسى که هتک شد وخلاصه چقدر ظلم وجنایت روز بروز افزوده گردید. آیا این حقائق براى رسوائى این مدعیان دروغى کافى نیست؟ امام زمان که در بیشتر روایات رسیده درباره اش بعنوان بر پا کننده عدل وبردارنده ستم از او یاد شده است هنوز ظهور نفرموده است.

42.شواهد وجودى مهدى بیشمار است

غرض مسئله اثبات وجود امام عصر (علیه السلام) است که عرض کردم کتابهائى که علماى سنى در این زمینه نوشته اند فراوان است از قبیل فصول المهمه وتذکره الائمه وغیر این دو کتاب که درباره آن حضرت ومعجزاتش وکسانى که به خدمتش مشرف شده اند قلمفرسائى شده است. از این گذشته از روز ولادت حضرت تا کنون افراد زیادى به خدمتش مشرف شده ومى شوند آن هم از قبیل: مقدس اردبیلى ها وسید بحر العلوم ها که از زاهدترین وعادل ترین وبا تقواترین افراد زمان خود بودند وآنچه در این قبیل کتابها ثبت شده، قطره اى است از دریا ونمونه اى از خروارها است خدا داند که در گوشه وکنار چه افرادى خدمتش مشرف مى شوند وبه زیارتش نائل مى گردند.

پاورقى:‌


(1)مدارک این مطالب مشروحا در بحث نبوت شهید آیت الله دستغیب بچاپ رسیده است. (2)در سخنرانیهاى جالبى که شهید محراب حضرت آیت الله سید عبد الحسین دستغیب داشت کرامات وخوارق عاداتى که از هر یک از این چهار نایب خاص حضرت ولى عصر (علیه السلام) دیده وشنیده شده مطرح فرموده ولى متاسفانه نوشته هاى مزبور مفقود است امید است با پیدا شدن آنها در تجدید چاپ این اثر نفیس از آنها نیز استفاده گردد. (3)اصل حدیث وشرح آن در ضمن نوشته هاى شهید آیت الله دستغیب در آخر کتاب 82 پرسش چاپ چهارم ببعد که پس از شهادت آن بزرگوار منتشر گردیده آمده است. (4) (ولو ان اهل القرى آمنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والارض). سوره اعراف 7 آیه 96. (5)لو لم یبق من الدهر الا یوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتى یخرج رجل من ولدى اسمه اسمى یملا الارض قسطا وعدلا بعد ما ملئت ظلما وجورا. نقل بمضمون در 13 بحار وکشف الغمه وغیره. (6)کیف انتم وعیسى بن مریم فیکم وامامکم بینکم. مدارک متعدد در کتب مربوطه.

43.کتابهاى متعدد در معجزات مهدى

از این قبیل معجزات وتشرف خوبان خدمت حضرتش بسیار است. مرحوم حاجى نورى در کتاب النجم الثاقب که به فارسى نوشته شده است، تعدادى از این موارد را آورده است. همچنین در جلد 13 بحار الانوار وکتاب دارالسلام.

اخیرا هم مرحوم نهاوندى اسماء بعضى از خوبان را که خدمت حضرت مهدى (علیه السلام) رسیده اند، داستانشان را نوشته است وما هم انشاء الله در ضمن بحثهاى مربوطه براى تنوع در مطالب وشواهد عرض وخسته نشدن شنوندگان بعضى را عنوان خواهیم کرد.

44.حضرت مهدى پاسخ هفتاد مسئله را مى دهد

در دوران کودکى، اسعد بن عبد الله اشعرى هفتاد مسئله داشت، نزد حضرت عسکرى (علیه السلام) رفت وحضرت فرمود از فرزندم بپرس وحضرت مهدى (علیه السلام) همه را پاسخ فرمود. این مطلب مشروحا در جلد 13 بحار الانوار ذکر شده است واین نکته را مى افزاید که در آن زمان اموالى را بعنوان سهم امام آورده بودند، حضرت اموال را جدا نمودند وصاحب هر یک را نام بردند.

45.فشار دربار خلافت وغیبت صغرى

هنگامى که در سال 260 هجرى قمرى حضرت عسکرى رحلت فرمود ومنصب امامت به آن بزرگوار رسید وبر جنازه پدرش ماز خواند، از طرف خلیفه عباسى فشار آوردند تا فرزند حضرت عسکرى را بازداشت نمایند چون مى دانستند (بر حسب روایات کثیره اى که رسیده بود) حضرت حجت فرزند امام حسن عسکرى است. لذا به اذن خداوند آن حضرت غائب شدند وایشان را نیافتند. بعضى از کنیزها را تا یک سال ودو سال حبس کردند تا معلوم شود آیا از آن حضرت حمل دارد یا نه؟ مقصود از غیبت آن حضرت این است که مردم او را نمى شناسند هر چند مى بینند مانند برادران یوسف که با او نشست وبرخاست مى کردند، با او همخوراک مى شدند وصحبت مى کردند اما او را نمى شناختند.

46.چهار نفر نایب در ظرف هفتاد وچهار سال

در مدت هفتاد وچهار سال که غیبت صغى بود، چهار نفر یکى را پس از دیگرى حضرت تعیین فرمود که نخستین ایشان عثمان بن سعید است از رجال برجسته شیعه است وپس از او فرزندش محمد بن عثمان که معروف به خلانى است معین فرمود. در حالات این بزرگوار نقل شده که یکى از مؤمنین گفت به دیدارش رفتم، دیدم جلوش تخته اى است که روى آن اسماء اهل بیت وآیات قرآن را نقش مى نماید، پرسیدم چه مى کنى؟ گفت مرگ من نزدیک است تدارک قبر خودم را مى کنم، این تخته را تهیه کرده ام تا اسماء اهل بیت را بر سر قبرم نقش نمایم شاید خداوند به برکت این بزرگواران مرا از فشار قبر بر کنار بدارد. قبرش را نیز نشان داد که از پیش آماده کرده بود. نایب سوم حضرت جناب ابوالقاسم حسین بن روح وپس از آن بزرگوار على بن محمد سمرى است. نزدیکى مرگ على بن محمد سمرى، نامه اى از حضرت به او مى رسد که دیگر غیبت کبرى شروع شده است دیگر کسى به عنوان سفارت ونیابت خاص ماموریت نخواهد یافت.

47.ادعاى رؤیت بقصد نیابت

اگر کسى ادعاى رویت کند دروغ مى گوید یعنى اگر کسى بگوید امام زمان را دیده ام به عنوان اینکه من واسطه ام ونیابت خاص دارم ودستور از او مى گیرم وبه مردم ابلاغ مى کنم، دروغ مى گوید. البته منافات ندارد که اشخاصى هم آن حضرت را ببینند اما ادعائى نداشته باشند، آنچه مهم است دانستن این مطلب است که دعوى نیابت خاص ومشاهده امام به این عنوان که به من ماموریت ابلاغ دستوراتش را داده است، دروغ است. هر کس گفت من نایب خاص امام زمان هستم، به فرموده خود امام زمان دروغ مى گوید. عین نامه حضرت در کتاب اکمال الدین صدوق واثبات الوصیه وجلد 13 بحار الانوار ثبت است.

48.وقت ظهور بر همه پنهان است

با این ترتیب جلو نیرنگ اشخاص حقه بازگرفته مى شود تا هر شیادى به دعوى دیدن امام زمان وپیغام امام زمان دکانى باز نکند ومردم را نفریبد.

مدت غیبت کبرى را نیز خدا مى داند وبس، لذا هر کس وقت تعیین کندو بگوید امام زمان در فلان سال ظاهر مى شود، دعوى بى جائى کرده است بلکه مورد لعن نیز هست وحسب بعضى از روایات، بر خود امام زمان نیز پنهان است.

49.خواب نامه ها ونشر اکاذیب

هراز چندى بعضى از شیادها خواب نامه هائى منتشر مى کنند وعده اى ساده لوح را تحت تاثیر قرار مى دهند. مثلا چندى قبل نوشته بودند شیخ احمد نامى متولى مسجد مدینه منوره در خواب دیده که چنین وچنان مى شود ایها الناس توبه کنید تا شش سال دیگر امام زمان ظاهر مى شود. در حالى که در مدینه چنین کسى نبوده ونیست وبر فرض هم که باشد، از کجا چنین خوابى دیده باشد ومگر هر خوابى قابل اعتناء است. عجب این است که همزمان در چندین نقطه از مملکت نیز پخش مى شود، لاى قرآنها ومفاتیح در حرمهاى مطهر مى گذارند وقسم مى دهند این خواب نامه را چند مرتبه بنویسند که چقدر اجر دارد. چه بسا دستهاى خیانتى هم در کار باشد که این اکاذیب را نشر دهد ومردم را به این چیزها سرگرم کند تا از معارف وواقعیات باز بمانند واین طور وا نمود کنند که این ملت چقدر خواب است، با یک خوابنامه مى شود آنها را فریفت با یک تکه کاغى مى شود آنها را از میدان بدر برد. زنها بیشتر در معرض خطرند، اشخاصى پیدا مى شوند که به بهانه دعاى اولاد وطلسم وغیره آنها را مى فریبند. داروى محبت کدام است؟ بهترین اسباب براى جلب محبت شوهر، اطاعت او است، بدون رضایتش از خانه بیرون نرو.

50.معنى آفتاب از غروب طلوع مى کند

روایتى رسیده که هنگام ظهور حضرت حجه بن الحسن عجل الله تعالى فرجه آفتاب از مغرب طلوع مى کند. بعضى از بزرگان ظاهر این روایت را گرفته وگفته اند گردش آفتاب (ودر حقیقت گردش زمین به دور خودش) تغییر مى کند. ولى در کتاب کفایه الموحدین روایت را این طور نقل مى کند: در ضمن فرمایشات امیر المؤمنین (علیه السلام) هنگامى که حضرت نشانه هاى ظهور مهدى (علیه السلام) را ذکر مى فرماید این جمله را بیان مى کند آفتاب از مغرب طلوع مى کند یعنى مهدى (علیه السلام) از مکه ظاهر مى شود. مکه معظمه نسبت به عراق جنوب غربى است ونسبت به موقعیت مکانى آن حضرت مکه معظمه این طور تعبیر مى فرماید که آفتاب حقیقى یعنى مهدى علیه السلام از مغرب یعنى مکه معظمه طلوع مى فرماید.

51.ظهور حضرت با خواب معین نمى شود

ظهور حضرت ولى عصر عجل الله تعالى فرجه بقدرى مهم است که همه انبیاى سلف آن زمان را بشارت داده اند (براى مزید اطلاع به کتاب انیس الاعلام مراجعه شود) زمین باید پس از قرنها ستم، از عدل پر شود، باید بجاى ستمگرها ومتجاوزین، عباد صالحین جایگزین شوند، باید غیر از بندگان مؤمن، کسى روى زمین نباشد. آیا موقع چنین مطلب مهم وبى سابقه اى بخواب درست مى شود؟

52.ناله شوق امام صادق براى مهدى

هنگام ظهور زمانى است که امامان ما مشتاق چنین زمانى بودند. در شب ماه مبارک رمضان حضرت صادق پس از نماز صبح سر به سجده گذاشت ودعاى فرج براى حضرت مهدى (علیه السلام) خواند: خدایا تعجیل فرما در ظهور آن آقائى که ظهورش سبب نجات اولیاء تو است، ظهورش موجب عزت مؤمنین است. پس از سر برداشتن از سجده، از او پرسیدند این آقا کیست؟ فرمود فرزند زاده ام، پسر حسن عسکرى (علیه السلام) است.

53.پیغمبران پشت سر مهدى در نماز

در دعاى ندبه مى خوانید: آیا مى شود عمر ما این روزگار مبارک را دریابد (هل یتصل یومنا منک بعده... (اى آقا کى مى شود که تو جلو بایستى وما پشت سرت نماز بخوانیم. آرى در جماعتى که در صف نخستین آن عیسى بن مریم وخضر والیاس پیغمبران خدایند وخدا آنها را نگهداشته است ودر رکاب مهدى (علیه السلام) حضور دارند. اللهم عجل فرجه وسهل مخرجه.

54.مردم را سرگردان نگذاشتند

روز گذشته کلام رسید باینجا که در زمان غیبت صغرى حضرت چهار نفر را بترتیب بعنوان نایب خاص معین فرمود تا به توسط ایشان مردم مطالب ومقاصد خودشان را به امام برسانند ودستورات امام نیز توسط ایشان به مردم ابلاغ گردد. چهارمین ایشان على بن محمد سمرى چند روز بمرگش مانده نامه اى از طرف حضرت به او مى رسد که نزدیک شدن مرگش را به او یاد آورى مى فرمایند وتصریح مى فرمایند که از این پس بعنوان نیابت کسى معین نمى شود. اما تکلیف بندگان چیست؟ مردم را حیران وسرگردان نگذاشتند 1070 سال از زمان غیبت کبرى مى گذرد(5)وخدا داند چقدر دیگر طول بکشد اما حضرت به وظیفه خودش عمل کرد وشیعیانش را سرگردان نگذاشت.

55.رجوع به علماء در زمان غیبت

واما الحوادث الواقعه فارجعوا الى رواه احادیثنا فانهم حجتى علیکم. هر چند امام زمان (علیه السلام) از نظر ما غائب شد، اما شکر خداى را که سخنان او واجدادش که همان احادیث وروایات باشد، در میان ما است. سالیان متمادى مى گذرد اما کتب اخبار آل محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) در هر دوره اى در میان مردم بوده وحجت خدا تمام گردیده است. در هر دوره اى راویان راویات از میان اشخاص برجسته ومورد اعتماد برخاستند، از عادل ترین وموثق ترین افراد زمان بودند، از قبیل زراره بن اعین ها وصفوان بن یحیى ها ومحمد بن مسلم ها وابوبصیرها وغیر ایشان. نمونه اى از بزرگوارى یکى از ایشان را عرض کنم.

56.عبادتهاى صفوان ورفقایش

در حالات صفوان بن یحیى نوشته اند که روزانه یکصد وپنجاه رکعت نماز مى خواند وسالى سه ماه روزه مى گرفت وسه مرتبه زکوه مالش را مى داد.

با دو نفر از رفقایش پیله ورى مى کرد، باهم به مکه معظمه آمدند، در مسجد الحرام باهم قرار گذاشتند که هر کدام بیشتر در دنیا ماند، اعمال خیر دیگرى را به نیابت او انجام دهد. آن دو نفر رفیق مردند وصفوان شبانه روز پنجاه ویک رکعت نماز واجب ونافله خودش را مى خواند وبراى هر کدام از دو رفیقش نیز مى خواند، پنجاه ویک رکعت براى ابن نعمان وپنجاه ویک رکعت براى ابن جندق، ماه رجب وشعبان را براى آن دو نفر روزه مى گرفت وماه رمضان را براى خودش وسه مرتبه هم مالش را تزکیه مى کرد، دو مرتبه به نیابت از دو رفیقش ویک بار هم براى خودش.

57.کتابهاى اخبار در زمان غیبت

اینها چنین مردمانى بودند که از حیث ایمان وعمل در دوره خودشان زبان زد وشناخته شده بودند وخداوند توفیق جمع آورى اخبار اهل بیت را به ایشان عنایت فرمود چهارصد نفر از اصحاب ائمه (علیهم السلام) سرگرم تدوین اخبار شدند به اشاره خود اهل بیت، روایات را ضبط وثبت کردند تا در مثل چنین زمانى بدرد مردم بخورد. مرحوم کلینى بیست سال در خانه نشست وروایات اهل بیت را جمع آورى نمود. صدوق وطوسى نیز هر کدام زحمات فراوانى را در جمع آورى روایات متحمل شدند.

58.به راویان مهذب رجوع کنید

خلاصه حضرت مهدى (علیه السلام) در آخرین نامه خود به چهارمین نایبش مى نویسد در زمان غیبت کبرى براویان این روایات رجوع کنید - یعنى به کسانى که روایت صحیح را از دروغ وضعیف تشخیص مى دهند رجوع کنید. به آن علمائى که حلال وحرام را مى فهمند وبعلاوه هواى نفس هم ندارند رجوع کنید. جایز نیست که از هر مجتهدى تقلید شود بلکه باید حافظا لدینه باشد مخالفا لهواه باشد از حیث تقوى کاملا دیندار واز حیث تهذیب نفس، مخالف هوى وهوس باشد خود خواهى، تعصب، خودبینى در او نباشد.

59.ضرر عالم هوى پرست از لشکر یزید بیشتر

مرویست که ضرر عالم هوى پرست براى دین مردمان از لشکریان یزید بیشتر است علمائى که هوى پرست وطالب جاه وشهرت باشند مورد لعن مى باشند هر ریاست پرستى ملعون است. بلى اگر صائنا لنفسه بود خوددارى کننده از هوى پرستى بود حتما جاهل باید رجوع به عالم کند از چنین عالمى کسب علم وفضیلت نماید. در هر رشته اى وهر کارى کسى که وارد نیست به اهلش مراجعه مى نماید براى دانستن حلال وحرام نیز باید به اهلش مراجعه کرد.

60.نهایت تقوى در فتوى دادن

شرط اساسى مفتى یعنى کسى که مى خواهد فتوى دهد این است که در مرتبه کامل تقوى باشد مبادا در اثر هواى نفس حلالى را حرام یا حرامى را حلال کند، خون مظلومى را بریزد یا مال ناحقى را ببرد یا بغیر اهلش بسپارد. همان ولایت امام اولى الامر که اولى به تصرف است(6)مرجع تقلید نیز داراست پس باید ذره اى حب دنى در دلش نباشد وگر نه تقلید کردنش جایز نیست چه بسا به واسطه حب دنیا حلالى را حرام یا حرامى را حلال کند.

61.صفوان ریاست طلب نیست

از صفوان بن یحیى سخن گفتم این شخص کسى است که حضرت صادق (علیه السلام) تعریفش را مى فرماید انه لا یحب الریاسه صفوان ریاست را دوست نمى دارد. خوشش نمى آید که بالانشین ومحترم باشد تعریفش را بکنند.

امام که غائب شد تکلیف ما را معین فرموده وما را حیران وسرگردان نگذاشت وبراى تشخیص نایب عام ومجتهد عادل باید به اهل خبره واطلاع مراجعه کرد.

62.انتظار فرج براى خود امام زمان

ظاهر بعضى از روایات آن است که بر خود حضرت مهدى (علیه السلام) نیز هنگام ظهور مخفى است. از پیغمبر خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) مروى است که موقع ظهور امام زمان دو علامت براى خودش هست یکى شمشیرش از غلاف خارج مى شود وبه نطق در مى آید ومى گوید مهدى خروج کن وبه وسیله من زمین را پر از عدل وداد کن. علامت دیگر بیرقى است که با آقا است وآن هم به نطق در مى آید. شاید رازش هم این باشد که خود امام زمان (علیه السلام) هم در انتظار فرج باشد که افضل عباداتست. کسى که مسافر عزیزى دارد چطور منتظر است که بیاید اگر کسى این حالت برایش نسبت به امام زمان واقع شد این حال خودش عبادت بلکه افضل عبادات است. انتظار فرج الهى توسط امام زمان براى خودش نیز از افضل عبادات است.

63.مقام والاى مهدویت

چون منصب مهدویت مقام شامخ منحصر بخودش مى باشد ولازمه اش سلطنت بر شرق وغرب عالم است، منصبى است که انبیاء وائمه به آن مژده داده اند وناراحتى مؤمنین را به آن تسکین مى دادند، شیادها مخصوصا در زمان غیبت کبرى به طمع چنین مقامى ورسیدن به چنین ریاستى منتظر فرصتند وتا کنون بیش از یکصد وپنجاه نفر دعوى مهدى بودن را کرده اند وخداوند همه را رسوا ساخت. لذا براى مشتبه نشدن مطلب بر کسى، از همه امامان ما روایاتى راجع به صفات مهدى (علیه السلام) ونشانه هاى خروج ونزدیکى زمان ظهورش ذکر شده است. بعضى از نشانه ها به عنوان علامت هاى حتمى ذکر شده که تا این نشانه ها واقع نشود حضرت هم ظهور نمى فرماید.

67.سقوط بنى العباس قبل از ظهور

یکى از علائم حتمى قبل از ظهور حضرت را انقراض دولت مقتدر وریشه دار بنى عباس دانسته اند که این نشانه در هفتصد سال قبل به دست هلاکوخان وخواجه نصیر الدین طوسى تحقق پذیرفت.(7)

نشانه هاى حتمى دیگر که شاید حدود نه نشانه مى شود هنوز واقع نشده است هر چند تعداد زیادى از نشانه هاى غیر حتمى واقع شده است.

68.خروج سفیانى ودجال از علائم حتمى

از نشانه هاى حتمى که مقارن با ظهور حضرت نیز مى باشد (نه مثل سقوط خلافت بنى العباس که قرنها قبل بوده) خروج دجال وسفیانى است. در روایتى که از این فتنه سخن مى رود، راوى به امام (علیه السلام) عرض مى کند آقا از خداوند بخواهید این بلا پیش نیاید. امام در جوابش مى فرماید حتمى است باید واقع شود.

69.جنایات سفیانى قبل از ظهور مهدى

سفیانى از اولاد یزید بن معاویه است وبین شام ومکه از صحراى خشک بیرون مى آید واز همانجا لشکر تهیه کرده وپنج مملکت را تصرف مى نماید. دمشق، حمص، فلسطین، اردن وقنسرین را تسخیر مى کند ولشکر بسیارى تشکیل مى دهد وبه اطراف براى قتل وخرابى مى فرستد. آگهى مى کند اگر کسى سر یکى از دوستان على (علیه السلام) را بیاورد یک هزار درهم به او مى دهم. به طمع مال خیلى از دوستان على (علیه السلام) کشته مى شوند.

70.خسف بیداء از نشانه هاى حتمى

لشکر دیگرى مى فرستد به سمت مدینه وآنجا را قتل عام مى کند سپس همین لشکر را براى خراب کردن مکه مى فرستد ودر بین مکه ومدینه صیحه اى بلند مى شود که زمین آنها را فرو برد. زمین تمام این لشکرى که به سیصد هزار نفر مى رسند فرو مى برد، جز دو نفر را که ملکى صورتشان را بر مى گرداند وبه یکى امر مى کند برو به مکه وصاحب الامر (علیه السلام) را بشارت بده که در سرزمین بیداء (همان وادى میان مکه ومدینه) لشکریان سفیانى به زمین فرو رفتند وبه دیگرى امر مى کند به شام برو وسفیانى را از این ماجرا با خبر کن وبترسان. این ماجرا که به نام خسف بیداء یعنى فرو رفتن در سرزمین مزبور است ولشکریان سفیانى به این بلا مى افتند از نشانه هاى حتمى مقارن ظهور حضرت شمرده شده است.

71.سید حسنى وگنج طالقان

از دیگر علائم حتمى، خروج سید حسنى است. سیدى از سادات حسنى که نسب شریفش به حضرت مجتبى حسن علیه السلام مى رسد. از قزوین ظهور مى کند در حالى که نه دعوى نبوت دارد نه امامت ونه مهدویت ونه نیابت از مهدى (علیه السلام) وتنها براى بر پا داشتن حدود الهى واصلاح امور مسلمین ورفع ظلم قیام مى کند. سید حسنى حرکت مى کند، عده اى از قزوین به او مى گروند وگنج طالقان به او مى پیوندد. گنج طالقان که در روایت این طور تعبیر شده، کنایه از افراد نیک وبرجسته وپایدار هستند که از طالقان حرکت مى کنند وبه سید حسنى مى پیوندند.

72.پیشرفت وپیروزى سید حسنى

کم کم اطرافیانش زیاد مى شوند وپیروان وهمراهانش پیشرفت بسیارى مى نمایند واز قزوین تا حدود عراق را یک پارچه مسخر مى کند وحکومت عدل را بر پا مى دارد. این پیشرفت مقارن با خروج حضرت مهدى (علیه السلام) از مکه معظمه مى گردد که حضرت به کوفه تشریف مى آورند. به سید حسنى خبر مى دهند حضرت مهدى (علیه السلام) به کوفه مى آیند، به لشکر دستور مى دهد به استقبالش برویم ببینیم آیا درست است یا نه. وقتى به حرت مى رسند، سید حسنى آقا را مى شناسد ولى براى اطمینان بیشتر لشکریانش، از آن حضرت مواریث پیغمبران مطالبه مى نماید.

73.مواریث انبیاء نزد مهدى

حضرت مى فرماید بیاورید عصاى موسى (علیه السلام) را وآن را به سنگ مى زند وآب جارى مى شود. آرى مقام مهدى (علیه السلام) فوق العاده عظیم است، مواریث همه انبیاء نزد او است، انگشتر سلیمان بن داود وعمامه حضرت خاتم الانبیاء محمد (صلى الله علیه وآله وسلم)، ذوالفقار على (علیه السلام) ومواریثى از آباء عظامش به او رسیده است. پس از نشان دادن مواریت انبیاء، سید حسنى دست آن حضرت را مى بوسد ومى گوید شما را شناختم ولى براى اینکه لشکریان به شما معتقد شوند مواریث انبیاء را مطالبه کردم.

74.تاریخ خوارج تکرار مى شود

تمام لشکر او که یکصد هزار نفر هستند، همه بیعت مى کنند جز چهار هزار نفر از آنان که مانند خوارج که در برابر على (علیه السلام) ایستادند. اینها هم بر مهدى (علیه السلام) خروج مى کنند وهمان طور که حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) خوارج را کشت این چهار هزار نفر هم به دست حضرت مهدى (علیه السلام) کشته مى شوند. وراستى عجیب است همان طور که جریان تاریخى حره را که قتل عام اهالى مدینه وسپس اقدام به خراب کردن خانه خدا بود انجام داد، نواده اش سفیانى نیز چنین کارى را مى کند. وهمان طور که خوارج در برابر حضرت على (علیه السلام) ایستادند، خوارج از لشکر سید حسنى در برابر حضرت مهدى (علیه السلام) مى ایستند وتاریخ تکرار مى شود.

75.قتل نفس زکیه بین رکن ومقام

از نشانه هاى حتمى مقارن ظهور حضرت، قتل نفس زکیه است در مکه معظمه در مسجد الحرام شریفترین مکانها بین رکن ومقام ابراهیم. سیدى که از طرف حضرت ماموریت داشته که حجاج را به حضرت مهدى (علیه السلام) بخواند مى گیرند ودر چنین مقامى او را سر مى برزند.

76صیحه آسمانى را همه مى شنوند

از دیگر نشانه هاى حتمى صیحه آسمانى است که حتمى الوقوع است وهمه افراد شرق وغرب این صدا را در یک زمان مى شنوند وهر کس مطابق زبان خودش آن را مى شنود ومى فهمد ازفت الازفه وعده خدا نزدیک شد الا لعنة الله على القوم الظالمین هر آینه دورى از رحمت خدا براى قوم ستمگران است. وجبرئیل صدا مى زند نزدیک شد ظهور مهدى پسر حسن واجداد آن حضرت را تا على بن ابى طالب بر مى شمرد. نداى دیگر جبرئیل این است که الحق مع على ذریته حق با على وفرزندان على است. این قسم نداها به عربى است لکن هر کس به زبانى که به آن سخن مى گوید مى شنود به هر گوشى طبق لغت خودش مى رسد.

77.ظاهر شدن سر وسینه در خورشید

از نشانه هاى حتمى الوقوع که حتما باید واقع شود تا حضرت مهدى (علیه السلام) ظهور کند، پیدا شدن سر وسینه در خورشید است. سر وسینه وکفى در قرص خورشید پیدا مى شود واز آن صورت صدا بلند مى شود که حق با على وفرزندان او است. از علائم حتمى دیگر گرفتن آفتاب در پانزدهم رمضان وگرفتن ماهتاب در آخر ماه است. بر خلاف قواعد علم نجوم، این خسوف وکسوف واقع مى شود.

78.علائم دیگر ممکن است واقع شود

علامات متعدد دیگرى نیز ذکر شده که متدرجا واقع مى شود وبسیارى از آن نیز واقع شده است آنها از علائم حتمى نیست یعنى ممکن است زبدا در آن واقع شود.

در جلد 13 بحار الانوار ونجم الثاقب حاجى نورى ودارالسلام نیز که به فارسى نوشته شده، درباره علائم غیر حتمى مشروحا بحث شده است وراستى سزاوار است علاقمندان از این کتابها بهره ببرند.

پاورقى:‌


(1)در روایتى که بعدا در این کتاب نیز مورد بحث قرار مى گیرد از هر پیغمبرى خصوصیتى در حضرت مهدى (علیه السلام) است واز آن جمله این مطلب است که از جهت مخفى ماندن، در رحم مادر همچون حضرت موسى مى باشد. (2)سوره قصص 28 آیه 5. (3)اللهم انجز لى ما وعدتنى واملا بى الارض عدلا وقسطا. (4) (جاء الحق وزهق الباطل ان الباطل کان زهوقا). سوره اسراء 17 آیه 81. (5)فراموش نفرمائید که سخنان آیت الله شهید دستغیب در سال 1334 هجرى شمسى مطابق 1357 قمرى است واکنون که این کتاب منتشر مى شود سال 1362 شمسى و1403 قمرى یعنى درست 28 سال قبل است وتاریخ مزبور مربوط به آن زمان مى باشد. (6)خوب دقت بفرمائید مسئله ولایت فقیه واولى به تصرف بودنش که پایه جمهورى اسلامى بر آن است چگونه در سى سال قبل به زبان شهید بزرگوار جارى مى شود همان گونه که با طرد خوابنامه وخرافات دیگر بهانه براى فریب خوردن از خواب آریا مهرى وتظاهر به دین کردن را از ساده لوحان مى گیرد. (7)تذکر به سقوط خلافت عباسى پیش از قیام قائم علیه السلام شاید بخاطر تسکین دل شیعیان از ناراحتى هائى که از این دولت غاصب مى دیدند باشد، وگر نه با این فاصله زمانى آن را از نشانه هاى ظهور مهدى (علیه السلام) دانستن وجه دیگرى بنظر نمى رسد.

79.زمین خالى از حجت نیست

(ولقد کتبنا فى الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادى الصالحون).

از مطالب مسلم که در مذهب شیعه ضرورى است وعلاوه بر برهانهاى عقلى که بر آن اقامه شده است دلیلهاى نقلى وروایات متعدد نیز رسیده این است که از ابتداى آفرینش تا قیام قیامت هیچ وقت زمین از حجت خدا خالى نیست خواه پیغمبر یا وصى او یعنى امام. اگر زمین از حجت خالى بماند، دستگاه آفرینش بهم مى خورد.

80.کشاندن بندگان بسوى خدا

زیرا غرض از آفرینش کشانیدن بندگان بسوى خدا است ولازمه آن وجود حجت الهى مى باشد. اگر پیغمبر یا امام نباشد که خلائق را بسوى خدا سوق دهد، نقض غرض مى شود نیست یعنى ممکن است بدا در آن واقع شود.(1)در جلد 13 بحار الانوار ونجم الثاقب حاجى نورى ودار السلام نیز که به فارسى نوشته شده، درباره علائم غیر حتمى مشروحا بحث شده است وراستى سزاوار است علاقمندان از این کتابها بهره ببرند.

یعنى وقتى راهنماى الهى در میان خلق نباشد مردم رو به گمراهى وشهوات مى روند واز معنویات وروحانیت باز مى مانند، حجت الهى هم بر آنها تمام نیست دنیا را یک پارچه شهوات ومادیات فرا مى گیرد.

81.اول امام سپس مأموم

لذا فرمود اگر روى زمین بیش از دو نفر وجود نداشته باشد یکى از آنها امام است ودیگرى ماموم. هنگامى که خداوند مى خواهد خلائق را بیافریند نخست آدم، نماینده وخلیفه خود را مى آفریند، آنگاه از نسل او آدمیان را. نخست باید راهبر وراهنما معین شود سپس کسانى که براى رو به خدا آمدن وسوق الى الله آفریده مى شوند ابتدا باید مدیر ومدبر مشخص گردد، بعد دستگاه. از نسل اول تا زمان خاتم الانبیاء رشته نبوت وامامت متصل بوده است. هر کس شرح مفصل آن را مایل است به کتاب اثبات الوصیه مسعودى علیه الرحمه مراجعه نماید.

82.اتصال امامت به روز قیامت

از رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) تا حجه بن الحسن العسکرى (علیه السلام) نیز در دین مقدس اسلام مشخص است وتا قیام قیامت این امامت متصل است. هیچ وقت امام از دنیا نمى رفت مگر اینکه امام پس از خودش را تعیین کرده بود. در کتابهاى روایت این معنى از مسلمیات است. هر یک از امامان ما نص صریح درباره جانشین خود داشته اند بویژه حضرت مهدى علیه السلام که از انبیاى گذشته واز خاتم الانبیاء وهر یک از آباء عظامش بر امامتش وخاتم الاوصیاء بودنش روایات متعدد رسیده است وهمه مژده به آمدن آن آقائى داده اند که وعده الهى بدست او انجام مى گیرد که غیز از گوینده لا اله الا الله محمد رسول الله (صلى الله علیه وآله وسلم) نباشد، آن وعده اى که خدا به همه انبیاء داده که زمین را روزى از لوث شرک پاک مى کنم زمین را به بندگان صالح مى سپارم(2)عملى شدنش بدست حجه بن الحسن (علیهما السلام) است، فسق وفجور از زمین ریشه کن مى شود وجز خیر وخوبى، عدل واحسان نمى ماند. شهوترانى حرص وحسد، کینه وبخل کنار مى رود ومعنویت وروحانیت جایش قرار مى گیرد، در آن زمان است.

83.بى نیازى به برکت نور ولایت

زمان عجیب وبى نظیر است که همه انبیاء واولیاء انتظار مقدمش را مى کشیدند وآرزوى درک چنین زمانى را داشتند.

از جمله امورى که در زمان حضرت واقع مى شود، به برکت نور ولایت، بى نیازى نصیب مؤمنین مى شود یعنى چنان دلشان روشن مى گردد که ظلمت حرص از آنها بیرون مى رود، هر کس که خوراک معمولى خودش را داشته باشد، دیگر حرص نمى زند وخودش را نیازمند نمى بیند.

84.خوشى به برکت قناعت

مروى است کسى که مى خواهد زکوه واجبش را بپرازد بدنبال مستحق مى گردد، جار مى زند، اعلان مى کند، تا یک هفته عقب نیازمند مى گردد کسى پیدا نمى شود زکوه او را بگیرد. چون به برکت نور علم وولایت، همه خود را بى نیاز مى بینند لذا قانعند وراستى قناعت به آنچه خدا عنایت فرموده است موجبى دلخوشى مى شود وروزگارشان را به خوشى مى گذرانند چه روزگار مبارکى است.

85.وسائل سریع در خدمت امام زمان

خداوند، حجه بن الحسن (علیهما السلام) را براى آن زمان خاص، ذخیره فرموده است تا مقتضیات ظهورش فراهم گردد، مردم استعداد درک آن وجود مقدس را داشته باشند. حسب روایات شریف ومستفاد از اخبار آن است که خداوند براى پیشرفت ظاهرى آن حضرت وسائل سریعه را در اختیار او قرار مى دهد که مقدمات آن از ماشین وهواپیما فراهم شده است. وبه سرعت نور عدل را در جهان مى گستراند بقسمى که دیگر جنگ ونزاع پایان مى پذیرد حتى حیوانات متضاد دیگر با هم درگیرى ندارند.

86.مهدى به اتفاق مورخین حجة بن الحسن است

آن بزرگوار که مژده آمدنش را پیغمبران وامامان داده اند وخصوصیات زمان پر برکتش را نقل کرده اند، به اتفاق بسیارى از مورخان وراویان، شخص حجه بن الحسن العسکرى (علیه السلام) است. ابن صباغ مالکى در کتاب فصول المهمه اش وگنجى شافعى در کتاب البیان فى اخبار صاحب الزمان وحافظ ابونعیم در کتاب اربعین ومحیى الدین اعرابى در کتاب فتوحات مکیه اش مخصوصا تصریح مى نماید که آن حضرت محمد بن الحسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسین بن على بن ابى طالب علیهم الصلوه والسلام مى باشد. حاجى نورى در کتاب النجم الثاقب نام علمائى را که درباره آن حضرت تالیفات دارند ذکر کرده است.

87.تولد مهدى مطابق کلمه نور

آن بزرگوار بنابر اشهر در سال 256 هجرى قمرى متولد گردید که به حساب ابجد تاریخ تولدش مطابق کلمه نور مى شود. پدرش حضرت امام حسن عسکرى (علیه السلام) او را مخفى داشت مگر نزد خواص اصحابش. پس از فوت آن حضرت معتضد خلیفه عباسى جاسوس هائى به خانه آن حضرت فرستاد تا اگر فرزندى از آن جناب باشد دستگیر سازند در همان روز حضرت از انظار غائب گردید وهر چه گشتند او را نیافتند. در مدت 74 سال غیبت صغرى چهار نفر بعنوان نایب خاص آن حضرت معین شدند که قبلا تذکر داده شد.

88.ملاقات با مهدى در زمان غیبت

دیدن حضرت حجه در زمان غیبت کبرى تا خود آن حضرت نخواهد محال است اگر خود حضرت صلاح بداند خودش را به کسى نشان بدهد یا بشناساند وگر نه غیر ممکن است. البته بزرگان وصالحانى بوده وهستند که به این فضیلت وشرافت مفتخر شده ومى شوند. آنچه مسلم است کسى بعنوان سفارت ونیابت خاص از طرف آن حضرت به ایشان ملاقات نخواهد کرد وهر کس دعوى چنین ملاقاتى را بکند دروغگو است. اما براى مصالح متعدد واز آن جمله اعتقاد بیشتر اهل تقوى وشیعیان آن حضرت براى بزرگانى در هر زمان این سعادت پیش مى آید.(3)

89.نور ولایت در شب تار نورافشانى مى کند

از جمله کسانى که در اوائل غیبت کبرى به این سعادت نائل شدند ابراهیم بن مهزیار على بن مهزیار اهوازى است در جلد 13 بحار الانوار واکمال الدین واتمام النعمه صدوق والغیبه شیخ طوسى ذکر کرده اند. ابن مهزیار از طایفه اى است که آباء واجدادش با اهل بیت اردت خاصى داشتند همه پیروان ولایت بودند. جدش خدمت حضرت هادى (علیه السلام) مشرف مى شد شبى در بیابان تاریک جهت پیدا کردن آب براى وضو مى گشت ناگهان از مسواکى که در دست داشت نورى تابید ومنظره آب را بوسیله این نور پیدا کرد. نخست وحشت کرد بعد متوجه شد این نور طورى نیست که سوزش داشته باشد وضو گرفت ونمازش را خواند وپس از مدتى آن نور خاموش گردید. وقتى خدمت حضرت هادى (علیه السلام) رسید جریانش را گفت وسوال کرد این نور چه بود؟ حضرت فرمود این نور ولایت ما اهل بیت مى باشد غرضم ابن مهزیار پسر زاده چنین بزرگوارى است که ولایت را به ارث از آبائش برده است.

90.مژده آمدن مهدى در کتب آسمانى

(ولقد کتبنا فى الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادى الصالحون).

مسئله امامت وخلافت امام دوازدهم حضرت مهدى علیه السلام وغایب شدن وسپس ظاهر شدن وجهان را پر از عدل کردن بقدرى مهم است که در کتابهاى آسمانى از آن خبر داده شده وپیغمبران گذشته امتهاى خود را مژده مى دادند که در آخر الزمان آقائى داعى الهى ظهور مى کند. وجز اهل صلاح بر زمین باقى نمى ماند. در آیه شریفه اى که تلاوت شد صریحا مى فرماید: در زبور نوشتیم که زمین را بندگان صالح من وارث مى گردند.(4)

در این آیه از زمان مهدى (علیه السلام) خبر مى دهد که زمین یک پارچه عدل وداد است ودیگر از کفر وفسق وفجور خبرى نیست. در صحف ابراهیم وتورات موسى وانجیل عیسى وچند جاى قرآن مجید از این جریان خبر مى دهد. واراده کردیم به کسانى که در زمین مستضعف شدند منت گذاریم وآنان را پیشوایان قرار داده ووارثین شان گردانیم.(5)

91.مفاسد اخلاقى از بشر برداشته مى شود

خداوند وعده فرموده است که زمین را پر از عدل وداد کند جمیع ملل عالم را خبر دار کرده است که این کره زمین عاقبت بخیر خواهد شد. غیر از مؤمن صالح بر روى آن نخواهد بود، ظلم وجور، فساد ونفاق، حسد وکینه دیگر نمى ماند. مروى است از ابتداى آفرینش بشر که قابیل بر هابیل حسد برد واو را کشت تا زمان ظهور حجه بن الحسن العسکرى (علیه السلام) این مرض در میان بشر خواهد بود. اما با ظهور حضرت، بقدرى علم قوى وایمان محکم مى گردد که در دلى ذره اى کینه وحسد نمى ماند، همه برادر وار مى گردند، مثل اعضاى یک بدن بدرد هم مى خورند وبا هم دوستى مى ورزند، ولذا برکات ظاهرى نیز بر آنها نازل مى شود وبه برکت حضرت وفور نعمت بحد نهایت مى رسد از آن جمله.

92.زمین گنجهایش را بیرون مى ریزد

حسب روایاتى که در این زمینه رسیده است زمین گنجهایش را بیرون مى دهد، نمى ماند گنجى در جوف زمین مگر اینکه آن را بیرون مى ریزد. آرى زمانى است که نور حجه بن الحسن (علیهما السلام) جهان را اداره مى کند(6)بشر مستغنى مى شود، هر جا برود نور مهدى (علیه السلام) است، مثل سایر زمانها نیست، قطعه اى خاص از زمان است که خداوند چنین اراده فرموده است.

93.نیروى قواى بدن در زمان مهدى

مروى است که در آن زمان جمیع قواى بدن افراد تغییر مى کند، چشم وگوش قوى مى شود، به قدرى بینائى قوى مى شود که تا چهار فرسخ را به آسانى مى بیند واگر حضرت حجه بن الحسن (علیهما السلام) بر سر چهار فرسخى سخن بفرماید گوشها مى شنود وچشمها جمالش را مى بیند. نسبت به قواى بدنى مثل دست وپا مروى است به قدرى قوى مى شوند که کوهها را با دست جدا مى کنند.

راستى که حقیقت بهشت در روى کره زمین در آن زمان تحقق پیدا مى کند. بى خود نیست که انبیاء واولیاء آرزوى چنین ایامى را مى گردند وبراى تعجیل آن دعا مى نمودند.

94.دعاى امام صادق در تعجیل فرج

در کتاب اقبال سید بن طاووس از جناب محمد بن مسلم روایت مى کند که گفت شب قدر (بیست وسوم ماه مبارک رمضان) رفم خدمت حضرت صادق (علیه السلام) تا احیاء بعبادت را در خدمت حضرت بگذرانم از اول شب تا آخر حضرت دعا ونماز مى خواند من هم پشت سر آقا بودم هر کارى مى کرد من هم مى کردم. پس از نماز صبح حضرت دعائى طولانى با حالت تضرع خواند از آن جمله در ضمن دعا چنین خواند: خدا شتاب کن در فرج کسى که بفرج او براى دوستانت گشایش است.(7)پس از آن پرسیدم آقا او کیست؟ فرمود فرزند زاده من نام او نام جدم است (یعنى خاتم الانبیاء محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) مهدى موعود است که در زمان او عدل بر پا مى گردد ظلم وجور، فسق وفجور از بین مى رود. لذا در شب بیست وسوم در هر حال مستحب است دعاى فرح حضرت ولى عصر (علیه السلام) خوانده شود.(8)

95.ثواب شهادت براى منتظران مهدى

باید شب وروز چشم براهش بود همانطور که شیوه اخیار وابرار بوده است. اگر کسى جدا آرزوى ولى عصر (علیه السلام) را داشته باشد وبه این آرزو بمیرد مثل این است که در خیمه ولى عصر است. کسى که با این تمنا بمیرد مثل کسى است که در راه خدا در رکاب ولى عصر شهید شده است.

96.جاى شبهه براى کسى نمانده است

رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) وائمه هدى علیهم الصلوات والسلام بقدرى درباره آن حضرت سخن فرموده اند در مکانهاى متعدد وبه مناسبتهاى مختلف درباره مهدى (علیه السلام) بیان فرموده اند که جاى شبهه اى براى کس باقى نمانده است. اسمش را بیان فرمود که هم اسم من است (م ح م د) وکنیه اش کنیه من یعنى ابوالقاسم است وفرمود نهمین فرزند این حسین (علیه السلام) است واشاره به حضرت ابى عبد الله الحسین کرد یملا الارض قسطا وعدلا بعدما ملئت ظلما وجورا زمین را پر از عدل وداد خواهد کرد پس از آنکه پر از ظلم وجور شده باشد. خصوصیاتش را بیان فرمود بقسمى که هیچ گونه ابهام واجمالى در کار نباشد از آن جمله.

97.اصحاب مهدى به عدد اصحاب بدر

عدد اصحابش را سیصد وسیزده نفر بیان مى فرماید البته این افراد نخستین هستند وبعدا به آنها ملحق مى کردند بعدد اصحاب بدر در رکاب خاتم الانبیاء (صلى الله علیه وآله وسلم). واین هم لطیفه اى است که یاران نخستین اسلام وکسانى که در ابتداى ظهور اسلام در رکاب پیغمبر (صلى الله علیه وآله وسلم) حاضر به فداکارى شدند به همان تعداد در رکاب فرزندش مهدى (علیه السلام) نیز براى تجدید حیات اسلام واجراء احکام قرآن جمع گردند.

98.ظهورش از مکه وملائکه یارش مى باشند

محل ظهورش از مکه معظمه خواهد بود وسلطنتش عالمگیر مى شود حکومتش تمام کرده زمین را فرا خواهد گرفت. هنگامى که ظهور مى فرماید جبرئیل طرف راستش ومیکائیل طرف چپش، اسرافیل در پیش وعزرائیل در عقبش روان اند وملائکه یارانش مى باشند. در این زمینه در کتابهاى تالیف شده درباره آن حضرت زیاد قلمفرسائى شده است.

99.رفع حوائج مردم به وسیله نواب اربعه

در زمان غیبت صغرى هفتاد وچهار سالى که بود وعرض شد چهار نفر بترتیب عهده دار نیابت از حضرت بودند عثمان بن سعید ومحمد بن عثمان وحسین بن روح وعلى بن محمد سمرى که اکنون قبر شریف ایشان در کنار بازار بغداد موجود ومزار مى باشد. در زمان نواب اربعه از اطراف واکناف هر کس از شیعیان مطلبى داشت به وسیله نواب با امام (علیه السلام) تماس مى گرفت ورفع مشکلش مى گردید. پس از غیبت کبرى ورجوع به علماء عاملین حسب فرمایش خود امام بشرحى که قبلا گذشت عذرى براى کسى باقى نمى ماند باید در عبادات واحکام دینى به فقهاء عدول مراجعه نمایند.

100.عمل به احتیاط هم باید به نظر علماء باشد

کسى نمى تواند بگوید من به علماء کارى ندارم ودر مسائل شرعى عمل باحتیاط مى کنم یا خودم رجوع به اخبار مى کنم واز روایات تکلیفم را مى فهمم. باید دانست که فهمیدن تکلیف شرعى از روى روایات وقرآن مجید کار همه کس نیست هر چیزى را اهلى است ودر هر کارى عقلاء به اهلش مراجعه مى کنند ودر فقه نیز باید به اهل خبره مراجعه کرد. عمل به احتیاط کار هر کس نیست اصلا شناختن راه احتیاط را باید خود علماء معین نمایند پس در خود عمل به احتیاط نیز احتیاج به رجوع به علماء است چه بسا کارهائى مى کند وبنظرش خوب ومطابق احیتاط است در حالى که احتیاط در ترک آن کار بوده است یا کارهائى را ترک مى کند به خیالش احتیاط کرده در حالى که احتیاط در بجاى آوردنش بوده است.

101.یکهزار وصد وپنجاه وشش حدیث درباره ظهور مهدى

اینک اشاره اى هم از علائم حتمى ظهور حضرت بکنم علاماتى که در اخبار از آن یاد شده ومقارن با ظهور آن حضرت است ولازم است همه آن را بدانند تا دروغ بودن ادعاى مدعیان اطل برایشان واضح تر گردد، قبلا نیز اشاراتى شده ودر ضمن صحبتهاى روز گذشته از بعض سخن رفت، اینک به دنباله آن. از طریق اهل بیت قریب یک هزار حدیث با سلسله سند امامى مذهب ویکصد وپنجاه وشش حدیث به طریق عامه راجع به علائم ظهور وزمان حضرت حجه وکیفیت غیبت وظهور آن حضرت رسیده است وراستى کمتر موضوعى است که این قدر به ان اهتمام داده باشند. در تعداد علائم حتمى مختلف ذکر شده ده ونه وهفت وپنج نیز ذکر کرده اند.

102.صیحه آسمانى در ماه رجب ورمضان

از نشانه هاى حتمى، صیحه آسمانى در ماه رجب است که سه مرتبه صدا از آسمان بلند مى شود ازفت الازفه بطورى که همه مى شنوند. دیگر در شب بیست وسوم ماه مبارک رمضان منادى در آسمان ندا مى کند موقع ظهور مهدى آل محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) است. نیست کسى که این ندا را نشنود، هر کس به زبان ولغت خودش آن را مى شنود، از آسمان اعلان ظهور حضرت بلند مى شود.

103.هیاهوى سفیانى پانزده ماه است

از علائم حتمى قبل از ظهور که قبلا نیز اشاره شد، خروج سفیانى است، پانزه ماه قبل از ظهور حضرت حجه بن الحسن (علیهما السلام) سفیانى ظاهر مى گردد. اسمش عثمان واسم پدرش عنبسه است، نسبتش هم به یزید بن معاویه مى رسد در وادى یابس حدود شام آشکار مى گردد خیلى زشت رو است، آبله رو ویک چشمى (اعور) است، سرش بزرگ وبه اندازه سر گاو است.

سه شبانه روز در مدینه همچون جدش یزید، قتل وغارت مى کند، از حضرت مهدى (علیه السلام) تجسس مى کند که در بیابان بیداء لشکریانش به زمین فرو مى روند. مدت سلطنتش شش ماه است وهیاهو وفتنه اش پانزده ماه مى باشد.

104.دجال، ساحرى شوم

از دیگر علائم حتى الوقوع، خروج دجال است. در کتاب بحار جلد 13 تفصیلش را ذکر کرده است بطور مجمل، انسانى است مهیب وبه حسب خلقت یک چشم بیشتر ندارد وجاى چشم دیگرش صاف است نه اینکه کور است بلکه جاى چشم دیگرش پوست است. آن یک چشم هم در پیشانیش قرار گرفته است ودر داخل چشمش قطعه خونى نمایان است. دجال ساحرى ماهر وشوم است، از جمله سحرهایش نشان دادان آب ونان به مردم است، انواع نمایشات به همراه دارد که به هر نقشى عده اى را مى فریبد.

105.اهل ایمان را نمى تواند بفریبد

هر کافر ومنافق وضعیف الایمانى پیرو دجال مى شود اما مؤمن فریب او را نمى خورد ودر روایت چنین رسیده که مؤمن تا به دجال رسید، سوره اى از قرآن مى خواند وآب دهان به صورتش مى اندازد ورد مى شود. شر وسحر او به اهل ایمان ضررى نمى زند وکارگر نخواهد بود. البته کسى که تکیه اش به خداست هیچ کس نمى تواند ضررى به او بزند مگر آنکه خدا مقدرش فرموده باشد وآنچه هم خدا مقرر بفرماید خیر شخص در آن است.

106.عیسى در رکاب مهدى

در کتاب صحیح بخارى وصحیح مسلم ومسند ابى داود وغیر اینها از کتب معتبر عامه روایت از رسول خدا نقل نموده اند که هنگام ظهور حجه بن الحسن (علیه السلام) عیس ابن مریم از آسمان نازل مى شود وعقب سر امام زمان (علیه السلام) نماز مى خواند فرمود: چگونه اید شما مسلمانان هنگامى که عیسى بن مریم در میان شما (به نماز ایستاده است در حالى که) امام جماعت شما مهدى آل محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) است. وهمچنین فرمود گمراه نشود امتى که اولش من وآخرش مهدى ووسطش عیسى است. در روایت صحیح دیگر است که عیسى دست حضرت مهدى (علیه السلام) را مى گیرد (وبا آن حضرت بیعت مى نماید) حضرت به او مى فرماید جلو بایست (تا با تو نماز گذاریم) عیسى عرض مى کند شما سزاوارترید به امامت.

107.تبلیغات فرقه ضاله در دهات

مخصوصا در علائم حتمى ظهور امام زمان تاکید نمودم تا صداى من بگوش بى خبران برسد مخصوصا در دهات که کمتر با کتاب ومجالس وعظ وعلماء سر وکار دارند لذا فرقه ضاله هم بیشتر تبلیغاتش را در این دهات مى کند. البته من وشما هم مقصریم باید افراد کتاب خوان وجوانان متعهد بروند این حقائق را نشر دهند بگوش این بیچاره هاى بى خبر برسانند کتابهاى مناسب درباره حضرت مهدى (علیه السلام) منتشر نمایند. به اینها برسانند که هیچ یک از علائم حتمى ظهور آقا هنوز واقع نشده است.(9)

108.منافع امام غائب کدام است؟

خلاصه بحثهاى گذشته درباره مهدى علیه السلام این شد که مصلحت الهى اقتضاء مى نمود امام دوازدهم مدتى از انظار غائب بماند وپس از مدت معلوم نزد پروردگار او را آشکار سازد وزمین را از ستم پاک سازد وخداپرستى را رایج فرماید وهر کس هنگام ظهور امام زمان را معین کند دروغ گفته است واین دانش ویژه خداوند است. همچنین پس از غیبت صغرى دیگر نیابت خاص تمام شده وهر کس بعنوان سفارت ونیابت از آن حضرت دعوى دیدن حضرت را بکند وپیغام آقا را به این وآن برساند، او نیز دروغگو است. اما مطالبى که باید اکنون عنوان شود فائده امام غائب است در زمان غیبت کبرى چگونه خلق از او بهره مى برند در حالى که او را نمى بینند ونمى شناسند.

109.نزول رحمتها ودفع بلاها

اما منافع وجود مبارکش قطع نظر از حضور یا غیبتش را نباید از نظر دور داشت. اصلا وجود امام (علیه السلام) موجب نزول رحمتهاى الهى وواسطه در فیض است. هر خیرى به هر کس که مى رسد به برکت ووسطیت آقا است وبرکات عمومى نیز بواسطه او است. همانطورى که هر بلائى از هر کس دفع مى شود یا بلاهاى عمومى که مرتفع مى گردد، آن هم به شفاعت ووسطیت آن بزرگوار است چه حاضر باشد یا غائب. از حیث روایت، نخستین کسى که این پرسش را نمود جناب جابر بن عبد الله انصارى بود:

110.فایده آفتاب از پشت ابر

جابر از صحابه خاص رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) است، پس از آنکه پیغمبر (صلى الله علیه وآله وسلم) خبر داد که وصى دوازدهمین من داراى دو غیبت است غیبت صغرى وغیبت کبرى وخلق از دیدارش محرومند، جابر پرسید یا رسول الله (صلى الله علیه وآله وسلم) آیا مردم در زمان غیبتش از او بهره مى برند؟ فرمود: قسم به خدائى که مرا به پیغمبرى برگزید، همه مردم از وجودش بهره مى برند مانند بهره بردنشان از آفتاب در روز ابرى. این تشبیه رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) است که پرده غیبت را همچون ابر در برابر نور افشانى آفتاب ذگر مى فرماید: در روز ابراى درست است که خورشید نمایان نیست ولى روشنى که هست مردم از دیدن قرص خورشید محرومند ولى منافعش به آنها مى رسد. نکته دیگر تعبیر به استفاده همه مردمان مى فرماید چه مؤمن وچه کافر، چه شیعه وچه سنى همه از وجود مبارکش بهره مند مى گردند که واسطه در فیض بودنش هست نزول رحمتها ودفع بلاها چه شخصى وچه اجتماعى از برکات وجودى آن بزرگوار است.

پاورقى:‌


(1)بدا به معنى آشکار شدن ودر اصطلاح دگرگونى مقدرات را گویند، آنچه باید واقع شود نشود وآنچه بنا نبود واقع شود بشود. از ضروریات مذهب شیعه مسئله بدا است که از آیه شریفه یمحو الله ما یشاء ویثبت استفاده مى کنند یعنى خدا هر چه را بخواهد (از مقدراتى که فرموده) محو وآنچه را بخواهد ثبت مى فرماید. البته اشکالاتى به این مسئله شده وشبهاتى پیش مى آید که در ضمن سئوالات 82 پرسش از شهید آیت الله دستغیب مطرح شده وبا پاسخهاى کافى شافى آن بزرگمرد مکرر به چاپ رسیده است. براى دانستن آن به کتاب 82 پرسش مراجعه فرمائید. ناشر. (2) (ولقد کتبنا فى الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادى الصالحون). سوره انبیاء 21 آیه 105. (3)در کتاب داستانهاى شگفت اثر بى نظیر شهید محراب آیت الله دستغیب داستانهاى واقعى متعددى از این قبیل بزرگان در زمان حاضر نقل شده است که توسط حضرت مهدى (علیه السلام) چه بیمارها که شفا یافتند وچه درماندگى که رفع گرفتاریشان گردید وچه حاجتمندانى که نیازشان برآورده شد وراستى همانطور که آن شهید در مقدمه اش نوشته این کتاب براى زیادتى ایمان به غیب وامید به خدا وتوسل به اهل بیت بسیار نافع است. (4) (ولقد کتبنا فى الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادى الصالحون). سوره انبیاء 21 آیه 105. (5) (ونرید ان نمن على الذین استضعفوا فى الارض ونجعلهم ائمه ونجعلهم الوارثین). سوره قصص 28 آیه 5. (6) (واشرقت الارض بنور ربها) سوره زمر 39 آیه 69. (7)اللهم عجل فى فرج من بفرجه فرج اولیائک کتاب اقبال. (8)اللهم کن لولیک حجه بن الحسن صلوتک علیه وعلى آبائه فى هذه الساعه وفى کل ساعه ولیا وحافظا وناصرا ودلیلا وعینا حتى تسکنه ارضک طوعا وتمتعه فیها طویلا. مفاتیح الجنان - اعمال روز جمعه. (9)البته در صفحات قبل خواندید بنابر بعض روایات انقراض سلسله خلفاى عباسى قبل از ظهور مهدى (علیه السلام) از نشانه هاى حتمى شمرده شده که قرنها قبل واقع شده است وبر فرض که این طور بگیریم منظور علائم حتمى مقارن ونزدیک ظهور آن حضرت مى باشد. (10)مقام مهدى (علیه السلام) هم اکنون در حله عراق موجود است ومحل زیارت وعبادت اخیار مى باشد.

نهج الفصاحه

$
0
0

السلام علیک یااباالقاسم یا رسول الله یاامام الرحمه



هرگاه کار نیکویت تو را شادمان و کار پلیدت تو را نگران ساخت بدانکه مومن حقیقی هستی


خوشبخت ترین مردم نزد من مومنی است که : متعلقاتش کم – از نماز بهره مند – تا لقای حق بر روزی به حد کفاف صبر کند – پروردگارش را نیکو بندگی نماید در بین مردم گمنام باشد مرگش زود فرا میرسد ارثش اندک و گریندگانش کم باشد


همانا مومن در سایه خوش اخلاقی به مقام شب زند ه داری و روزه داری دست می یابد


بنده مومن خدا بر دشمن خویش ستم نمی کند در راه دوست مرتکب گناه نمی شود امانت را ضایع نمی کند حسد نمی ورزد طعنه نمی زند لعن نمی کند به حق اعتراف میکند هرچند در موردش از او درخواست شهادت ننمایند لقبهای بد به کار نمی برد در نماز خاشع در زکات شتابنده در گرفتاری ها باوقار در آسایش گزار به آنچه دارد قانع است آنچه برای او نیست مدعی آن نمی گردد بخل او را از کار خیر باز نمی دارد با مردم می آمیزد تا چیزی یاد بگیرد با مردم سخن می گوید تا چیزی بفهمد و اگر مورد ستم و تجاوز قرار گیرد شکیبایی پیشه می کند تا خدای رحمان یاری رسان او باشد


بنده ای مومن نیست مگر اینکه از نیکی آنچه برای خود دوست می دارد برای برادر مسلمانش نیز دوست بدارد هرکه با نام خدا از شما پناه خواست پناهش دهید و هر که با نام خدا از شما در خواست نمود عطایش دهید و هرکه شما را خواند اجابتش کنید و هرکه به شما نیکی کرد جبرانش کنید و اگر چیزی نیافتید برایش آن قدر دعا کنید که بدانید نیکی او را جبران کرده ایدهرکه به خداوند و آخرت ایمان دارد باید به همسایه اش نیکی کند و هرکه به خداوند و آخرت ایمان دارد باید مهمانش را گرامی بدارد و هرکه به خدا و آخرت ایمان دارد باید سخن خوب بگوید یا خاموش باشد

مومن شریف و بزرگوار است و فاجر فریبکار و فرومایه است

مومن زیرک باهوش و محتاط است

مومن کم خرج و کم زحمت است

مومن آسان گیر و ملایم است حتی به خاطر نرم خویی او را احمق می پندارید

مومن مانند شتر رام شده آسان گیر و ملایم است اگر کشیده شود میرود و اگر بر سنگی خوابانده شود می خوابد

مومن با شمشیر و زبانش به مبارزه می پردازد

مومن چنان است که در راه خیر هرچه درتوان دارد می کوشد و ناتوانی هایش را آرزو می کند

مومن از شنیدن سخن نیک سیر نمی گردد تا اینکه عاقبتش بهشت باشد

مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود

سزاوار است که مومن دارای هشت ویژگی باشد : در حوادث سخت باوقار- هنگام بلا شکیبا – هنگام آسایش

سپاس گزار – به روزی الهی قانع باشد – بر دشمنان ستم نکند – مزاحم دوستان نشود تنش در زحمت باشد و مردم از دست او در آسایش هستند.

سلام

$
0
0

بسم الله الرحمن الرحیم

 

الحمدالله الرحمن الرحیم

نرم افزار "محــــــاسبه نفس"نسخه مخصوص رايانه

$
0
0

نرم افزار "محــــــاسبه نفس"نسخه مخصوص رايانه


رسول خدا صلی الله علیه و آله :


حاسِبوا اَنفُسَکُم قَبلَ اَن تُحاسَبوا و زِنوها قَبلَ اَن توزِنوا 

« خویشتن را محاسبه کنید پیش از آن که به حساب شما برسند و

 خویش را وزن کنید قبل از آن که شما را وزن کنند! »

هدف از طراحی این نرم افزار ثبت خوبی ها و بدی هایی ست 

که کاربر در هر روز انجام میدهد. 

 محاسبه نفس و ارزیابی رفتار بسیار در احادیث مورد تاکید بوده است.


 به کمک این نرم افزار کاربر قادر است تا ویژگی های و خصوصیات رفتاری 

دلخواه خود ( فضایل و رذایل اخلاقی ) را در نرم افزار مشخص نماید 

و در هر روز به آن ویژگی و رفتار خود نمره دهد 

و یا تعداد تکرار آن رفتار را مشخص نماید تا از این طریق خود را به انجام خوبی ها

 عادت داده و از بدی ها دور نماید و در هر روز از نفس خود حساب کشی کند . 


همچنین امکان مقایسه بصورت روزانه و هفتگی و ماهانه رفتار خود و پیشرفت 

و یا پسرفت خصوصیات اخلاقی فراهم می گردد . همچنین بعضی از دیون مثل 

حق اللهو حق الناسرا میتوان در نرم افزار ثبت نمود که درزمان مناسب 

ادای دین آن را به جا آورد .

بطور مثال با ثبت ویژگی “قضا شدن نماز” در تاریخ و زمان مشخص می تواند در زمان

 مناسب ادای دین نماید و یا ویژگی “ضایع کردن حق الناس” را در صورت مرتکب شدن ،

 با ثبت آن و توضیحات لازم می تواند در زمان مناسب جبران نماید.


********************

امکانات این نرم افزار :


 عدم نیاز به نصب (پرتابل)

 قایل اجرا در تمامی سیستم عامل ها

 امکان تعیین وضعیت و امتیاز دهی خوبی و بدی های انجام شده در روز 

 امکان تعیین جریمه و پاداش

 نمایش کارنامه اعمال کاربر بصورت روزانه – هفتگی – ماهانه و- سالانه

 امکان مقایسه و ارزشیابی بصورت روزانه – هفتگی – ماهانه و- سالانه

 امکان نمایش گزارش آماری از نمره هر خصوصیت رفتاری

  امکان نمایش گزارش آماری از تعداد جریمه و پاداش

  امکان تعیین پیام مناسب برای هر روز پس از محاسبه نفس با توجه به امتیاز کاربر

 امکان ساخت رمز عبوردر نرم افزار برای حفظ اطلاعات ثبت شده ی کاربر



 در قسمت تنظیمات میتوانید لیست اعمال و افعال خوب و بد را مطابق خواسته خود کم یا زیاد نمایید.






حجم : کمتر از 8 مگابایت.


-   -   -   -   -   -   -   -   -   -   -   -

نحوه استفاده :  پس از اینکه فایل زیپ شده را اکسترکت کردید, کافیست روی فایل :

Mohasebe_nafs(Mirzabeigi.Com).exe

کلیک کنید. (به همین سادگی)


رعایت ورع در خانم‌ها

$
0
0

رعایت ورع در خانم‌ها 


پیامبر صلی الله علیه و آله چنین حكم فرمودند كه :

   حضرت زهرا علیهما السلام كارهای داخل منزل را انجام دهند و امیرالمومنین علیه السلام وظایف خارج از خانه را بر عهده گیرند.

 اینجا بود كه حضرت زهرا علیهما السلامفرمودند :« جز خدا كسی نمی‌داند كه من چقدر خوشحالشدم از اینكه پیامبر خدا تماس و برخورد با نامحرمرا از دوش من برداشتند .»  (1)


Viewing all 210 articles
Browse latest View live